آيا تغييرات كوچك و مفيد داروين، ميتواند يك باكتري فلاجلوم توليد كند؟ برخي دانشمندان به امكان آن ترديد دارند.
تصویری از باکتری فلاجلوم که به خاطر داشتن توانایی عجیب در چرخاندن خودبهخود یک تاژک پیچیدهترین باکتری در خلقت نام گرفته
چطور ممكن است يك چيز جديد، مثل موتور باكتري فلاجوم و تمام اجزائي كه همراه آن مياد، مي تواند از جمعيت باكتريهايي تكامل پيدا كند كه اون سيستم را ندارد؟
وقتي هر تغيير مطابق نظريه داروين، بايد نوعي مزيت همراه داشته باشد.
چنين سناريويي را تصور كنيد: در اوايل تاريخ زمين در يك باكتري در حال تكامل، به نوعي يك دم ايجاد ميشود. و حتي شايد قطعهاي لازم براي اتصال آن به ديواره باكتري با اين حال بدون چيدمان كامل موتور، اين نوآوري هيچ مزيتي براي سلول به همراه نخواهد داشت. در عوض اين دم بي حركت و بلااستفاده ميماند. و انتخاب طبيعي متوجه آن نميشود، چون مطابق تعريف تنها تغييراتي را حفظ و اضافه مي كند، كه به بقا كمك كنند.
منطق انتخاب طبيعي بسيار پر توقعه. تا وقتيكه مكانيزم فلاجلوم كاملا سر هم نشود. و واقعا كار نكند انتخاب طبيعي نميتواند آن را حفظ كند. اين تغيير نميتواند به نسل بعدي منتقل شود.
نكته مهمي كه بايد در مورد انتخاب طبيعي درك كنيم اين است كه فقط تغييرات نافع مزيتهاي عملكردي را انتخاب ميكند. در بيشتر موارد انتخاب طبيعي در واقع فقط چيزها را حذف ميكند، چيزهايي را كه عملكردي ندارند. يا عملكردي دارند كه به ارگانيسم ضرر ميرساند حذف ميشوند.
بنابراين اگر يك باكتري با دم داشته باشيم كه عملكردي به عنوان فلاجلوم نداشته باشد. اين احتمال زياد است كه انتخاب طبيعي آن را حذف كند. تنها راهي كه بشود به نفع فلاجلوم انتخاب كرد. اين است كه فلاجلومي داشته باشيم كه واقعا كار كند. و اين يعني براي شروع، همه قطعات بايد در جاي خودشان قرار گرفته باشند.
بنابراين انتخاب طبيعي نميتواند به ما باكتري فلاجلوم بدهد تنها وقتي ميتواند وارد ماجرا بشود كه فلاجلوم انجا باشد. و در حال كار باشد.
دو سوال بزرگ در زيست شناسي وجود دارد.
- چطور ميشود اشكال جديدي از حيات را با ساختارهاي جديد مثل بال و چشم از حياتي كه قبلا وجود دارد را بدست آورد؟
- چطور حيات بر روي زمين شكل گرفت؟
داروين تمام عمرش را صرف پاسخ به اين دو سوال كرد. چارلز داروين تاريخ حيات بر روي زمين را با يك درخت بزرگ و پر از شاخه مقايسه كرد.
پايه درخت نمايانگر اولين سلولهاي زنده بود. و شاخهها اشكال جديد و پيچيدهتري از حيات بودند كه در طول زمان از اولين ارگانيسمهاي نخستي تكامل پيدا كرد. داروين سعي داشت توضيح دهد كه شاخههاي درخت چطور سرچشمه گرفتند و همچنين«انتخاب طبيعي»
چطور
ميتوانسته ارگانيسمهاي موجود را اصلاح و تعديل كند. تا اين تنوع زيستي عظيم از حيوانت و گياهان كه امروز ميبينيم، به وجود بيايند.
اما وقتي به پايه درخت ميرسيم كه نمايانگر اولين نشانه حيات و اولين سلول هاي زنده هستند، داروين حرف زيادي در مورد آن ندارد. در واقع او در كتاب منشا گونهها حتي اين سوال را هم مطرح نكرده. تنها چيزي كه ما از نظر داروين در مورد اين موضوع ميدانيم، در نامهاي است که نوشته.
در طول سه دهه اخير، بسياري از دانشمندان سعي تلاش كردند تا اين ايدهها را بهبود و گسترش دهند. و در مورد سوالات داروين و اوپارن سخت تامل ميكردند كه «حيات چطور مي توانسته از عناصر ساده و شيميايي تكامل يافته باشد؟»
ادامه دارد....