تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: می‌خوام نماز خون بشم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
«بسم الله الرحمن الرحیم»
(۲۶/خرداد/۹۳ ۱۳:۵۶)amerllica نوشته است: [ -> ]سلام دوستان
من فردی هستم خسته
خیلی هم دوست دارم نماز خون بشم
ولی نمی‌تونم, راستش برام اهمیت نداره
دوست دارم ولی از خشم خدا نمی‌ترسم، لطفش هم برام رنگ نداره
خانومم شدید اعتقاد داره و خیلی هم بهم گیر می‌داد طوری که اعصابم رو خورد کرد
من هم هر وقت هستش، جلو چشمش می‌خونم و وقتی پیش من نیستش می پیچونم
عمراً برم وضو بگیرم و نماز بخونمولی دوست دارم مثل بقیه باشم. سر اذان برم وضو بگیرم و نماز بخونمدوست دارم خدا رو دوست داشته باشمدوست دارم با عشق نماز بخونم و همه کارهام با نیت رضای خدا باشهاما نمیشه Confusedاهداف خیلی معمولیهکسی می‌تونه به من کمک کنه؟من نگران که انقدر نسبت به این مسئله بی‌خیال هستم.لطفاً راهنماییم کنید.

سلام برادر عزیز؛

همونطور که دوستان هم بیان کردن نماز آثار تربیتی بسیاری داره، ولی بنده میخوام از یک زاویه دیگر وارد این قضیه بشم.

دونکته:

یکی اینکه از دوستان معذرت میخوام که حرفم رو رک میزنم،برای رساندن مقصود و منظور اصلیم نیاز هست که واضح و روشن حرف بزنم.
دوم اینکه منظور عرایض بنده آغازگر محترم تاپیک نیست بلکه سمت سخنم به تمامی افراد هست.

بنده از شما سوالی دارم:
اگر شما کل عمر و وجودتون رو صرف تربیت کردن فرزندتون کنید،اون رو از وقتی که ذره ای ناچیز بود تا زمانی که فردی توانا بشه،با تمام وجودتون هدایت، حفاظت و حمایت کنید، تمامی امکانات رفاهی رو در حد توانتون براش محیا کنید، کل هم و غمتون سعادت و خوشبختی فرزندتون باشه. در تمام ادوار زندگیش بهترین ها رو براش بخواید و (با تحمل برخی ناملایمات احتمالی از سمت فرزندتون) همیشه به سمت بهترین ها سوقش بدید.
بعد، وقتی که فرزندتون بزرگ شد و به بلوغ رسید، پشیزی ارزش برای شما قائل نشه، نه اینکه نیاد عمرش رو واسه شما صرف کنه هـا نه، منظورم اینه که حتی جواب سلام شما رو هم نده. اونوقت شما چه احساسی پیدا میکنید؟ اینجا مسئله، مسئله نیاز و... پدر و مادر نیست،مسئله این نیست که خشم پدر و مادر شامل حال فرزند میشه یا دیگه لطفشون شامل حالش نمیشه. مسئله نمک خوردن و نمکدون شکستن هست، مسئله نابود کردن و خفیف کردن تمام اون عشق ها و محبت ها و از خود گذشتگی ها و ایثار ها و ... هست.این فرزند با برخوردش فقط به پدر یا مادرش بی اعتنایی نمی کنه بلکه کل وجودشون رو زیرپاش میذاره.

البته نعوذ بالله قصد بنده مقایسه خداوند با پدرو مادر نیست، چون خداوند با بخشیدن بی پایانش ذره ای ازش کم نمیشه یا ذره ای به عبادت ما نیاز نداره بلکه خواستم نشان بدم مشکل اصلی نماز نخواندن (که تشکر از خداوند هست)، ابتلا به خشم یا... نیست بلکه پشت پا زدن به تمام اون محبت ها و مراقبت های الهی با کمال وقاحت هست.

اگر منطق بنده قبول می کنه که جواب این همه لطف و نعمت خداوند رو با بی محلی کردن بدم؛ اون وقت در زندگیم نباید از هیچ یک از کسانی که در حقشان خوبی کرده ام انتظار قطره ای قدردانی بلکه عطوفت و عکس العمل مثبت داشته باشم.
هـرگـز نـمـازت را تـرک مـکـن

مـیـلیـون هـا نـفـر زیـر خـاک ،

بـزرگ تـریـن آرزویـشـان بـازگـشت بــه دنـیـاست

تـا سجـده کـنـنـد ... ولـو یـک سـجـده
نمیخوام نصیحت کنم فقط معمولا کسانی که از ابتدا با نماز خوندن حال نمیکننSmileدر مورد اصول دین که واجب تحقیقی است،خیلی تحقیق و مطالعه ندارن.
فکر کنم تحقیق راجع به اصول دین بتونه به شما کمک کنه.
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت برادرم

جواب کوتاه بخاطر اعمالمان می باشد
دو تاپیک .ادبار و اقبال ادبار و محاسبه را بخوان.

یک نگاهی به دعای ابوحمزه ثمالی بنداز،
امام سجاد علیه السلام عوامل بی حالی در عبادت را شمردند:


اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ،سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ [الْکَذَّابِینَ‏] فَرَفَضْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِی أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِی،أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی...(1)


خدایا هر وقت گفتم الآن آماده شدم‏ و در پیشگاهت به نماز ایستادم و قصد مناجات با تو را داشتم، چرتى بر من افکندى، و حال مناجات را از من گرفتى، مرا چه شده؟

هروقت گفتم درونم شایسته شد، و جایگاهم به‏ جایگاه توبه ‏کنندگان نزدیک گشت، برایم گرفتارى پیش آمد، بر اثر آن گرفتارى پایم لغزید و میان من و خدمت به تو مانع شد. سرور من:

1. شاید مرا از درگاهت رانده ‏اى و از خدمتت عزل کردی


2. یا مرا دیده ‏اى که حقّت را سبک‏ مى ‏شمارم پس از پیشگاهت دورم ساختى

3. یا شاید مرا روى ‏گردانان از خودت مشاهده کردى پس مرا مورد خشم قرار دادى

4. یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتى، پس به دورم انداختى

5. یا شاید مرا نسبت به نعمتهایت ناسپاس دیدى، پس محرومم نمودى

6. یا شاید مرا از همنشینى با علما غایب یافتى، پس خوارم نمودى

7. یا شاید مرا در گروه غافلان دیدى، پس از رحمتت‏ ناامیدم کردى

8. یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکاره ‏ها دیدى. پس مرا به آنان وا گذاشتى

9. یا شاید دوست نداشتى دعایم را بشنوى پس دورم کردی

10. یا شاید به خاطر جرم و جنایتم، کیفرم نمودى

11. یا شاید براى کمى‏ حیایم از تو مجازاتم نمودى.

ان شاءالله که موفق باشی.
بسم الله

من نه میخوام نصیحت کنم
نه بترسونم

فقط میخوام بگم به یه جایی تهش آدم میرسه میبینه هیچی نیس

خودتونم فکرشو نمیکنین چطور
فقط یکم صبر یکم فکر

خدا تعقلو دوس داره

تا بفهمیم تو دایره ی روزگار فقط و فقط حرکت کننده ایم

حالا جاده خاکی بریم یا آسفالت با خودمونه

بهترین راه فکر کردنه
خودتون باید تو خودتون پیدا کنین چخبره

این بی تفاوتی علتی داره که پیدا کردنش کار خودتونه

باید فکر کنین

یجورایی ماجراجویی تو نفستون

باید اون نقطه ی کور رو خودتون پیدا کنین

تو این راه هم خودتونید و خداتون
اگه آذم یه کمی در مورد خدا شناخت پیدا کنه
و به این باور برسه که چقدررررررررررررر خدا دوست داشتنیه
اصلا نمیتونه حرف خدا رو زمین بذاره و نسبت بهش بی تفاوت باشه.
امروز شیخ حسین انصاریان بالای منبرش میگفت

هروقت یه جوونی میخواد به سمت خدا برگرده ، خدا عرش رو براش نورانی میکنه ...



یکم با علاقه نماز بخون



کلا یه چیز بگم


اگر به صد دلیل عقلی بگن که نباید نماز بخونی

تو فقط به یک دلیل ، فقط و فقط به یک دلیل نماز بخوون اونهم دلیل عــــــاشـــــــــقـــــــیــــــــهHeartHeartHeartHeart



علاقتو بخدا بیشتر کن و عاشقش شو
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع