تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سروده هایم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
شب گشته و دلم هوای تورا نمود
دل آرزوی آن وفای تو را نمود
***
شب در نگاه خود آهی کشید و گفت:
این چشم های من صفای تو را نمود
***
شب گشته بی مه و بی نور روی تو
شب آرزوی نور سرای تو را نمود
***
آتش کشیده ای به دلم غمزه می کنی؟
دل هم تظاهر لقای تو را نمود
***
دست برکشیده ای ز لبم تا کجا روی؟
لب آرزوی لعل لبان تو را نمود
***
زاهد! تازیانه زن بر این تن خراب
تن آرزوی خاک عبای تو را نمود
***
مطرب بزن به دف در این هوای سرد
گوش آرزوی صوت غنای تو را نمود
***
ساقی بنه به لب جام شراب را
چون قلب من هوای غزلهات را نمود
***
ای در دل (امیر) آتش زبانه زن
کاین آتش آرزوی صبای تو را نمود
(بیست و سوم مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و دو)
23:30
از زبان امام خطاب به شیعه:
منم صفای ضمیرت، دلت نمی خواهد!
چرا بهانه بگیری؟،دلت نمی خواهد!
دانم حجاب ظهورم حضور جان تو نیست!
خدا کند که نمیری، دلت نمی خواهد!
دلم را سایه بان غم گرفته
وقلبم ناله ی ماتم گرفته
***
دلم در هاله ای از هوشیاری
فغان در هجر آن آدم گرفته
***
دماغم از زیادی گناهان(1)
همی او را خدایا! نم گرفته
***
خدایا! عشق من بازیچه ای بود
که از قلب غمینم پر گرفته
***
دلم دارد میانش های و هویی که
میان عشق هایش در گرفته
***
دلم در عشق تو غلطیده خون شد
که تیر عشق تو در برگرفته
***
همه غم های عالم از دلم رفت
و قلبم شادی اش از سر گرفته
***
خدایا! این غم شیدای عشقت
ز سر تا آخر قلبم گرفته
***
(امیرا)! این بشارت بر تو بادا
برات نوکری، مادر گرفته!
1) دماغ یعنی مغز
****
(امروز 29 خرداد 1393 ساعت: 16:40)
به نام حضرت عشق!
در حریم شاه دین، سلطان رضا تنها شدم
وارد اندر سایه بانِ سایه ی غم ها شدم
...
یک دو حمدی هم نثار روح این شیخ بهاء
بعد آن مُتوَسّلِ دامان پاک مادرم زهرا شدم...
با اجازه و به اذن مادرمزهرا نویسم بر همین اوراق پاک
شعر خود را تا که گویم فارغ از دنیا شدم...
بعد آنقدری که من در صحن های حیران شدم،
ناتوان از گفتن باقی این شعرا شدم...!
کار دعبل کردن از امثال تو ناید روا،
در همان ایوان طلای ضامن آهو فقط رسوا شدم...!
(پنج شنبه نهم مرداد هزار و سیصد و نود و سه)ساعت:3:00 بامداد


((همی امروز و فردا می کنی تو
همی خون بر دل ما می کنی تو))
نگارم روی زیبایت نهان است
مرا از داغ رؤیا می کشی تو
(چهارشنبه/پازدهم/مرداد/1393)
ساعت:15:25
چراغ راه دیدارم تو هستی
همی یار وفادارم تو هستی
به کردارم تو را از خود برانم
به تنهایی ولی یارم تو هستی
(چهارشنبه/پازدهم/مرداد/1393)
ساعت: 15:30
گرفتارم گرفتارم، گرفتار جمالت
کمی بُهتم گرفته از کمالات و جلالت
به سر سودای عشقت دارم ای جانHeart !
سفر ها می کند فکرم به اطراف خیالت.
(چهارشنبه/پازدهم/مرداد/1393)
ساعت: 15:40
دعایم کن دعایم کن!
برای بهترین هایم دعایم کن!
***
برای خیر عقبایم دعایم کن
[b]برای خیر دنیایم دعایم کن!
***
برای نفس جاویدان دعایم کن
[b]برای زحمت نیران دعایم کن!
***
برای قول و بد عهدی دعایم کن
برای دیدن مهدی دعایم کن!
***
برای کربلا دیدن دعایم کن
برای نینوا دیدن دعایم کن!
***
برای آن علی عالی اعلی دعایم کن
برای عصمت انسیه ی حوراء دعایم کن!
***
برای چهارده نور سماویه دعایم کن
برای کسب اوصاف کمالیه دعایم کن!
***
تو ای سبط همان طه دعایم کن![/b]
تو ای ذریه ی زهرا دعایم کن!
دوشنبه1393/5/20ساعت: 3:25 بامداد
[b]**********************************
زیاد تلاش نکردم حتما وزنش درست حسابی از آب دربیاد!
بیشتر خواستم حرف دلم رو زده باشم![/b]
به نام حضرت عشق...
ساقی بده پیمانه را کز جرعه ای مستی کنم..... بر گِرد عالَم گَردم و با عشق خود مستی کنم
ساقی در میخانه را از چه برویم بسته ای؟..... راه م بده رقصی کنم با جان و دل مستی کنم
آئین و ره گم کرده ام، راهی نشانم ده خدا..... تا گردشی دنبالِ جانِ عالم هستی کنم
از عشق تو وامانده ام در عشق تو در مانده ام ........ تا کی برای عشق خود هر روز دست دستی کنم؟
آقا! تو را خواندم ز دل، اما نشان خواهم به دل ..... مولا تو دستم را بگیر تا سوی تو جستی کنم
آقا! گناه شهر هم کرده دل ما را سیاه ..... باید به درگاه شما ابراز این پستی کنم
سلطان علی موسی الرضا بوده خدا از او رضا ....... کاین افتخار از نام او بر عالم هستی کنم
خلقش رضا، فعلش رضا، جانش رضا، روحش رضا ..... کز جرعه ای از نام آقایم رضا مستی کنم
مولا! (امیر) هستم ولی چون یک فقیر کوی تو ...... خواهم ببینم روی تو، با روی تو مستی کنم!
(شنبه 93/6/15. ساعت 4:15 بامداد)
از آسمان هفتمین، آمد به گوش اهل دنیا این ندا
آمد برای حضرت موسی گلی، با نام نامی رضا
نامش رضا، جانش رضا، خوانش رضا، راهش رضا
کرده تجلی این رضا در کل عالم در فضا
####################################
در قلب ها شور و شعف ................ بر دست ها زور است و کف
در دست ساقی جام می ............. بر دست مطرب بوده دف
##############################
آمد به موسی یک خلف ................دین خدا بر او هدف
دارد به عالم او شرف .............. با کُلُّ من فیها طرف
او نور بود و نور بود .............. از چشم ها مستور بود
دارد حدیث سلسله .............. کرده دل ما یکدله
هر کس به حصن ما شود ................ امن از همه مشکل شود
شرط و شروط آن ولیّ ........... گشته شروعش از علیّ
شاهنشه و سلطان دین ........... آقای کل مسلمین
بر آهویی ضامن شده ............ او حضرت ثامن شده
دارم به لب من زمزمه ............. نام تو را بی واهمه
یا ضامن آهو مدد .............. لطف تو باشد بی عدد
لطفی بکن راهم بده ......... در صحن خود جایم بده
در کبریایی آستان .......... با جمع پاک دوستان
این بارگاه گلسِتان ........... با چشمه، باغ و بوستان
با زمزمه با اضطراب ............. در پنجره فولادصحن انقلاب
دارم به قلبم آرزو ............ شاید نریزد آبرو
گویم به زاری و دعا .......... این اربعین پای پیاده کربلا
(شنبه 93/6/15 ساعت: 15:50)
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع