۶/تیر/۹۳, ۱۹:۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم
نزدیک ماه رمضان هستیم،از سنت های حسنه ای که در ماه رمضان بین مردم مسلمان رواج داره اینه که در این ماه همسایه ها و نزدیکان و مخصوصا فقرا رو اطعام میکنند.
مرحوم تهرانی در کتاب معد شناسی ج 1 ص 88 نقل اورده اند روزی به وادی السلام برای فاتحه خوانی رفتند در انجا مرحوم شیخ اقا بزرگ تهرانی را دیدند و با او همراه شده و شروع به قدم زدن می نمایند و اقا بزرگ می گوید :
بچه بودیم در پا منار تهران زندگی می کردیم و جده پدری ام چند روزی بود که فوت نموده بود مادرم در حال درست کردن آلبالو پلوبود که فقیری از کوچه عبور نموده و تقاضای کمک می نماید مادرم یاد مادر شوهرش می افتد و می گوید چه خوب است خیراتی برای او داشته باشم و ظرف مناسبی نمی یابد که آلبالوپلو به او بدهد که چشمش به "تاس حمام " می افتد .مقداری از آلبالو پلو را داخل " تاس حمام " می ریزد به این فقیر می دهد .پدر آقا بزرگ می خوابد نیمه شب همسرش ر ا از خواب بیدار می کند و می پرسد امروز چکار کردید؟می گوید نمی دانم . پدر اقا بزرگ می گوید مادرم را در خواب دیدم می گویداز عروسم گلایه دارم غذارا در " تاس حمام " گذاشته به من داده است آبروی مرا نزد دوستان برزخی ام برده است . که مادر اقا بزرگ یاد خیراتش به فقیر می افتد.
![[تصویر: thumb_HM_20133255113108142511375223471_9204.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127905418/thumb_HM_20133255113108142511375223471_9204.jpg)
نزدیک ماه رمضان هستیم،از سنت های حسنه ای که در ماه رمضان بین مردم مسلمان رواج داره اینه که در این ماه همسایه ها و نزدیکان و مخصوصا فقرا رو اطعام میکنند.
مرحوم تهرانی در کتاب معد شناسی ج 1 ص 88 نقل اورده اند روزی به وادی السلام برای فاتحه خوانی رفتند در انجا مرحوم شیخ اقا بزرگ تهرانی را دیدند و با او همراه شده و شروع به قدم زدن می نمایند و اقا بزرگ می گوید :
بچه بودیم در پا منار تهران زندگی می کردیم و جده پدری ام چند روزی بود که فوت نموده بود مادرم در حال درست کردن آلبالو پلوبود که فقیری از کوچه عبور نموده و تقاضای کمک می نماید مادرم یاد مادر شوهرش می افتد و می گوید چه خوب است خیراتی برای او داشته باشم و ظرف مناسبی نمی یابد که آلبالوپلو به او بدهد که چشمش به "تاس حمام " می افتد .مقداری از آلبالو پلو را داخل " تاس حمام " می ریزد به این فقیر می دهد .پدر آقا بزرگ می خوابد نیمه شب همسرش ر ا از خواب بیدار می کند و می پرسد امروز چکار کردید؟می گوید نمی دانم . پدر اقا بزرگ می گوید مادرم را در خواب دیدم می گویداز عروسم گلایه دارم غذارا در " تاس حمام " گذاشته به من داده است آبروی مرا نزد دوستان برزخی ام برده است . که مادر اقا بزرگ یاد خیراتش به فقیر می افتد.
منظور این که ،ضمن تبریک مهمانی،لطفا مراقب نذری هایمان باشیم !
فقط مدیونید اگه فکر کنید در انتخاب تصویر،قصد و غرضی در کار بوده !!!