۶/تیر/۹۳, ۲۰:۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
I:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!
اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!
ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...! »
اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه!
در ظاهر که کاملا درست می گه حتی به زعم بنده نتیجه گیری ایشون (قرمز رنگ) هم درسته، البته مقصودش اشتباهه!!
نتیجه گیری نکنید، فعلا حالا اینو داشته باشید تا آخر مطلب یک جمع بندی کنیم!
II:
می خوام پلورالیسم نجات شناختی مطرح کنم، البته سریع جبهه نگیرید این با پلورالیسم حقیقت شناختی تفاوت داره. حقیقت واحد است اما نجات شمول گرا!
نظر علما رو در مورد نجات بخونید:
انديشمندان و فيلسوفان ديگري همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري، علامه جعفري و جوادي آملي نيز همين رأي را دارند
ملاصدرا هم تصریح بر پلورالیسم نجات دارد:
همین چند مورد کافیست.....
تا اینجا فهمیدیم که صرف مسلمانی من ِ نوعی، موجب نجات نخواهد شد!
به زعم بنده آنچه انسان را از اهل نجات دور می کند «کفر» است! کفر به معنی اصلی اون نه به اون معنی که جا افتاده! کفر یعنی «پوشاندن» یعنی حقیقتی بر ما رسیده و حجت تمام شده اما ما نپذیریم!
ممکنه مسلمان (شناسنامه ای) باشی و کافر در مقابل بودایی باشی اما کافر نباشی! یعنی حجت بر تو تمام نشده باشه!!
خب حالا بیایم یه دو دوتا چهارتا بکنیم ببینیم چند چندیم!!
اگر با عقل و بدون هیچ گونه تعصبی دین رو پذیرفته باشیم که فبها، خوش بحالمون!
اما اگر دینمون ارثی هست و شناسنامه ای و از روی تعصب، هیچ تفاوتی با بقیه انسان هایی که مسلمون نیستند نخواهیم داشت!! هیچ تفاوتی!
البته یک تفاوت داریم، اونهم اینه که در مقابل کسایی که اعتقادات ما رو ندارن قیافه ی حق به جانب می گیریم و با تکون دادن سر، تو دلمون خودمون رو اهل نجات و اون رو مغضوب الیه می دونیم! اون رو گمراه و خودمون در صراط مستقیم می دونیم!
که دور از انتظار نیست خدا به خاطر همین فکر ها (که شاید هم تو مغزمون خطور نکنه اما در ناخودآگاهمون بدجور بهش اعتقاد داریم)، ما رو مواخذه کنه که مگر تو برای رسیدن به حقیقت تلاش کرده ای که او نکرده باشه...! و کارمون نسبت به اونها سخت تر هم بشه!
و شاید تنها متر و معیاری که خدا در یوم الحساب بین ما مسلمون ها و غیر مسلمون ها بگذاره، عمل به اخلاقیات است نه مسلمانی و غیر مسلمانی ظاهری ما!
به اکتسابات باید نازید نه انتصابات! دینت اکتسابی بوده یا انتصابی؟
حرف که بسیار است اما تایپیک طولانی نشه بهتره! خوشحال می شم متخصصها بیان نظر بدن!
سلام!
I:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!
اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!
ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...! »
اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه!
در ظاهر که کاملا درست می گه حتی به زعم بنده نتیجه گیری ایشون (قرمز رنگ) هم درسته، البته مقصودش اشتباهه!!
نتیجه گیری نکنید، فعلا حالا اینو داشته باشید تا آخر مطلب یک جمع بندی کنیم!
II:
می خوام پلورالیسم نجات شناختی مطرح کنم، البته سریع جبهه نگیرید این با پلورالیسم حقیقت شناختی تفاوت داره. حقیقت واحد است اما نجات شمول گرا!
نظر علما رو در مورد نجات بخونید:
امام خمینی (رحمة الله علیه)، المکاسب المحرمه، 133-134، بی.تا. ؛ نوشته است: [ -> ]پيروان هر ديني را به دو گروه تقسيم:
الف. تودة مردم : وي تودة مردم غير مسلمان را جاهل قاصر و اهل نجات مي داند، زيرا به درستي دين خود و باطل بودن ديگر اديان يقين دارند همان گونه كهتودة مردم مسلمان نيز همين گونه اند. شخص قاطع در پيروي از قطع و يقين خود هيچ گناه و معصيتي مرتكب نشده و معذور است و عقوبت وي در پيروي از قطعش جايز نيست.
ب. دانشمندان: عالمان و دانشمندان ديگر اديان نيز به واسط ة تلقين هايي كه از آغاز كودكي به آن ها شده است و پرورش ديني خاصي كه يافته اند به درستي مذهب خود و بطلان اديان ديگر قطع و يقين پيدا كرد ه اند، به گونه اي كه همواره تلاش م يكنند عقايد مخالف با باورشان را رد كنند. در نتيجه ، دانشمند يهودي و مسيحي همچون عالمان مسلمان، حقانيت دين خود و بطلان ديگر اديان را ضروري و بديهي مي داند. اين گروه همانند گروه سابق به خاطر يقين و قطعي كه به مذهب خود دارند، ب ي تقصير و اهل نجات اند . آري پاره اي از ايشان كه درستي مذهب مخالف را دريافته باشند يا احتمال آن را بدهند و از روي عناد و تعصب به ادلة اديان ديگر توجه نكنند، مقصرند و اهل نجات نيستند.
ابن سينا، حسين بن عبدالله ، الاشارات و التنبيهات، شرح خواجه نصير الدين طوسي؛ نوشته است: [ -> ]ابن سینا معتقد است كه اكثر مردمْ اهل نجات اند و تنها عدة بسيار اندكي اهل شقاوت اند.
وي بر اين باور است كهانسان ها از نظر جسمي سه گونه اند:
۱زيبايي و سلامتي آن ها در اوج كمال است.
۲ از نظر زيبايي و سلامتي متوسط اند.
3هيچ بهره اي از زيبايي و سلامتي ندارند و هميشه زشت و ناسال ماند.
با اندكي دقت روشن مي شود كه سعادتمندان ظاهري و جسمي (گروه اول و دوم)
نسبت به گروه سوم كه همواره در رنج و درد هستند، اكثريت را تشكيل مي دهند. ابن سينا عده اي اندك از آدميان را اهل شقاوت و هلاكت و بيشتر مردم را اهل نجات و سعادت مي داند.
ملا هادی سبزواری، حاشیه الاسفار الاربع، بی تا؛ نوشته است: [ -> ]حكيم سبزواري نيز كلام ابن سينا ر ا تأييد م ي كن د و حتي روايات مخالفِ نجاتِ حداكثري را متعارض مي داند. از ديد وي آيات شريفه اي مانند«قَلِیلُ مِن عِبَادِیَ الشّکـُـورُ» منافاتي با نجات اكثريت ندارد، زيرا منظور از شكور (صيغة مبالغه) بالاترين درجه شكر است كه ويژه بندگان خاص و اولياي الهي است كه تعداد آنان بسيار اندك است، اما برای نجات شاكر بودن هم كافي است اين آيه تعداد شاكران را اندك نمي داند، بلكه بسيار شاكران را اندك می داند
انديشمندان و فيلسوفان ديگري همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري، علامه جعفري و جوادي آملي نيز همين رأي را دارند
ملاصدرا هم تصریح بر پلورالیسم نجات دارد:
صدرالدین شیرازی الاسفار الاربعه، بی تا/ 77-78؛ نوشته است: [ -> ]صدرالمتاهلین می گوید، به خطا گمان نبري كه سعادت در آخرت تنها يك گونه است، بلكه تنها يك گونه از ناداني و رذيلت باعث هلاكت ابدي مي شود و يك قسم از رذيلت آدمي را دچار عذاب مي كند و آن هم در كمترين تعداد افراد انسان يافت مي شود. هرگز به كساني كه نجات را ويژ ة تعداد ي اندك م ي بينند گوش فرا نده، بلكه رحمت خداوند را فراگیر بدان.
همین چند مورد کافیست.....
تا اینجا فهمیدیم که صرف مسلمانی من ِ نوعی، موجب نجات نخواهد شد!
به زعم بنده آنچه انسان را از اهل نجات دور می کند «کفر» است! کفر به معنی اصلی اون نه به اون معنی که جا افتاده! کفر یعنی «پوشاندن» یعنی حقیقتی بر ما رسیده و حجت تمام شده اما ما نپذیریم!
ممکنه مسلمان (شناسنامه ای) باشی و کافر در مقابل بودایی باشی اما کافر نباشی! یعنی حجت بر تو تمام نشده باشه!!
خب حالا بیایم یه دو دوتا چهارتا بکنیم ببینیم چند چندیم!!
اگر با عقل و بدون هیچ گونه تعصبی دین رو پذیرفته باشیم که فبها، خوش بحالمون!
اما اگر دینمون ارثی هست و شناسنامه ای و از روی تعصب، هیچ تفاوتی با بقیه انسان هایی که مسلمون نیستند نخواهیم داشت!! هیچ تفاوتی!
البته یک تفاوت داریم، اونهم اینه که در مقابل کسایی که اعتقادات ما رو ندارن قیافه ی حق به جانب می گیریم و با تکون دادن سر، تو دلمون خودمون رو اهل نجات و اون رو مغضوب الیه می دونیم! اون رو گمراه و خودمون در صراط مستقیم می دونیم!
که دور از انتظار نیست خدا به خاطر همین فکر ها (که شاید هم تو مغزمون خطور نکنه اما در ناخودآگاهمون بدجور بهش اعتقاد داریم)، ما رو مواخذه کنه که مگر تو برای رسیدن به حقیقت تلاش کرده ای که او نکرده باشه...! و کارمون نسبت به اونها سخت تر هم بشه!
و شاید تنها متر و معیاری که خدا در یوم الحساب بین ما مسلمون ها و غیر مسلمون ها بگذاره، عمل به اخلاقیات است نه مسلمانی و غیر مسلمانی ظاهری ما!
به اکتسابات باید نازید نه انتصابات! دینت اکتسابی بوده یا انتصابی؟
حرف که بسیار است اما تایپیک طولانی نشه بهتره! خوشحال می شم متخصصها بیان نظر بدن!


![[تصویر: mir%20bagheri.jpg]](http://samtekhoda.tv3.ir/images/stories/mir%20bagheri.jpg)