تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نسبی گرایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام دوستان


نسبی گرایی در ارززش ها


میخام منظور خودمو با مثال بگم و بعد ما نظرات و بحث هاتون رو داشته باشید و بفرمایید که تا چه قدر موافقید :




1- ملت صبح تا شب پایه قلیون و بساط هستند شب تا صبح هم مشروب می خورند حالا ما بعد قرنی یه پک به سیگار زدیم باید به ص نفر جواب بدیم ؟


2- همه ی پسرا وضعشون خیلی خراب است حالا ما به دختر خالمون یه دست ساده دادیم شدیم آدم بده ؟


3- اوه این همه دخترا آرایش می کنن ما یه آرایش ساده داریم میان به ما نگاه می کنند ؟


4 - میلیارد میلیارد توی این مملکت دزدی میشه حالا ما بقیه کرایه ی مسافر ندادیم شدیم مال حروم خور ؟


5 - ملت 24 ساعت توی چت و فیس بوک و .... هستند حالا ما یه 4 ساعت نشستیم پشت نت شدیم آدم علاف ؟


6 - همه ی دوستام تا ساعت 5 صبح بیدارن و تا 2 ظهر می خوابند ما نمی تونیم تا 11 بخوابیم ؟


7- حالا همش یه دو واحد افتادیما برو ببین معدل بقیه چه قدر داغونه ؟


................


نسبی گرایی , قیاس , نظر جامعه , عرف , حرف مردم , پز دادن , حس برتری و......


من فکر کنم بزرگترین آوراه و توجیه برای ماست
نظر شما و راه حلتون چیه ؟

این مقایسه است و با نسبی‌گرائی فرق داره به نظرم.
هراسمی داشته باشه پسندیده نیست،اول هم به این دلیل که پشت کارش دلیل نیست و توجیه‌ه. چون بقیه یه کاری کردن،این مجوّز میشه برای من هم که چنین کاری رو انجام بدم.
این توجیه و پیروی کورکورانه خیلی بدتر از اینه که یه نفر به اشتباه،فکر کنه کاری که داره انجام میده درسته و انجامش بده.
راه حلّش هم فقط سه تا چیز‌ه که در واقع منتج به یه چیز میشه! تفکّر،تعقّل و هدف‌گذاری درست.
هدف‌گذاری هاست که باعث ساخته شدن ارزشها میشه؛کسی که هدف‌گذاریش صرفاً دنیوی و اشتباه باشه،بدیهی‌ه که ارزش‌هاش هم اشتباه و صرفاً لذّت طلبانه و کاملاً مادّی و حتی پوچ خواهد بود.
من یه سوال میپرسم مثلا در زمینه ی حجاب و عفاف :


اکثر دخترا حتی چادری ها آرایش می کنند و بعضی ها خیلی زیاد حالا یه دختریمیگه ما یه رژ لب ساده بزنیم تو چشم نمیاییم و نظر کسی رو جلب نمی کنیم بر عکس اگر این طور نباشیم خیلی ضایع هستیم و اینکه اگر جلب توجه گناهه این یه آرایش کم جلب توجه نمیاره چون همه خیلی بدتر از ما هستند
نظرتون ؟
وا لا من خیلی رو این موضوعات فکر میکنم ولی بر عکس خیلی گیج شدم.
اگه بگیم عادی شدن گناه از نشانه های آخرالزمانه پس همه جهنمی هستند ، که خوب نمیشه.
اگه بگیم همه ی کسانی که اینگونه اند جهنمی نیستند ، پس این گناه ها ، گناه بزرگی نیست.
از طرفی میگن کوچک شمردن هر گناهی خود گناه کبیره است.
یعنی داغونه داغونما
له له
ببینید این ها به نظرم خیلی بر میگردد به تربیت خانواده ...
اینکه پدر و مادر هیچ وقت هیچ کسی رو با هیچ کسی مقایسه نکنند ....
از اول باید جلوی قیاس گرفته شود ...
وقتی پدر و مادر از ابتدا فرزند رو با فرد x ای مقایسه کردند ... فرزند ایده آل خودش رو همیشه در انسان های دور و ورش می خواهد پیدا کند ...در صورتی که این درست نیست ...
همین می شود که شده ...
مادر از بچگی به دخترش می گفته ببین دختر فلانی رو چقدر چادر خوب سرش میکنه!!!!!!!!
حالا اصلا این دختر فلانی از نظر اسلام حجابش درست هست و یا نیست به کنار ... پس فردا بی حجاب شد تکلیف چیست؟؟؟
پس فردا این فرزند یک الگوی دیگری که با خواسته هاش پیدا کرد تکلیف چیست؟؟
ایده آل رو اسلام و احکام اسلامی مشخص می کند ... ولی وقتی با فرد مقایسه شد چه می شود؟؟ می شود اسلامی که در جامعه مردم از اسلام واقعی برداشت کردند ....همیشه هم کل نا خالصی دارد اگر تضاد نداشته باشد...
وقتی تربیت بر اساس مقایسه فرزند با یک فرد جلو رفت وقتی هم آن فرزند بالغ می شود اتوماتیک دائم خودش رو با جامعه مقایسه می کند ...
یکی از دلایل این پدیده می تواند این باشد.
معرفی الگوهایی از جامعه


خیلی نکته ی جالبی رو اشاره کردید
و البته درست
.
.
.
.


اما حالا برای توجیح گناه می دونیم روش های مختلفی هست ابزار مردمی مثلا همین به نسبت جامعه , هم رنگ جامعه شدن , الگو برداشتن از جامعه و !!!!! یه چیز دیگه با مثال می گم :


شما کارمند یه جایی هستی یا حالا کلا شاغلی کسی میاد و از شما میخاد که با دادن رشوه یه کار براش بکنی
البته میدونی که اگه تو این کار رو نکنی میره سراغ یکی دیگه و قطعا کارش راه میوفته
همه هم که به پول احتیاج داریم
از طرفی دستمون هم جایی بند نیست این موضوع رو رسیدگی کنیم
توجیح انجام این کار :
چه فرقی داره من نگیرم یکی دیگه می گیره فرقش اینه پولو از جیبم پروندم !!!!
(۷/تیر/۹۳ ۱:۱۶)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]من یه سوال میپرسم مثلا در زمینه ی حجاب و عفاف :


اکثر دخترا حتی چادری ها آرایش می کنند و بعضی ها خیلی زیاد حالا یه دختریمیگه ما یه رژ لب ساده بزنیم تو چشم نمیاییم و نظر کسی رو جلب نمی کنیم بر عکس اگر این طور نباشیم خیلی ضایع هستیم و اینکه اگر جلب توجه گناهه این یه آرایش کم جلب توجه نمیاره چون همه خیلی بدتر از ما هستند
نظرتون ؟

من بازهم می‌گم،اساس مقایسه بین دو نفر اشتباه‌ ه.
علّت آرایش نکردن برای یه خانوم شاید با دلیل آرایش نکردن برای خانوم دیگه‌ای تفاوت داشته باشه.
این رو تعمیمش بدید به آرایش کردن.
هرکسی با توجه به ارزشهاش چارچوبش رو تعیین می‌کنه و من بازهم تأکید می‌کنم اگر کسی ارزشهاش رو اشتباه تعیین کنه،برای من قابل احترام تر از کسی‌‌ه که صرفاً تقلید می‌کنه و با مقایسه خودش با دیگران ارزش‌گذاری می‌کنه.

(۷/تیر/۹۳ ۲۳:۵۲)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]شما کارمند یه جایی هستی یا حالا کلا شاغلی کسی میاد و از شما میخاد که با دادن رشوه یه کار براش بکنی
البته میدونی که اگه تو این کار رو نکنی میره سراغ یکی دیگه و قطعا کارش راه میوفته
همه هم که به پول احتیاج داریم
از طرفی دستمون هم جایی بند نیست این موضوع رو رسیدگی کنیم
توجیح انجام این کار :
چه فرقی داره من نگیرم یکی دیگه می گیره فرقش اینه پولو از جیبم پروندم !!!!
خب درون هرکسی قوّه‌ای به نام وجدان هست!Smile
اینجا ارزشی که من برای خودم تعیین کردم ترمز من می‌شه ؛ مثلاً درآمد حلال برای من ارزش‌ه،چون هدفم رضایت خداست. پس پول رو نمی‌گیرم،عذاب وجدانی هم نخواهم داشت و این فکرها رو نخواهم کرد.
اما اگر ارزش برای من ثروتمندی و قدرت مالی بود،حتماً این فکرها رو می کردم و خودخوری می کردم که چرا پولی که می تونست من رو به هدفم نزدیک کنه،نگرفتم.
پس بازهم این منم که باید با خودم به توافق برسم و فکر کنم و طبق هدف‌هام،ارزش و چارچوب تعیین کنم.Wink
تمام حرف هایی که میزنید درته ها ولی حول نیت من نیست
ببینید می دونم مثلا برای عفاف دلایل بدحجابی زیاده اما م صرفا از این دریچه و با این نع توجیحات دارم میگم
حرفتون صحیحه اما از این دریچه نگاه کنید و پاسخ بدد به کسانی که می گن من این کارو نکنم یکی دیگه می کنه فرقش چیه ؟
وجدان !!!!!
خنده داره ...........
نه برای شما برای .......
می دونی میخام برسم به همرنگ جماعت شدن
به نسبت جامعه رفتار کردن و ملاک رو جامعه قرار دادن در پپوشش حرف مردم در معنی آبرو گند زد ارزش هامون
ارزش هایی که گاهی در برخی جاها ترس از بیانش داریم
ترس از انجامش
بسم الله الرحمن الرحیم

در این پست مقداری در مورد این قضیه توضیح داده شده است.

نقل قول:هدف چهارم؛ خروج از انفعال

از خیلی ها که می پرسی چرا فلان کار را کردی می گویند چون شرایط چنین و چنان بود. این حرف یعنی من منفعلم و دیگران باید خوب باشند تا من هم خوب باشم.

محاسبه آدمی را از انفعال بیرون می آورد. نباید فراموش کنیم که انبیا در بدترین محیط ها بودند. تصور کنید که تا سال 8 هجری مرد و زن بصورت عریان دور خانه خدا که مملو از بت بود طواف می کردند که با فتح مکه این شرایط عوض شد.

البته منفعل شدن انسانها به خیلی چیزها بستگی دارد که از خود حساب نکشند
مبتلا به میشوند.
میخام نزدیک تر بسیم
می دونید
شاید ما بدحجاب نباشیم
رشوه گیر نباشیم
و همه ی مسائل گفته شده را دور از خودمون بدونیم
اما چرا داریم لنگ میزنیم
خود ما هم با مدل های دیگه این طوری هستیم در ورتی که می دانیم تمام یا بخشی از فلسفه ی اون رو
مثال :
در کلاسی که در نخوندیم و همه دارن تقلب می کنندما هم .....
میگیم همه دارن تقلب می کنند
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع