بسم الله الرحمن الرحیم
چورسی به طور سینا ارنی نگفته بگذر
که نیارزد این تمنا به جواب لن ترانی
ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
تو که با منی همیشه دگر این چه لن ترانی
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
که خوش است ز دوست حرفی، بود ارچه لن ترانی
چیزی که ذهن خیلی از ما ها از بچگی باهاش درگیره اینه که خدا را می شه دید یا نه؟
بسیاری از ما ها با اینکه به زبان رد می کنیم که خدا دیدنی نیست ولی وقت عبادت، دعا و ... یه تصوری از خداوند می کنیم.
از طرفی در متون دینی ما سخن از دیده شدن خداوند به میان آمده و در میان اندیشمندان مورد بحث و گفتگو بوده و بحث تشبیه و تنزیه ارتباط بسیار تنگاتنگ با این بحث داره
اگر خداوند توفیق دهد بحثی در این باره خواهیم داشت
خدا رو میشه دید ولی نه با این چشم دنیایی! با چشم دل..
(۲۱/تیر/۹۳ ۱۸:۰۳)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]خدا رو میشه دید ولی نه با این چشم دنیایی! با چشم دل..
من تو این چند ساله هیچ وقت نفهمیدم چشم دل چیه؟
احسنت
انشاءالله چشم دل رو تبیین می کنیم که چیه.
اما قبل از ورود بحثی قرآنی و روایی مطرح می کنیم بعد وارد مسایل کلامی و فلسفی و در نهایت عرفانی مسأله می شیم
بحول الله
دیدن یا بطور کلی حس کردن (حواس خامسه) یک پدیده! مستلزمه اینه که اون پدیده رو شما محدود کنید!
یعنی تا اندازه ی یک شی محدود نباشه نمی تونید ببینیدش، تا اصوات دیگری نباشه صوتی رو نمی شه شنید و و و ..
اینجاست که علما و عرفا معمولا برای خداشناسی بر حس باطنی ، چسم دل یا اشراق تاکید دارند چون خدا رو بدون تحدید می شود شناخت!
حالا منتظریم جناب محمدهادی بیان بگن این چشم دل دقیقا سیستمش چیه که این همه روش تاکید دارند؟!!!

یکی از بهترین و کاملترین و جامعترین کتابها در مورد چیستی دل و چشم دل و همه ی مطالب مربوط به دل کتاب رسائل بندگی هست!
رسائل بندگی نام مجموعهاي 6 جلدي از آثار مرحوم آيت الله حاج آقا مجتبي تهراني است كه تا كنون دو جلد آن توسط موسسه مصابیح الهدی منتشر شده است.
«دفتر دل» نام اولین رساله از اين مجموعۀ شش جلدی است که به موضوع "قلب" در معارف اسلامی پرداخته و با نگاهی بدیع و جامع مسائل مرتبط با این مبحث را بررسی کرده است و بنا به اظهار نظر کارشناسان و محقّقان علوم اسلامی بحثی بسیار جامع و کاربردی است.
آنچه بر اهمیت این اثر می افزاید، تأکیدات فراوان حضرت استاد در زمان حیاتشان بر انتشار این اثر بوده است.
در قسمتی از کتاب آمده است:
«مقصود اصلي از تمام دستورات شرع، متأثر شدن قلب است. يعني مقصود از تمام اين سيرها و عبادتها، اين است كه قلب انسان تأثير پذيرفته و دري از دل، به سوي مولا باز شود ... اين اصل كار است ... لذا پرداختن به قلب، اهم مباحث است و ... اگر اعمال عبادي انسان، هيچ اثري بر دل نگذارد، عبادات بيثمر بوده و فرصتها از دست رفته است.»
«حب به دنيا» نام دومين رساله از اين مجموعۀ است که به ابعاد مختلف این مسئله ی بسیار مهم پرداخته است و بررسی دقیق موضوعاتی چون بحث بسیار مهم جمع بین دنیا و آخرت، حب به مال و جاه، مفهوم دنیا و تبیین احادیثی که در ستایش و نکوهش دنیا آمده است، بررسی رابطه حقیقی بین خدا و انسان و دنیا و تفاوت بهره گیری و حب داشتن به یک چیز و... پرداخته است.
در اهميت موضوع اين كتاب شايد بيان اين عبارت از مرحوم آيت الله مجتبي تهراني كافي باشد: انبيا و اولياي خدا، هيچ گاه آرزوي بودن در دنيا و لذت بردن از اين التذاذات را نداشتند و اگر هم براي ماندن در دنيا تلاش ميكردند، براي اين بود كه ميخواستند آخرتشان را آبادتر كنند. آنها ميگفتند: در دنيا ميمانيم تا براي سازندگي در قيامت ... دنيا را براي دنيا نميخواستند. لذا وقتي كه ميخواستند از اين دنيا عبور كنند، خوشحال بودند. براي همين است كه علي عليهالسلام بعد از ضربت خوردن، فرمود: «فزت و رب الكعبه»
با تشکر از همه دوستان
قبل از بحث کلامی و فلسفی و عرفانی فکر می کنم با آیاتی که سخن از رویت خدا دارند شروع کنیم،خوب باشه.
بعد تفاسیر مهمی که ازشون شده را مورد بررسی قرار بدیم: (البته ورود چندانی به تورات و انجیل و ... ندارم) ولی در آنها هم بحث رویت خدا اشاره شده،مثلا در عهد قدیمدر کتاب اشعیاء:
«رأيت السيد جالساً على كرسي عال. فقلت: ويل لي لأنّ عينيّ قد رأتا الملك رب الجنود» (أشعيا ج 6 ص 61) که مقصود از سید خداوند است.
آیت الله سبحانی (حفظه الله ) در بحوث فی الملل و النحل،ج2،ص 193 به برخی دیگر اشاره کردند.
در قرآن عزیز به رویت خدا،با ماده افعالی همانند لقی (لقاء)،شهد (مشاهده)،نظر(نظاره)،رأی (رویت) اشاره شده:
رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ [الأعراف: 143]
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ [القيامة: 22، 23]
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه [الانشقاق: 6]
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ و ....
در برخی آیات هم اشاره به نفی رویت شده:
مثل: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ (که روشنی نفی رویت بصری شده) یا لن ترانی (که اشاره به نفی نوعی از رویت دارد که راجع بهش بحث می کنیم)
[/font][font=B Lotus]
اما در روایات هم مانند آیات هم سخن از رویت خداوند است هم سخن از عدم رویت، البته به لطف خدا سر این مطلب روشن می شه. چون هم رویت انواع مختلف داره و هم اینکه رویت خداوند معانی مختلف.
برخی از روایات اهل تسنن:
«انكم سترون ربكم كما ترون القمر ليله القدر لا تضامون في رؤيه»
«ینظرون الی ربهم بلا کیفیة و لا حد و لا محدود»
«نور انی أراه»
البته بحث از سند این روایات مجال دیگری می طلبد، سند حدیث اولی که حسابی داغونه به شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد، ج2، ص: 194رجوع بشه
در روایات شیعه، همین قدر بس است که شیخ صدوق (روحی فداه) در کتاب التوحید بابی را به بحث از رویت اختصاص داده و آخرش میگه:
من بیشتر از آنچه که نقل نمودم، روایت در باب رویت وجود دارد ولی من بدان سبب که جاهل به معانی آن روایات آنها را مطالعه کند و به تکذیب آنها بپردازد و این تکذیب از روی نادانی وی، موجب کفر او به خداوند عز و جل گردد، از بیان آنها صرف نظر کردم.
از جمله روایات:
بزنطى از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرد كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود: هر كه مسرور مىشود از اينكه بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را بيند و خداوند او را مشاهده كند بايد آل محمّد عليهم السلام را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امام از اين خانواده گردد.اگر چنين بود خدا را مىبيند و خدا نيز او را مىبيند. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج23 81 و در ادعیه هم پر است، و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک، و رویتک حاجتی و ....
رویت بصری (یعنی رویت با چشم سر)
لا تدرکه الابصار
قول جمهور اهل سنت و اشاعره است که –البته به زعم خود به-، رویت بصری خداوند را حکم عقل و یا قرآن و روایات می دانند. البته قایل به اینند که خداوند در آخرت با چشم سر دیده می شود. (بحث خواب دیدن خدا هم اشاره خواهد شد)
اینهم سخنان علمای ایشان: ابن قيّم جوزيه مىگويد: «قرآن و سنت متواتر و اجماع صحابه و ائمه اسلام و اهل حديث و ... بر اين عقيده اند كه خداوند متعال در روز قيامت با چشم سر به طور عيان رؤيت مىشود، همان گونه كه ماه شب چهارده و خورشيد هنگام ظهر را مىتوان ديد.» حادى الارواح الى بلاد الأرواح، ص 305
البانى در فتاواى خود مىگويد: «ما اهل سنت بر اين باوريم كه از جمله نعمتهاى خداوند بر بندگانش آن است كه در روز قيامت، براى بندگانش تجلّى مىكند و او را خواهند ديد، همان گونه كه ماه را در شب چهارده مىبينيم.» فتاوى الألبانى، ص 142.
عبدالعزيز بن باز مفتى آلسعود در عصر خود مىگويد: «كسى كه منكر رؤيت خداوند متعال در آخرت است، پشت سرش نمىتوان نماز گزارد و او نزد اهل سنت و جماعت كافر است.» فتاوى بن باز، رقم 2887.
مباحث استدلالی اینها هم تو آثار فخر رازی، سیف آمدی و ... هست؛ فخر می گه دلیل عقلی توانای اثبات نیست و تمام ادله عقلی را مخدوش می دونه ولی میگه ما دلیل نقلی داریم و آمدی می گه دلیل عقلی داریم و نقلی مویدشه!!!!!
مطالب اینها رو بخوایم بیاریم خیلی زیاد می شه، ولی نظریه اینها ریشه تاریخی داره و نمی خوایم تخصصی وارد بشیم.
اما رد رویت بصری برای شماره بعد.