تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شعر حافظ مستفاد از قرآن است ( سخنرانی رهبری)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۲۹/بهمن/۸۹ ۱۷:۴۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]خدا همه ی مارو هدایت کنه و گرفتار لجاجت نکنه که چشم حقیقت بین انسان رو کور میکنه
یا علی

آقای علی 110 به جای کنایه زدن به دیگران بهتره روحیه نقد پذریمون رو ببریم بالا.
آنجا که مطلب راجب تاییدیه شیعه بودن حافظ میگذارم
اما راجب فردوسی مطلب بر خلاف نظر شما میشود .

بنده چرا باید لجاجت داشته باشم؟!
اگر قرار باشه همه نظرات و تفکرات شبیه هم و در تاییدیه هم باشه بحث و گفتگو و تالار چه معنی داره؟؟
خیلی خوبه همش مطالب در تاییدیه هم بنوسیم 4 تا تشکر هم برای آن بزنیم
ولی متاسفانه وقتی یک نظر مخالفمون داده میشه باید از کوره در رفت و علیه او حمله کرد .

برای بنده اهمیتی نداره که اثبات کنم آقای فردوسی چه دینی داشته .

گرچه این موضوع هم قابل اثبات نیست .من موضوع تحقیقم رو چند سال پیش فردوسی انتخاب کردم
علاوه بر ان نقد های مختلف راجب این شخصیت را خواندم و نتیجه همان شد که در همه نظراتم اعلام کردم
نامعلوم و غیر قابل اثبات بودن دین فردوسی . همانطور که در ابتدای شاهنامه این موضوع گفته شده .
مگر بنده بخیل هستم که بگم مسلمان بوده یا نبوده ؟؟ خوشحال هم میشم که او مسلمان باشد
اما باید واقع بینانه تحقیق کرد . نه آنطوری که باب میلمان هست همان شود .

بحث کردن راجب این موضوع هم اتلافه وقته . و تمایلی هم به ادامه ان نداشتم اما چون خودم شروعش کردم باید برای حرفام دلیل می آوردم که متاسفانه دسترسی به همه سایتها به خاطر ف* نداشتم تا همه نقد ها رو بگذارم وگرنه مبحث انقدر طولانی نمیشد.

رک و واضح به همه شما بگویم
اگر واقعا تحقیق درست و حسابی راجب فردوسی انجام داده بودین متعصبانه راجب مسلمان بودنش نظر نمیدادید خصوصا که فردوسی مسلمان زاده بوده و در آینده چه میشود پرسش هایی است که ابهامات بسیار دارد. و ظاهرا شعرهایی که باب میلتان هست رو دیدین.
در نظراتم هم از همه شما خواستم که از استادان و صاحبنظران و شاهنامه و ........ سوال و تحقیق و مطالعه بفرمایید .
این بحث رو هم دیگر ادامه نمیدهم .
تحقیق و قضاوت و نتیجه گیری هم با خود شما
در سايه سيمرغ
انتشارات برگ ، چاپ اول1369، 190صفحه
حتماً تا به حال از شاهنامه چيزي خوانده ايد، اما آيا از لايه هاي دروني اين كتاب بزرگ چيزي مي دانيد؟ بسياري معتقدند كه فردوسي شاعري بوده كه با داستان هاي شاهنامه باورهاي خود را به خواننده اشعارش منتقل مي كند. باورهاي فردوسي چيست؟
مي گويند فردوسي حماسه سراست. حماسه شاهنامه در قالب شاهان و پهلوانان ظهور مي كند. وقتي داستان شاهان و پهلوانان را مي شنويم در واقع داستان زندگي را شنيده ايم. حافظ و سنايي درباره عرفان مي گويد و مولوي پندهاي اخلاقي مي دهد، نظامي داستان عشاق را روايت مي كند اما فردوسي ما را به درون حوادث زندگي مي برد. «در شاهنامه اخلاق و عمل تفكيك ناپذيرند. رستم را دوست داريم با اشتباهاتش. بر مرگ سياوش دريغ مي خوريم و از عظمتش كه او را وا مي داشت در برابر افراسياب دست به شمشيرنبرد رنجيده خاطريم... » (ص1)
حدود بيست سال پيش كتابي چاپ شد كه چنين ديدگاهي درباره فردوسي و شاهنامه اش به ما مي داد:‌در سايه سيمرغ نوشته يوسفعلي ميرشكاك. ميرشكاك مدتها جلسه شاهنامه خواني داشت و تلاش مي كرد به مخاطبينش درمورد شاهنامه حقايق را بگويد. با انتشار اين كتاب كوچك اما پراهميت ما باورهايمان را درباره فردوسي تغيير مي دهيم. «بازنگري در باورهاي فردوسي» ، «ولايت در شاهنامه»، «پدركشي، پسركشي و برادركشي در شاهنامه فردوسي»، «پيران ويسه، مظهر خرد و صلح در شاهنامه» عناوين 4فصل اين كتاب هستند كه به همراه يك مقدمه مختصر و مفيداين كتاب را تشكيل مي دهند.
رهبر معظم انقلاب در همان سالها كه اين كتاب چاپ شد شخصاً از ميرشكاك به خاطر اين كتاب تمجيد كردند به ويژه به خاطر بخش «ولايت در شاهنامه». خواندن اين كتاب را به همه دوستداران شاهنامه توصيه مي كنيم.
بسم الله
سلام
به نظر بنده تعصبات بی اطلاع را کنار بگذاریم و بیشتر تحقیق کنیم و اینرا بپذیریم که هیچ کس دقت کنید هیچ کس به جز 14 معصوم درود خداوند بر انها باد مبرا از گناه و اشتباه نبوده اند!
حال یک نکته دوستان زیادی را میشناسم که مسلمان هستند ولی با اعراب مشکل دارند اینکه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را متعلق به اعراب بدانیم و هر کس با این قوم مشکل دارد به حساب مشکل با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بگذاریم بی انصافی است!
یادمان نرود با مستندات تاریخی قابل اثبات است پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در هر جای گیتی ظهور میکردند کمتر وجود مبارکشان مورد ازار قرار میگرفت . این حکمتی است والا که در میان اعرابی که جاهلیت در میان رذایل انها حسن بود بهترین انسان ظهور کند و این قوم متوحش را در دورانی بهترین و والاترین قوم عالم نماید البته سخن در مورد اکثریت است وگرنه تام نمیتوان بحث کرد حال شما بگویید حافظ شیعه یا فردوسی شیعه یا زرتشتی یا... من میگویم انسان ! ما نباید درگیر این القاب و اسامی شویم اینها یکی از انحرافات است که شیطان برای تفرقه بر سر راه ما قرار داده !
و نکته اخر از این حقیر اینکه شیعه کسی نیست که ادعای حب داشته باشد حب با عمل انسان ثابت میگردد.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع