تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا امیرالمونین با اینکه میدونستن ٬ به مسجد رفتن؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
هنگامي كه امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام پيكر مطهر امير المؤمنين را براي دفن به نجف ميبردند، اسب سواري را مشاهده كردندكه بوي خوشي از او ساطع بود.

آن سوار به آنها سلام كرد وبه امام حسن عليه السلام فرمود :تو حسن بن علي هستي كه از سرچشمه وحي و قرآن شير نوشيده است وجانشين امير المومنين است و سرور اوصياء ميباشد؟

عرض كرد:‌آري

فرمود : و اين حسين بن علي نوه ي پيامبر رحمت است كه از منبع عصمت شير نوشيده و پدر امامان ميباشد؟

گفتند : آري

فرمود: جنازه را به من بسپاريد و در امان خدا برويد

امام حسن عليه السلام عرض كرد : پدر ما وصيت فرموده كه جنازه ي او را جز به جبرائيل يا خضر نسپاريم ، شما كدام يك از ايشان هستيد؟؟؟ سوار نقاب از چهره برداشت ، ناگهان ديدند او خود امير المؤمنين است.

به امام حسن فرمود: يا ابا محمد ! هيچ كس نمي ميرد مگر اين كه علي نزد او حاضر شود، آيا بر جنازه ي خويش حاضر نگردد؟ ** مدينة المعاجز ج 3 ص 60- بحار الانوار ج 42 ص 300- القطره ج 1 ص 217
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع