تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاقلانه یا عاشقانه؟؟؟؟ ((( ویژه دختر خانم ها )))
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
خب خدا رو شکر سوء تفاهم ها هم ختم ب خیر شد و ... Smile
نقل قول:نظر ایشون این بود که پدر دختر از نظر ایمان و صالح بودن پسر رو سنجش کنه ... دیگه به هیچ چیز کار نداشته باشه .
دختر خانم هم عاشقانه به اونی که پدرش مهر تایید رو زده نگاه کنه . اگر به دلش نشست که در غالب موارد اینگونست. حله ..
دختر اینجوری بخاطر حرارت احساساتش حتی حاضره با اون پسر تو یه زیر زمین هم زندگی کنه ..
قبول ندارم Cool


خیلی دیدگاه ایده آلیه ...
بالاخره هر کسی توی ذهنش و دو دو تا چهارتا کردنش، سلیقه های خودش رو هم وارد می کنه ...
اگه اشتباه نکنم، مرهم جان خودت بودی ک می گفتی از نظر پدرتون ریش بلند 10 امتیاز، شلوار جین، منفی 10 امتیاز ...


بیاید توی زندگی مردم رو نگاه کنیم نه اینکه ب ایده آل ها نگاه کنیم!
من نوعی خیلی چیزها رو بی ارزش می دونم ک توی نظر پدر بنده مهم هستن
و خیلی چیزهای دیگه هم هست ک ب نظر من خیلی خیلی مهمن ، اما تو نظر پدر بنده مسخره میان!
ربطی هم ب مسائل عاطفی نداره، سر مسائل عقلی و منطقیش با هم تفاوت نظر داریم
حالا من اگه بخوام این مدلی ازدواج کنم ک باید یک عمر با دیدگاه پدرم زندگی کنم، نه دیدگاه خودم!
(۱۳/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۲)السا نوشته است: [ -> ]بیاید توی زندگی مردم رو نگاه کنیم نه اینکه ب ایده آل ها نگاه کنیم!
من نوعی خیلی چیزها رو بی ارزش می دونم ک توی نظر پدر بنده مهم هستن
و خیلی چیزهای دیگه هم هست ک ب نظر من خیلی خیلی مهمن ، اما تو نظر پدر بنده مسخره میان!
ربطی هم ب مسائل عاطفی نداره، سر مسائل عقلی و منطقیش با هم تفاوت نظر داریم
حالا من اگه بخوام این مدلی ازدواج کنم ک باید یک عمر با دیدگاه پدرم زندگی کنم، نه دیدگاه خودم!


اره درست میگی ....
تئوریش خوب بود اما عملا حتی خودم هم قبولش ندارم


ولی خب یه جورایی میشه گفت بیایم متعادل برخورد کنیم...

اخساس +عقل

یک سری عیب ها با احساسات پوشانده بشه و یک سری احساسات با عقل نادیده گرفته بشه ....
نقل قول:بیاید توی زندگی مردم رو نگاه کنیم نه اینکه ب ایده آل ها نگاه کنیم!
من نوعی خیلی چیزها رو بی ارزش می دونم ک توی نظر پدر بنده مهم هستن
و خیلی چیزهای دیگه هم هست ک ب نظر من خیلی خیلی مهمن ، اما تو نظر پدر بنده مسخره میان!
ربطی هم ب مسائل عاطفی نداره، سر مسائل عقلی و منطقیش با هم تفاوت نظر داریم
حالا من اگه بخوام این مدلی ازدواج کنم ک باید یک عمر با دیدگاه پدرم زندگی کنم، نه دیدگاه خودم!


ببینید السا جان مسلم هست که نگاه والدین با فرزندان متفاوت هست! این که جای شک نداره! نظر پدر و مادر هم شرط لازمه نه شرط کافی! هر کس خودش باید بپسنده و یه عمر زندگی کنه!! به هر حال پدر و مادر به خصوص پدر ها نگاهشون عاقلانه هست و کمتر احساسی!!! خب در چنین جایی نیاز نیست که دختر هم خشک و صد در صد عاقلانه در خصوص ازدواج فکر کنه و نظر بده!! بخصوص با مزایایی که ازدواج در سن مناسب 18_20 سالگی داره!! سالمترین فرزندان! موفقترین ها از لحاظ علمی و تحصیلی!! و آرامش و فرار از دغدغه های این روزها!! از مزایای این تیپ ازدواج هاست شخصا موفقترین اساتیدم کسانی بودند که 15_18 سالگی ازدواج کرده بودند و بهترین پزشکی که میشناسم خانمی بود که چهارم دبیرستان ازدواج کرده بود!! تقریبا همه در سنی بودند که عقل و منطق نیمه تعطیل یا اگه نخوایم بگیم می تونیم بگیم استند بای هست!!! ثبات این تیپ زندگی ها هم به شرط اینکه بزرگترا آدمهای نادونی نباشند بیشتره!!!

راست می گن استادتون مرهم جان بهتره هر کس و هر چیز به طبیعت خودش باشه!! پدر و مادر بیندشند و دختر و پسر با عشق و علاقه زندگیشون رو بسازند! و یاد بگیرن از سن کم با مشکلات در کنار هم دست و پنجه نرم کنن!!
البته می دونم سخته ها و بیشتر جوون ها زیر بار نمی رن ولی اصلش ایده ی خوب و صحیحی هست!!!
موضوع بحث خیلی پراکنده شده
اما
بنده هرچی بیشتر فکر می کنم به این نتیجه می رسم که نسخه واحدی رو بخوام برای عموم بپیچیم اشتباه بسیار بزرگی هست .

به نظر من بدترین کار ِ ممکن این هست که بدون عقلانیت وارد رابطه مهم ازدواج شد .
آخه آینده خودمون رو . آینده کس دیگر رو ... چطوری به بازی بگیریم Confused
این یک تصمیمی هست که نمیشه باهاش بازی کرد . ازمون و خطا انجام داد تا یک راهی پیدا بشود !!
چطوری عقلانیت کنار گذاشته بشود ؟!!
(۱۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۴۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]موضوع بحث خیلی پراکنده شده
اما
بنده هرچی بیشتر فکر می کنم به این نتیجه می رسم که نسخه واحدی رو بخوام برای عموم بپیچیم اشتباه بسیار بزرگی هست .

به نظر من بدترین کار ِ ممکن این هست که بدون عقلانیت وارد رابطه مهم ازدواج شد .
آخه آینده خودمون رو . آینده کس دیگر رو ... چطوری به بازی بگیریم Confused
این یک تصمیمی هست که نمیشه باهاش بازی کرد . ازمون و خطا انجام داد تا یک راهی پیدا بشود !!
چطوری عقلانیت کنار گذاشته بشود ؟!!


فاطمه ی عزیز نظر اون بنده خدا این بود که کفه عقلانیت فقط دست پدر باشه ... نه که کلا کنار گذاشته بشه

که اون هم با نظر السا جان رد شد و حق هم میگفت

(۱۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۲۸)zahra11 نوشته است: [ -> ]از مزایای این تیپ ازدواج هاست شخصا موفقترین اساتیدم کسانی بودند که 15_18 سالگی ازدواج کرده بودند و بهترین پزشکی که میشناسم خانمی بود که چهارم دبیرستان ازدواج کرده بود!! تقریبا همه در سنی بودند که عقل و منطق نیمه تعطیل یا اگه نخوایم بگیم می تونیم بگیم استند بای هست!!! ثبات این تیپ زندگی ها هم به شرط اینکه بزرگترا آدمهای نادونی نباشند بیشتره!!!



نمیشه با دیدن چند کیس نظر قطعی داد....

تو خیلی از ازدواج های زود راههای پیشرفت و موفقیت دختر گرفته میشه..
اصولا دختر ها که زیر دیپلم ازدواج میکنن دور کنکور رو خط میکشن.. چیزی که رو سرنوشتشون این قدر تاثیر داره. بالاخره شغل ایندت موقعیت اجتماعی ایندت خیلی در گرو کنکوره ....


کلا زندگی دختر و پسر خیلی متاثر از هم میشه... باز زندگی دختر بیشتر..
خیلی بستگی داره شوهرش چقدر واقع بین و روشن فکر باشه



نقل قول:
راست می گن استادتون مرهم جان بهتره هر کس و هر چیز به طبیعت خودش باشه!! پدر و مادر بیندشند و دختر و پسر با عشق و علاقه زندگیشون رو بسازند! و یاد بگیرن از سن کم با مشکلات در کنار هم دست و پنجه نرم کنن!!

البته می دونم سخته ها و بیشتر جوون ها زیر بار نمی رن ولی اصلش ایده ی خوب و صحیحی هست!!!

راستش صد در صد نمیتونم قبولش کنم ...
آخه سلیقه من و بابام با هم فرق داره...
شما خودت بارها گفتی بابات تا کسی یه وجب ریش (!) نداشته باشه، تو خونه راه نمیده...Big Grin
حالا شاید این همه ریش سلیقه شما نباشه...
به نظرم این شیوه تااازه اول راه خیانت بعد از ازدواجه...
(۱۴/مرداد/۹۳ ۱۶:۰۰)moze84 نوشته است: [ -> ]آخه سلیقه من و بابام با هم فرق داره...
شما خودت بارها گفتی بابات تا کسی یه وجب ریش (!) نداشته باشه، تو خونه راه نمیده...Big Grin
حالا شاید این همه ریش سلیقه شما نباشه...
به نظرم این شیوه تااازه اول راه خیانت بعد از ازدواجه...


بارها نگفتم. یه بار گفتم ... اون هم نه با این لحن. نظر پدرم و البته برادرم خیلی برام مهمه.

منم تو پستهای بالا اعلام کردم نظر السا جان برای منم قابل قبوله .

ولی در کل همین ملاک هایی که من دارم و با ملاک های مثلا پدرم متفاوته حاصله چیه؟
ایا من 16 ساله هم بودم برا خودم این ملاکها رو ساخته بودم؟ یقینا خیر...

اون بنده خدا هم ایده ال ازدواج رو زیر 20 سال میدید. که خب اصولا یا دخترا ملاک ندارن تو اون سن یا اگه داشته باشن ملاکشون اینه که طرف چشم ابی باشه... یعنی ملاکهای پخته ای ندارن...


یقینا با افزایش سن و تکامل فکری هم ملاک میره بالا هم وزنه عقلانیت سنگین تر میشه. هم ازدواج سخت تر
(۱۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۵۳)مرهـم نوشته است: [ -> ]فاطمه ی عزیز نظر اون بنده خدا این بود که کفه عقلانیت فقط دست پدر باشه ... نه که کلا کنار گذاشته بشه

که اون هم با نظر السا جان رد شد و حق هم میگفت

نمیشه با دیدن چند کیس نظر قطعی داد....

تو خیلی از ازدواج های زود راههای پیشرفت و موفقیت دختر گرفته میشه..
اصولا دختر ها که زیر دیپلم ازدواج میکنن دور کنکور رو خط میکشن.. چیزی که رو سرنوشتشون این قدر تاثیر داره. بالاخره شغل ایندت موقعیت اجتماعی ایندت خیلی در گرو کنکوره ....


کلا زندگی دختر و پسر خیلی متاثر از هم میشه... باز زندگی دختر بیشتر..
خیلی بستگی داره شوهرش چقدر واقع بین و روشن فکر باشه

راستش صد در صد نمیتونم قبولش کنم ...

ببین عزیزجان
تالار گفتگو هست . یعنی هر کس اجازه دارد نظر خودش رو بگوید .
شما موضوع گذاشتید . هر کس هم مختاره صحبت کنه و نظر شخصی خودش رو بگوید .

هزار مدل کارشناس داریم . هزار مدل تفکر .
کسی ممکن هست ازدواجهای ماسبق رو در ذهن خودش حاضر کند .
بگوید بنا براینکه اون موقع خانومها بیشتر سرکار نمیرفتند و دستشون در جیب شوهرشون بود موفق تر بودند . پس خانوما کار نکنند دوام زندگی بیشتر میشود و بقیه هم نظر دیگری داشته باشند !
استاد شما هم در ذهن اینطور حاضر فرمودند و نتیجه خاص خودشون رو گرفته باشند . کسی ممکن هست رد کند . کسی ممکن هست بپذیرد . نه همه درست هست . نه همه غلط !
  • مثلا دختر بر پایه احساس وارد زندگی بشود و عقلانیت را به پدرش واگذار کند .
آیا اگر فردا بر پایه همان احساسات زندگی را بر همسرش کوفت کرد . آن پدر جوابگوی کارهای فرزندش هست ؟! مگه میشود کسی جای دیگری تصمیم بگیرد ؟ اگر کسی جای من تصمیم بگیرد یعنی کاری که من انجام دادم مسئولش کس دیگری هست ! چنین چیزی ممکن هست ؟!

اصله اساس زندگی بر پایه سازش بین زوجین هست . نه رد عقلانیت و سلب مسئولیت به بهانه واهی .
نقل قول:تو خیلی از ازدواج های زود راههای پیشرفت و موفقیت دختر گرفته میشه..
اصولا دختر ها که زیر دیپلم ازدواج میکنن دور کنکور رو خط میکشن.. چیزی که رو سرنوشتشون این قدر تاثیر داره. بالاخره شغل ایندت موقعیت اجتماعی ایندت خیلی در گرو کنکوره ....

بستگی داره موفقیت تحصیلی هدف مهم زندگی ما باشه یا ازدواج سعادتمندانه!! بخوای شاغل باشی! یا نخوای شاغل باشی!
از دانشگاه رفتن هرفت چی باشه!!؟ مثلا کارمند بشی تو یه محیط..... و چقد حقوق بگیری که بصرفه شوهر و بچت رو ول کنی بری سر کار!! در بهترین حالت اگه اعتقادات هم مهم نباشه!!!
من به شخصه هر آدمی دور و برم استعداد و علاقه به درس خوندن داشت!! بعد ازدواج موفقتر و با اقتدار تر بود تو زمینه تحصیل!!! من خودم هم کنکور ارشدم رو با دو تا بچه دادم و سراسری هم قبول شدم و رفتم و دفاع هم کردم!!! البته سخت بود ولی نمردم!Big Grin

من کلا با دو دو تا کردن زوجها با وجود نقش والدین زیاد موافق نیستم!!! هر چند که جوون های این روزگار خودشون خیلی حسابگر شدن!! باعث دیر شدن ازدواج، کم گذشتی، و ناسازگاری می شه این تعقل زیاد دختر و پسر در زمینه ازدواج!! براشون به صورت یه عادت در میاد کی هی حساب و کتاب کنن! نمی سازن با هم!!!
(۱۴/مرداد/۹۳ ۱۶:۱۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]
  • مثلا دختر بر پایه احساس وارد زندگی بشود و عقلانیت را به پدرش واگذار کند .
آیا اگر فردا بر پایه همان احساسات زندگی را بر همسرش کوفت کرد . آن پدر جوابگوی کارهای فرزندش هست ؟! مگه میشود کسی جای دیگری تصمیم بگیرد ؟ اگر کسی جای من تصمیم بگیرد یعنی کاری که من انجام دادم مسئولش کس دیگری هست ! چنین چیزی ممکن هست ؟!

اصله اساس زندگی بر پایه سازش بین زوجین هست . نه رد عقلانیت و سلب مسئولیت به بهانه واهی .


این نظر شاهکار بودددد

واقغا صحیحه.
میدونید قضیه چیه قدیم ها فرزند ها خیلی تابع حرف پدر و مادر بودن. پدر به دخترش میگفت برو خونه شوهرت بمیر دختر نه نمیگفت.
یا پدر پسر میگفت فلان کار رو بکن پسر حتما انجام میداد. زندگی ها با کنترل زیاد بزرگتر ها و ریش سفید ها پیش میرفت. حرف شنوی و احترام در سطح بالایی برقرار شد..

اما در دنیای امروز بچه ها سطح فکریشون متفاوت از والدین شده. همه حرفاشون رو منطقی نمیبینن. حرف غیر منطقی از نظر خودشون هم انجام نمیدن.
نمیشه گفت بچه های امروزه بدن هاااا. بالاخره تغییریست که باید پذیرفت. بچه ها هم به عنوان یک انسان مستقل حق دارند نظر ذهنی خودشون رو اعمال کنن .

ولی متاسفانه یکی از علل بالا رفتن طلاق از نظر یه روانشناسی همین بود. که دیگه دخالت ریش سفید ها و والدین رو استحکام زندگی بچه هاشون اثر نداره و ...Sad
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع