به نام خدا
بنا به فرمایش جناب سید ابراهیم برای تعیین چارچوب کلی بحث:
خلاصه و جمع بندی مباحث براساس ارسالای بچه ها پیرامون آزادی و اجبار :
✔ حوزه ی فردی :
◀ اصول اعتقادات :
اعتقاد و ایمان از جمله اموری هستن که اجبار بردار نیستن.
دين داراى سه بخش اعتقاد قلبى، اقرار زبانى و عمل به دستورات دينیه که این وسط ركن اساسى دين اعتقاد قلبى و باوره.
و به همين دليل هيچكی رو نمی شه مجبور به پذيرش اعتقادى خاص كرد.
معتقدات هر كی در صندوقچه فكر و قلبشه كه براى كسى دسترسى به اونجا ممكن نيستش. و معناى آيه شريفه هم، همين امره كه گوهر دين قابل اكراه و اجبار نيستش.
در هرصورت خدا راه رو نشون داده (انا هدیناه السبیل) و گمراهی رو از ضلالت متمایز کرده (قد تبین الرشد من الغی). حالا تو می تونی این وسط راه حق رو انتخاب کنی و به سعادت ابدی برسی یا راه ضلالت که نتیجش می شه خسران
◀ عمل به دستورات (فروعات شخصی) :
قبل اسلام آوردن و پذیرش اصول اعتقادات شما آزادی. ولی زمانی که تحقیق کردی و مطمئن شدی این دین کاملی است که تمام حقایق را در بردارد دیگه باید به دستوراتش گوش جان بسپاری. (حرف جناب سید ابراهیم)
✔ حوزه ی اجتماعی :
تو حوزه ی اجتماعی در رابطه با محدوده ی آزادی با دو دسته آدم روبه رو هستیم که بچه ها یکیشو گفتن. من هر دو رو اینجا میارم :
◀ دسته ی اول : الزام مسلمونا به رعایت دستورات دینی در اجتماع
تو این حالت بحث سر اينه كه آيا مسلمون مى تونه بگه دوست دارم علناً در خيابون و كوچه و مغازه شراب بنوشم، يا می خوام قماربازى كنم، دوست ندارم حجاب شرعى رو رعایت كنم، دوست دارم بر عليه اسلام تظاهرات كنم؟
اینجا بعضیا فک می کنن كه با استفاده از حق آزادى مى تونن همچنين كارايى را بکنن و گاهیم مى گن: مگه در صدر اسلام هم كسانى وجود خدا رو انكار نمى كردن؟ مگه در قانون اساسى اين آزادى ها تضمين نشده و... پاسخ اینه كه خير، اسلام جلوى تظاهر به فسق رو مى گيره.
آزادى عمل و بيان در اسلام نامحدود نيست.
هر عمل و گفتارى رو نمی شه در حكومت اسلامى انجام داد. اصلا یکی از حکمتای تشريع امر به معروف و نهى از منكر براى رعايت مرزهاست و يكى از علتای تأسيس حكومت در اسلام جلوگيرى از محرّمات و تخلّفات دينیه.
اسلام در مواقعى و تا حدودى دخالت در امور ديگران و محدود كردن انسان ها رو اجازه داده و بلكه لازم دونسته .
تمام حرفا بر سر تعيين حدود آزادیه.
خلاصه اينكه اسلام مبارزه با اسلام و توطئه عليه نظام و تجاهر به فسق رو اجازه نمى ده و با اين امور با نهايت شدّت مخالفت مى كنه.
اسلام در جاى خود رحمت و رأفت و مدارا و تسامح و در جايى ديگر شدت و غلظت و خشونت و سخت گيرى رو روا دونسته. در اسلام بتى بنام آزادى و دموكراسى كه بالاتر و برتر از دين باشه، وجود نداره.
◀ دسته ی دوم : تکلیف با غیر مسلمونا تو جامعه ی اسلامی
اسلام بعضى اديان و مذاهب رو به رسميت شناخته . اين اديان، يهوديت، مسيحيت و دين زرتشته كه پيروان اونا به عنوان اهل كتاب و ذمّه بر طبق مقرّراتى خاص مى تونن تحت حكومت اسلامى زندگى كنن. حتى كفّار هم اگه معاهَد (ملتزم به معاهده و قرارداد) باشن، مى تونن در مملكت اسلامى زندگى كنن. اسلام هيچگاه به يهودى يا زرتشتى نمى گه که نماز بخون يا طبق دستور اسلام ازدواج كن و غيره.
دسته ديگر از غيرمسلمونا
كفّار حربى و اهل عناد و جنگ هستن كه در صورت درگير شدن بايد با اونا جنگيد تا تسليم شن.
***************************************************************
خب این خلاصه ی مطالب تا اینجا بوده.
- لطفا دوستان بحث رو کامل کنن تا یه نتیجه گیری جامع ازش استخراج شه
- تو بحثاتون می تونید از مصادیق استفاده کنید ولی لطفا رو مصادیق بحث نکنید تا تاپیک یه روند مشخص رو داشته باشه (و اگه می خواید رو مصادیق بحث کنید لطفا در تاپیک جداگانه بحث رو پیش ببرید)
- یک حرفیم زده شد پیرامون اینکه دین سبک زندگیه. خیلی موضوع مهم و جالبیه این مطلب. خود من تا چند وقت پیش فک می کردم که دین برنامه ی زندگیه که اینطور نیست و سبک زندگیه، این دو تا با هم فرق دارن. اگه بشه در قالب تاپیک دیگه ای به این موضوع پرداخته بشه، خیلی عالیه
.