|
لا إکراهَ فِی الدّین
|
|
۱۶:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۳:۴۸ توسط هادی....)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام به همگی ![]() در هفته ای که گذشت ، با سه شخص مختلف ( و جدا گانه) صحبت داشتَم ، بحثمون به صورت ناخودآگاه کشیده می شد به سمت آیه ی (( لا إکراهَ فی الدّین)) با این که از این آیه باید در حوزه شناخت دین استفاده بشه ، و این آیه به این اشاره داره که شما در گزینش و انتخاب دینتون تا جایی که توانش رو دارید ، هیچ اجبار و اکراهی ندارید ... (خداوند در این آیه خبر می دهد که اجبار در اصل دین ممکن و شدنی نیست زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی ، قابلیت اجبار و تحمیل کردن یا اجباری شدن ندارد ) اما اما اما اما واسه من جالب و خیلی تعجب آور بود که دوستان از این آیه در حوزه ی عملی و التزام به شرعیات دینی استفاده می کردن !!! *یکی از اونها این آیه رو ربط داد به این که حکومت نباید در کارهای دینی مردم دخالت کنه !!! چیکار به حجاب مردم دارند... *و دو نفر از اونها دلیلشون برای عدم انجامِ شرعیات ، این آیه بود !!! خدا خودش گفته ( در کار دین ، هیچ اجباری نیست) *و بحث این که با وجود این آیه ، و این که انسان مختار در انتخاب دین هست ، پس چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟ این دو گانگی نیست !!! ![]() فکر کردم در مورد این مسئله حرف بزنیم به نتایج خوبی می رسیم... ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۰۴, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
یه قول دیگه ای که در مورد این ایه وجود داره اینه که
دین در فطرت انسان وجود داره و در واقع ایمان اوردن ادما از رو اکراه نیست. اگه حرفای تازه مسلمان ها رو بشنویم خیلی چیزای جالبی میگن که چون واسه ما عادی شده به چشممون نمیاد. اگه این موج اسلام هراسی و افراد منحرف وجود نداشتن،در تبلیغ برابر خیلی ها به این دین ایمان میوردن لذا فطرت هم به عنوان یه قول قابل تامله |
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۱۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۵:۳۴ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
اکراهی در دین نه در اصول هست نه در فروع
تا مادامی که متعرض به حقوق دیگران نشی روزه نمیگیری نگیر ولی حق هم نداری توخیابون روزه خواری کنی حجاب رو قبول نداری نداشته باش اما حق نداری بی حجاب بشی که به خاطر عقیده ی شخصی تو جامعه نابود بشه فکر کنم جواب سوال گرفته شده بحث هایی هم که داره میشه به خاطر اینه که با مطرح کردن موضوعات دیگه بحث منحرف بشه ( طوری که دوستمون سید ابراهیم به عنوان شک کردن دیگه ) تا باخت بعضی ها دیده نشه وگرنه این پست من و پست صفحه ی اولم که خیلی هم ساده است پاسخ میده دوستمون مصباح پاسخ های فلسفی هم گذاشتند دیگه بحثی نیست ولی نه اگه دعوا میخان بعضی کنند تا باخت خودشون رو نبینند درمورد فمنیست هم بحث کنند و بهموضوع ربطش بدن میشه ها والا |
|||
|
|
۱۵:۴۷, ۱۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۸:۴۷ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۳/مرداد/۹۳ ۱۵:۰۴)یاســین نوشته است: یه قول دیگه ای که در مورد این ایه وجود داره اینه که دو تا نکته این جا هست، اول این که شان نزول آیه، یا چنین برداشتی نمی خونه: درباره هنگام نزول آيه شريفه فوق، چندين داستان، نقل شده است؛ (ر.ك؛ تفسير الميزان، نمونه، مجمعالبيان، ابنكثير، روحالمعاني و... ذيل آيه شريفه)؛ از آن جمله: ـ داستان مردي از مسلمانان انصار، به نام «حصين» ميباشد. كه دو فرزند او به آئين مسيحيت گرويده بودند و او ميخواست، آنان را با اجبار به سوي اسلام دعوت كنند. وقتي موضوع با پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درميان گذاشته شد. آيه شريفه لااكراه فيالدين... نازل گرديد. ـ و برخي ديگر گفتهاند: اين آيه شريفه در هنگامي نازل شد كه مقرر گرديده بود، يهوديان بنينضير به خاطر توطئهاي كه انجام داده بودند، از اطراف مدينه به نقاط دوردست كوچ كنند؛ در حالي كه در ميان آنان برخي از وابستگان مسلمانان وجود داشتند كه هنوز برآيين يهوديت بودند و مسلمانان از اين جهت نگران بودند؛ كه آيه شريفه: لااكراه في الدين... نازل شد. و پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: خيّروا اصحابكم فان اختاروكم فهم منكم و ان اختاروهم فاجلوهم (ر.ك: مجمعالبيان، ج 1 ـ 2 ذيل آيه شريفه) ـوابستگان خود را آزادبگذاريد، اگر شما را برگزيدند، از شما خواهند بود و اگر آنان را برگزيدند پس از آنان روگردان و دور شويد داستانهاي ديگري نيز به همين مضمون نقل شده است؛ كه با وجود اختلاف نقل قولها، آنچه در همگي مشترك است، اين است كه عدهاي پيرو آئينهاي ديگري غير از اسلام بودند و پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دستور خداوند متعال، از اجبار آنان براي گرويدن به اسلام، جلوگيري فرمودهاند. دوم این که ایمان به یک چیز، از این جهت که ایمان هست هیچ گاه با اجبار یا اکراه همراه نیست. این ربطی به فطرت نداره. نقل قول:فکر کنم جواب سوال گرفته شده بحث هایی هم که داره میشه به خاطر اینه که با مطرح کردن موضوعات دیگه بحث منحرف بشهکسی به موضوعی خارج از تاپیک نپرداخته: نقل قول: بحث این که با وجود این آیه ، و این که انسان مختار در انتخاب دین هست ، پس چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟ این دو گانگی نیست !!! در هر حال اگر انتقادی به پاسخ من به سرکار مصباح دارید استفاده می کنیم. نقل قول:ولی نه اگه دعوا میخان بعضی کنند تا باخت خودشون رو نبینند درمورد فمنیست هم بحث کنند و بهموضوع ربطش بدن میشه هادقیقا موضوعی که به تاپیک ارتباط نداره. |
|||
|
|
۱۵:۵۳, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
فانوس گرامی. فقط اونهایی که ما فرمودید نیست.
دین تنها در حوزه مسائل اجتماعی نظر نداده است. مباحث فردی هم مهم است. اینطور نیست که بگوی من دین دارم ولی روزه نمیگیرم. چون لااکراه فی دین(هرچند در ملا عام هم روزه خواری نکند، این آدم زبون است) دوست گرامی مهدی سینا خوب گفتند، من هم اضافه میکنم دی همه دین است. نمیتونی بگی من مثلا محبت کردن اسلام را قبول میکنم ولی این قسمت قصاصش نه خیلی خشنه نمیتونم. بله قبلش شما آزادی. ولی زمانی که تحقیق کردی و مطمئن شدی این دین کاملی است که تمام حقایق را در بردارد دیگه باید به دستوراتش گوش جان بسپاری. البته نکته خانم یاسین هم بسیار به جا بود. |
|||
|
|
۲۱:۱۰, ۱۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۳ ۱۷:۱۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بنا به فرمایش جناب سید ابراهیم برای تعیین چارچوب کلی بحث: خلاصه و جمع بندی مباحث براساس ارسالای بچه ها پیرامون آزادی و اجبار : ✔ حوزه ی فردی : ◀ اصول اعتقادات : اعتقاد و ایمان از جمله اموری هستن که اجبار بردار نیستن. دين داراى سه بخش اعتقاد قلبى، اقرار زبانى و عمل به دستورات دينیه که این وسط ركن اساسى دين اعتقاد قلبى و باوره. و به همين دليل هيچكی رو نمی شه مجبور به پذيرش اعتقادى خاص كرد. معتقدات هر كی در صندوقچه فكر و قلبشه كه براى كسى دسترسى به اونجا ممكن نيستش. و معناى آيه شريفه هم، همين امره كه گوهر دين قابل اكراه و اجبار نيستش. در هرصورت خدا راه رو نشون داده (انا هدیناه السبیل) و گمراهی رو از ضلالت متمایز کرده (قد تبین الرشد من الغی). حالا تو می تونی این وسط راه حق رو انتخاب کنی و به سعادت ابدی برسی یا راه ضلالت که نتیجش می شه خسران ◀ عمل به دستورات (فروعات شخصی) : قبل اسلام آوردن و پذیرش اصول اعتقادات شما آزادی. ولی زمانی که تحقیق کردی و مطمئن شدی این دین کاملی است که تمام حقایق را در بردارد دیگه باید به دستوراتش گوش جان بسپاری. (حرف جناب سید ابراهیم) ✔ حوزه ی اجتماعی : تو حوزه ی اجتماعی در رابطه با محدوده ی آزادی با دو دسته آدم روبه رو هستیم که بچه ها یکیشو گفتن. من هر دو رو اینجا میارم : ◀ دسته ی اول : الزام مسلمونا به رعایت دستورات دینی در اجتماع تو این حالت بحث سر اينه كه آيا مسلمون مى تونه بگه دوست دارم علناً در خيابون و كوچه و مغازه شراب بنوشم، يا می خوام قماربازى كنم، دوست ندارم حجاب شرعى رو رعایت كنم، دوست دارم بر عليه اسلام تظاهرات كنم؟ اینجا بعضیا فک می کنن كه با استفاده از حق آزادى مى تونن همچنين كارايى را بکنن و گاهیم مى گن: مگه در صدر اسلام هم كسانى وجود خدا رو انكار نمى كردن؟ مگه در قانون اساسى اين آزادى ها تضمين نشده و... پاسخ اینه كه خير، اسلام جلوى تظاهر به فسق رو مى گيره. آزادى عمل و بيان در اسلام نامحدود نيست. هر عمل و گفتارى رو نمی شه در حكومت اسلامى انجام داد. اصلا یکی از حکمتای تشريع امر به معروف و نهى از منكر براى رعايت مرزهاست و يكى از علتای تأسيس حكومت در اسلام جلوگيرى از محرّمات و تخلّفات دينیه. اسلام در مواقعى و تا حدودى دخالت در امور ديگران و محدود كردن انسان ها رو اجازه داده و بلكه لازم دونسته . تمام حرفا بر سر تعيين حدود آزادیه. خلاصه اينكه اسلام مبارزه با اسلام و توطئه عليه نظام و تجاهر به فسق رو اجازه نمى ده و با اين امور با نهايت شدّت مخالفت مى كنه. اسلام در جاى خود رحمت و رأفت و مدارا و تسامح و در جايى ديگر شدت و غلظت و خشونت و سخت گيرى رو روا دونسته. در اسلام بتى بنام آزادى و دموكراسى كه بالاتر و برتر از دين باشه، وجود نداره. ◀ دسته ی دوم : تکلیف با غیر مسلمونا تو جامعه ی اسلامی اسلام بعضى اديان و مذاهب رو به رسميت شناخته . اين اديان، يهوديت، مسيحيت و دين زرتشته كه پيروان اونا به عنوان اهل كتاب و ذمّه بر طبق مقرّراتى خاص مى تونن تحت حكومت اسلامى زندگى كنن. حتى كفّار هم اگه معاهَد (ملتزم به معاهده و قرارداد) باشن، مى تونن در مملكت اسلامى زندگى كنن. اسلام هيچگاه به يهودى يا زرتشتى نمى گه که نماز بخون يا طبق دستور اسلام ازدواج كن و غيره. دسته ديگر از غيرمسلمونا كفّار حربى و اهل عناد و جنگ هستن كه در صورت درگير شدن بايد با اونا جنگيد تا تسليم شن. *************************************************************** خب این خلاصه ی مطالب تا اینجا بوده.
. |
|||
|
|
۱۲:۰۷, ۱۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
نقل قول:کسی به موضوعی خارج از تاپیک نپرداخته:نقل قول: بحث این که با وجود این آیه ، و این که انسان مختار در انتخاب دین هست ، پس چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟ این دو گانگی نیست !!! در هر حال اگر انتقادی به پاسخ من به سرکار مصباح دارید استفاده می کنیم. باشه در انتخاب دین اجباری نیست اما بعد از انتخاب تو پذیرفته ای که ارتداد حکمش مرگ است بعد از انتخاب تو اجبار داری قانون داری قبل ازانتخاب اجباری نیست اما بعدش هست تو انتخاب کردی حالا که انتخاب کردی پاش بشین در ضمن ارتداد باید کفرت رو اعلام کنی و این مساوی با فتنه گری است و این فتنه حکمش مرگه |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۱۴/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۳ ۲۲:۳۸ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
نقل قول:باشه وقتی شما می گید فرد بعد از مطالعه و تحقیق باید یه مکتب رو بپذیره، در حین حال مجاز نیستید که به بهانه آسیب پذیر بودن و عالم نبودن افراد امکان شنیدن نقد رو از افراد جامعه سلب کنید و تنها منبع مختص خودتون رو در اختیار جامعه قرار بدید. این یک تفکر متناقض هست. من هم اگر دیگران رو به یک نوع دین یا رفتار خاص دعوت کنم، اگر راه مطالعه و نقد و شنیدن صحبت مخالف رو براشون فراهم نکنم دچار تفکر و رفتار متناقض خواهم بود. ما هم این رفتار دوگانه رو در اسلام مشاهده می کنیم... (نتیجه ش این هست که از یک طرف اجازه نقد از افرادی که شناخت کافی به اسلام به دست آوردن داده نمی شه و از طرفی افراد با شناخت ناکافی و ناصحیح در دین بهش ملحق می شن.) نقل قول:تو انتخاب کردی حالا که انتخاب کردی پاش بشیناین صحبت شما هم صحیح نیست. آزادی بیان نه تنها در جوامع تاثیر منفی نداشته، بلکه به نفع جوامع هم بوده. |
|||
|
۲۲:۲۲, ۱۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
نقل قول:تنها منبع مختص خودتون رو در اختیار جامعه قرار بدید. خدا رو شکر این مسئله نه صد در صد ولی میشه بگی توی ایران درست نیس من الان تورات (عهد قدیم ) رو دارم میخای به شما هم بدم یه مقدار خوندمش شما بیا برو اونو بخون عهد جدیدشم هس اونم بخون قران هم بخون شما اسم ببر منبعی رو که نباشه توی ایران کتاب های اهل سنت صحیح بخاری هم بخای براتون میاریم اما خب ما اجازه ی گشترشش رو بهصورت همه گیر نمی دیم که یه عده ی مریض بیان سو استفاده کنند برای اغوای دیگران والا اگر کسی اهل تحقیق باشه به اندازه کافی هست منبع به ندرت چیزی پیدا نمیشه که اصولا مشکل سیاسی باید داشته باشه که این مسئله همه ی جای دنیا هست |
|||
|
۲۲:۴۴, ۱۴/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۸:۵۵ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱۴/مرداد/۹۳ ۲۲:۲۲)فانوس *7* نوشته است:من با اینجا با رویکرد کار دارم، نه مصداق. به هر حال، اگر دنبال مصداق هستید: http://fa.wikipedia.org/wiki/فهرست_کتاب...ع_در_ایران البته احتمالا کتاب های بسیار دیگه ای هست که چون نویسندگانش شرایط رو می دونستن یا برای چاپ اقدام نکردن یا توی لیست نیومده. به علاوه من گفتم منبع. منبع یعنی هر منبعی نه لزوما کتاب. یک انسان هم می تونه یک منبع باشه، یک سایت هم می تونه یک منبع باشه، تلویزیون و دانشگاه هم می تونه یک منبع باشه... این هم که می گید امکان سوء استفاده وجود داره، به این معنی هست که قبول دارید شرایطی برای انتخاب آگاهانه مردم تدارک دیده نشده، که این موید همون تناقضیه که گفتم. خوبه که طرفای بحث در مخالفت با هم موافقت کنن! |
|||
|
۲۲:۵۱, ۱۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
ببین پسر خوب من نمی تونم در خونمو باز بذارم که توی راه رفتن مردم محدودیت نباشه
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 70804198804197739512.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/70804198804197739512.jpg)








