۱۷/مرداد/۹۳, ۱۹:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ن:اگر می شود چیزی گفت خارج از بحث شما با اجازه ی اساتید.دوستان تاپیک های معرفی شده توسط دوستمون تاپیک های خوبی هستند.
در اصول کافی برای ایمان احادیث بسیار است اما بنده این جمله از امیرالمؤمنین درنهج البلاغه را خیلی مختصرتر و جالب تر دیدم:
قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالقَلْبِ ، وَ إِقْرارٌ بِاللِّسَانِ ، وَ عَمَلٌ بِالأرْکْاَنِ .
حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند: ایمان بر شناخت با قلب ، اقرار با زبان ، و عمل با جوارح و اعضا استوار است.(عربی اش از فارسیش پر معنا تر است و به نظرم این حدیث پاسخ اکثر سوالات در مورد ایمان است مانند سوالات بالا) ( نهج البلاغه ترجمه ی استاد دشتی(رحمة الله علیه) ، حکمت 227)
خود ایمان هم پایه ها و مراتبی دارد امیرالمؤمنین(علیه السلام) پایه های ایمان را صبر،یقین،عدل و جهاد می داند و برای هر کدام تعریفی ذکر می کنند.
اما بنده متاسفانه مراتب ایمان را به طور جزئی دقیق نمی دانم .
اما امیرالمؤمنین(علیه السلام) اقسام ایمان را یک ایمان ثابت در قلوب و دو ایمان ناپایدار و غیرثابت در میان دلها و سینه ها می داند.(اگر اساتید لطف کنند این مورد را بیشتر باز کنند ممنون می شوم)
در مورد اقسام ایمان می توان آیات 136 سوره ی نساء و 28 سوره ی حدید را نام برد که خداوند به کسانی که ایمان آوردند دستور ایمان آوردن دوباره به خدا و رسول و کتاب می دهد و تقوای الهی.
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده : ایمان یک درجه فرای اسلام و تقوي(پرهیزگاری) یک درجه فرای ایمان و یقین یک درجه فرای تقوي است . و در میان مردم هیچ چیزی اندک تر از یقین تقسیم نشده.
یعنی ایمان مرتبه ایست میان اسلام و تقوا و برتر از اسلام هست و تقوا از او برتر است.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند:
اَلْإِیمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ اَلصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى اَلْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ وَ أَلاَّ یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اَللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ.
نشانه ایمان آن است که راست بگویى، آنگاه که تو را زیان رساند، و دروغ نگویى که تو را سود رساند و آن که بیش از مقدار عمل سخن نگویى، و چون از دیگران سخن گویى از خدا بترسى.( حکمت 458 )
همچنین از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده:
لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ .
ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.(حکمت 310)
حالا تا اینجا با اقتباس از نظر ائمه ی اطهار(علیهم السلام) و نظرات بزرگان بود.
اما نظر من این است که باید طبق حدیث امیرالمؤمنین(علیه السلام) عمل کنیم یعنی سعی کنیم معرفت خودمان را افزایش دهیم از راه های گوناگون و صحیح و بعد به اقرار به زبان کنیم و سپس توسط ارکان عمل کنیم اینطور ایمان ما افزایش پیدا می کند.
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: ایمان بنده ای استوار نگردد تا دل او استوار شود و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.
به نظرم در این راه برای اینکه واقعا موفق باشیم نیازمند اسوه و الگو و مبین هستیم: قرآن کریم ، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وائمه ی اطهار(علیهم السلام)
شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب جاذبه و دافعه ی علی(علیه السلام) ابتدا درباره ی عشق و انواعش صحبت نموده و سپس گفته عشق باعث می شود معشوق سعی کن خود را به عاشق نزدیک کند و جلوه ای از او شود. این حدیث را از امام علی(علیه السلام) نقل می فرمایند:
لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِى هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ص أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ .
و درود خدا بر او ، فرمود : اگر با شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد کرد ، و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضاى الهى جارى شد ، و بر زبان پیامبر اُمى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گذشت که فرمود :
" اى على ! مؤمن تو را دشمن نگیرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت"(حکمت 45)
و واقعا توصیه می شود کتاب جاذبه و دافعه علی(علیه السلام) را بخوانید. اگر ما بتوانیم خودمان را به امیرالمؤمنین(علیه السلام) نزدیک کنیم واقعا عالی خواهد بود و می توانیم ایمان خالص را از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایشان و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) استخراج کنیم و ایمان خود را تقویت کنیم.
فعلا اینها در حد وسع ما هست
یاعلی(علیه السلام)
ن:اگر می شود چیزی گفت خارج از بحث شما با اجازه ی اساتید.دوستان تاپیک های معرفی شده توسط دوستمون تاپیک های خوبی هستند.
در اصول کافی برای ایمان احادیث بسیار است اما بنده این جمله از امیرالمؤمنین درنهج البلاغه را خیلی مختصرتر و جالب تر دیدم:
قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالقَلْبِ ، وَ إِقْرارٌ بِاللِّسَانِ ، وَ عَمَلٌ بِالأرْکْاَنِ .
حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند: ایمان بر شناخت با قلب ، اقرار با زبان ، و عمل با جوارح و اعضا استوار است.(عربی اش از فارسیش پر معنا تر است و به نظرم این حدیث پاسخ اکثر سوالات در مورد ایمان است مانند سوالات بالا) ( نهج البلاغه ترجمه ی استاد دشتی(رحمة الله علیه) ، حکمت 227)
خود ایمان هم پایه ها و مراتبی دارد امیرالمؤمنین(علیه السلام) پایه های ایمان را صبر،یقین،عدل و جهاد می داند و برای هر کدام تعریفی ذکر می کنند.
اما بنده متاسفانه مراتب ایمان را به طور جزئی دقیق نمی دانم .
اما امیرالمؤمنین(علیه السلام) اقسام ایمان را یک ایمان ثابت در قلوب و دو ایمان ناپایدار و غیرثابت در میان دلها و سینه ها می داند.(اگر اساتید لطف کنند این مورد را بیشتر باز کنند ممنون می شوم)
در مورد اقسام ایمان می توان آیات 136 سوره ی نساء و 28 سوره ی حدید را نام برد که خداوند به کسانی که ایمان آوردند دستور ایمان آوردن دوباره به خدا و رسول و کتاب می دهد و تقوای الهی.
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده : ایمان یک درجه فرای اسلام و تقوي(پرهیزگاری) یک درجه فرای ایمان و یقین یک درجه فرای تقوي است . و در میان مردم هیچ چیزی اندک تر از یقین تقسیم نشده.
یعنی ایمان مرتبه ایست میان اسلام و تقوا و برتر از اسلام هست و تقوا از او برتر است.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند:
اَلْإِیمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ اَلصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى اَلْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ وَ أَلاَّ یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اَللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ.
نشانه ایمان آن است که راست بگویى، آنگاه که تو را زیان رساند، و دروغ نگویى که تو را سود رساند و آن که بیش از مقدار عمل سخن نگویى، و چون از دیگران سخن گویى از خدا بترسى.( حکمت 458 )
همچنین از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده:
لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ .
ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.(حکمت 310)
حالا تا اینجا با اقتباس از نظر ائمه ی اطهار(علیهم السلام) و نظرات بزرگان بود.
اما نظر من این است که باید طبق حدیث امیرالمؤمنین(علیه السلام) عمل کنیم یعنی سعی کنیم معرفت خودمان را افزایش دهیم از راه های گوناگون و صحیح و بعد به اقرار به زبان کنیم و سپس توسط ارکان عمل کنیم اینطور ایمان ما افزایش پیدا می کند.
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: ایمان بنده ای استوار نگردد تا دل او استوار شود و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.
به نظرم در این راه برای اینکه واقعا موفق باشیم نیازمند اسوه و الگو و مبین هستیم: قرآن کریم ، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وائمه ی اطهار(علیهم السلام)
شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب جاذبه و دافعه ی علی(علیه السلام) ابتدا درباره ی عشق و انواعش صحبت نموده و سپس گفته عشق باعث می شود معشوق سعی کن خود را به عاشق نزدیک کند و جلوه ای از او شود. این حدیث را از امام علی(علیه السلام) نقل می فرمایند:
لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِى هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ص أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ .
و درود خدا بر او ، فرمود : اگر با شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد کرد ، و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضاى الهى جارى شد ، و بر زبان پیامبر اُمى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گذشت که فرمود :
" اى على ! مؤمن تو را دشمن نگیرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت"(حکمت 45)
و واقعا توصیه می شود کتاب جاذبه و دافعه علی(علیه السلام) را بخوانید. اگر ما بتوانیم خودمان را به امیرالمؤمنین(علیه السلام) نزدیک کنیم واقعا عالی خواهد بود و می توانیم ایمان خالص را از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایشان و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) استخراج کنیم و ایمان خود را تقویت کنیم.
فعلا اینها در حد وسع ما هست
یاعلی(علیه السلام)