کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چکار کنیم که ایمانمون زیاد شه
۱۴:۳۳, ۱۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگترین نعمتی که خدا به مومنین (که خدا ما رو هم از هم اونها قرار بده) داده ایمانه.

بزرگترین عملی که مومن نزد خدا داره ایمانه.

شرط قبولی اعمال،‌شرط بهشتی شدن ایمانه.

ملاک الهی بودن و غیر الهی بودن انسان،‌ایمانه.

تفوات مراتب مومنین به تفاوت مراتب ایمانه،‌و در صورت مساوی بودن در ایمان به تفاوت به انجام اعمال صالح.

تمام کوشش و سیر و سلوک عرفا و سالکان و ... همه در جهت کسب ایمان بیشتره.

حالا که انقدر ایمان اهمیت داره،‌خب باید ببینیم:

تعریف ایمان چیه؟

چجور به دست میاد؟

قابل شدت و ضعف هست یا نه؟

چجور زیاد می شه؟

چجور کم میشه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، سید ابراهیم ، مصباح ، mahpare ، aaaaa ، Eve ، فدايي ولايت ، Agha sayyed ، m.hossein ، سیمرغ ، nasimesaba ، 135 ، عبدالرحیم ، هادی... ، rezamohammadi ، حوریه سادات ، قلب ، ضحی ، Farzaneh

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۰, ۱۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ن:اگر می شود چیزی گفت خارج از بحث شما با اجازه ی اساتید.دوستان تاپیک های معرفی شده توسط دوستمون تاپیک های خوبی هستند.

در اصول کافی برای ایمان احادیث بسیار است اما بنده این جمله از امیرالمؤمنین درنهج البلاغه را خیلی مختصرتر و جالب تر دیدم:

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالقَلْبِ ، وَ إِقْرارٌ بِاللِّسَانِ ، وَ عَمَلٌ بِالأرْکْاَنِ .
حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند: ایمان بر شناخت با قلب ، اقرار با زبان ، و عمل با جوارح و اعضا استوار است.(عربی اش از فارسیش پر معنا تر است و به نظرم این حدیث پاسخ اکثر سوالات در مورد ایمان است مانند سوالات بالا) ( نهج البلاغه ترجمه ی استاد دشتی(رحمة الله علیه) ، حکمت 227)


خود ایمان هم پایه ها و مراتبی دارد امیرالمؤمنین(علیه السلام) پایه های ایمان را صبر،یقین،عدل و جهاد می داند و برای هر کدام تعریفی ذکر می کنند.
اما بنده متاسفانه مراتب ایمان را به طور جزئی دقیق نمی دانم .
اما امیرالمؤمنین(علیه السلام) اقسام ایمان را یک ایمان ثابت در قلوب و دو ایمان ناپایدار و غیرثابت در میان دلها و سینه ها می داند.(اگر اساتید لطف کنند این مورد را بیشتر باز کنند ممنون می شوم)
در مورد اقسام ایمان می توان آیات 136 سوره ی نساء و 28 سوره ی حدید را نام برد که خداوند به کسانی که ایمان آوردند دستور ایمان آوردن دوباره به خدا و رسول و کتاب می دهد و تقوای الهی.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده : ایمان یک درجه فرای اسلام و تقوي(پرهیزگاری) یک درجه فرای ایمان و یقین یک درجه فرای تقوي است . و در میان مردم هیچ چیزی اندک تر از یقین تقسیم نشده.
یعنی ایمان مرتبه ایست میان اسلام و تقوا و برتر از اسلام هست و تقوا از او برتر است.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند:

اَلْإِیمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ اَلصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى اَلْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ وَ أَلاَّ یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اَللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ.
نشانه ایمان آن است که راست بگویى، آنگاه که تو را زیان رساند، و دروغ نگویى که تو را سود رساند و آن که بیش از مقدار عمل سخن نگویى، و چون از دیگران سخن گویى از خدا بترسى.( حکمت 458 )
همچنین از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده:

لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ .

ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.(حکمت 310)

حالا تا اینجا با اقتباس از نظر ائمه ی اطهار(علیهم السلام) و نظرات بزرگان بود.

اما نظر من این است که باید طبق حدیث امیرالمؤمنین(علیه السلام) عمل کنیم یعنی سعی کنیم معرفت خودمان را افزایش دهیم از راه های گوناگون و صحیح و بعد به اقرار به زبان کنیم و سپس توسط ارکان عمل کنیم اینطور ایمان ما افزایش پیدا می کند.

پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: ایمان بنده ای استوار نگردد تا دل او استوار شود و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.

به نظرم در این راه برای اینکه واقعا موفق باشیم نیازمند اسوه و الگو و مبین هستیم: قرآن کریم ، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وائمه ی اطهار(علیهم السلام)
شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب جاذبه و دافعه ی علی(علیه السلام) ابتدا درباره ی عشق و انواعش صحبت نموده و سپس گفته عشق باعث می شود معشوق سعی کن خود را به عاشق نزدیک کند و جلوه ای از او شود. این حدیث را از امام علی(علیه السلام) نقل می فرمایند:

لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِى هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ص أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ .
و درود خدا بر او ، فرمود : اگر با شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد کرد ، و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضاى الهى جارى شد ، و بر زبان پیامبر اُمى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گذشت که فرمود :
" اى على ! مؤمن تو را دشمن نگیرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت"(حکمت 45)

و واقعا توصیه می شود کتاب جاذبه و دافعه علی(علیه السلام) را بخوانید. اگر ما بتوانیم خودمان را به امیرالمؤمنین(علیه السلام) نزدیک کنیم واقعا عالی خواهد بود و می توانیم ایمان خالص را از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایشان و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) استخراج کنیم و ایمان خود را تقویت کنیم.

فعلا اینها در حد وسع ما هست

یاعلی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، مصباح ، 135 ، rezamohammadi ، nasimesaba ، aboutorab ، قلب
۱۹:۱۲, ۱۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۳ ۱۹:۲۵ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۸:۴۳)mahpare نوشته است:  منظورم از تعدد راه های پرستیدن خدا ، پرستش در چارچوب دین بود...

ببینید الان ما توی این تالار که عقایدمون فوق العاده نزدیکه باز هم اختلاف نطر داریم تو فهم درک و البته عمل!

درمورد شبان که فرمودید الدنگ بوده ، گویا مفهومه حرفمو واضح نگفتم.

من که در نسل ها دقت میکنم میبینم مادربزرگم مادرم و من هر سه در پرستش خدا متفاوت عمل میکنیم و البته هر سه مسلمونیم!

جالبه که هرسه فکر میکنیم کاملتر از اونیکی هستیم.


حالا شبان و موسی میتونه یه استعاره باشه از همچین مثالهایی ک شاید قصد داره بگه روش آدمها در صدا کردن پروردگارشون فرق داره و با توجه به محیط سن جنس و ممکنه متفاوت باشه....

البته باز هم یادآوری میکنم من همه ی اینها رو در چارچوب دین عرض میکنم.

منم قبول دارم حرفتون را و می دونم که ارزشی هستید و در چارچوب دین بحث می کنید.

ولی می خواستم بدونید که ازین داستان موسی و شبان خیلی سو استفاده شده و ما نباید استدلال به این مطالب کنیم.

در روایت منسوب به امام باقر (روحی فداه) داریم که مورچه هم فکر می کنه که خدا شاخک داره.

ولی ما در سخن گفتن با خداوند هم باید به معصومان تأسی کنیم، چنانکه برادر بزرگوار مطالبی را نقل نمودند.

گرچه رحمت خداوند بسیار زیاد است و همه بهره مند از آن.

(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۹:۱۰)m.hossein نوشته است:  

اما نظر من این است که باید طبق حدیث امیرالمؤمنین(علیه السلام) عمل کنیم یعنی سعی کنیم معرفت خودمان را افزایش دهیم از راه های گوناگون و صحیح و بعد به اقرار به زبان کنیم و سپس توسط ارکان عمل کنیم اینطور ایمان ما افزایش پیدا می کند.



خیلی ممنون از مطالب بسیار عالیتون

هدف از این تاپیک اینه که همه این مطالب پراکنده ای که داریم جمع آوری بشه

اول اهمیت ایمان و اینکه تمام هویت دینی یعنی هویت حقیقی انسان وابسته به اونه

دوم بدونیم مومن هستیم یا نه؟ یعنی تعریف ایمان و نشانه های ایمان رو بررسی کنیم.

سوم اینکه چکار کنیم که ایمان بیاریم و یا ایمانمون زیاد بشه؟ چه به لحاظ عبادی و چه به لحاظ (علمی) مطالعه ای

و در آخر مطالب را جمع بندی کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، سید ابراهیم ، مصباح ، 135 ، nasimesaba ، قلب
۱۹:۳۴, ۱۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۰ توسط هادی....)
شماره ارسال: #13
آواتار
نقل قول:تعریف ایمان چیه؟

چجور به دست میاد؟

قابل شدت و ضعف هست یا نه؟

چجور زیاد می شه؟

چجور کم میشه؟

آقا حالا که این همه سوال رو می خواین جواب بدین ، این چند تا سوال رو هم اضافه کنید به لیست :

ایمان ، ذاتاً خیر هست ، یا نافع (وسیله ای برای رسیدن به خیر) ؟

برای رسیدن به کمال ، آیا ایمان وسیله هست ، یا هدف ؟

اگر هدف هست ، چرا ؟


امضای هادی...
[تصویر: 80093177746156094501.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، سید ابراهیم ، m.hossein ، 135 ، rezamohammadi ، nasimesaba ، مصباح ، قلب
۱۹:۴۰, ۱۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #14
آواتار
بیان می کنیم که ذاتا خیره

ایمان یعنی هویت من

ایمان یعنی ادراک و معرفتی خاص به امور الهی

ارزش هر انسان هم به مدرَک و معلوماتشه (قيمة كل امرء ما يعلم‏) در تصنیف غرر الحکم ص 42

پس وسیله نیست، هدفه، چون عالم همان معلومشه (البته لا یحیطون به علما)

نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض لیکون من الموقنین

بره اینکه موقن بشه (صاحب ایمانی یقینی) پس هدفه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، هادی... ، 135 ، nasimesaba ، مصباح ، m.hossein ، قلب
۱۴:۰۸, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #15

بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان تاپیک جوابی به بلندای یک عمر می طلبه نه چند خط نوشته روی کاغذ.
و سوالات دیگه هم جوابی به درازای کل تاریخ بشریت.

حالا مرد میخوام به تمام این سوالات پاسخ بده.
البته نه پاسخی که موجب معدوم سوال بشه.
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، 135
۱۸:۴۷, ۱۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۳ ۱۹:۰۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #16
آواتار
ایمان چیست؟

بریم از اول اول شروع کنیم

در تعریف انسان گفتند: حیوان ناطق (یعنی جوهری که دارای ابعاد سه گانه است و نمو دارد و حرکات ارادی دارد و ادراکات جزیی و کلی دارد)

درجوهر سه بعدی بودنش با سنگ و خاک و جمادات مشترکه. (در نظر متعارف که جمادات را فاقد ادراک می دونند)

در نمو داشتن با درختان (در نظر متعارف که نباتات را فاقد ادراک می دونند)

در حرکت ارادی (در حیوانات به میل تفسیر می شود) و ادراک جزیی با حیوانات.

اما در قابلیت ادراکات کلی و حرکات عقلانی (یعنی شهوت و غضب کنترل شده توسط عقل و به عبارت دیگر در عقل نظری و عملی) از حیوانات تمایز پیدا می کند.

پس انسان خلاصه میشه در علم و عمل. اندیشه و انگیزه. ادراک و اراده.

خود عمل معلومه چیه، ولی اینکه چطور عمل به وجود میاد باید تحلیل بشه.

علم هم اجمالا معلومه، ولی تفصیلا نه، اینکه از کجا میاد؟انواعش چیه؟مراتبش چیه؟

علم حصولی گاهی تصوریه و گاه تصدیقی؛ ولی در علم حضوری حرف فراتر از اینهاست.

برای نفوس ابتدایی که تو حوزه شهود و ... نیستند، ایمان می شه علم حصولی.

معلومه که ایمان تصور نیست.

بلکه تصدیقه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، شیدا ، rezamohammadi ، هادی... ، m.hossein ، 135 ، مصباح ، قلب
۱۹:۳۷, ۲۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
گفتیم ایمان از نوع تصدیقه.

اما در عرف دینی به هر تصدیقی ایمان گفته نمی شه.

و قالت الاعراب آمنا
قل لم تومنوا
و لما یدخل الایمان فی قلوبکم
و لکن قولوا اسلمنا

(اگر آیه را غلط نوشتم تذکر بدید)

باید بیایم تصدیق را موشکافی کنیم
تصدیق چیه؟
چطور شکل میگیره؟
آیا صرف اینکه موضوع و محمول در کنار هم باشند و رابطه اشون بررسی بشه، تصدیق صورت میگیره؟

خب

تصدیق یعنی حکم به ثبوت محمول برای موضوع.

مثلا مداد چوبی است.

برای این تصدیق من باید:
1- مداد را تصور کنم
2- چوبی بودن را تصور کنم
3- نسبت بین این دو تا رو بسنجم
4- حکم کنم به وجود نسبت بین این دو

اولی و دومی و سومی همگی در تمامی نفوس مشترکه

یعنی همه تو این سه تا مشترکند.
ولی تو چهارمی دیگه سنخ جریان عوض میشه، یک فعل نفسانی باید صورت بگیره.
این حکم دیگه تصوری نیست بلکه فعل نفسه.

من حق تعالی را به عنوان کمال مطلق تصور می کنم (خدا ماهیت نداره، مفهوم داره)
از بودن هم تصور روشنی دارم
بین بودن و ذات اقدسش را می سنجم.

وقتی با برهان به وجودش پی می برم

می بینم که بودن برایش ضرورت دارد.
نفس مضطرا حکم به ضرورت وجود برای حضرتش می کنه.

حالا این میشه ایمان؟

به نظرم ایمان هنوز این نیست.
یا اگر باشه مرتبه ضعیفی از ایمانه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، شیدا ، هادی... ، m.hossein ، 135 ، قلب
۱۶:۰۴, ۸/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۳ ۱۶:۰۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #18
آواتار
اندکی این مثنوی تاخیر شد.....
تا رفرش شدن دوباره، فعلا این عبارت امام راحل در آداب الصلاه رو تقدیم می کنم:

تحلیلش برای بعد:

مراتب خشوع به حسب مراتب ادراك عظمت و جلال و حسن و جمال است. و چون امثال ماها با اين حال از نور مشاهدات محروميم، ناچار بايد در صدد تحصيل خشوع از طريق علم يا ايمان بر آييم.
قال تعالى: قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنوُنَ الَّذين هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُون.
خشوع در نماز را از حدود و علائم ايمان قرار داده، پس، هر كس در نماز خاشع نباشد، به حسب فرموده ذات مقدّس حق از زمره اهل ايمان خارج است. و نمازهاى ماها كه مشفوع با خشوع نيست از نقصان ايمان يا فقدان آن است. و چون اعتقاد و علم غير از ايمان است، از اين جهت اين علمى كه به حق و اسماء و صفات او و ساير معارف الهيّه در ما پيدا مى‏شود غير از ايمان است. شيطان به شهادت ذات مقدّس حق علم به مبدأ و معاد دارد، مع ذلك كافر است- خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِين گويد، پس حق تعالى و خالقيّت او را مقرّ است، انْظِرْنى الى‏ يَوْمِ يُبْعَثوُن گويد، پس معاد را معتقد است، علم به كتب و رسل و ملائكه دارد، با اين وصف خداوند او را كافر خطاب كرده و از زمره مؤمنين خارج فرموده.
پس، اهل علم و ايمان از هم ممتازند: هر اهل علمى اهل ايمان نيست.
پس، بايد پس از سلوك علمى خود را در سلك مؤمنين داخل كند و عظمت و جلال و بهاء و جمال حق جلت عظمته را به قلب برساند تا قلب خاشع شود، و الاّ مجرد علم خشوع نمى‏آورد، چنانچه مى‏بينيد در خودتان كه با اعتقاد به مبدأ و معاد و اعتقاد به عظمت و جلال حقّ قلب شما خاشع نيست.
و اما قول خداى تعالى: الَمْ يَاْنِ لِلَّذينَ آمَنوُا انْ تَخْشَعَ قُلوُبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَق
شايد ايمان صورى، كه همان اعتقاد بما جاء به النّبيّ صلّى اللّه عليه است، مقصود باشد، و الاّ ايمان حقيقى ملازم با يك مرتبه از خشوع است، يا آن كه خشوع در آيه شريفه خشوع به مراتب كامله باشد، چنانچه عالم را گاهى اطلاق كنند بر كسى كه از حدّ علم به حدّ ايمان رسيده باشد، و محتمل است در آيه شريفه انَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء اشاره به آنها باشد. و در لسان كتاب و سنّت علم و ايمان و اسلام به مراتب مختلفه اطلاق شده ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، مصباح ، عبدالرحیم ، 135 ، قلب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا