تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قضیه بني قريظه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
البته حضرت امام هم می فرمایند آنطور که نقل میکنند.

حالا در این جا بحث سخنرانی امام نیست، آن را می توان در همان تاپیک قبلی مورد مداقه قرار داد. در این جا میخواهیم
ان شالله به بررسی این مسئله مهم و تاریخی بپردازیم.

یک روایت دیگر هم پیدا کردم که اتفاقا مخالفین اسلام این روایت را خیلی می آرن، بنده تنها ابتدایش را می آورم، نگاه کنید:

(( بعد از آن‌كه رسول صلّى اللّه عليه و آله خيبر را بگشاد و مسلمانان غنيمت يافتند و زنان و بچگان را به اسيرى بردند، اين خبر به بنى قريظۀيهود رسيد. ايشان را عظيم دشوار آمد و پريشان‌خاطر و تنگدل شدند.آنگاه يهودبنى قريظه باهم جمع شدند و گفتند: حال ما با محمّد عليه السّلام چه خواهد شد؟ او هرروز قصد جماعتى از ما مى‌كند، و جماعتى از ما مى‌كشد؛ و بزرگى بود او را داود بن شعيا گفتندى. گفت: شما را چه شده است؟ اى بنى اسرائيل! گفتند: ما را از خان‌ومان آواره كرد، و مرحب را كشت، و خيبر را خراب كرد، و اسير برد، و مردم را از دين خود بدرآورد. داود سر بجنبانيد و آهى بزد و گفت: عجب ندارم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله قصد ما بكند و دمار از ما برآرد. ايشان درين سخن بودند كه اشترسوارى بيامد و پشت و سينه بربسته و عمّامۀ ابريشمين بر سر داشت و جامه‌ها خون‌آلود در بر او و شمشير [شكسته]حمايل كرده و حربه و سپرى در دست، از اشتر فرود آمد و فرياد واویلا برآورد، و دستار بر زمين زد، و دو دست بر روى خود كوفت؛ و آن شخص ابليس لعين بود. گفت: يا معاشر اليهود! چون نان و آب به حلق شما فرو مى‌رود و عيش [شما چگونه تلخ نمى‌باشد]و خواب خوش مى‌كنيد كه سادات و سروران شما را كشته‌اند؟ آخر نه عار و ننگ است بر شما؟))

بعد در ادامه می آورد چون بنی قریظه عصبانی بودند و فریب شیطان را خوردندف شروع کردند به نقشه کشی برای جنگ احزاب....

در جواب این همه یاوه گویی و داستان پردازی تنها باید یک جمله گفت:

جنگ احزاب در سال پنجم و جنگ خیبر در سال هفتم هجرت رخ داد/
Big GrinBig Grin
سلام

بحث تعداد 700 نفر فتنه گر بحثی دیگس

بحث اولیه سر صحت ماجراست

اصلا تو فضای طراحی شده توسط دشمنان قرار نگیرید

آی دشمنان چی میگن و فلان و ...


امام خمینی هم نگفتن چنین چیزی هست

نقل رو اوردن که همه یادشون بیاد کدوم واقعه رو میگن و اونجا هم بناشون تحلیل تاریخ نبوده

دکتر شهیدی هم تحلیلشون یکمی برخی جاها احساسی شده

البته چون من تخصص تاریخ ندارم واردش نمیشم ولی این اعدام فتنه گران در اسلام کاملا طبیعیه
من امروز به یه نتیجه ای رسیدم که آقای بیداری اندیشه گفت خیلی وقت پیش به این نتیجه رسید.
یه مسئله توی ایمان هست که بهش می گن اعتماد.
من دیگه فکر رو سمت شبهه ها نمی برم(ازدواج با صغیره)
دیگه هم به این فکر نمی کنم که این شبهه رو کی می سازه.
باید اعتماد کنیم.
امروز داشتم سخنرانی یه متفکر بزرگ رو گوش می دادم گفت این علی علی که می گن به اون حیدر نیست که ما فکر می کنیم. این علی اونی هست که بنی قریظه رو به خاطر حق سربرید.
دقت کردین؟
به خاطر حق سربرید
حیف که تو اینترنت نمی شه داد زد. واگرنه اون لحظه می یومدم تو همین تاپیک داد می زدم.
از ته دلم داد می زدم.
داد می زدم جوری که اسپیکر همه ی شکاکان بترکه پودر شه بریزه تو گوششون.
جوری داد می زدم که گوششون بسوزه.
حق
دو حرفه. این دو حرف رو کی فهمیده؟
اون بزرگ مرد گفت کسی که این دو حرف رو فهمید شبانه از مدینه، از مهد اسلام، از آغوش صحابه و یاران نزدیک پیامبر فرار می کرد و در حلقوم چاه می گریست
من اگه باشم که نیستم
من اگه داد بزنم که نمی زنم
من اگه دستم برسه که نمی رسه
می گم که نمی گم. می گم که علی با حق است و حق با علی است.
اگر، اگر و فقط اگر این واقعه رخ داده باشه من می گم حق بود. علی حق بود. شمشیرش حق بود. بازویش حق بود.
بازوی حق بی گناه را گردن نمی زند.
اگر کسی به حق شک داره اجباری به یقین ندارم. فقط بدونه که حق یه معیاری داره.
یعنی علی
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول: بحث اولیه سر صحت ماجراست

  • در اصل قضیه ی بنی قریضه و اعدام سران فتنه هیچ شکی نیست ======> محکم ترین دلیل هم خود قرآنه : آیات 26 و 27 سوره ی مبارکه ی احزاب


وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا

از اهل کتاب آن گروه را که به ياريشان برخاسته بودند از قلعه هايشان فرود آورد و در دلهايشان بيم افکند گروهی را کشتيد و گروهی را به اسارت گرفتيد.

وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا
خدا زمين و خانه ها و اموالشان و زمينهايی را که بر آنها پای ننهاده ايدبه شما واگذاشت و خدا بر هر کاری تواناست.




که این ماجرا پیامای زیادی رو برا مسلمونا داشت که مهم ترین عبرت و پیام این ماجرا به دنیای اسلام و به خصوص این روزاش
شناخت جبهه ی کفر و استکباره :

امروز، کار واجب چیست؟ هر زمانی، یک حرکت برای جامعه اسلامی متعیّن است. یک دشمن و یک جبهه خصم، جهان اسلام و مسلمین را تهدید می کند. آن را باید شناخت. اگر در شناخت دشمن اشتباه کردیم، در جهتی که از آن جهت، اسلام و مسلمین خسارت می بینند و به آنها حمله می شود، دچار اشتباه شده‌ایم. خسارتی که پیدا خواهد شد، جبران‌ناپذیر است. فرصتهای بزرگ از دست می رود. امروز ما در دنیای اسلام، مکلَّفیم که همین هشیاری و توجّه و دشمن‌شناسی و تکلیف‌شناسی را به اعلا درجه ممکن، برای امّت اسلام، جهان اسلام و ملت خودمان تدارک ببینیم.

امروز با توجّه به تشکیل حکومت اسلامی و برافراشته شدن پرچم اسلام - چیزی که در طول تاریخ اسلام، بعد از صدرِ اوّل تا امروز سابقه ندارد - چنین امکانی در اختیار مسلمانان است. امروز ما دیگر حق نداریم در شناخت دشمن اشتباه کنیم. حق نداریم در آگاهی نسبت به جهت و حمله تهاجم، دچار اشتباه شویم. لذا، از اوّل پیروزی انقلاب تا امروز، همه تلاش امام بزرگوار و دیگر کسانیکه در راه آن بزرگوار حرکت کردند - عَلی اِخْتِلافِ مَراتِبِهْم: بر حسب امکان وتوانایی و بینششان - این بوده است که معلوم شود در دنیای امروز، برای مسلمانان، برای جامعه اسلامی در ایران و برای پایه‌های عدل و حق، چه تهدیدی از همه بالاتر و چه دشمنی از همه خطرناکتر است؟ امروز هم، مثل تمام این سالهای متمادی، دشمنی اساسی، حمله بزرگ و خطر بنیان کن از سوی سلطه جهانی و سلطه کفر و استکبار جهانی است. این، بزرگترین خطری است که اسلام و مسلمین را تهدید می کند.



مقام معظم رهبری، 71/5/7





  • یه مبحث هم تعداد کشته هاست که درواقع از طریق خود یهودیان وارد کتابای تاریخ ما شده برای مظلوم نماییشون و یه جور علم کردن یه هولوکاست جدید
هدفشونم تخریب چهره ی حضرت امیر (علیه السلام) و در راس همه چهره ی اسلامه.
همین چند سال پیش بود که اسرائیل، مسلمونای فلسطین رو می کشت و می گفت به انتقام کشته ی بنی قریظه.
خودشون یه مساله ای رو می سازن برا مظلوم نماییشون.



.
بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان هر کدام دلیل هایی را نوشتند حالا سید هم چیزهایی گفتند ما هم دو چیز بگوییم و تمام!

برگرفته از سخنان آیت الله سبحانی با کمی اضافات و کم کردن :

در قرارداد بزرگ بین مهاجرین و انصار که یهودی های مدینه انرا امضا کردند یهودیان بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع حضور نداشتند ولی بعد ها این سه قبیله پیمان هایی با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بستند که از مواد آن پیمان این بود که

به موجب قرارداد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با هریک از سه گروه پیمان می بندد که هرگز بر ضرر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و یاران وی قدمی برندارند و به وسیله ی زبان و دست ضرری به او نرسانند اسلحه و مرکب در اختیار دشمنان او نگذارند هرگاه برخلاف متن این قرارداد رفتار کنند , پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در ریختن خون آنها و ضبط اموال و اسیر کردن آنها دستش باز خواهد بود , از طرف بنی نضیر حیی بن اخطب از طرف بنی قریظه کعب بن اسد و از ناحیه ی بنی قینقاع مخیریق آن پیمان را امضا کردند.

اما خیانت های متوالی و آزارهای زبانی یهود بسیار زیاد بود مثل قضیه ی قبله مثل متحد شدن با قریش برای جنگ علیه اسلام و واقعا همینطور بود که آیه نازل شد دشمن ترین مردم نسبت به مومنین یهود(تازه بعد از آن) و مشرکین هستند.

پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با آنها خیلی مدارا کرد.

قضیه ی بنی قینقاع خیلی خلاصه خیانت آنها , کشتن یک مسلمان و توهین به یک زن مسلمان بود و فحاشی و عدم تسلیم به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) . پیامبر ایشان را بخشید ولی اموالشان را مصادره کرد و این گروه عزیمت به شامات کردند و عده ای از آنان مانند کعب بن اشرف قصد مکه کردند و در آنجا به قول استاد سبحانی بر کشتگان بدر اشک تمساح ریختند تا سبب بوجود آمدن جنگ احد شدند.

قضیه ی بنی نضیر خیانت آنها پس از فجایع سپاه تبلیغ بود که قرار بود به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دادن دیه کمک کنند اما آنها خیانت کردند و قصد کشتن پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را کردند و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از آگاهی به سوی آنان رفت آنها هم مقاومت کردند ولی در نهایت تسلیم و از مدینه اخراج شدند و آنها از مسببان جنگ خندق بودند که اگر تدبیر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبود فاتحه ی اسلام خوانده می شد.

خوب شما نگاه کنید یک لحظه بنی قریظه زمانی خیانت کردند که واقعا لحظات حساسی بود بعد تازه تسلیم هم نمی خواستند بشوند بعد هم که خواستند قید و شرط بگذارند.

در نهایت پس از تسلیم آنها پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصمیم گیری را به عهده ی رئیس قبیله ی هم پیمان اینها یعنی سعد بن معاذ از قبیله ی اوس گذاشتند که خود یهودیان هم این داوری را پذیرفتند. علاوه بر این اینها در زمان جنگ خندق مدینه و خانه های جنگجویان مسلمان را ناامن کردند.

همچنین دوستان فرمودند که قوانین یهود هم بر این شکل گرفته بود ، قرارداد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با اینها هم همینطور بود.
اینها در زیر سایه ی مسلمانان زندگی می کردند و وظیفه شان همکاری با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)‌ ، پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز به اینها خیلی مدارا کردند.

و امام علی(علیه السلام) هم اگر اینکار را کرده باشند برخلاف حق و پیمان و دین و اینها عمل نکردند و اتفاقا به وظیفه شان عمل کردند.

اما پیرامون این حرف:


نقل قول:
همینه مشکل.چرا دین باعث کشت و کشتار میشه ؟؟؟؟


مرگ بر (وهابی و بهایی و حجتیه و کمونیست) [تصویر: happy.png]))

چرا ؟؟ دین مصیبت بشر نشده که با تیکه تیکه کردنش ، به هم مرگ مرگ میگیم.

اصلا با این قسمت حرفاتون موافق نیستم!

اول از همه حجتیه که همه می دانیم کسانی اند که میگن برای ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید در زمین فساد کنیم خوب چی کار کنیم؟ بهشون بگیم آفرین ، صدآفرین ، هزار و سیصد آفرین
Huh؟ بهشون بگیم موفق باشید در فسادتانHuh؟
پس فردا اگر حرف اینا عملی بخواد بشه شما نمیگید چرا جلوشون را نگرفتید و علیهشون جبهه نگرفتید؟ پس فردا با فراگیر شدن فساد بعضیا بلند میشن میگن اینم اسلامه نخواستیم.
همینطور بهائیت ، وهابیت.

وهابیت خون شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی و ... رو میریزه توقع دارید به این قوم وحشی بگیم زنده باشی؟!Smile
ما باید راهمان را همه جوره از این فرقه های جاسوس و وحشی و مفسد و ... جدا کنیم.

وهابیت و بهائیت و حجتیه و کمونیست همه شان از دایره ی اسلام و ادیان الهی کاملا خارج اند بنابراین ما دین را تکه تکه نکردیم. حق هم هست بر کسانی که اینطور انحراف دارند جبهه گرفته و علیهشان حرف بزنیم و مرگ هم بهشان بگوییم.

یا علی(علیه السلام)
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع