۲۵/شهریور/۹۳, ۲۳:۴۴
صفحه: 1 2
۲۶/شهریور/۹۳, ۴:۴۳
این تاپیک منو به یاد اتاق مثلثی کلیسا تو رمان من او میندازه ...
۲۶/شهریور/۹۳, ۱۱:۰۲
یا قمر بنی هاشم(
) از دست افراط
!
دوستان این بنده خدا منظورش «سوتی» بود، تا اعتراف به گناه و کلیسا و مسیحیت و فروید رفتین .
اعتراف (به سوتی) :
من سنم خیلی کم بود، شاید 8 و این حدودا . این نوع شیر آب هم تازه مد شده بود ؛(دو لوله نبود، یعنی فقط آب سرد یا گرم) رفته بودیم جایی،
ما هم که سنمون کم بود، در حال تعجب و تحیر(!) ی فشار دادیم سمت راست، عکسالعملی نشون نداد. ی فشار دادیم سمت چپ عکسالعملی نشون نداد. برای آخرین تلاشم از بالا ی فشار روش آوردیم، بازم عکسالعملی نشون نداد . دیگه نزدیک بود گریهام بگیره ...
یکی از اهل خانواده رو صدا کردیم، که ای فلان، مددی !
ی نگاه به من کرد، ی نگاه به شیر آب، با دست آروم زد زیرش ... ! بعدش تا 5 دقیقه داشت بم میخندید
.
پ.ن :
(خدا از مخترعش نگذره
)
) از دست افراط
!دوستان این بنده خدا منظورش «سوتی» بود، تا اعتراف به گناه و کلیسا و مسیحیت و فروید رفتین .
اعتراف (به سوتی) :
من سنم خیلی کم بود، شاید 8 و این حدودا . این نوع شیر آب هم تازه مد شده بود ؛(دو لوله نبود، یعنی فقط آب سرد یا گرم) رفته بودیم جایی،
ما هم که سنمون کم بود، در حال تعجب و تحیر(!) ی فشار دادیم سمت راست، عکسالعملی نشون نداد. ی فشار دادیم سمت چپ عکسالعملی نشون نداد. برای آخرین تلاشم از بالا ی فشار روش آوردیم، بازم عکسالعملی نشون نداد . دیگه نزدیک بود گریهام بگیره ...
یکی از اهل خانواده رو صدا کردیم، که ای فلان، مددی !
ی نگاه به من کرد، ی نگاه به شیر آب، با دست آروم زد زیرش ... ! بعدش تا 5 دقیقه داشت بم میخندید
.پ.ن :
(خدا از مخترعش نگذره
)صفحه: 1 2