تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دوره های رشد(دوره اول،پیش از تولد تا اغاز تکلم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
[تصویر: %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]



سلام خدمت دوستان گرامی
تاپیکی که در پیش رو داریم در مورد دوره های رشد یک انسان هست که از روایات و احادیث استخراج شده.
6دوره رشد در نظر گرفته شده که بستگی به استعداد هر شخص اینها رو طی میکنه.

1-پیش از تولد تا اغاز تکلم(ظهور ولایت و تادیب)
2-از تکلم تا بلوغ(ظهور مشورت و ادب)
3-بلوغ عقلی
4-بلوغ عاطفی(سن ازدواج،طرف خودش پایه گذاره روابط هست)

5-بلوغ لبی(مسئولیت پذیر اجتماعی میشه)
6-بلوغ عبودیتی(فرد قدرت ساخت جریان و تشکل داره،مثل امام خمینی )

البته سن خاصی برای اینها نمیشه در نظر گرفت چون استعداد ادما متفاوته،کسانی رو داشتیم که قبل از سن بلوغ حتی به اجتهاد رسیدن
اما تقریبا دوره ها 6-7 سال طول خواهد کشید.
اول بگم که مخاطب این تاپیک چه کسانی میتونن باشن:
1- افرادی که میخوان یاد بگیرن چه جوری میتونن فرزندشون رو به طور صحیح تربیت بکنن،اصلا هم ربطی نداره که ازدواج کردیم یا نه،بچه داریم یا نه ،چون ممکنه کسی رو خواهر یا برادر،کودکان اقوام یا حتی دوستش که بچه داره تاثیر بگذاره....

2-همه پدرها و مادرهامون علی رغم تمام تلاش هایی که داشتن برای تربیت ما،بخاطر نا اگاهی،نقص هایی هم در تربیت ما داشتن ،اما هیچ انسانی در پیشگاه خدا نمیتونه بگه که چون پدر و مادرم فلان بودن من به کمال نرسیدم،چون خدا به انسان قدرت باز تربیتی داده،خلاصه با مرور این دوره میتونیم نقایص خودمون رو هم بر طرف کنیم و در واقع اینجا میبینیم که مسیرش از کجاست.

مثلا: اگه شخصی خیلی براش پیش میاد که حرفی میزنه و بعدش پشیمان میشه،درواقع موقع سخن گفتن بین دوراهی قرار میگیره،بگم یا نگم و اتفاقا عقلش بهش میگه نگو اما نتونه جلوی نطقش رو بگیره،این ادم در دوره اول مشکل داره و باید حل کنه،
یا مثل ادمایی که در لحظه عصبانیت هر چی به ذهنشون میاد رو میگن.یا ادمایی که خود خواه هستن،هر کدوم از اینها در دوره های مختلف رشد بررسی میشه و به ما کمک کنه که نقایص خودمون رو بر طرف کنیم.

اشنایی با این دوره ها در انتخاب همسر هم میتونه کمک کنه.
به عنوان مثال در خانواده ای که همه به پدر خانواده احترام میزارن و مادر خانواده عاطفه زیادی داره و رابطه زن و شوهر خوبه،معمولا بچه های خوبی از این خانواده ها میان بیرون.یه خانواده خوب فرزندان رو ولایت مدار بار میاره که اولین ولی،به عنوان پدر در خانواده ظهور میکنه.

البته همیشه استثنا همه جا هست،اما هر چی شناخت بیشتر شه،میتونه در تصمیم گیری ها مفید باشه.
خوب فعلا اینا رو به عنوان مقدمه از کلیت کار داشته باشید که ان شاء الله وارد مباحث بشیم.

پ.ن : مباحثی که مطرح میشه خلاصه ای از دروس مدرسه اهل بیت علیه السلام هست با عنوان دوره های رشد.
با عرض سلام مجدد


همه ادمها در طول زندگیشون در ذهنشون یه شکوفایی (رستگاری،فلاح) رو دنبال و تعریف میکنند،این مسئله فطریه،اما در تعارف و مصادیقش میتونن با هم متفاوت باشن یا اشتباه کنند.
یکی از هدف های وحی،رسل و کتاب اسمانی تعریف این فلاح بوده که در سوره شمس مطرح شده.
این شش تا موضوع در هر سنی وجود داره اما در سن های مختلف بروزش متفاوته

1- طیب و خبیث....> از سبک زندگی بگیرید تا حتی تصاویر ذهنی،الفاظی که شخص مورد استفاده قرار میده،چیزی که میخوره
2-خیر و شر.........> انتخاب های انسان
3-حسن و سوء .....> بروز و عملکرد انسان
4-ایمان و کفر........>پذیرش های درونی.(حالا طرف داره یه کار خوبی انجام میده،در قلبش چقدر اعتقاد داره)
5-صدق و کذب.......>عملی که با واقع منطبق شده
6-ولایت و کفر........> قدرت ساختار سازی


حالا خیلی قرار نیست اینا باز شه،چون مبحثمون در مورد بروز اینا در دوره های مختلف زندگیه که اسمش دوران رشده.

خوب بریم سر دوره اول
قبل از توبد تا زمان تکلم(تقریبا 5-6 ساله که بتونه یه پارراگراف کامل بگه)
دوران طفولیت خیلی مهمه،حتی اینکه طفل در زمانی بدنیا بیاد که در زمان حکومت طاغوت نباشه.
-تمام سعی مون رو بکنیم که با ادمایی ازدواج کنیم که مادر خوب و پدر خوبی برای فرزندانمون باشن ،خانم الویت داره چون تربیت اصلی کودک به پای مادر هست.
تا الان هم نگران نباشیم چون در اسلام هر کاری جبران پذیره،مثلا میگن برای نوزاد عقیقه میبرن،اگه والد کسی این کار رو انجام نداد خود شخص میتونه.
خلاصه راه خدا بن بست نداره،مخصوصا اینکه سیئات به حسنه تبدیل میشه.

خوب

بخاطر یه سری روایات مشهور،این سوء تفاهم پیش اومده که طف در دوره اول رو نباید تربیت کرد و ازاد گذاشت در همه مسائل که این غلطه،اگه تمام روایات رو کنار هم بزاریم به جزییات بیشتری میرسیم که در ادامه مطرح میشه.
اصلش این بوده چون در این دوران قوای فهم کودک شکل نگرفته،مخصوصا 0-3 سال،البته در دنیای خودش مفاهمه داره اما نه در سیستم ارزش گذاری شما.
مثلا مادر به بچه کوچیک میگه تا اتاقت رو مرتب نکردی فلان کار برات انجا نمیدم.
نظم یه تفکر انتزاعیه،بچه واقعا نمیفهمه،شاید از روی تقلید یه چیزایی رو جابجا کنه اما فقط در همین حد،البته در سن های 5 به بالا میشه کم کم بهش اموزش داد،اما از یه بچه 3-4 سال توقع تمیز کردن اتاق رو نباید داشت.
یا بچه حس مالکیت داره(حالا بسته به شخصیت متفاوته) نباید مجبورش کرد از خوراکیش به دیگران بده،نه اینکه برای بچه های دیگه هم خودتون ببرید،این اموزش احسان و بخشش تو این سن نیست،بچه تحت فشار قرار میگیره.
یا
در مورد خدا
فلانی مرده،به بچه میگیم رفته پیش خدا
بعد بچه یه حرفایی تحویل میده ما پشیمون میشیم،مثلا خدا خوبه اما ایشالا هیچ وقت پیشش نریم.
درواقع خدا رو پیش بچه بد کردیم که هر کسی رو که دوست داره خدا غیب میکنه میبره.
اما چه جوری باید گفت؟
تا اونجایی که مقدوره بچه رو بهشت زهرا نبرید.
یه بچه ای رو بردن پیش امیرالمونین علیه السلام،گفتن این بچه پدرش فوت کرده نمیدونیم چی بهش بگیم.
حضرت بچه رو بغل کرد،کمی حرف زد و گفت بابات براش یه کار واجبی پیش اومد رفت مسافرت،حالا یا اون از مسافرت برمیگرده یا من و تو هم ایشالا میریم پیشش.
در این درک انتزاعیات برای طفل مقدور نیست ،وقتی میگید خدا در ذهنش یه بت درست میکنه.مثلا موجودی که چشم نداره،دست و پا هم نداره (مثل خورشید،ابر)یا حالا هر شکلی....


جلسه بعد
رفتار صحیح با کودک در بقاع متبرکه
اگه کودک کار بدی انجام داد چیکار کنیم(در جمع مهمانی یا منزل)
سلام
چرا ادامه نمیدهید؟من خیلی مایل هستم راجع به تربیت فرزندان در سنین مختلف نظر اسلام را بدانم.
با عرض سلام و پوزش بابت تاخیر
و ممنون از دوستانی که پی گیری میکنند


سوال:
وقتی بچه ها رو میبریم حرم امام رضا علیه السلام،بچه میپرسن پس امام رضا کو؟چه جوابی بهشون بدیم؟بگم رفته پیش خدا،میگه پس چرا اومدیم اینجا ...
استاد:
ادم بچه رو باید ببره پیش امام رضا که تو صحن رضوی فقط بدوه و بازی کنه،الان حس بچه های من از مشهد اینه که تو اونجا سر بخورن ،بازی کنن و هیچکسم بهشون چیزی نگه،امام رضا یعنی بازی و حس پرواز و ازادی.ما که نمیتونیم معارف رو بگیم،وقتی هم بپرسه باید بپیچونید.

اصلا نباید بگید که این کارو انجام بدی خدا دوست نداره،اون اصلا انتزاعیات رو متوجه نمیشه بعد ما داریم خدا رو پیشش خراب میکنیم.شما فکر میکنید اگه بگید خدا به حرفتون گوش میده در حالیکه واسه اون فرق نمیکنه.
فقط از الان یاد میگیره که به حرف خدا میشه گوش نداد.

الان باید موضوعات رو حسی کرد.یعنی اگه اسباب بازیتو بهش بدی،اونم اسباب بازیشو بهت میده.این واسش قابل لمسه،میبینه هر کاری یه عکس العملی داره.

توی این سن القا پذیری کودک نسبت به سنین دیگه خیلی بالاس،هر چی بچه بزرگتر میشه کمتر میشه بهش القا کرد.
حالا مثلا تو دوران جنینی و تشکیل نطفه خیلی بیشتر میشه که بعدا توضیح میدیم.مثلا در تشکیل نطفه ،چیزی که از ذهن پدر میگذره به بچه القا میشه و در دوران بارداری،تصورات و خیالها و تفکرات مادر خیلی رو بچه تاثیر میزاره.
حالا واسه همه اینها اداب داریم،حتی اینکه مادر در دوران بارداری به کسب معارف دینی بپردازه رو طفل تاثیر داره.البته هیچکدوم شرط کافی نیست ،میشه پدر و مادری رعایت کنند و بچه کافر بشه،به هر حال سلب اختیار نمیشه اما میتونه احتمالات رو کم و زیاد کنه.

یا اگه مادر در دوران بارداری صوت قران گوش بده این در بچه میمونه بعد که بزرگ شه لود میشه.

سوال: من وقتی پسرمو میبرم روضه امام حسین،هی میپرسه چرا گریه میکنی؟منم نمیخوام یه حس بد از گریه براش ایجاد شه،چه طوری میشه حسیش کرد؟


میشه گفت که یه بچه های خوبی بودن،چندتا بچه بد اذیتشون کردن،ما برای اینکه بچه خوبا اذیت شدن ناراحتیم.
لزومی نداره بگید اومدن کشتن فلان شد.
مثلا بچه های من حسی که از شهدا و دفاع مقدس دارن اینه که یه عده میخواستن به خونه ما حمله کنن بعد یه عده اومدن جلوی اونا واستادن و زخمی شدن و سختی کشیدن.حالا ما خوشحالیم که خونه مون رو نگه داشتیم.
یعنی یه مفهموم رو نازل میکنید تا در محسوسات این ظاهر میشه.مثلا بگید اونا دشمن خدا بودن،این نمیدونه خدا کیه که دشمنش کی باشه،اونا بد بودن چون بچه ها رو اذیت کردن.

مثلا بچه رو ببریم مسجد،ببریم هیئت،اما باید بهش خوش بگذره،مثلا میگیم بریم مسجد اونجا بزرگه ،بریم اونجا بدو.
(البته یه عده فضای مسجد رو متاسفانه واسه بچه ها تلخ میکنن،دائم دعوا میکنند یا مادر رو سرزنش میکنن که نمیتونی ساکتش کنی نیا،که خیلی بده،بچه از کودکی باید از این مکانها حس خوبی بهش دست بده)

یا مثلا ما از وقتی که بچه دار شدیم شبهای قدرمون این طوری میگذره،همه مون بیداریم،با بچه ها بازی میکنیم،نقاشی میکنیم ،اما تا صبح همه مون بیداریم.


در این سن بچه باید حس کنه ازاده اما نمیدونه شما محیط رو طوری فراهم کردین که هر چیزی دم دستش نیست،ما نباید بهش بگیم اینو نبین،اصلا باید برداریم که نبینه،یا بگیم دست نزن،از جلو دستش قبلا برداشتیم.
در واقع محیط رو طوری درست میکنیم که اون در دایره باید های ما هر کاری دوست داشت انجام بده و حس ازادی داشته باشه.
چون بچه کلا هیچ درکی از کاربد و کار خوب،یا باید و نباید نداره.

جلسه بعد
تاثیر روابط عاطفی و معنوی پدر و مادر در تربیت کودک

پ ج1
اقا چرا ادامه نمی دی من همش منتظرم والاBig Grin
سلام
فکر میکنم خانم یاسین این متن ها رو از جلسات صوتی پیاده سازی میکنند با توجه به حجم بالای مطالب ، باید بهشون مهلت بدیم..

یاسین جان ، از بابت این کار ممنونم و ان شاالله که بتونید ادامه بدید.. Rose Rose Rose
سلام دوستان
از پیگیرتون ممنونم
اتفاقا به خانم رکن الهدی هم گفتم زحمت اصلیش رو اساتید کشیدن من فقط تایپش میکنم.
منتها چون یبار خودم گوش میدم بعد دوباره از اول میارم تایپ میکنم لذا یکم طول میکشه،بخاطر همین روزایی که سرم شلوغ باشه تو برنامه ام قرار نمیدم.
اما ان شا الله با دعای شما دوستان خدا به وقتم برکت بده که بتونم از خجالتتون در بیام.Heart
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

ببخشید بابت تاخیر

خداوند در قران در سوره انسان از جایی شروع میکنه که انسان شی مذکوری نیست،یعنی شی هست اما قابل ذکر نیست،ناچیزه.
تربیت کودک قبل از انعقاد نطفه است.حالا این کجا بکار میاد،میشه اقتضائاتی رو در طفل ایجاد کرد که الان خیلی راحتره تا اینکه در اینده برای حل مشکلات،هزینه بیشتری بخوایم صرف کنیم.
در تمامی موارد یادمون باشه در سیستم خدا همه چیز قابل جبران هست.یعنی اگه خودمون تربیتمون اشتباه بود یا فرزندمون،میتونیم جبران کنیم.
اما یه نکته مهم وجود داره که در جلسات بلوغ عاطفی بیشتر باز میکنیم:

اگر پدر و مادری رابطه فی مابین خودشون خوب باشه،هم عاطفی هم معنوی،فرزندان این خانواده هر اتفاقی بیفته منحرف نمیشن،البته اگه بخوان به درجات بالای معنوی برسن باید برنامه داشته باشن.


حالا این رابطه یعنی چی؟ یعنی بهم محبت کنند،احترام متقابل وجود داشته باشه و همدیگرو تحقیر نکنن.
بچه ها هر شیطنتی میکنند رو رابطه والدین تاثیری نزاره.
حالا شما بچه رو بزار تو یه سیستم ایزوله ،اگه 5 درصد اونجا مشکل دار باشن،بچه میره با اونا دوست میشه.(اگه رابطه والدین خوب نباشه)
حالا اگه بره مدرسه ای که همه بدن اما 5 درصد خوبن،اگه رابطه والدین درست باشه بچه ها میره با اون 5 درصد دوست میشه.

حالا میخوایم بریم سراغ انعقاد نطفه:
یه سری قانون های کلی داریم

1-همه بچه ها فطرتشون پاکه،یعنی به سن 3 سالگی رسید دیدید دروغ زیاد میگه و لجبازه ،اینو از ما گرفته وگرنه اون یولد علی الفطره بوده.در دوره اول اصلا قدرت تمیز خوب و بد رو نداره.
مثلا تو لیوان بهش شیر دادید یهو میره وسط فرش خالی میکنه،یا تو داستان و حال و هوای خودشه،یا بالاخره تازه اومده تو این دنیا و کنجکاوه،براش جالبه که شیر میریزه زمین داره تست میکنه،نهایت اگه هر سری بریزه و شما حس کنید عمدا میریزه،این طور نیست که بخواد حرص شما رو در بیاره.
اون این قانون رو مستقیم درک کرده،اگه من عمل ایکس رو انجام بدم،مامانم به یه حالت دیگه تبدیل میشه(مثلا عصبانی میشه) و چون یه قانون کشف کرده هی تست میکنهSmile
مثل حالتی که هی کلید برق رو میزنه تا لامپ روشن شه.اصلا اینطور نیست که بشینه فکر کنه الان اگه فلان کارو کنم مامانم حرصش درمیاد و ....اصلا نمیفهمه بد چیه.اینام هر قانونی رو پیدا کنن ازش استفاده میکنن.




2-همانطور که در ابتدا قبول داریم بچه معصومه،تا سن 5-6 سالگی هم همینطوره.

3-این بچه فطرت داره،خودش قدرت تشخیص و رشد رو داره.یعنی در نهاد بچه گزاره های زیادی موجوده فقط باید فعالش کنیم.ما فکر میکنیم بچه صفر کیلومتره،حالا همه چیز تربیتیش رو ما باید یاد بدیم.ما فقط باید مواظب باشیم فطرتش خاموش نشه.تنها کار رسالت انبیا هم ذکره،یعنی هست،یاد اوردی میکنه.




4- رشد امری تدریجی است و نه دفعی.ما انتظار داریم از بچگی صفتها رو توش بوجود بیاریم.مثلا از بچه سه ساله میخوایم خوراکیشو به همه بده و بذل و بخشش داشته باشه،صفت بخل تو این سن طبیعیه.بعضی صفات اصلا تو چهل سالگی در انسان فعال میشه.
ما پدر و مادرا عجله داریم دلمون میخواد از بچگی ادم خیلی خوبی باشه.


5-اگه الان یه صفتی دیدید در کودک ،مثل بخل،از الان برچسب نزنید که بچه ام خسیسه،اصلا تو کودک این مسئله معنی نداره،اون وقت پدر و مادر میگن ما میترسیم در اینده هم خسیس بمونه.
اگه فطرت رشد کنه،تو سن مناسبش صفت بذل شکوفا میشه ،جای نگرانی نیست.به شرطی که مانع رشد فطرت نشیم.
روایت داریم که کودکی که لجبازه وقتی بزرگ شه حلیم میشه.درواقع تحلیلش اینه
وقتی کودک لجبازه یعنی به این راحتی گول نمیخوره و پای چیزی که میخواد وامیسته،حالا بعدا که رو سیستم عقل نصب شد اونوقت در برابر هوای نفسش هم میتونه واستا.
یا مثلا دختر بچه است،لوازم ارایش و این چیزا رو خیلی دوست داره،مادرش میگه وای از الان اینطوریه،میخواد بزرگ شه چی میشه.
درواقع این حس زیبادوستی ایش روشنه،عقل که نصب شه اونوقت زیبایی باطنی رو به ظاهری ترجیح میده.




حواس مهمترین ابزار ادراکیه این دوره است.تو این سن باید حواس کودک رو قوی کنید.
بچه از اولم همینه،سیستم چشایی و بویایی ایش قویه که مادرشم تشخیص میده.
مثلا غذا میپزیم بو کنه بعد بگه کدوم غذاس،یا میوه های مختلف رو بزاریم دهنش بگه کدوم میوه است،یاد بگیره میوه ای که اون طعم خاص رو داره فاسد شده.باید بفهمه فساد و خرابی نشانه هایی داره.
اصلا جملات انتزاعی نباید مطرح شه،این کار خوبه یا بده،خدا دوست نداره.....
یا مثلا لباسش کثیف شده بهش تشت بدید بشینه تو حموم و اون کثیفی رو با اب بشوره .با حس پاک کردن کثیفی رو یاد میگیره،یاد بدید دستش کثیف شد بشوره،از طریق حواس یاد بگیره کثیفی ها و پلیدی ها نباید بهش بچسبن.
اینجا حسیشو یاد بگیره تو سن بالاتر پلیدی های انتزاعی رو یاد میگیره،الان هر چقدر از کثیفی بدش بیاد اون موقع هم تقوا و طهارت واسش مهم میشه.


00:39 ج2
سلام
خيلي ممنون از اين مطلب بسيار مفيد و كاربردي
ببخشيد امكانش هست اين جلسات رو جايي براي دانلود قرار بدين تا ما هم گوش كنيم؟
خیلی خیلی ممنون بابت این مطالب مفید و کاربردی.

ای کاش میشد لینک این سخنرانیا رو برای دانلود قرار بدهید.
من خیلی پیگیر مسائل. تربیت فرزند هستم انشاالله. در اینده نزدیک قصد بچه دار شدن دارم بتونم فرزند خوب صالحی تربیت کنم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع