۲۱/مهر/۹۳, ۱:۱۰
عزیزان بیایین بحث رو مختص اون دسته از طلاب بکنیم که مشکل برای طلاب دیگر وجامعه روحانیت ایجادمیکنن منظور دوستان همه طلاب نیستن
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]اگه طلاب شهید مال زمان جنگ بودند پس اون ها هم مال اون زمان بودند!واقعا چه مثال قشنگی
شما مثال زدی من هم مثل خودتون عمل کردم!
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]به محض خوندن اون متن مخاطب فکر میکنه طلبه ها از خدمت رفتن معاف هستند!بله بالقوه هستند ، اما دیگران این امکان بالقوه رو نداند
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]سخن امیر کلام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) رو نشنیدید که می فرمایند: ... اُنظر الی ما قال لا تنظر الی من قال!اول شما بیا این حرف امیرالمومنین علیه السلام رو به مردم بقبولون ، بعد ازشون بخواه به حرف روحاینت گوش بدند.این حرف مثل این هست که بیای برای دانش جوی کلاس اولی با استقاده از قانون بقای ماده و انرژی اثبات کنی 2 ضربدر 2 میشه 4
ببین چه چیزی گفت نگاه نکن که چه کسی گفت!( به شخص گوینده کار نداشته باش، به مطلبی که می گوید دقت کن!)
اگر حرف حق بود آدم می پذیره اگه نه که رد میکنه!(چه آخوند چاق چه لاغر ...)
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]ابه محض خوندن اون متن مخاطب فکر میکنه طلبه ها از خدمت رفتن معاف هستند!مسئله معافیت هست ، به راحتی میشه بری طلبه شی و معاف شی ، نگو نمی شه ، من خودم سعی کردم برای معاف شدن برم دنبال طلبگی ، تحقیق کردم ، اطرافی ها هم روحانی هستند ، از خودم در نیاوردم
بحث چاقی رو هم شما شروع کردید و من گفتم چاقی در همه نیست!
عموم خصوص من وجه است: چاق- طلبه! بعضی از طلبه ها چاق هستند! بعضی از چاق ها طلبه هستند!
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]شما بری رسوندن این منظور جملات نا مناسبی رو انتخاب کردی و میشه گفت ذهن افراد رو دچار شبهه!شما به قول خودت به عمق مطلب فکر کن نه به ظاهرش
بله باید برای ورودی حوزه ها سخت گیری بیشتری باشه باید فرد با علاقه وارد حوزه بشه نه به عشق مادیات، تو این مورد هم نظر هستیم!
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]اینکه باید یه تغییراتی در کیفیت حوزه ها داده بشه حرفی نیست ولی جوری دوستان ارائه مطلب کردند این ها رو نمی رسوند حتی بعضی جاها کار به تمسخر هم رسید!خوب کدوم قسمت متن من تمسخر داشته؟
متأسفانه خیلی از مراجع تقلید هم از روش اداره حوزه های علمیه شاکی هستند و این روشی که رو به دانشگاهی کردن حوزه هاست رو قبول ندارن!
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]البته آقایون مدیر اومدن سیستم دانشگاه رو روی حوزه پیاده کنن اما نصفه ونیمه انجام شده با کلی ضعف!اشتباه هم همین هست!
حالا حوزه و طلبه های ما موندن این وسط، هم از شکل قدیم در اومده هم سیستم دانشگاهی انجام نشده!
نقل قول:سخن امیر کلام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) رو نشنیدید که می فرمایند: ... اُنظر الی ما قال لا تنظر الی من قال!خوب اگه اینجوریه که به روحانی و حوزه چی نیازی هست؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱۲:۳۵)دل خسته نوشته است: [ -> ]واقعا چه مثال قشنگیخب عزیز دل من دارم میرم مشهد زیاد وقت ندارم برای جواب دادن!
پس چون یک سری طلاب رفتند جنگیدند باید بقیه شون برن تا روز قیامت خوش بگذرونند؟
به این می گن ضد ارزش ، ارزش اون هست که پیرو طلاب شهید باشند.
بله بالقوه هستند ، اما دیگران این امکان بالقوه رو نداند
مثل بانک ها که قانونا همه کارشون شرعی هست اما در عمل ربا می گیرند.
اول شما بیا این حرف امیرالمومنین علیه السلام رو به مردم بقبولون ، بعد ازشون بخواه به حرف روحاینت گوش بدند.این حرف مثل این هست که بیای برای دانش جوی کلاس اولی با استقاده از قانون بقای ماده و انرژی اثبات کنی 2 ضربدر 2 میشه 4
تمام ائمه علیهم السلام و یار هاشون افرادی ورزیده بودند ، هم از نظر جسمی ، هم از نظر روحی ، مثال بارزش هم یاران سیدالشهداء علیه السلام هستند که در جنگ پیرمردهاشون چندیدن نفر رو به راحتی مغلوب می کردند.
یا عمار رحمة الله علیه که با باربری امرار معاش می کرد ، و همین بود که مردم فقیر هم حرفش رو پذیرا بودند.
این حرف من واقعیتی هست که در جامعه موج می زنه ، شما می خوای قبول نکنی و چشم روی حقیقت ببندی می تونی ، اما با بستن چشم بر روی حقیقت چیزی عوض نمیشه ، مردم جامعه ما روحانی ها رو افرادی تنبل و راحت طلب می شناسند ، و حق هم دارند ، وقتی اکثر ورودی حوزه ی ما شدند افرادی که برای فرار از سربازی یا درآمد راحت و ساده رفتند روحانی شدند ، اما نه روحانیت این نیست ، روحانیت یعنی امثال امام رحمة الله علیه که از یک خونه حقیر و دون شان شروع کردند و در همون خونه هم به رحمت ایزدی رفتند ، خورد و خوراکشون دون شان یک طلبه بود ، اما رهبر مسلمین جهان بودند ، چرا راه دور بریم ، امیرالمومنین علیه السلام رو قبول ندارید ، می گید معصوم بودند ، مال 1400 سال پیش بودند ، پس مرحوم امام رو چی می گید؟
مسئله معافیت هست ، به راحتی میشه بری طلبه شی و معاف شی ، نگو نمی شه ، من خودم سعی کردم برای معاف شدن برم دنبال طلبگی ، تحقیق کردم ، اطرافی ها هم روحانی هستند ، از خودم در نیاوردم
گفتم چاق هستند ، به عنوان یک مسئله جانبی که از تنبلی نتیجه می شه ، بله ، هستند ، و حتی اگر در حد معمول چاق می بودند باز هم بد بود ، چون اسلام دینی هست که توصیه به کم خوری و کم خوابی کرده ، پس نمیشه مروج دینی بود که خودت حوصله نداری در ظاهر پیروش باشی ، مثل این هست که روحانی بیاد با شلوار لی بره بالای منبر.
در ضمن در حال حاضر طلبه ها بیشتر از مردم عادی چاق هستند ، این رو هم دیدم که می گم.با این که می بایست کمتر از دیگران بخورند ، دلیلش هم این هست که راحت طلب هستند خیلی هاشون و مثلا طرف حاضر نیست از خواب ظهرش بزنه بره تبلیغ دین ، نمی گم همه این طورند ، اما کم نیستند این افراد.نمی گم فقط در حوزه هست ، اما در حوزه هست ، همون طور که دانشجوی تنبل داریم و تن پرور ، متاسفانه طلبه تنیل و تن پرور هم داریم ، منتها دانشجوی تنبل قرار نیست تبلیغ دین کنه ، کسی هم نمی گه این آقای دکتر چاقه من نمی رم مطبش! اما می گن فلان روحانی خودش این همه شکم داره می یاد از قناعت و کم خوری برای ما حرف می زنه.
مگر نشنیدید از رسول الله صلی الله علیه و آله که می فرمودند من خرما خوردم (که کار حلالی بوده و مستحب هم بوده شاید) ، نمی تونم از خرما نخوردن بگم ، پس چطور یک روحانی چاق می تونه حرفش در مورد کم خوری موثر باشه؟
شما به قول خودت به عمق مطلب فکر کن نه به ظاهرش
این برداشت شما بوده که من منظور بدی داشتم ، منظور من رو فقط خودم می دونم نه کسی غیر من
خوب شما خودت قبول داری ورودی ها مورد داره ، پس چرا با من مخالفت می کنی؟
خوب کدوم قسمت متن من تمسخر داشته؟
اشتباه هم همین هست!
به جای این گه بیان سیستم سنتی حوزه رو توی دانشگاه پیاده کنند ، سیستم معیوب غربی دانشگاه ها رو اومدند توی حوزه ها اعمال می کنند!
بنده شنیدم خود غربی ها دارند رفته رفته به سمت شیوه مکتب خانه ای سنتی ما پیش می رند ، ما داریم به سمت سیستم معیوب سنتی اون ها پیش میریم.
من در مورد دانشگاه هم نظر زیاد دارم ، یکیش این بوده که حوزه و دانشگاه رو تلفیق کنند ، دانشگاه اسلامی بسازند ، با سیستم سنتی حوزوی ، و با تذهیب و تزکیه ، دانشجو بپذیرند ، دانشجویی که علاوه بر یادگیر علوم روز ، کنارش عرفان و معرفت النفس و قرآن و احادیث علمی بیاموزه
(۱۹/مهر/۹۳ ۱۶:۴۰)Kol نوشته است: [ -> ]یه مثال دیگه : اینایی که میرن امر به معروف می کنن رو چرا عین پشه میزنن له می کنن؟ یعنی طرف نمی تونسته از خودش دفاع کنه؟این چه وضع حرف زدن از شهداست؟؟!!


(۲۱/مهر/۹۳ ۱۸:۰۶)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]خب عزیز دل من دارم میرم مشهد زیاد وقت ندارم برای جواب دادن!سلام
کی گفت طلاب باید بشینن و خوش بگذرونن!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه نتایج عجیب و غریبی از حرفام می گیری؟!!!!!!


