تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ضرورت خدمت اجباری سربازی برای طلاب حوزوی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
عزیزان بیایین بحث رو مختص اون دسته از طلاب بکنیم که مشکل برای طلاب دیگر وجامعه روحانیت ایجادمیکنن منظور دوستان همه طلاب نیستن
اگه طلاب شهید مال زمان جنگ بودند پس اون ها هم مال اون زمان بودند!
شما مثال زدی من هم مثل خودتون عمل کردم!
نه دیگه شما بعد این همه بحث کردن این مطالب رو گفتید! مراجعه کنید به پست اول تاپیک متن رو کامل بخونید!
به محض خوندن اون متن مخاطب فکر میکنه طلبه ها از خدمت رفتن معاف هستند!
بحث چاقی رو هم شما شروع کردید و من گفتم چاقی در همه نیست!
عموم خصوص من وجه است: چاق- طلبه! بعضی از طلبه ها چاق هستند! بعضی از چاق ها طلبه هستند!
سخن امیر کلام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) رو نشنیدید که می فرمایند: ... اُنظر الی ما قال لا تنظر الی من قال!
ببین چه چیزی گفت نگاه نکن که چه کسی گفت!( به شخص گوینده کار نداشته باش، به مطلبی که می گوید دقت کن!)
اگر حرف حق بود آدم می پذیره اگه نه که رد میکنه!(چه آخوند چاق چه لاغر ...)
شما بری رسوندن این منظور جملات نا مناسبی رو انتخاب کردی و میشه گفت ذهن افراد رو دچار شبهه!
بله باید برای ورودی حوزه ها سخت گیری بیشتری باشه باید فرد با علاقه وارد حوزه بشه نه به عشق مادیات، تو این مورد هم نظر هستیم!
اینکه باید یه تغییراتی در کیفیت حوزه ها داده بشه حرفی نیست ولی جوری دوستان ارائه مطلب کردند این ها رو نمی رسوند حتی بعضی جاها کار به تمسخر هم رسید!
متأسفانه خیلی از مراجع تقلید هم از روش اداره حوزه های علمیه شاکی هستند و این روشی که رو به دانشگاهی کردن حوزه هاست رو قبول ندارن!
البته آقایون مدیر اومدن سیستم دانشگاه رو روی حوزه پیاده کنن اما نصفه ونیمه انجام شده با کلی ضعف!
حالا حوزه و طلبه های ما موندن این وسط، هم از شکل قدیم در اومده هم سیستم دانشگاهی انجام نشده!
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]اگه طلاب شهید مال زمان جنگ بودند پس اون ها هم مال اون زمان بودند!
شما مثال زدی من هم مثل خودتون عمل کردم!
واقعا چه مثال قشنگی
پس چون یک سری طلاب رفتند جنگیدند باید بقیه شون برن تا روز قیامت خوش بگذرونند؟
به این می گن ضد ارزش ، ارزش اون هست که پیرو طلاب شهید باشند.
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]به محض خوندن اون متن مخاطب فکر میکنه طلبه ها از خدمت رفتن معاف هستند!
بله بالقوه هستند ، اما دیگران این امکان بالقوه رو نداند
مثل بانک ها که قانونا همه کارشون شرعی هست اما در عمل ربا می گیرند.
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]سخن امیر کلام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) رو نشنیدید که می فرمایند: ... اُنظر الی ما قال لا تنظر الی من قال!
ببین چه چیزی گفت نگاه نکن که چه کسی گفت!( به شخص گوینده کار نداشته باش، به مطلبی که می گوید دقت کن!)
اگر حرف حق بود آدم می پذیره اگه نه که رد میکنه!(چه آخوند چاق چه لاغر ...)
اول شما بیا این حرف امیرالمومنین علیه السلام رو به مردم بقبولون ، بعد ازشون بخواه به حرف روحاینت گوش بدند.این حرف مثل این هست که بیای برای دانش جوی کلاس اولی با استقاده از قانون بقای ماده و انرژی اثبات کنی 2 ضربدر 2 میشه 4
تمام ائمه علیهم السلام و یار هاشون افرادی ورزیده بودند ، هم از نظر جسمی ، هم از نظر روحی ، مثال بارزش هم یاران سیدالشهداء علیه السلام هستند که در جنگ پیرمردهاشون چندیدن نفر رو به راحتی مغلوب می کردند.
یا عمار رحمة الله علیه که با باربری امرار معاش می کرد ، و همین بود که مردم فقیر هم حرفش رو پذیرا بودند.
این حرف من واقعیتی هست که در جامعه موج می زنه ، شما می خوای قبول نکنی و چشم روی حقیقت ببندی می تونی ، اما با بستن چشم بر روی حقیقت چیزی عوض نمیشه ، مردم جامعه ما روحانی ها رو افرادی تنبل و راحت طلب می شناسند ، و حق هم دارند ، وقتی اکثر ورودی حوزه ی ما شدند افرادی که برای فرار از سربازی یا درآمد راحت و ساده رفتند روحانی شدند ، اما نه روحانیت این نیست ، روحانیت یعنی امثال امام رحمة الله علیه که از یک خونه حقیر و دون شان شروع کردند و در همون خونه هم به رحمت ایزدی رفتند ، خورد و خوراکشون دون شان یک طلبه بود ، اما رهبر مسلمین جهان بودند ، چرا راه دور بریم ، امیرالمومنین علیه السلام رو قبول ندارید ، می گید معصوم بودند ، مال 1400 سال پیش بودند ، پس مرحوم امام رو چی می گید؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]ابه محض خوندن اون متن مخاطب فکر میکنه طلبه ها از خدمت رفتن معاف هستند!
بحث چاقی رو هم شما شروع کردید و من گفتم چاقی در همه نیست!
عموم خصوص من وجه است: چاق- طلبه! بعضی از طلبه ها چاق هستند! بعضی از چاق ها طلبه هستند!
مسئله معافیت هست ، به راحتی میشه بری طلبه شی و معاف شی ، نگو نمی شه ، من خودم سعی کردم برای معاف شدن برم دنبال طلبگی ، تحقیق کردم ، اطرافی ها هم روحانی هستند ، از خودم در نیاوردم
گفتم چاق هستند ، به عنوان یک مسئله جانبی که از تنبلی نتیجه می شه ، بله ، هستند ، و حتی اگر در حد معمول چاق می بودند باز هم بد بود ، چون اسلام دینی هست که توصیه به کم خوری و کم خوابی کرده ، پس نمیشه مروج دینی بود که خودت حوصله نداری در ظاهر پیروش باشی ، مثل این هست که روحانی بیاد با شلوار لی بره بالای منبر.
در ضمن در حال حاضر طلبه ها بیشتر از مردم عادی چاق هستند ، این رو هم دیدم که می گم.با این که می بایست کمتر از دیگران بخورند ، دلیلش هم این هست که راحت طلب هستند خیلی هاشون و مثلا طرف حاضر نیست از خواب ظهرش بزنه بره تبلیغ دین ، نمی گم همه این طورند ، اما کم نیستند این افراد.نمی گم فقط در حوزه هست ، اما در حوزه هست ، همون طور که دانشجوی تنبل داریم و تن پرور ، متاسفانه طلبه تنیل و تن پرور هم داریم ، منتها دانشجوی تنبل قرار نیست تبلیغ دین کنه ، کسی هم نمی گه این آقای دکتر چاقه من نمی رم مطبش! اما می گن فلان روحانی خودش این همه شکم داره می یاد از قناعت و کم خوری برای ما حرف می زنه.
مگر نشنیدید از رسول الله صلی الله علیه و آله که می فرمودند من خرما خوردم (که کار حلالی بوده و مستحب هم بوده شاید) ، نمی تونم از خرما نخوردن بگم ، پس چطور یک روحانی چاق می تونه حرفش در مورد کم خوری موثر باشه؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]شما بری رسوندن این منظور جملات نا مناسبی رو انتخاب کردی و میشه گفت ذهن افراد رو دچار شبهه!
بله باید برای ورودی حوزه ها سخت گیری بیشتری باشه باید فرد با علاقه وارد حوزه بشه نه به عشق مادیات، تو این مورد هم نظر هستیم!
شما به قول خودت به عمق مطلب فکر کن نه به ظاهرش
این برداشت شما بوده که من منظور بدی داشتم ، منظور من رو فقط خودم می دونم نه کسی غیر من
خوب شما خودت قبول داری ورودی ها مورد داره ، پس چرا با من مخالفت می کنی؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]اینکه باید یه تغییراتی در کیفیت حوزه ها داده بشه حرفی نیست ولی جوری دوستان ارائه مطلب کردند این ها رو نمی رسوند حتی بعضی جاها کار به تمسخر هم رسید!
متأسفانه خیلی از مراجع تقلید هم از روش اداره حوزه های علمیه شاکی هستند و این روشی که رو به دانشگاهی کردن حوزه هاست رو قبول ندارن!
خوب کدوم قسمت متن من تمسخر داشته؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱:۲۹)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]البته آقایون مدیر اومدن سیستم دانشگاه رو روی حوزه پیاده کنن اما نصفه ونیمه انجام شده با کلی ضعف!
حالا حوزه و طلبه های ما موندن این وسط، هم از شکل قدیم در اومده هم سیستم دانشگاهی انجام نشده!
اشتباه هم همین هست!
به جای این گه بیان سیستم سنتی حوزه رو توی دانشگاه پیاده کنند ، سیستم معیوب غربی دانشگاه ها رو اومدند توی حوزه ها اعمال می کنند!
بنده شنیدم خود غربی ها دارند رفته رفته به سمت شیوه مکتب خانه ای سنتی ما پیش می رند ، ما داریم به سمت سیستم معیوب سنتی اون ها پیش میریم.
من در مورد دانشگاه هم نظر زیاد دارم ، یکیش این بوده که حوزه و دانشگاه رو تلفیق کنند ، دانشگاه اسلامی بسازند ، با سیستم سنتی حوزوی ، و با تذهیب و تزکیه ، دانشجو بپذیرند ، دانشجویی که علاوه بر یادگیر علوم روز ، کنارش عرفان و معرفت النفس و قرآن و احادیث علمی بیاموزه
نقل قول:سخن امیر کلام امیر المؤمنین علی (علیه السلام) رو نشنیدید که می فرمایند: ... اُنظر الی ما قال لا تنظر الی من قال!
خوب اگه اینجوریه که به روحانی و حوزه چی نیازی هست؟
خودمون می ریم از قرآن و سیره می گیریم اون چیزی رو که دنبالش هستیم
خودمونیم. چه روحانیون و چه من(حتی) به این حرف اعتقاد نداریم!
مثلا ما از ضد کاپیتالیسم حرف می زنیم می گن داری حرف مارکس رو می زنی و حرفت غلطه!
دقیقاً همینی که دارم می گم
در ضمن. من نمی خوام ضد حضرت امیر حرف بزنم. جمله زیر هم نقیض حرف حضرت نیست:
تو که لالایی بلدی، چرا خودت خوابت نمی بره؟
(۲۱/مهر/۹۳ ۱۲:۳۵)دل خسته نوشته است: [ -> ]واقعا چه مثال قشنگی
پس چون یک سری طلاب رفتند جنگیدند باید بقیه شون برن تا روز قیامت خوش بگذرونند؟
به این می گن ضد ارزش ، ارزش اون هست که پیرو طلاب شهید باشند.
بله بالقوه هستند ، اما دیگران این امکان بالقوه رو نداند
مثل بانک ها که قانونا همه کارشون شرعی هست اما در عمل ربا می گیرند.
اول شما بیا این حرف امیرالمومنین علیه السلام رو به مردم بقبولون ، بعد ازشون بخواه به حرف روحاینت گوش بدند.این حرف مثل این هست که بیای برای دانش جوی کلاس اولی با استقاده از قانون بقای ماده و انرژی اثبات کنی 2 ضربدر 2 میشه 4
تمام ائمه علیهم السلام و یار هاشون افرادی ورزیده بودند ، هم از نظر جسمی ، هم از نظر روحی ، مثال بارزش هم یاران سیدالشهداء علیه السلام هستند که در جنگ پیرمردهاشون چندیدن نفر رو به راحتی مغلوب می کردند.
یا عمار رحمة الله علیه که با باربری امرار معاش می کرد ، و همین بود که مردم فقیر هم حرفش رو پذیرا بودند.
این حرف من واقعیتی هست که در جامعه موج می زنه ، شما می خوای قبول نکنی و چشم روی حقیقت ببندی می تونی ، اما با بستن چشم بر روی حقیقت چیزی عوض نمیشه ، مردم جامعه ما روحانی ها رو افرادی تنبل و راحت طلب می شناسند ، و حق هم دارند ، وقتی اکثر ورودی حوزه ی ما شدند افرادی که برای فرار از سربازی یا درآمد راحت و ساده رفتند روحانی شدند ، اما نه روحانیت این نیست ، روحانیت یعنی امثال امام رحمة الله علیه که از یک خونه حقیر و دون شان شروع کردند و در همون خونه هم به رحمت ایزدی رفتند ، خورد و خوراکشون دون شان یک طلبه بود ، اما رهبر مسلمین جهان بودند ، چرا راه دور بریم ، امیرالمومنین علیه السلام رو قبول ندارید ، می گید معصوم بودند ، مال 1400 سال پیش بودند ، پس مرحوم امام رو چی می گید؟
مسئله معافیت هست ، به راحتی میشه بری طلبه شی و معاف شی ، نگو نمی شه ، من خودم سعی کردم برای معاف شدن برم دنبال طلبگی ، تحقیق کردم ، اطرافی ها هم روحانی هستند ، از خودم در نیاوردم
گفتم چاق هستند ، به عنوان یک مسئله جانبی که از تنبلی نتیجه می شه ، بله ، هستند ، و حتی اگر در حد معمول چاق می بودند باز هم بد بود ، چون اسلام دینی هست که توصیه به کم خوری و کم خوابی کرده ، پس نمیشه مروج دینی بود که خودت حوصله نداری در ظاهر پیروش باشی ، مثل این هست که روحانی بیاد با شلوار لی بره بالای منبر.
در ضمن در حال حاضر طلبه ها بیشتر از مردم عادی چاق هستند ، این رو هم دیدم که می گم.با این که می بایست کمتر از دیگران بخورند ، دلیلش هم این هست که راحت طلب هستند خیلی هاشون و مثلا طرف حاضر نیست از خواب ظهرش بزنه بره تبلیغ دین ، نمی گم همه این طورند ، اما کم نیستند این افراد.نمی گم فقط در حوزه هست ، اما در حوزه هست ، همون طور که دانشجوی تنبل داریم و تن پرور ، متاسفانه طلبه تنیل و تن پرور هم داریم ، منتها دانشجوی تنبل قرار نیست تبلیغ دین کنه ، کسی هم نمی گه این آقای دکتر چاقه من نمی رم مطبش! اما می گن فلان روحانی خودش این همه شکم داره می یاد از قناعت و کم خوری برای ما حرف می زنه.
مگر نشنیدید از رسول الله صلی الله علیه و آله که می فرمودند من خرما خوردم (که کار حلالی بوده و مستحب هم بوده شاید) ، نمی تونم از خرما نخوردن بگم ، پس چطور یک روحانی چاق می تونه حرفش در مورد کم خوری موثر باشه؟
شما به قول خودت به عمق مطلب فکر کن نه به ظاهرش
این برداشت شما بوده که من منظور بدی داشتم ، منظور من رو فقط خودم می دونم نه کسی غیر من
خوب شما خودت قبول داری ورودی ها مورد داره ، پس چرا با من مخالفت می کنی؟
خوب کدوم قسمت متن من تمسخر داشته؟
اشتباه هم همین هست!
به جای این گه بیان سیستم سنتی حوزه رو توی دانشگاه پیاده کنند ، سیستم معیوب غربی دانشگاه ها رو اومدند توی حوزه ها اعمال می کنند!
بنده شنیدم خود غربی ها دارند رفته رفته به سمت شیوه مکتب خانه ای سنتی ما پیش می رند ، ما داریم به سمت سیستم معیوب سنتی اون ها پیش میریم.
من در مورد دانشگاه هم نظر زیاد دارم ، یکیش این بوده که حوزه و دانشگاه رو تلفیق کنند ، دانشگاه اسلامی بسازند ، با سیستم سنتی حوزوی ، و با تذهیب و تزکیه ، دانشجو بپذیرند ، دانشجویی که علاوه بر یادگیر علوم روز ، کنارش عرفان و معرفت النفس و قرآن و احادیث علمی بیاموزه
خب عزیز دل من دارم میرم مشهد زیاد وقت ندارم برای جواب دادن!
کی گفت طلاب باید بشینن و خوش بگذرونن!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه نتایج عجیب و غریبی از حرفام می گیری؟!!!!!!
شما مشکلت اینه که متن من رو کامل نمی خونی به همین دلیل دچار شبهه میشی برادر من!
من هم گفتم طلبه ها هم باید پیروی کنند!
بالقوه رو همه انسان ها دارند!
گمونم قبل این که به مردم بفهمونیم باید شما که وکیل مردم شدی رو توجیه کنیم تا این کلام حضرت رو متوجه بشی!
طرف من بحث من و شماییم بحث اینه که حق چیه! حالا مردم حق رو نمی فهمن من وکیل وصی اندازه فهم اون ها که نیستم حرف حق رو دارم به شما میگم!
باز شما چند تا روحانی ای رو که خودت دیدی رو جامعه حساب کردی و میگی مشکل دارن!
خب کی مخالف ساده زیستی و عدم تجمل پرستی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این ها عقیده ی من هم هست! جنابعالی داری یه چیزهایی که عقیده خودم هست، محکوم می کنید به قبول نداشتنش!
آره این که شخص با اهداف مادی مثل معافیت و یا شهریه و... بخواد وارد حوزه بشه خوب نیست و اثر سوء داره!
شاید اون شخص مشکل داره و چاق بودنش به خاطر مریضیش باشه!
من خودم یه جانباز روحانی می شناسم که این بنده خدا به خاطر عوارض قرص هایی که مصرف می کنه خیلی چاق شده و خیلی ها با همین اعتقاد شما دارن مسخرش می کنن! اما رفتار و کردارش چی؟
بیشتر افرادی که نزدیکش هستند می دونند چه آدم خاکی و اهل دلی هست!
و همچین افرادی هم کم نیستن! بله اگر با پر خوری باشه شخص خلاف دستور اسلام عمل کرده و نباید انجام بده!
********************************************************************
اون پیشنهاد آخرتون نیاز به افرادی با تدبیر و مدیریت قوی داره تا این کار رو بتونن انجام بدن!
شما چون متن من رو کامل نمی خونی خیلی از حرف های خودم تو پست های قبلی رو میگی و منوبه قبول نداشتانشون محکوم می کنید!
لطفا متن ها رو خوب بخونید!
مسخره کردن رو هم تو پست های قبلی اشاره کردم!
******************************************************************************
امشب راهی مشهدم، خدایی نکرده اگه جایی از بحث چیزی گفتم که ناراحت شدید، عذر ما رو بپذیرید! هم شما هم باقی دوستان!
یا ضــــــــــــــــــــــــــــــــامن آهو!
(۱۹/مهر/۹۳ ۱۶:۴۰)Kol نوشته است: [ -> ]یه مثال دیگه : اینایی که میرن امر به معروف می کنن رو چرا عین پشه میزنن له می کنن؟ یعنی طرف نمی تونسته از خودش دفاع کنه؟
این چه وضع حرف زدن از شهداست؟؟!!AngryAngry
طرف رفته دل و جرأتی به خرج داده که خیلی ها ندارن، تا در مقابل علنی کردن بی شرمانه ی یک کار زشت و به گند کشیدن جامعه بی تفاوت نباشه. چون سیب زمینی نبوده.
حتی بعضی پلیس ها با وجود داشتن اسلحه هم می ترسن با یک شرور برخورد کنن.
بعد هم همون اتفاق افتاده که ترسوها ازش می ترسیدن: طرف حمله کرده.
در چنین موقعیتی،
اینکه دو نفر به یک نفر بوده باشه یا چاقوکشی یا هر وضع نامردی دیگه، هیچ ربطی به نامردی اصلی ماجرا نداره.
اینکه ناغافل حمله بشه هم باز هم هیچ ربطی به نامردی اصلی ماجرا نداره.
نامردی اصلی همینه که اصلاً حمله کرده.
یعنی تا همینقدر که حمله کرده، شما باید خجالت بکشید از اینکه در مورد کسی که در یک حمله ی یک شرور مورد ضرب و شتم وارد شده از آسیب دیدنش اشکال بگیرید.
چه برسه به اینکه طرف دل و جرأتش رو جمع کرده بوده که از ناموس ملت دفاع کنه.
واقعاً اینطور بی ادبانه حرف زدن در مورد چنین افرادی خجالت آوره.


یک کلیپ بود چند سال پیش در مورد سربازان آمریکایی،که خود آمریکایی ها ساخته بودن. سربازهاشون بخاطر کسب یک درآمد بخور و نمیر مجبور شدن برن داوطلب بشن(داوطلب!!! بشن!!!) و رفتن توی عراق یا افغانستان اون جنایتهای فجیع رو کردن، به حدی که احمقانه بودنش قابل هضم نیست، کلیپ رو اینطور ساخته بودن که توی فرودگاه، اونها که وارد میشن مردم براشون دست میزنن و یک حس احترام و افتخار خاصی نسبت بهشون داشتن و ... . البته اون کلیپ استنثناء نبود در میان این همه فیلمهاشون که همین رو تحویل مخاطب میدن. خلاصه اینکه اون طرف جنایتکارهای احمقشون رو اونطور قهرمان میکنن، اون وقت این طرف به آدمهای دلسوز شجاع اینطور احترام میذارن...
واقعاً خجالت آوره.
(۲۱/مهر/۹۳ ۱۸:۰۶)حضرت عشق نوشته است: [ -> ]خب عزیز دل من دارم میرم مشهد زیاد وقت ندارم برای جواب دادن!
کی گفت طلاب باید بشینن و خوش بگذرونن!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه نتایج عجیب و غریبی از حرفام می گیری؟!!!!!!
سلام
من متن شما رو کامل خوندم ، اگر دقت کرده باشی خط به خط جواب دادم با نقل قول
این مثال هم مثال نقض بود ، منظور این بود که دلیل نمیشه چون یکسری طلاب شهید شدند مابقی بتونند ساده بگیرند
شما حرف من رو میزنی ، منتها منظور من رو نگرفتی
منظور من در کل این هست که شرایط حاضر حکم فرما بر حوزه ها واقعا شرایط بی خودی هست
من همین چند وقت پیش رفته بودم خمس حساب کنم دفتر یکی از مراجع بزرگ
یک روحانی جوون بود ، با این که بی کار بود قبل اومدن من ، خیلی بداخلاق و بی حوصله ، بلد هم نبود حسابش رو
بنده از دفتر یکی از مراجع یک سوال رو در عرض چند روز دوبار پرسیدم دو تا جواب متضاد گرفتم ، می ری دفتر ایشون می بینی یکسری روحانی نشستند بی نظم و نزاکت وسط حال ورودی ، بعد نه سلامی نه علیکی.
نمی گم همه روحانی ها این طور هستند ، اما خیلی هاشون این طور هستند.
دیدشون به دین شده دید بازاری متاسفانه ، آیا روحانیت در قدیم هم همین طور بودند؟
ببینید متاسفانه همین لغت روحانیت مشکل اساسی هست
انگار روحانی ها روحانی هستند و مابقی جسمانی ، انگار روحانی باید یک لاک درست کنه دور خودش و از جامعه فاصله بگیره.
نمی دونم شاید شما به این افراد بر نخوردید،اما من از خود حوزوی ها شنیدم، اوضاع خیلی خرابه ، شده توی مایه های دانشگاه،روحانیت شده شغل،شغلی که یکسری مزایا داره ، و بزرگترین مشکل هم همین مزایای پنهان هستند که هستند.
بزرگترین مشکل روحانیت اینه که هر جور آدمی میتونه بره درسشو بخونه.
اگه حوزه علمیه هر کسی رو راه نده این جور مشکلات پیش نمیاد.
ارزش حوزه رو باید یه چیزی مثل دانشگاه شریف کنند که فقط آدم های تاپ بتونن وارد شن و اسم روحانیت رو خدشه دار نکنن. الان هر کی نمیتونه دیپلم بگیره میره ملا میشه :Big GrinBig GrinBig Grin
ما مخالف این مزایا نیستیم. ولی آخه خیلی آخوند داریم. کیفیت مهمه نه کمیت. جمعیت آخوند کم باشه، ولی همشون با سواد کامل.
تو ورودی نمیشه گیر داد
میشه مثل دانشگاه های الان
هر کی بره توش حتما با لیسانس یاد بیرون
ورودی باید اسون باشه اما در حین اموزش سختگیری باشه
خیلی از ادمای خلاق و باهوش هستن که الزاما نمره های عالیی هم ندارن
البته من با سیستم حوزه اشنا نیستم اما اینطورم نیست که کسی نکشه بتونه بره بالا
یه سیستمی برای دانشگاه های آمریکایی هست که به صورت عرف به وجود اومده
مثلا نمی گن فلان دانشجو توی هاروارد درس خونده
می گن زیر دست هلسبرگ درس خونده
منظورم رو متوجه شدین؟
مثلا بگن فلان طلبه زیر دست این لیست از استاد ها بوده(اعتبارش به استاد هاش باشه)
از طرفی حوزه ها با سیاست هایی مثل پراکندگی اساتید مجرب داشته باشن
مثل یه استاد توی شیراز
اون یکی توی مشهد
اون یکی توی تهران
این طلبه بدبختی بکشه برای درس گرفتن از همه ی این استاد ها
به معنای واقعی کلمه توی قرآن: برن!
برن!
بروند!
نه اینکه بشینن تو حوزه بنویسن بخونن
بروند! فرا بگیرند.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع