تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا کربلا به ما درس مذاکره می دهد؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم



رئیس‌جمهور در جمع مردم عاشورایی زنجان :



درس و پیام امام حسین(علیه السلام) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است.


در شب تاسوعایی که شما مردم زنجان بزرگ‌ ترین مراسم گرامیداشت را برای آن برگزار می‌کنید به طوری که مایه افتخار و غرور همه ایرانیان است، امام حسین(علیه السلام) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت کرد؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمربن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید اما خواست با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.



این به معنای آن نیست که امام حسین(علیه السلام) از شهادت می‌ترسید بلکه امام حسین(علیه السلام) از شهادت استقبال هم می‌کرد اما با این حرکت خود به ما یاد داد که حتی با دشمن خود باید به‌گونه‌ای رفتار کنیم که دنیا منطق ما را در صحنه مذاکره پیروز بداند.


امروز در سایه تعامل سازنده با قدرت‌های بزرگ در حال مذاکره هستیم و در اولین گام‌هایی که در این مسیر برداشتیم، پیروزی‌هایی نیز کسب کردیم و به امید خدا و با اتکال به ارواح طیبه ائمه اطهار و لطف امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ‌و به پشتیبانی شما مردم و هدایت‌های مقام معظم رهبری که اصلی‌ترین پشتوانه ما است، به مذاکره برای حل مشکل ادامه خواهیم داد.


پایگاه اطلاع‌ رسانی ریاست جمهوری./


***********************************
پ.ن :



مسئله هدایت :
در کربلا مسئله مذاکره نبود بلکه مسئله هدایت بود که در نهایت به جنگ و شمشیر و نیزه ختم شد.
و درس کربلا ایستادگی در برابر دشمن و کافر و شیاطین حتی به قیمت جان خود و خانواده است .


مسئله اتمام حجت :
حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) اگر هم مذاکره ای داشتند صرفا بخاطر اینکه اتمام حجت کرده باشند واز سرخیر خواهی و بلکه بارقه هدایتی باشد وگرنه فلسفه خروج ان حضرت از مدینه وعدم بیعت با پست ترین وجنایتکار ترین چهره تاریخ، یزیدبن معاویه تعامل و مذاکره نبوده است. اگر نعوذوبالله این بود چرا حضرت خروج کردند وحکومت جور و فساد یزیدی را نپذیرفتند.


رهای از بیعت با یزید :
حضرت امام حسین در مقدمه رها کردن حج اعلام می فرماید که :
برای برقراری دین جدش پیامبر گرامی برپا خواسته است و هرگز مذاکره و تعامل! با حکومت جابر یزید را مطرح نفرمود و اصولا برای رهایی از بیعت ننگین با یزید اقدام به ترک مکه مکرمه فرمود.



.
«شهادت حسینی کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خویش قیام کرده است . . . امام حسین علیه السلام از مقوله دیگری است; او نیامده است که دشمن را با زور شمشیر بشکند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یک تصادف یا ترور توسط وحشی، کشته شده باشد . این طور نیست، او در حالی که می توانسته است در خانه اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفی خویشتن را انتخاب کرده است . . . امام حسین علیه السلام یک شهید است که حتی پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است; نه در گودی قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه می کرد، «نه » گفت، این، «نه » طرد و نفی چیزی بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است .» [sup] (9)

[/sup]«شکل مبارزه ای که حسین انتخاب کرده، قابل فهمیدن نیست مگر این که اوضاع و شرایطی که حسین در آن شرایط، قیام خاص خودش را آغاز کرد، فهمیده بشود . . . اکنون حسین مسئول نگاهبانی انقلابی است که آخرین پایگاه های مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنی حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یک شمشیر برایش نمانده و حتی یک سرباز! سال هایی است که بنی امیه همه پایگاه های اجتماعی را فتح کرده است .» [sup] (10) [/sup]

9 . حسین وارث آدم، مجموعه آثار 19 ص 216، 222 و 223 .
10 . حسین وارث آدم، مجموعه آثار 19، ص 136 .
--------------------------------------
خب حالا توجه کنیم که این موضوعات کنار هم چه معنی ای میتونه داشته باشه.

اول بگم که عاشورا تقریبا میشه گفت بعد از قران ، کامل ترین برنامه برای زندگی بشر بود.

"اکر دین ندارید ، لااقل آزاد مرد باشید"


این خاک و بوم میتونست بهترین اوضاع رو داشته باشه با توجه به موقعیت منطقه ای ولی قسمتی از کشور ما شهید شد ! کشور ما در هنگام جنگ تحمیلی یا حملات گروه های مختلف ضد انقلاب شهید نشد ، بلکه زمانی شهید شد که انقلاب کردیم.

ما هم اکنون واقعا از اون چیزی که باید باشیم دور هستیم ، چرا ؟ چون واقعا اخرین پایگاه های تبلیغاتی خودمون که رسانه ها باشن رو تقریبا از دست دادیم و در حال حاظر برای احیای اونا داریم تلاش میکنیم. در سال هایی به سر میبریم که غرب و امریکا بیشترین پایگاه های تبلیغاتی رو دارند.

یه شبیه سازی از گذشته و حال بود قسمت بالا

-----------------------------------------

و حالا میرسیم به نکاتی که توجه منو جلب کرد.

قضیه امان نامه در عاشورا رو به یاد دارید که. خب امریکا اومد گفت مسئولین ایران شما نباید فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز رو داشته باشید. و من هم شمارو تحریم نمیکنم! یعنی به ما امان میده ! عزت و شرف ما ایرانی ها هیچ وقت اجازه نمیده زیر بار زور بریم. امان نامه امریکارو قبول نکردیم. (خودش هم میدونست داره به ریش خودش میخنده)

در امان نامه موضوعاتی مطرح بود ، موضوعاتی که حقوق یک ملت رعایت نشده بود ، هم در امان نامه ی عاشورا و هم امان نامه ای که امریکا به ایران داد.

این مذاکره بر روی امان نامه به ما فهماند که در هر شرایطی میشه مذاکره کرد. دوستانی که فیلم "چ" رو دیدن ، متوجه هستن که چی میگم. مذاکره بر اصول اخلاق مداری ، به قول این جدیدا "برد-برد" .

بنده از زمانی که آقای خامنه ای فرمودن که بنده از نزدیک مذاکرات رو زیر نظر دارم ، دیگه کلا در مورد مذاکرات نظر نمیدم ولی مجبور شدم الان این متن رو بنویسم.
این هم بگم که رییس جمهور روحانی ، اول اخوند هستند و بعد رییس جمهور ، حرفیو بدون دلیل نمیگن .
من نمیخوام در مورد صحبت های آقای رییس جمهور و شب عاشورا و ارتباط این دو چیزی بگم ، فقط میخوام بگم که امیدوارم رفتارمون و رفتار مسئولینمون اسلامی باشه نه اینکه بخوان به زور و تحمیل و با تفسیر به رای های عجیب و تحریف تاریخ ، رفتار و عملشون رو توجیه کنند. امیدوارم که حرفهای آقای روحانی هم بر اساس درس از عاشورا باشه ( منظورم این نیست که الان این حرفشون بوده یا نه، دقیقا منظورم همین هست که نوشتم)
سابقه ی تالار چیزیو نشون داده که اول اومدم تو تایپیک می خواستم موضع بگیرم ، اما دیدم این قانع کننده بود

نقل قول:
در کربلا مسئله مذاکره نبود بلکه مسئله هدایت بود که در نهایت به جنگ و شمشیر و نیزه ختم شد.

رییس جمهور برای توجیه مذاکره خیلی خیلی دلایل بهتری می تونه داشته باشه! این قضیه دستاویز خوبی نبود!

با حرف های محمد نیز موافقم!
بسم الله الرحمن الرحیم

ببینید آقای محمد تراست :

حرفایی که توی پست اول گفتم به این معنی نیست، که توی سیره ی ائمه ی ما در برخورد با مخالفین و دشمنان، ما مذاکره نداشتیم.
حرف من سر این بود، که همونطور که توی پست قبل هم گفته شد، اینطور مصادره ی وقایع و تبیین اون براساس اونچه که خود ما دوست داریم، کار اشتباهیه.
اون امان نامه هم که گفتید، اصلا مثال درستی برای مذاکره نیست.
توی امان نامه تو یا باید هرچه آنها می گویند بپذیری یا جنگ. یعنی یه قضیه ی یه طرفست. اینکه خواسته ی در قبال صحبت ها چیه، به هیچ وجه مطرح نیست.
ولی در مذاکره، من شروط خودم رو دارم، طرف مقابل هم شروط خودش را. حالا دو طرف سر این شروط و خطوطشان بحث می کنند. یعنی یه تعامل دو طرفه.

خلاصه اینکه، مذاکره نکوهیده نیست، ولی ماجرا و صحبت های کربلا ربطی به مذاکره نداشت

اینم یه شاهد از وجود مذاکرات در سیره ی معصومین، ولی مذاکره ی با قدرت :

در جنگ احزاب پیغمبر با طرفهای مقابل وارد گفتگو شد، اما چه گفتگوئی! تاریخ را بخوانید. اگر جنگ است، با شدت؛ اگر گفتگو است، با شدت؛ اگر تعامل است، با شدت؛ با استحکام. این معنای اشداء علی الکفار است.
(مقام معظم رهبری)


اگه بی جهت پای درس های اباعبدالله بشینیم می بینیم که از قضا درس مذاکره هم بهمون میده Wink
( البته اگه حرّ صفت باشیم :| )
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱/آبان/۹۳ ۲۰:۲۰)Ali#59 نوشته است: [ -> ]اگه بی جهت پای درس های اباعبدالله بشینیم می بینیم که از قضا درس مذاکره هم بهمون میده Wink
( البته اگه حرّ صفت باشیم :| )

ببخشید بحث حر و کلا صحبت های امام حسین (علیه السلام) مذاکره نبوده، بحث هدایت بوده.

اینکه می گیم مذاکره شان قیام امام (علیه السلام) پایین میاد. مذاکره با حر و یا عمر سعد اصلا معنی نمی ده. اینا سرباز بودن و فرمانده لشکر نه نماینده ی مداکره ی ابن زیاد و یزید.

آخه خودتون قضاوت کنید بر اساس خود فرمایشات امام اینکه منطق امام منطق مقاومت بوده یا مذاکره :


«و یزید رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحترمة معلن بالفسق و مثلی لایبایع مثله (ارشاد، مفید، ص 200 ) ;
یزید، مردی است شرابخوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و آشکارا مرتکب فسق و فجور می گردد، و همانند من با چنین فردی بیعت نمی کند .»

یعنی هویت حق به هیچ وجه با هویت ظلم قابل جمع نیست و مظاهر و نمایندگان این دو چه مذاکره ای می تونن با هم داشته باشن که وجود یکی به معنای رفع و دفع دیگریه؟


اما قصه شهادت چیزی دیگه ای که :
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ (التوبة-52)

بگو: آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى [پيروزى يا شهادت‏] را انتظار داريد؟ ولى ما انتظار داريم كه خدا از جانب خويش و يا به دست ما شما را عذاب کند، پس منتظر باشيد كه ما نيز با شما منتظريم.







.
(۱/آبان/۹۳ ۲۱:۱۸)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم


ببخشید بحث حر و کلا صحبت های امام حسین (علیه السلام) مذاکره نبوده، بحث هدایت بوده.

اینکه می گیم مذاکره شان قیام امام (علیه السلام) پایین میاد. مذاکره با حر و یا عمر سعد اصلا معنی نمی ده. اینا سرباز بودن و فرمانده لشکر نه نماینده ی مداکره ی ابن زیاد و یزید.

آخه خودتون قضاوت کنید بر اساس خود فرمایشات امام اینکه منطق امام منطق مقاومت بوده یا مذاکره :


«و یزید رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحترمة معلن بالفسق و مثلی لایبایع مثله (ارشاد، مفید، ص 200 ) ;
یزید، مردی است شرابخوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و آشکارا مرتکب فسق و فجور می گردد، و همانند من با چنین فردی بیعت نمی کند .»

یعنی هویت حق به هیچ وجه با هویت ظلم قابل جمع نیست و مظاهر و نمایندگان این دو چه مذاکره ای می تونن با هم داشته باشن که وجود یکی به معنای رفع و دفع دیگریه؟


اما قصه شهادت چیزی دیگه ای که :
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ (التوبة-52)

بگو: آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى [پيروزى يا شهادت‏] را انتظار داريد؟ ولى ما انتظار داريم كه خدا از جانب خويش و يا به دست ما شما را عذاب کند، پس منتظر باشيد كه ما نيز با شما منتظريم.
.
آخه پیش فرض شما اینه که : قیام امام حسین یا برای هدایت بوده یا برای مذاکره!
خب این یک حرکت تک بعدی که نبوده...
مقایسه کنید با ماجرای امام حسن (علیه السلام) ... فکر کنید که چه اتفاقاتی اگر می افتاد یا نمی افتاد،عکس العمل امام حسین (علیه السلام) هم مثل امام حسن (علیه السلام) میشد؟؟
سلام
به نظر من هم حرف بی حساب و کتابی بود ، من همونجا که خوندم خبر رو جا خوردم.
درس عاشورا ایستادکی در مقابل استکبار هست ، حتی اگر مستکبر حاضر نشد پای میز مذاکره حاضر شه.
عمر سعد هم یزید نبود ، صرفا یک فرمانده بود ، نه نماینده رسمی یزید برای مذاکره.
امام می خواستند عمر سعد که امکان هدایت درش بود (در سپاه امیرالمومنین علیه السلام ضد پدر یزید می جنگیده) رو هدایت کنند تا مبادا عمر عذری داشته باشه ، و الا عمر برای مال دنیا می جنگید نه برای کمک به یزید.
بنده اولین بار هست که میشنوم که امام حسین)(علیه السلام) با عمر سعد جلسه برگزار کرد!!!!!
تا جایی که ما خواندیم در کتب. امام (علیه السلام) با یاران و خوانواده خودشون جلسه داشتند و فرمودند هرکه بمان چه میشود هر که برودچه میشود.

اگر رئیس جمهور اینجا تشریف میداشتند ازشون منبع میخواستیم خیلی خوب میشدSmile
حالا هر کس میتواند منبع بیاورد ببینیم ممنون میشویم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع