خداوند مزّاح و شوخی کننده را دوست دارد
...
قال الباقر علیه السلام : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِی الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ الْمُتَوَحِّدَ بِالْفِکْرَةِ (الْمُتَخَلِّیَ بِالْعَبْرَةِ) الْمُتَبَاهِیَ بِالصَّلَاةِ).
امام باقر علیه السلام فرمود:
خداوند دوست دارد کسی را که با مردم مزاح و شوخی کند، امّا سخن زشت به زبان نیاورد و نیز کسی را که اندیشه ای یکتاپرست داشته باشد و کسی را که آراسته به صبر و شکیبایی باشد و کسی را که به نماز خواندن افتخار کند.
...
(کافی،ج2،ص663)
خدا کسی را بیشتر دوست دارد که همه چیز را قربانی خواسته و اراده او کند و او را وکیل تمام امورش قرار دهد چرا که خدا انتهای خط عمر ما را می بیند حال اینکه ما گذشته و خاطرات خود را می بینیم.
خدا ما را بیشتر از بیش دوست می دارد ،او رحمان است ،
او ما را بیشتر دوست می دارد حال اینکه برای دوست داشتنش کافی است بدانیم هر روز دو فرشته مراقب اعمالمان را عوض می کند تا مبادا گناهانمان زیاد شود،هیچ کدام از فرشته ها حال و روز قبل ما را نمی دانند.در آخر روز به خدا می گویند او را ببخش چرا که تا الان همچین گناهی نکرده!

خداوند انسان با حیا و پاکدامن را دوست دارد
....
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ : (إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ).
امام باقر علیه السلام فرمود:
خداوند عزّوجلّ آدم با حیای خویشتندار را دوست دارد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّفَ).
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خداوند انسان با حیای بردبار پاکدامن با مناعت را دوست دارد.
خداوند فرمود: من ویژه دوستانم هستم
....
خدای تعالی به داود علیه السلام وحی فرستاد که :
ای داود! کسی که دوستش را دوست می دارد، گفتارش را تصدیق می کند و اگر از او راضی باشد، کردارش را نیز تأیید می کند. و با اطمینان به دوست ، اعتماد به او پیدا می کند و اگر اشتیاق به او داشته باشد ، جهد و تلاش می کند که به او برسد.
ای داود! یاد و ذکر من برای ذاکرین من است و بهشتم برای اطاعت کنندگان و عشق و محبتم برای مشتاقین و دلباختگانم و من ویژه دوستانم هستم .
درکلمه ای قدسی نقل است که خداوند تعالی فرمود :
« محبوب ترین بندگان نزد من ، کسانی هستند که حق مرا برپا داشته اند ،
و برترین و گرامی ترین این افراد ، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که سید و آقای خلائق است
و بعد از او علی مرتضی (علیه السلام) برادر محمد مصطفی است
و پس از علی دیگر امامان راستین ، که حق را به پا می دارند.
در رتبه بعد از ایشان کسانی قرار دارند که آنان ( یعنی پیامبر و جانشینان او ) رابرای دستیابی به حقشان یاری می کنند
و در درجه بعد کسانی هستند که آنان ( یعنی پیامبر و اهل بیتش ) را دوست دارن و از دشمنان بیزارند ، اگر چه اهل بیت را یاری و نصرت نکرده باشند . »
محبوب ترین در نزد خداوند کیست
امـام صـادق (ع ) :
بـدانـيـد كـه محبوبترين مؤمنان نزد خدا كسى است كه مؤمن تهيدست را از نادارى نجات دهد و در امورمادى و زندگيش به او يارى رساند وكسى كه مؤمنان را كمك كند و سود رساند و ناراحتى آنها را برطرف سازد.
خدا دریچه رحمانیتش را بروی عام باز کرده برای همین به او می گویند رحمان
رحمانیتش شامل همه ی موجودات می شود همه به یک اندازه اما چه زمانی رحیمیتش شامل حال عده ای خاص می شود؟
زمانی که شخص از نعمتش به خوبی استفاده کند آنقدر که خدا می گوید این هم را بگیر چون توانستی به خوبی استفاده کنی.
اینجا فرق ما و عده ی خاص مشخص می شود،عدالتی هست.مانند شاگردی که از حرف معلمش به خوبی استفاده نمی کند و شاگردی که همان حرف را پذیرا می شود.یکی معدلش کم و دیگری زیاد.
آیا شاگرد زرنگ احتیاج به تشویق بیشتر ندارد!؟
خدا همه ی ما را دوست دارد.
زمانی جهنم را در این دنیا و آخرت می بینیم که نعمت را نشناخته ایم و عذاب می کشیم،عذاب درونی که چرا قدر نعمت ندانستیم!
این مثال را همیشه در ذهن داریم.
بزرگترین نعمت سلامتی است ،تا انسان سلامت است قدر نعمت نمی داند ولی وای به حالی که بیمار شود.
قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ : قالَالله: ما تَحبَّبَ اِلَیَّ عَبدی بشیٍ احبّ اِلَیَّ ممّا افترضتُه علیه و اِنّهُ لیتحبَّبُ اِلیَّ بالنافلةِ ....
رسول اكرم ـ صلی الله علیه وآله ـ فرمودند:خداوند می فرماید:
هیچ بنده ای با چیزی بهتر ازانجام واجبات به من اظهار دوستی و محبت نكرده است و همانا بنده با انجام نوافل اظهار محبت و دوستی به من می نماید تا آنجا كه محبوب من واقع می شود،
پس زمانی كه من او را دوست بدارم :
گوش او می شوم كه با آن می شنود
چشم او می شوم كه با آن می بیند
زبان او می شوم كه با آن سخن می گوید
دست او می شوم كه با آن می گیرد
و پای او می شوم كه با آن راه می رود
اگر مرا بخواند اجابتش می كنم و اگر چیزی از من بخواهد به او خواهم داد
...
«المحاسن، ج 1، ص 454»