۴/آبان/۹۳, ۲۳:۴۴
بسم الله الرحمن الرحیم
كلمة الله هى العليا
![[تصویر: logo_moharam.png]](http://s5.picofile.com/file/8148180350/logo_moharam.png)
مجموعه ای توسط عده ای از دوستان تهیه شده که برای پخش بسیار عالی می باشد
مساجد ، دانشگاه ها و حوزه ها و دیگر اماکن فرهنگی
دانلود پنج شب اول در یک فایل
موضوعات
شب اول: شکستن پیمان با نائب امام به بهانه تامین معیشت دنیایی
شب دوم: حرکت عاشورایی کاروان انقلاب با هدف اصلاح در عین محاصره و تحریم
شب سوم: استکبار ضد انسانیت
شب چهارم: مادران ضد استکباری
شب پنجم: هر چه داریم در راه مبارزه می دهیم
شب ششم: بی یاری امام حسن (علیه السلام) سنگ بنای شکل گیری پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ
شب هفتم: استکبار کودک کش
شب هشتم: جوان مومن انقلابی ضد استکبار است…
شب نهم: امان نامه را از دشمنان نمی گیریم
شب دهم: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
روی هر عکس کلیک کنید برای دریافت فایل پی دی اف برای چاپ + فایل صوتی
شب اول
چند بگیری کربلا نمیری؟؟؟
![[تصویر: w535]](http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/wkm928wWpqiizLYS5OCsK4hnPFiTJbfQLWuKJ6-sPM7tUVACdfPg4w/s/w535/)
فایل صوتی شب اول
لینک کمکی فایل صوتی
متن فایل پی دی اف برای پخش در لاین و واتس آپ
مردم کوفه همیشه برایمان مثال بی وفایی بوده اند. از کوفی ها و پیمان شکنی شان زیاد شنیده ایم، اما تا بحال از خود پرسیده ایم چرا سرنوشت کوفیان اینگونه شد؟ چه شد که حاضر شدند خون مهمان هایی که با نامه، سوی خود خوانده بودند را بریزند؟
بی شک اهل کوفه انسان های عجیبی نبودند، و درست شبیه ما، نه شاخ داشتند و نه دم و نه سم. با ظاهری موجه و عموما پیشانی های پینه بسته. و همچون ما روزها و ماهها و سالها منتظر حضور منجی خود بودند. برخیهاشان همچون شمربن ذی الجوشن سردار سپاه امام علی بودند. کوفیان گمان میکردند تنها کسی که می تواند آنان را به حقوق دنیوی خود برساند، حسین است. درد معیشت داشتند و خیال می کردند حسین (علیه السلام) این درد را مداوا خواهد کرد. حسین را می خواستند که دنیایشان را آباد کند. این شد که با اشتیاق هجده هزار نامه نوشتند
که پای هر نامه ای را چندین نفر امضاء کرده بود.
کاش ماشین زمان حقیقت داشت تا می شد گاهی برای عبرت از تاریخ، یک سر به آن روزهای سیاه سفر کرد و در نیمه های شب صدای تضرع و نماز شب اهل کوفه را شنید. آری، دینداری منهای بیداری حکایت تلخ کوفیان بود! کوفیها با کار خود ثابت کردند سرانجام ایمان در خارج از دایره ولایت، ضلالت است. و نشان دادند طریق سعادت را بی نقشه اگر پیش بروی، روزی میرسد که چون کوفیان، امامت را خارجی و مرتد بخوانی! میشود قاری قرآن صامت باشی، و قرآن ناطق را سنگ باران کنی!
مردم کوفه و نخیله از ظلم و جور روزگار معاویه به ستوه آمده بودند، سهمشان از بیت المال اندک و ناچیز و رفتار عمال حاکم استکباری آن زمان - معاویه - با آنان تحقیر آمیز بود. و این بزرگترین درد مردم کوفه بود. کوفیان اگر اول کار، یزید را به عنوان خلیفه نپذیرفته بودند و نامه ها به حسین نوشتند که بیاید و نجاتشان دهد، ناشی از تصور ضد کوفیانه ای بود که از این سلسله منحوس بنی امیه داشتند، یعنی بیم از تکرار وضع دوران معاویه! اما کوفیان مگر چه میخواستند جز آسودگی؟ بیم جان خود را داشتند و ترس از وخامت معیشتشان. وقتی سکه های طلای ابن زیاد – نماینده یزید - چشم مردم ستمدیده کوفه را گرفت، دیگر غرضی نمانده بود تا کوفیان همچنان علم مخالفت با یزید را برافراشته نگه دارند و گرد قاصد حسین حلقه زنند. آنها به خیال خود با این سکه ها و وعده های رنگارنگ، به حق خود از بیت المال رسیده بودند. شب و روز کوفه دو روی سکه سیاه تزویر بود. سکه هایی که عاقبت و آخرت یک قوم را به باد داد. سکه هایی که کوفیان با آن، آخرت خود را با دنیا تاخت کردند. آری، لعنت خدا بر آنها! اما حساب من و تو چه می شود امروز؟ کوفیان سر امام خود را با سکه طلا تاخت زدند. از کجا معلوم؟ شاید ما هم با اندکی پول بیعت 35 ساله خود و یا پدران خود را با امام زمانمان بشکنیم. آیا فردا ما نیز حاضر نمی شویم بخاطر پول و معیشت، مرتکب بزرگترین معصیت شویم؟ باور کن نمیشود اینقدر ساده انگارانه درباره کوفی ها قضاوت کرد. اصلا بیا حساب کنیم نرخ معامله سنگین کوفی ها با ابن زیاد، به پول امروز چقدر میشود؟ باور کن پول کمی نبوده! بیا بنشینیم و یکبار هم که شده فکر کنیم این همه سال برای چه منتظر منجی بوده و هستیم؟ و این همه ناله و نامه و گلایه و شکوه و عریضه از چه رو بوده است؟
اگر درد غروب جمعه ی ما بخاطر مشکلات مالی و کاری و معیشتی است، بیا بنشین تا همین حالا حساب کنیم قیمت خود را. چقدر پول اگر بپردازند به ما، دور «ولی امر » خود را - مثل کوفیان - خط می کشیم؟ بیا یک خبر از نرخ سکه بگیریم. ببینیم حدودا با وعده چند سکه بهار آزادی، اسیر دنیا میشویم؟ بیا نرخ ارز را فرض بگیریم و ببینیم امام زمانمان چقدر میارزد؟ ببینیم «یزید زمانه » از «کاخ سفید » خود چند میلیون دلار اگر بفرستد، دست از آرمانمان بر میداریم و در برابر نائب امام زمان، زبانمان همچو شمشیر، بران و تیز می شود؟ با گرفتن چند میلیون ریال سعودی حاضر میشویم پیک دلدار را سر به نیست کنیم؟ چند هزار دینار اگر ملک یزید سعودی ارزانی ما کند، سر ولی را میبریم!؟ «ما اهل کوفه نیستیم » را تنها با شعار نمی توان ثابت کرد. امشب شب اول محرم است. بنشینیم تا دیر نشده، قیمت خود را حساب کنیم!
اللهم اجعلنی عندک وجیها بالــحسین علیه السلام
كلمة الله هى العليا
![[تصویر: logo_moharam.png]](http://s5.picofile.com/file/8148180350/logo_moharam.png)
مجموعه ای توسط عده ای از دوستان تهیه شده که برای پخش بسیار عالی می باشد
مساجد ، دانشگاه ها و حوزه ها و دیگر اماکن فرهنگی
دانلود پنج شب اول در یک فایل
موضوعات
شب اول: شکستن پیمان با نائب امام به بهانه تامین معیشت دنیایی
شب دوم: حرکت عاشورایی کاروان انقلاب با هدف اصلاح در عین محاصره و تحریم
شب سوم: استکبار ضد انسانیت
شب چهارم: مادران ضد استکباری
شب پنجم: هر چه داریم در راه مبارزه می دهیم
شب ششم: بی یاری امام حسن (علیه السلام) سنگ بنای شکل گیری پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ
شب هفتم: استکبار کودک کش
شب هشتم: جوان مومن انقلابی ضد استکبار است…
شب نهم: امان نامه را از دشمنان نمی گیریم
شب دهم: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
روی هر عکس کلیک کنید برای دریافت فایل پی دی اف برای چاپ + فایل صوتی
شب اول
چند بگیری کربلا نمیری؟؟؟
فایل صوتی شب اول
لینک کمکی فایل صوتی
متن فایل پی دی اف برای پخش در لاین و واتس آپ
مردم کوفه همیشه برایمان مثال بی وفایی بوده اند. از کوفی ها و پیمان شکنی شان زیاد شنیده ایم، اما تا بحال از خود پرسیده ایم چرا سرنوشت کوفیان اینگونه شد؟ چه شد که حاضر شدند خون مهمان هایی که با نامه، سوی خود خوانده بودند را بریزند؟
بی شک اهل کوفه انسان های عجیبی نبودند، و درست شبیه ما، نه شاخ داشتند و نه دم و نه سم. با ظاهری موجه و عموما پیشانی های پینه بسته. و همچون ما روزها و ماهها و سالها منتظر حضور منجی خود بودند. برخیهاشان همچون شمربن ذی الجوشن سردار سپاه امام علی بودند. کوفیان گمان میکردند تنها کسی که می تواند آنان را به حقوق دنیوی خود برساند، حسین است. درد معیشت داشتند و خیال می کردند حسین (علیه السلام) این درد را مداوا خواهد کرد. حسین را می خواستند که دنیایشان را آباد کند. این شد که با اشتیاق هجده هزار نامه نوشتند
که پای هر نامه ای را چندین نفر امضاء کرده بود.
کاش ماشین زمان حقیقت داشت تا می شد گاهی برای عبرت از تاریخ، یک سر به آن روزهای سیاه سفر کرد و در نیمه های شب صدای تضرع و نماز شب اهل کوفه را شنید. آری، دینداری منهای بیداری حکایت تلخ کوفیان بود! کوفیها با کار خود ثابت کردند سرانجام ایمان در خارج از دایره ولایت، ضلالت است. و نشان دادند طریق سعادت را بی نقشه اگر پیش بروی، روزی میرسد که چون کوفیان، امامت را خارجی و مرتد بخوانی! میشود قاری قرآن صامت باشی، و قرآن ناطق را سنگ باران کنی!
مردم کوفه و نخیله از ظلم و جور روزگار معاویه به ستوه آمده بودند، سهمشان از بیت المال اندک و ناچیز و رفتار عمال حاکم استکباری آن زمان - معاویه - با آنان تحقیر آمیز بود. و این بزرگترین درد مردم کوفه بود. کوفیان اگر اول کار، یزید را به عنوان خلیفه نپذیرفته بودند و نامه ها به حسین نوشتند که بیاید و نجاتشان دهد، ناشی از تصور ضد کوفیانه ای بود که از این سلسله منحوس بنی امیه داشتند، یعنی بیم از تکرار وضع دوران معاویه! اما کوفیان مگر چه میخواستند جز آسودگی؟ بیم جان خود را داشتند و ترس از وخامت معیشتشان. وقتی سکه های طلای ابن زیاد – نماینده یزید - چشم مردم ستمدیده کوفه را گرفت، دیگر غرضی نمانده بود تا کوفیان همچنان علم مخالفت با یزید را برافراشته نگه دارند و گرد قاصد حسین حلقه زنند. آنها به خیال خود با این سکه ها و وعده های رنگارنگ، به حق خود از بیت المال رسیده بودند. شب و روز کوفه دو روی سکه سیاه تزویر بود. سکه هایی که عاقبت و آخرت یک قوم را به باد داد. سکه هایی که کوفیان با آن، آخرت خود را با دنیا تاخت کردند. آری، لعنت خدا بر آنها! اما حساب من و تو چه می شود امروز؟ کوفیان سر امام خود را با سکه طلا تاخت زدند. از کجا معلوم؟ شاید ما هم با اندکی پول بیعت 35 ساله خود و یا پدران خود را با امام زمانمان بشکنیم. آیا فردا ما نیز حاضر نمی شویم بخاطر پول و معیشت، مرتکب بزرگترین معصیت شویم؟ باور کن نمیشود اینقدر ساده انگارانه درباره کوفی ها قضاوت کرد. اصلا بیا حساب کنیم نرخ معامله سنگین کوفی ها با ابن زیاد، به پول امروز چقدر میشود؟ باور کن پول کمی نبوده! بیا بنشینیم و یکبار هم که شده فکر کنیم این همه سال برای چه منتظر منجی بوده و هستیم؟ و این همه ناله و نامه و گلایه و شکوه و عریضه از چه رو بوده است؟
اگر درد غروب جمعه ی ما بخاطر مشکلات مالی و کاری و معیشتی است، بیا بنشین تا همین حالا حساب کنیم قیمت خود را. چقدر پول اگر بپردازند به ما، دور «ولی امر » خود را - مثل کوفیان - خط می کشیم؟ بیا یک خبر از نرخ سکه بگیریم. ببینیم حدودا با وعده چند سکه بهار آزادی، اسیر دنیا میشویم؟ بیا نرخ ارز را فرض بگیریم و ببینیم امام زمانمان چقدر میارزد؟ ببینیم «یزید زمانه » از «کاخ سفید » خود چند میلیون دلار اگر بفرستد، دست از آرمانمان بر میداریم و در برابر نائب امام زمان، زبانمان همچو شمشیر، بران و تیز می شود؟ با گرفتن چند میلیون ریال سعودی حاضر میشویم پیک دلدار را سر به نیست کنیم؟ چند هزار دینار اگر ملک یزید سعودی ارزانی ما کند، سر ولی را میبریم!؟ «ما اهل کوفه نیستیم » را تنها با شعار نمی توان ثابت کرد. امشب شب اول محرم است. بنشینیم تا دیر نشده، قیمت خود را حساب کنیم!
اللهم اجعلنی عندک وجیها بالــحسین علیه السلام