تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آموزنده...تلنگر...هشدار
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
√ فقری بهتر از ثروت


در قبرستانی دو قبر جدید در کنار هم کنده بودند. یکی متعلق به مردی ثروتمند بود و دیگری فقیر. پسر مرد ثروتمند بر سر قبر پدر نشسته بود و به پسر مرد فقیر می گفت: صندوقی که بدن پدرم را در آن گذاشته ایم سنگین و گرانقیمت است و سنگی از جنس اعلا و فیروزه کاری شده برای پدرم کنده کاری کرده ایم و فرش و قالی های رنگین روی آن انداخته ایم، اما شما چه؟ همین دو مشت خاک را روی پدرتان ریخته اید.
پسر درویش سخنان را شنید و گفت: تا پدر تو از زیر آن سنگ های سنگین به خودش بجنبد پدر من به بهشت رسیده است!

مرد درویش که بارِ ستم فاقه* کشید / به درِ مرگ همانا که سبکبار آید
به همه حال اسیری که ز بندی برهد / بهتر از حال امیری که گرفتار آید

***
خر که کمتر نهند بر وى بار / بى شک آسوده تر کند رفتار


پی نوشت: *فاقه به معنای فقر و تنگدستی است
منبع: بازنویسی حکایت شماره 18 گلستان سعدی از باب هفتم در تاثیر تربیت. به نقل از سایت گنجور


√ماهیگیر قانع

روزی ماهی بسیار بزرگی در دام ماهی گیر ضعیفی گیر کرد. ماهیگیر زورش به ماهی نرسید و ماهی از دستش در رفت.

دام هر بار ماهی آوردی
ماهی این بار رفت و دام ببرد

سایر ماهی گیرها شروع به سرزنش او کردند که وای بر تو که چنین صیدی را از دست دادی. ماهیگیر با خونسردی گفت: ای برادران چه می شود کرد؟ آن ماهی روزی من نبود، در حالی که زنده ماندن روزی آن ماهی بود.
ماهیگیری که روزی اش نباشد، در رود دجله که پر از ماهی است هم نمی تواند شکار کند و ماهی ای که اجلش نرسیده باشد در خشکی هم بماند باز نمی میرد.

برگرفته از حکایت 23 از باب سوم گلستان سعدی در فضیلت قناعت به نقل از گنجور
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع