۱۱/آبان/۹۳, ۹:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم
سر شکستن حضرت زینب (سلام الله علیها)
☑داستان شکستن سر حضرت زینب سلام الله علیها که دستاویز قمه زنان قرار گرفته را فقط علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کردند و سایر مقاتل متاخر از قبیل معالی السبطین ، نفس المهموم و ... همه سند روایت را به کتاب بحار ارجاع میدهند ...
در این کتاب مرحوم علامه مجلسی نقل میکنند که در برخی کتابهای معتبر از مسلم جصاص روایت شده است.
قبل از بیان مختصر مطلوب از واقعه این روایت را مسلم جصاص ( گچ کار ) به عنوان شاهد ماجرا نقل میکند با فرض صحت روایت ( در حالیکه مرحوم علامه نام کتابهای معتبر را نقل نمیکنند ) او که به عنوان گچ کار دارالامارة توسط ابن زیاد مشغول به کار بود در میان داستان اینطور نقل میکند :
اسرای کاروان کربلا به منطقه کناسه رسیدند و عده ای از مردم جمع شده بودند و منتظر اسیران بودند.
در حدود چهل شتر بودند که زنان و کودکان اسیر را بر آن نشانده بودند ... شتران برهنه ای که بر روی آنان زنان و بچه های فاطمه سلام الله علیها و از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و در میان آنان علی ابن الحسین علیه السلام را دیدم که بر شتر برهنه ای سوار کرده بودند ...
در قسمت اول روایت مسلم جصاص تصریح میکند که اسرا بر روی شتران برهنه ( بی جهاز و محمل و ... ) سوار بودند ولی در بخش پایانی این روایت او نقل میکند : دیدم وقتی زینب کبری چشمش به سر برادر افتاد به شدت پیشانی خود را به چوب محمل زد که خون از پیشانیش جاری شد و با چشم گریان اشعاری را قرائت میکند
در قسمت دوم روایت مسلم جصاص از محملی سخن میگوید که بنابر تصریح خودش در بخش اول وجود نداشته است ... شتران همه برهنه بوده اند و حتی جهاز و لجام و ... هم نداشتند چه رسد به محمل ( اتاقک کوچکی که بر روی شتر سوار میکنند تا مخدرات و نسوان از دید مردم پنهان شوند ) ...
مضافا بر اینکه همه مقاتل بدون استثنا تصریح میکنند بر اینکه بنابر نقشه دشمن جهت اذیت و آزار اسیران ، شتران برهنه شدند و محمل و جهاز آنان برداشته شده تا طی طریق در منازل به سختی انجام شود ...
همچنین در مقاتل نوشته شده است که محمل و شتران و ... همگی به غارت رفتند...
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام «نورالعین فی مشهد الحسین» میباشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به «ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی» نسبت داده میشود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بوده است. بسیاری از علما تصریح کردهاند که این کتاب بیاعتبار میباشد.
√چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان میکند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است
(منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75 ).
وی سپس با استناد به کتابهای معتبر مینویسد که اسرای کربلا را بر ناقه های عریان و بی جهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هُوْدَجی در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد .
√همچنین عالم بزرگوار «آیتالله حاج میرزا محمد ارباب» نیز در خصوص بیاعتبار بودن کتاب «نورالعین» و بی اساس بودن گفته های «مسلم جصاص» تاکید دارد
(الاربعین الحسینیه، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232) .
⏬⏬⏬⏬
√√پس به دلایل زیر خبر «مسلم جصاص» و سرشکستن حضرت زینب(سلام الله علیها) اساس و پایهای ندارد :
الف ) - تنها در کتاب نورالعین نوشته شده که طبق آنچه گفته شد بی اعتبار است . و در سایر کتابهای معتبر دینی این مطلب گزارش نشده است .
ب ) - سند ندارد و به عبارت دیگر راویان آن در جایی ذکر نشده است .
ج ) - بر اساس آنچه اثبات شد، گوینده ی خبر دارای تناقض در گفتار است به طوری که ابتدا شتران را عریان و بدون محمل دیده است و در اخر با محفل!
سر شکستن حضرت زینب (سلام الله علیها)
☑داستان شکستن سر حضرت زینب سلام الله علیها که دستاویز قمه زنان قرار گرفته را فقط علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کردند و سایر مقاتل متاخر از قبیل معالی السبطین ، نفس المهموم و ... همه سند روایت را به کتاب بحار ارجاع میدهند ...
در این کتاب مرحوم علامه مجلسی نقل میکنند که در برخی کتابهای معتبر از مسلم جصاص روایت شده است.
قبل از بیان مختصر مطلوب از واقعه این روایت را مسلم جصاص ( گچ کار ) به عنوان شاهد ماجرا نقل میکند با فرض صحت روایت ( در حالیکه مرحوم علامه نام کتابهای معتبر را نقل نمیکنند ) او که به عنوان گچ کار دارالامارة توسط ابن زیاد مشغول به کار بود در میان داستان اینطور نقل میکند :
اسرای کاروان کربلا به منطقه کناسه رسیدند و عده ای از مردم جمع شده بودند و منتظر اسیران بودند.
در حدود چهل شتر بودند که زنان و کودکان اسیر را بر آن نشانده بودند ... شتران برهنه ای که بر روی آنان زنان و بچه های فاطمه سلام الله علیها و از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و در میان آنان علی ابن الحسین علیه السلام را دیدم که بر شتر برهنه ای سوار کرده بودند ...
در قسمت اول روایت مسلم جصاص تصریح میکند که اسرا بر روی شتران برهنه ( بی جهاز و محمل و ... ) سوار بودند ولی در بخش پایانی این روایت او نقل میکند : دیدم وقتی زینب کبری چشمش به سر برادر افتاد به شدت پیشانی خود را به چوب محمل زد که خون از پیشانیش جاری شد و با چشم گریان اشعاری را قرائت میکند
در قسمت دوم روایت مسلم جصاص از محملی سخن میگوید که بنابر تصریح خودش در بخش اول وجود نداشته است ... شتران همه برهنه بوده اند و حتی جهاز و لجام و ... هم نداشتند چه رسد به محمل ( اتاقک کوچکی که بر روی شتر سوار میکنند تا مخدرات و نسوان از دید مردم پنهان شوند ) ...
مضافا بر اینکه همه مقاتل بدون استثنا تصریح میکنند بر اینکه بنابر نقشه دشمن جهت اذیت و آزار اسیران ، شتران برهنه شدند و محمل و جهاز آنان برداشته شده تا طی طریق در منازل به سختی انجام شود ...
همچنین در مقاتل نوشته شده است که محمل و شتران و ... همگی به غارت رفتند...
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام «نورالعین فی مشهد الحسین» میباشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به «ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی» نسبت داده میشود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بوده است. بسیاری از علما تصریح کردهاند که این کتاب بیاعتبار میباشد.
√چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان میکند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است
(منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75 ).
وی سپس با استناد به کتابهای معتبر مینویسد که اسرای کربلا را بر ناقه های عریان و بی جهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هُوْدَجی در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد .
√همچنین عالم بزرگوار «آیتالله حاج میرزا محمد ارباب» نیز در خصوص بیاعتبار بودن کتاب «نورالعین» و بی اساس بودن گفته های «مسلم جصاص» تاکید دارد
(الاربعین الحسینیه، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232) .
⏬⏬⏬⏬
√√پس به دلایل زیر خبر «مسلم جصاص» و سرشکستن حضرت زینب(سلام الله علیها) اساس و پایهای ندارد :
الف ) - تنها در کتاب نورالعین نوشته شده که طبق آنچه گفته شد بی اعتبار است . و در سایر کتابهای معتبر دینی این مطلب گزارش نشده است .
ب ) - سند ندارد و به عبارت دیگر راویان آن در جایی ذکر نشده است .
ج ) - بر اساس آنچه اثبات شد، گوینده ی خبر دارای تناقض در گفتار است به طوری که ابتدا شتران را عریان و بدون محمل دیده است و در اخر با محفل!