|
{||" مطالب بی سند و اشتباه "||}---شکسته شدن سر حضرت زینب ( س)
|
|
۲۰:۱۰, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۰ ۸:۰۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. . بنده مطالبی را در این تالار در پستی دیدم تحت عنوان (مطالب بي سند و يا دروغي که فضاي عزاداري را پر کرده). البته خیلی مختصر و در حد نام بردن بود آنها. خیلی برایم جالب بود. اول فکر کردم که از جمله ی مطالبی است که وبلاگ ها بدون هیچ سندی می نویسند و اشتباه است.(هر چند تعدادی از آنها را می دانستم صحیح است.) . کمی بیشتر جستجو کردم دیدم از سایت آیت الله موسوی زنجانی به دست آمده.البته در مورد ایشان چیزی نمیدانم.(اگر کسی ایشان را می شناسد به بنده اطلاعاتی بدهد در مورد ایشان لطفا) . در سایت ایشان مطالب عجیب و غریب زیادی به چشمم خورد. از چند روحانی محقق (در سایت های پرسش و پاسخ) در مورد همان مطالبی که در مورد عاشورا و ... بود سوال کردم و آنها پس از تحقیق جوابم را دادند. فکر کردم این مطالب را در تالار بذارم . . اولیش را در تاپیکی جداگانه گذاشته ام قبلاً، که پیشنهاد میکنم مطالعه کنید حتماً ...خواهشاً: . اباصالح کنیه امام زمان نیست}}(بخوانید حتماً) . . و اما مورد بعدی: . ===================================================================== . عروسي حضرت قاسم (ع ) در کربلا که صحیح نیست . . این مطلب نیز صحت ندارد و قاسم بن حسن در واقعه كربلا سنش از ده سال بيشتر بود ولي به پانزده سال نرسيده بود. طبري ميگويد قاسم ده سال داشت و در مقتل ابيمخنف آمده كه قاسم در كربلا چهارده ساله بود[1] . . علامه مجلسي ميگويد كه در نقل ماجراي عروسي قاسم به مدارك معتبر متكي نبوده است، منشأ اين حكايت دو كتاب است يكي منتخب المراثي كه بهترين تأليفات به زبان عربي ميباشد و نويسنده آن شيخ فخرالدين طريحي صاحب مجمع البحرين است و ديگري روضة الشهداء نوشته ملاحسين كاشفي صاحب انوار سهيلي است اين كتاب اولين مَقتلي است كه به فارسي نوشته شده است.[2} . . در اين رابطه نقل ميكنند كه وقتي امام حسين مسير مدينه تا كربلا را طي مينمود حسن بن حسن از عموي خويش امام حسين(عليه السلام) يكي از دو دختر او سكينه و فاطمه را خواستگاري كرد . حسين(عليه السلام) فرمود: هر يك را كه بيشتر دوست داري اختيار كن، حسن خجالت كشيد و جوابي نداد حسين(عليه السلام) فرمود: من براي تو فاطمه را اختيار كردم كه به مادرم فاطمه بنت رسول(صلي اللَّه عليه و آله) شبيهتر است، بدين ترتيب وجود فاطمه نو عروس در كربلا امري مسلّم است. . . حالا اینجا دو حالت پیش می آید:. . 1-اگر فرض كنيم ازدواج قاسم درست باشد بايد گفت امام حسين(عليه السلام) دو دختر به نام فاطمه داشتند كه يكي را به حسن تزويج كرده و ديگري را براي قاسم عقد نمودهاند يا اين كه بگوئيم دختري كه به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاريخ اشتباه نقل شده 2- اگر اين داستان را صحيح ندانيم بايد بگوئيم راويان نام حسن را از روي اشتباه، قاسم نقل كردهاند. . . . اما نميتوان ناديده گرفت كه نويسنده روضةالشهداء مردي عالم و متجر بوده و در شهر هرات زندگي ميكرده و معاصر با صاحب كتاب روضةالصفا بوده و امير عليشير وزير هم عصر او، مردي علم دوست بوده است و كتب ادبي و بخصوص تاريخي و امكاناتي كه آن وقت در هرات بوده در هيچ زماني و در هيچ شهري وجود نداشته است از طرف ديگر بايد گفت ما مصالح اعمال ائمه معصومين را به درستي نميتوانيم تشخيص دهيم.[3} با اين وجود بيشتر تحليلگران واقعه عاشورا عروسي قاسم را نادرست ميدانند. محدث قمي در منتهي الآمال[4] و در كتاب نفسالمهموم[5] دامادي قاسم را رد ميكند و ميگويد نويسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه كردهاند علامه شهيد مرتضي مطهري عروسي قاسم را مردود ميداند و مستند ميكند به اين كه در هيچ كتاب معتبري وجود ندارد و حاج نوري هم گفته ملاحسين كاشفي اولين كسي است كه اين مطلب را در كتاب روضةالشهداء آورده و اصل قضيه صددرصد دروغ است.[6} . . . بطور كلي آنچه از اشارات صاحب نظراني و مشاهدات بر ميآيد ميتوان گفت نقل ماجراي عروسي قاسم كه بياني از شدت قساوت و بيرحمي لشگريان يزيد است[7] اگر به همان اندازهاي كه تاريخ به آن اهميت داده مورد توجه قرار بگيرد و بُغض مجين اهلبيت را نسبت به دشمنان برانگيزد، امري پسنديده است. . .اما طبق اشارهاي كه استاد مطهري دارد اگر بنا باشد كه آن را با بزرگنمايي مطرح كنند و تعزيه از آن بسازند.[8} و يا چنان كه ديده شده حجلهاي بيارايند و حنايي تدارك ببينند، در اين صورت اهانتي به ساحت قدس عاشورا و فرهنگ عاشورائيان انجام دادهاند . . . ==================================================== پی نوشت ها: . [1] . منتخب التواريخ، حاج محمد هاشم بن محمدعلي خراساني، انتشارات علميه اسلاميه، ص 266 . [2] . رياض، المقدس، المسمي بحدائق الاش، مرحوم صدرالدين، واعظ قزويني، ج دوم، كتابفروشي اسلاميه، تهران، 1374 ه ق، ص 42 . [3] . دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقيق علامه ابوالحسن، شعراني، بهار78، ناشر ذوي القربي، ص 342؛ زندگاني امام حسين، سيد هاشم، رسولي محلاتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1374، ص 478 . [4] . منتهي الآمال، محدث قمي، انتشارات هجرت، تابستان 74، چاپ هشتم،ج 1، ص 700. [5] . ابوالحسن، شعراني همان مأخذ . [6] . حماسه حسيني، مرتضي، مطهري، انتشارات صدرا، خرداد 1364، ج اول، ص 28 . [7] . برداشتي از تاريخ زندگي امام حسين، عمادالدين حسين، اصفهاني، (عمادزاده)، انتشارات اسوه، 1373، جلد دوم، ص 137 . [8] . مرتضي، مطهري، برداشته از همان مأخذ . . ادامه دارد ان شاء الله...... |
|||
|
|
۲۱:۱۷, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۰ ۲۰:۱۰)miley نوشته است: بسم الله خدمت دوست عزیز و پرکارم جناب miley سلام علیکم بنده به نیت خیر شما اطمینان کامل دارم... اما جایی را هم برای پاسخ قرار دهید و اینکه امکان دارد این مطلب اشتباه باشد... بنده در دفاع از حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) نکاتی را ان شاء الله در آینده نزدیک عرض خواهم کرد |
|||
|
|
۲۱:۲۷, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
كتاب حماسه حسيني شهيد مطهري بسيار كامل وجامع ست و مورد قبول بزرگان ما. همون طوري كه اشاره كرديد! يا حق |
|||
|
|
۲۲:۵۰, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۲۲:۵۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. نقل قول:اما جایی را هم برای پاسخ قرار دهید و اینکه امکان دارد این مطلب اشتباه باشد... . . عذر خواهی میکنم اگر آن گونه برداشت شد. بنده بی صبرانه منتظر مطالب شما هستم. البته شما از اقوال موافق با ازدواج حضرت قاسم (علیه السلام) دفاع خواهید کرد نه از خود ایشان. |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله.
. . سؤال ـ در مورد تعزيه و روضه هايى كه در رابطه با ازدواج حضرت قاسم(عليه السلام) در كربلا خوانده مى شود، چه مى فرماييد؟ . . ج ـ آنچه در مورد عروسى حضرت قاسم مطرح شده يا مى شود صحيح نيست. و اثرى از اين قضيه در كتب معتبره وجود ندارد. مضافاً بر اينكه حضرت قاسم به سنّ ازدواج نرسيده بود. بلى، در كتاب «منتخب» مرحوم طريحى چيزهايى كه مناسب ازدواج آن حضرت است نقل شده، ولى ظاهراً اين مطالب نادرست را بعد از آن مرحوم، افراد مغرض يا نادان به آن كتاب اضافه كرده اند. و مرحوم طريحى برتر از آن است كه اين مطالب را كه مناسبتى با واقعه عاشورا ندارد، در كتاب خود بنويسد. در عين حال آنچه در كتاب طريحى آمده به اين نحو كه بعضى در مراسم تعزيه دارى و بصورت خرافى پياده مى كنند، نمى باشد. مرجع: سایت آیت الله فاضل لنکرانی http://www.lankarani.org/far/adv/view.php?ntx=001001 . . . . لیستی از علماء که این ازدواج را مردود شمرده اند: . 1- شیخ عباس قمی، در منتهی الآمال، ج 1، ص 700 و زندگانی امام حسین علیهالسلام، ص 126. 2- شیخ محمد تقی شوشتری، در قاموس الرجال، ج 8، ص 466. 3- علامهی مامقانی، در تنقیح المقال، زیر ترجمهی قاسم بن حسن علیهالسلام، ج 2، جزء 2، ص 19. 4- شیخ جعفر شوشتری، در فوائد المشاهد (مجالس المواعظ) ص 51، چاپ 1307 ق. " 3 ". 5- سید عبد الحمید حائری، در ذخیرة الدارین، ج 1، ص 154، چاپ اول، نجف. 6- شهید قاضی طباطبایی، در تحقیق دربارهی اول اربعین سیدالشهدا علیهالسلام صص 689 - 683. 7- فاضل دربندی، در اسرار الشهاده، بنا به نقل از دائرة المعارف الشیعیة العامه، ج 14، ص 236. 8- شیخ محمد حسین اعلمی، در دائرة المعارف الشیعیه العامه، ج 14، ص 236. 9- جواد محدثی، در فرهنگ عاشورا، ص 310، 106، چاپ اول. 10- علی اکبر ناجیان، درقیام حسین بن علی علیهاالسلام، ج 1، صص 232 - 231، چاپ اول. 11- محمد باقر خراسانی بیرجندی، در کبریت احمر، ص 309، چاپ دوم، 1399 ق. . . . بنده برای ادامه دادن تاپیک منتظر سید محسن عزیز هستم هنوز... |
|||
|
|
۱۷:۲۲, ۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله.
. . بنده یک هفته صبر کردم اما خبری از مطالب سید محسن نشد. گویا ایشان پشیمان شدند.. پس من هم ادامه می دهم. اما مورد بعدی: . . . جريان سلطان قيس صحیح نیست . . این مطلب نیز دروغ است و سند معتبری ندارد . . جريان سلطان قيس هندي در برخي كتب كه حدود 200 سال پيش تاليف شده اند آمده است و معلوم نيست آنها از كجا نقل مي كنند و خلاصه آن جريان اين است كه سلطان قيس در ممكلتي از ممالك هندوستان سلطنت داشت روز عاشورا دلش گرفت و غمگين شد براي رفع غم به شكار رفت، آهويي ديد دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غيب شد و شيري به او حمله كرد او متوسل به امام حسين ـ عليه السّلام ـ شد. امام ـ عليه السّلام ـ از كربلا با حال تشنگي و بدن زخمي به كمك او آمد شير صورت بر قدم حضرت گذاشت و گريه كرد و رفت. سلطان قيس چون حال حضرت را ديد تقاضاي ياري حضرت را كردند. . حضرت فرمودند: انا قتيل العبرات و قبول نكردند و خاكي به او داد و فرمود: هر وقت اين خاك به خون تبديل شد براي من عزاداري كن. . اين جريان به طور مفصل در كتاب مرقاة الايقان مرحوم گنجوي[1] آمده است و كاتب اين كتاب را در سال 1352 قمري به اتمام رسانده و سال 1372 قمري چاپ شده است و ايشان مدرك اين جريان را نقل نكرده اند . و در كتاب طوفان البكاء جوهري كه در سال 1250 قمري تاليف شده اين جريان به طور خلاصه ذكر شده ايشان هم سند اين مطلب را نقل نكرده و مي نويسد از كتب معتبره وارد شده.[2] و در كتاب مجالس المتقين محمد تقي بن محمد البرغاني القزويني اشاره اي به اين جريان شده است و سند ذكر نشده است. كه اين كتاب هم در سال 1285 قمري تاليف شده و هم چنين در برخي كتب ديگر از اين قبيل نقل شده است. . جريان سلطان قيس به دو دليل مردود است يكي اينكه مدرك معتبري ندارد چون اين كتاب ها حدود 200 سال پيش نوشته شده و مدرك را نقل نكرده اند و فاصله آن با اصل واقعه خيلي زياد است. . دوم اينكه كشور هندوستان در زمان حكومت ولي بن عبدالملك فتح شده[3] و وليد بن عبدالملك در سال 86 هجري به حكومت رسيده[4] چگونه در سال 61 هجري يكي از حاكمان هندوستان شيعه بودند در حاليكه حتي در آن زمان غالب مردم ايران هم سني بودند. .
. پی نوشت ها : [1] . مجتهد زادة گنجوي، سيدمحمدباقر، مرقاة اليقان، چاپ 1372 قمري، ج اول، [2] . جوهري، طوفان البكاء، تهران، چاپ دارالخلاقة، سال 1304 قمري . [3] . ياقوت، معجم البلدان، ناشر داراحياء التراث العربي، ج 5، ص 228 [4] . قمي، عباس، تتحه المنتهي، قم، ناشر انتشارات داوري، چاپخانة علمية، چاپ چهارم،1417، ص105، |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۹/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۰ ۲۲:۲۴ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم جا داره در ابتدای امر بابت تاخیر در ارسال این پست عذر خواهی کنم متاسفانه فرصت بنده کم بود. یکراست میرم سر اصل مطلب: بنده نمی خواهم اصرار کنم که حتما این ازدواج صورت گرفته و یاخیر، بلکه به تبعیت استادمان ذریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) جناب حجت الاسلام علوی تهرانی مطالبی که ایشون در آخرین پنج شنبه ماه ذی الحجه در یک جلسه خصوصی و در شب ششم محرم الحرام 1433 به صورت عمومی نقل کردند رو خدمت دوستان عزیز نقل می کنم...برادران و خواهران عزیز استدلال استاد ما رو هم بشنوید، شاید پسندید... در باب این موضوع و اشکالاتی که مطرح می شود این هست که متاسفانه گفته می شود قصد از نقل این ازدواج مظلومیت تراشی برای واقعه عاشوراست و ...
اما باید گفت مظلومیت ارباب ما امام حسین(علیه السلام) به قدریست که جای بحث نیست، به نحوی که جناب شیخ شوشتری در بین آن همه بلا که در روز عاشورا اتفاق افتاده، ایشان متعقدند که روضه عطش حضرت بالاترین و سخت ترین روضه و بلا است که بر اهل بیت در این روز وارد شده است، استدلال این عالم بزرگوار که هم این است که در همه حال و در دوران تاریخ هر کجا که جبرئیل ذکر مصیبت امام حسین را بر پیامبران نقل کرده اند مصیبت عطش حضرت بوده... و اما اشکال بعدی این هست، گفته می شود که اولین بار که این موضوع مطرح شده همانطور که دوست عزیز ما جناب miley نقل کرند در کتاب روضه الشهاده، ملا حسین کاشفی بوده و نقل شده که وی سنی مذهب بوده، پس نباید به حرفش استدلال کرد، در باب این موضوع دو نقل مطرح است: 1_در هیچ کتاب رجالی ثابت نشده است که حتما ایشان سنی مدهب بوده است. 2_ما در مباحث علمی و فقهی اینکه فردی سنی مذهب باشد حرف او را رد نمی کنیم بلکه حال ملا حسین کاشفی یک مزیت دیگه هم دارد و آن هم بودن در دربار فردی علم دوست، به نام امير عليشير که دارای کتابخانه ای عظیم است. شاید این نقل را هم در کتابی که در آن کتابخانه ی عظیم موجود بوده مشاهده کرده است. اما موضوعی که بنده قصد دارم بدان استدلال کنم این هست که: آیا ازدواج در معرکه جنگ سابقه داشته است یا خیر؟ در جواب این سؤال باید گفت: بلی در جریان جنگ اُِِحد جناب حنظله بن ابو عامر با دختر عبدالله بن ابی ازدواج می می کند و از پیامبر اجازه گرفت آن شب را در مدینه توقف کند. اما صبحگاهان پیش از آنکه غسل جنابت کند به سپاه اسلام پیوست، به میدان جنگ رفت و پس از دلاوری بسیار سرانجام با شمشیر دشمن به شهادت رسید. پس از شهادت او پیامبر فرمود:« من دیدم که فرشتگان حنظله را غسل میدهند.» به همین جهت به حنظله «غسیل الملائکه» میگویند. اما سؤالی که اینجا مطرح هست، چرا در مورد جناب حنظله این انحراف نیست و یا این موضوع کار سپاهیان ابوسفیان بوده ولی در مورد جناب قاسم بن الحسن(علیه السلام) این موضوع می شود انحراف!!! بنده باز هم آشکارا می گویم قصد ندارم که بگویم حتما این ازدواج سر گرفته است، بلکه فقط حرف ما این است به کمک استدلال های قوی می توان این ازدواج را متصور شد بدون آنکه تحریف شود. اما نقل کتب پیرامون این موضوع آن است که این ازدواج در جریان خروج از مکه اتفاق افتاده نه در روز عاشورا!!! ما در سنت پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داریم که ایشان بارها افراد را به ازدواج امر کرده اند به طوریکه داریم: دو ركعت نماز فرد متاهل، بهتر است از هفتاد ركعت نماز فرد مجرد حال اشکال این موضوع چیست؟ جزء اینکه امام(علیه السلام) قصد داشتند شهادت حضرت قاسم را متعالی بفرمایند. در هر حال از نظر بنده درسهای زیادی نیز در این امر هست و یا حتی ممکن است دلالیل دیگری هم بر این مدعا باشد که از نظر ما مخفی است. در آخر هم به گوشه ای از مقدمه کتاب مقتل حضرت علی اکبر(علیه السلام) نوشته ی علامه ی بزگوار جناب سید عبدالرزاق موسوی مقرم که حقیقتا حق مطلب را ادا کرده اند بسنده می کنم: نقل قول: |
|||
|
|
۸:۰۱, ۱۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/دی/۹۰ ۸:۴۴ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله
. عزیزم سید محسن . شما دلیل محکمی ارائه نکردی. شما استناد میکنی به این که سابقه ازدواج در معرکه جنگ بوده. اما این که دلیل نمیشود. آخر وقتی سند محکمی ندارد چرا با دلایل سطحی خود را اغنا کنیم. . . شيخ عباس قمي در منتهي الامال , ج اول , ص 700 چاپ انتشارات هجرت مي گويد: . قصه ي دامادي حضرت قاسم در كربلا, صحت ندارد و حضرت قاسم به اتفاق همه , بدون نسل است . ايشان اضافه مي كند: امام حسين (ع ) سكينه را به عبدالله تزويج كرده بود كه پيش از انجام عروسي در كربلا شهيد شد, دخترش فاطمه را به حسن مثني داده بود و بر اساس برخي روايات يك دختر كوچكي هم در مدينه داشت كه در حد ازدواج نبود. پس قاسم با كدام دختر امام حسين (ع ) ازدواج كرده است ؟! بنابراين دامادي قاسم (ع ) را رمان نويسها ساخته اند تا دل مردم بيشتر منقلب گردد و يا خواسته اند در ماجراي كربلا داستان عشقي هم گنجانده باشند. . . بگذریم . الحمد لله اقوال مختلف (موافق و مخالف ) گفته شد . |
|||
|
|
۷:۵۹, ۱۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۰ ۸:۰۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شکسته شدن سر حضرت زينب با کوبيدن اَن به محمل که دروغ است.
. . . این مطلب نیز دروغ است و در این رابطه می توان بیان داشت که: . راوي اين داستان فردي است بنام مسلم جصّاص(گچکار) و او ماجرا را اينگونه نقل ميکند: . "من از طرف ابن زياد اجير شده بودم كه دارالامارهی كوفه (و يا به قولي دروازهی شهر) را تعمير و گچكاري كنم. مشغول كار بودم كه هياهويي در شهر بلند شد. دست از كار شستم و به سوي هياهو و ازدحام مردم رفتم. ديدم سرها را بر سر نيزهها كردهاند و همراه با اسرا كه در چهل كجاوه بودند، وارد شهر ميكنند. زينب دختر علي، عليهماالسلام، خطبه ميخواند و مردم كوفه را به باد ملامت گرفته بود كه ناگهان سر حسين، علیهالسلام، را بالاي نيزه كرده، جلوي كجاوه زينب آوردند. زينب چون چشمش به سر بريده برادر افتاد و ديد كه باد موي محاسن برادرش را گاه به سمت راست و گاه به سمت چپ ميبرد، از شدت تأثر و ناراحتي سرش را به چوب محمل كوبيد؛ چنانچه خون از زير مقنعهاش جاري شد و با چشم گريان رو به برادر كرد و اين اشعار را خواند: يا هلالاً! لمـّا اسـتتمّ كمالا غالـه خسـفة فابدي غروبا ما توهّمت يا شقيق فـؤادي كـان هـذا مـقـدّراً مكتوباً يا اخي فاطم الصغيرة كلّمها فقد كاد قلـبهـا أن يـذوبـا يا اخي قلبك الشفيق علينا ما لَه قد قسي و صار صليبا ..." . . . اولاً: از نظر سندي اين داستان شديداً ضعيف است؛ اين مطلب برگرفته از کتابي بنام نورالعين في مشهدالحسين است که نويسندة آن مشخص نيست و تنها برخي آن را به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت دادهاند که شخصي اشعري مذهب و شافعي مسلک بوده. بسياري از علما به بياعتباري آن صحّه گذاشتهاند؛ چنانچه عالم بزرگوار آيت الله حاج ميرزا محمد ارباب در خصوص بياعتبار بودن کتاب نورالعين و بياساس بودن گفتههاي مسلم جصّاص تاکيد دارد. . همچنين محدث بزرگوار مرحوم شيخ عباس قمي صاحب منتهيالآمال و مفاتيح الجنان، در اين خصوص مينويسند: . نسبت سر شکستن به حضرت زينب(سلام الله علیها) بعيد است؛ چون ايشان عقيلة بني هاشم و صاحب مقام رضا و تسليم است. وي سپس با استناد به کتابهاي معتبر تاريخي اثبات ميکند که اسراي کربلا را بر ناقههاي عريان و بيجهاز نشانده بودند و اصلاً محمل و هودجي در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد! مشکل دومِ سندي اين روايت، آن است که سلسله سند و راويان آن در هيچ منبعي ذکر نشده است. . . ثانياً: همان طور كه در روايات قبل ديديد، اينگونه رفتارها مورد نهي حضرات معصومين است؛ . خصوصاً امام حسين(علیه السلام)، مصيبت ديدگان کربلا را، از چنين اعمالي نهي كرده بودند. سؤالي كه در اينجا مطرح است، اين است كه اگر امام حسين(علیه السلام) خواهرشان را قسم دادند و حتي تذكر دادند كه مبادا شيطان صبر از کَفَت برُبايد، با اين فرض چطور ممکن است حضرت زينب(سلام الله علیها) اقدام به شكستن سر خود كنند؟! . آيا تذكرامام حسين در شب عاشورا را فراموش كردند؟! به يقين حضرت زينب(سلام الله علیها) که از اولياي خاص الهي هستند و از علم لدنّي بهره مند بوده اند، ممكن نيست برخلاف تذكّر امام(علیه السلام) چنين عملي را مرتكب شده باشند. لذا با توجه به رواياتي که حضرت زينب (سلام الله علیها) را اسوة صبر، رضا و خويشتنداري معرفي کرده اند، قبول چنين وقايعي بسيار سخت ( وغیر ممکن ) است. . . ثالثاً: در ضعف مضمون و غير قابل اتکا بودن اين روايت، همين بس که در بيتي از اشعار منتسب به حضرت زينب (سلام الله علیها) در اين روايت، حضرت امام حسين(علیه السلام) به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده است؛ بديهي است که معرفت بيبديل عقيلة بنيهاشم اجازه اهانت به امامي چنان والا مقام را ولو با انگيزه تمسّک به صنايع ادبي، قابل توجيه نميداند. . . مؤيد اين مطلب آن است كه نه در مورد حضرت زينب(سلام الله علیها) و نه در مورد ساير زنان حرم، نقل نشده كه در سالگرد عاشورا به اعمالي مثل آن اقدام کرده باشند. |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۱۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۰ ۱۱:۴۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت پسر عموی گرامی ام آقا محسن ... مثالی که برای مقایسه زدید به شدت هیچ ربطی به قضیه نداشت.[/align]
فاصله مدینه با احد کم بود و اصلا مدینه شهر بود و حنظله در خانه خویش ازدواج کرد و آن هم شب که هیچ جنگی نبود... نه آنکه در صحرایی که تحت محاصره هستند و آنهم نه در شب میدانید که بسیاری گفته اند در همان ظهر عاشورا... حالا این قضیه کجا و قضیه حنظله کجا....اصلا ربطی بهم ندارد. [/size]
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حضرت زینب سلام الله علیها | قبیله منتظر | 0 | 1,091 |
۲۵/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۴ آخرین ارسال: قبیله منتظر |
|
| ولادت حضرت زینب | mahdy30na | 4 | 2,895 |
۲۴/بهمن/۹۴ ۲۲:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| آیا واقعا قبر حضرت زینب (سلام الله علیها) در دمشق است؟ | mohamad | 0 | 1,445 |
۶/اسفند/۹۳ ۱۳:۱۳ آخرین ارسال: mohamad |
|
| سر شکستن حضرت زینب(سلام الله علیها) آری یا نه!؟ | آوا | 5 | 1,917 |
۱۱/آبان/۹۳ ۱۳:۳۶ آخرین ارسال: آوا |
|
| متن خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) در شام | mahdy30na | 0 | 1,044 |
۲۵/آبان/۹۲ ۱۱:۳۲ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| وداع حضرت زینب (سلام الله علیها) با امام حسین (علیه السلام) | Jim.m | 0 | 1,177 |
۲۴/آبان/۹۲ ۲۱:۳۸ آخرین ارسال: Jim.m |
|
| شعری در جواب به تهدید دشمن برای نبش قبر حضرت زینب | ali0077 | 5 | 2,714 |
۲۶/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۵۱ آخرین ارسال: Night_World |
|












