در همه کتب آسمانی و حتی تورات یاد شده، ذکر گردیده که خداوند مرتب با نوح سخن می گفته و اراده و فرمانش را به وی می رسانده، در حالی که در فیلم "نوح"چنین ارتباطی وجود ندارد. نوح یا در خواب، نشانه هایی را می بیند و پیش بینی می کند (ماند طوفان و سیل) یا با نوعی تمرکز و مدیتیشن و یا جادو و جنبل( مثلا از طریق فنجان قهوه ای که در دست دارد) به مسائل مختلف از جمله فرمان خداوند پی می برد. یعنی برخلاف برخی فیلم هایی که قبلا درباره پیامبران الهی در هالیوود ساخته شده، نشانه ای از وحی الهی یا سخن گفتن خداوند با نوح در فیلم دارن آرنوفسکی مشاهده نمی شود.
برخلاف تمامی روایات ذکر شده و حتی کتاب توراتی که در دسترس است، نوح فیلم آرنوفسکی، فقط یک جفت از هر حیوان را در کشتی جای نمی دهد، بلکه انبوه پرندگان و خزندگان و درندگان را شاهدیم که به سوی کشتی اش روان هستند.
در فیلم "نوح"، سازندگان کشتی نوح، فرشتگانی هستند به نام Watchers یا ناظرین که به دلیل سرپیچی از فرمان خداوند، مجازات شده و در زمین به صورت غول هایی سنگی درآمده اند. در حالی که چنین چیزی در هیچ کدام از کتب آسمانی ادیان توحیدی و حتی کتاب تورات مورد نظر سازندگان فیلم "نوح" وجود ندارد.
همه آنچه در فیلم "نوح" درباره فرستادن کلاغ (پس از فرو نشستن طوفان) جهت یافتن خشکی و ارسال کبوتر و بازگشت او با شاخه ای زیتون، همچنین کشاورزی نوح (که به قول آرنوفسکی در فیلم "نوح" به گیاه شناسی نیز ارتقاء یافته !) و حتی مشروب خواری! و برهنه شدن او!! تا رنگین کمان انتهای فیلم، نشان داده می شود، در کتاب تورات مورد نظر هم ذکر شده است!!! اما اینکه نوح پس از اینکه به دلیل ناتوانی از عدم اجرای فرمان خداوند، به میخوارگی و برهنه شدن روی آورد (آنچنان که در فیلم "نوح" دارن آرنوفسکی نشان داده می شود) و عروس وی یعنی ایلا، معنا و حکمت فرمان خداوند مبنی بر نابودی نسل بشر را برای نوح توضیح دهد!! (گویی او پیامبر است و نه نوح !!!) دیگر از آن صحنه هایی است که کلیت نبوت پیامبران الهی حتی حضرت موسی(علیه السلام) را زیر علامت سوال می برد! ایلا برای نوح آرنوفسکی توضیح می دهد، منظور خداوند از فرمان قتل عام آدمیان، مخیر گذاردن نوح در بین دو انتخاب انتقام یا بخشش بوده است!!
همچنین اینکه حام در آخرین دیدارش با ایلا، با ذکر جمله"من به اینجا تعلق ندارم"خانواده اش را به سوی مقصد نامعلومی ترک کند، موضوعی است که حتی در کتاب تحریف شده تورات نیز وجود ندارد و گویا شرک موجود در این کتاب هم برای فیلمسازان "نوح" ، کفایت نمی کرده است!!!
در کتاب تورات موجود، علت برآشفتن نوح علیه پسرش و لعن و نفرین وی، عمل حام مبنی بر برهنه نمایاندن پدرش ذکر شده که نوح، حام و قوم آینده اش یعنی کنعانیان را نفرین می کند!! اما در فیلم "نوح"، حام به جز اینکه لحظاتی تحت تاثیر توبال –قابیل (شخصیت منفی فیلم و تنها فرد مشخص ضد نوح) قرار می گیرد، هیچ عمل دیگری علیه پدرش انجام نمی دهد. او حتی علیرغم بی اعتنایی پدر نسبت به دختری که دوست می داشته و جا گذاردن او در میان قابیلیان، تمام وسوسه های توبال – قابیل را مبنی بر کشتن نوح نادیده گرفته و در لحظه حساس به کمکش رفته و زندگی او را نجات می بخشد.
ادامه دارد...
2 صفحه مطلب نوشتین و سعی کردین مسائل بی ربط رو به هم ربط بدین،اما من فقط یه سوال دارم از شما،چرا فکر می کنید فیلمی که ساخته شده،باید داستانش کاملا و بدون تغییر مثل داستان هایی باشه که تو کتب ادیان اومده؟چه لزومی داره که اینطور باشه؟اصلا بحثم سر قرآن و زبور و تورات و انجیل و اینا نیست،حرف من اینه الزاما داستان فیلم هایی که از روی داستان های ادیان الهی ساخته می شن،اصلا لزومی نداره که کُپ داستان موجود در اون دین باشه.
(۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۰۵)LifeLover نوشته است: [ -> ]2 صفحه مطلب نوشتین و سعی کردین مسائل بی ربط رو به هم ربط بدین،اما من فقط یه سوال دارم از شما،چرا فکر می کنید فیلمی که ساخته شده،باید داستانش کاملا و بدون تغییر مثل داستان هایی باشه که تو کتب ادیان اومده؟
چون اسمش روشه (نوح) اگر اسم دیگه ای داشت این مسائل مطرح نمیشد.
نقل قول: صفحه مطلب نوشتین و سعی کردین مسائل بی ربط رو به هم ربط بدین،اما من فقط یه سوال دارم از شما،چرا فکر می کنید فیلمی که ساخته شده،باید داستانش کاملا و بدون تغییر مثل داستان هایی باشه که تو کتب ادیان اومده؟چه لزومی داره که اینطور باشه؟اصلا بحثم سر قرآن و زبور و تورات و انجیل و اینا نیست،حرف من اینه الزاما داستان فیلم هایی که از روی داستان های ادیان الهی ساخته می شن،اصلا لزومی نداره که کُپ داستان موجود در اون دین باشه.
ضد و منحل کننده ی فلسفه ی داستان هم نباید باشه
ولی نوح...
یا حق
البته نقطه قوت این نوشتار انسجام آن است . شما کجا مسائل بی ربط مشاهده فرمودید ؟
و ضمنا اگر نباید لوزما آن نباشد که در ادیان آمده پس چرا باید با آن اشاره و نام باشد ؟ اینها تاریخ است اگر خودش نباشد می شود مثل فیلم 300 خب واقعه تاریخی نبوده هیچ قسمتی هم درست نبوده اما اشاره منظور داری دارد نه می شود گفت یک فیلم همینطوری یا به عبارتی فانتزی تخیلی بوده نه می توان گفت تاریخ . شما در این ایرادی نمی بینید ؟
چیزی که خودش نباشد ، که دیگر خودش نیست ، چیزی جدای خودش است (جمله سنگینی بود

) نشانش هویتش ذاتش همه چیز بی معنا می شود در این حالت . خب شما می فرمایید بی اهمیت است اینکه چیزی خودش نباشد که هیچ ، تخریب کننده ذاتش هم است .
یعنی این تغییر حتی اگر به توهین پیامبر الهی ختم شود هم ایراد ندارد به عقیده شما ؟
(۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۰۵)LifeLover نوشته است: [ -> ]2 صفحه مطلب نوشتین و سعی کردین مسائل بی ربط رو به هم ربط بدین،اما من فقط یه سوال دارم از شما،چرا فکر می کنید فیلمی که ساخته شده،باید داستانش کاملا و بدون تغییر مثل داستان هایی باشه که تو کتب ادیان اومده؟چه لزومی داره که اینطور باشه؟اصلا بحثم سر قرآن و زبور و تورات و انجیل و اینا نیست،حرف من اینه الزاما داستان فیلم هایی که از روی داستان های ادیان الهی ساخته می شن،اصلا لزومی نداره که کُپ داستان موجود در اون دین باشه.
به نام خدا
سلام. ممنونم از حضور شما در این تاپیک..
دوستان دیگه کم و بیش جواب دادن و حقیر از همگی تشکر می کنم اما گمان می کنم شما تاپیک رو به دقت مطالعه نکردید؛ چرا که در حین مقدمه ی مفصلی که برای تحلیل این فیلم نگاشته شده بود، ریشه ها و عقبه های این فیلم و جریان های حاکم بر سینمای هالیوود تشریح شد. ( مثل سری فیلم های موازی کردن نیروی شر در برابر خداوند و یا مثلا جریان فیلم های غیبت خدا و اراده ی مطلق انسان و ... ) که این کاملا در راستای روند نقد فیلم بود...
اما در مورد این که درباره ی لزوم مطابقت دقیق فیلم با تاریخ می پرسید باید خدمت شما عرض کنم که تا الان به یقین باید گفت که عظیم ترین و برجسته ترین فیلمی که درباره ی حضرت نوح ساخته شده ( همانطور که از اسم آن پیداست ) همین فیلم آرنوفسکی می باشد. و مطمئنا خیلی از مخاطبین این فیلم رو به عنوان یه منبع تاریخی طلقی می کنن!! چرا که دیدن فیلم به مراتب سهل تر و آسان تر از مطالعه کردن منابع تاریخی می باشد!
امیدوارم جوابم قانع کننده باشه...
کلکسیون همه گناهان!!
در واقع در فیلم دارن آرنوفسکی، شخصیت نوح، کاراکتری خشن و غیرمنطقی دارد که بدون دلیل درپی نابودی زندگی دیگران است. چیزی به عنوان فرمان و وحی خداوندی به وی در فیلم دیده نمی شود. اما همچنانکه که توضیح داده شد، در فیلم "نوح" تقریبا کلکسیونی از مفاهیم شرک آمیز ( چه موجود در نسخه تحریف شده تورات و چه خارج آن ) که در طول تاریخ سینما، در فیلم های و انیمیشن های مختلف به کار گرفته شده، مشاهده می شود:
از یک سو ، شاهد فرشتگانی هستیم که برخلاف تمامی کتب آسمانی، فرمانبر خالق خود نبوده و از امر وی سرپیچی کرده و از همین روی مجازات می شوند.(همچون دوران خدایان یونان باستان که پرومته از فرمان زئوس سرپیچی کرد و آتش را برای آدم دزدید! و یا وقتی پرسیوس فرزند نامشروع و نیمه خدا-نیمه انسان زئوس با او وارد جنگ شد).
گفتیم سابقه چنین نمایش شرک آمیزی را از فیلم "مرگ خسته"فریتس لانگ در سال1921، می توان سراغ گرفت تا فیلم های اخیرتر همچون "لژیون"که در آن هم خداوند از دست بشر عصبانی شده و همه فرشتگان خود را برای نابودی آن می فرستد اما در این میان میکاییل از امر خداوند سرپیچی کرده و سعی می کند نسل بشر را نجات بخشد، از این روی از زنی که فرزندی را باردار است، حمایت کرده و حتی با جبرییل درگیر شده و در آخر به او قول می دهد که برای نجات بشریت، خداوند را قانع نماید!!!
از دیگر سو انسانی وجود دارد که مانند خدا خلق می کند و برخلاف فرمان او، مسیر حلقت را تغییر می دهد! متوشالح ، پدر بزرگ نوح، برخلاف آنچه خداوند مقرر فرموده که ایلا، نازا باشد با یک حرکت دست ، وی را زایا کرده!! و قابلیت بچه دارشدن را به وی می بخشد!!!( می توان در اینجا متوشالح را با همه آن جن و پری و فرشتگان و جادوگران به اصطلاح مثبت فیلم ها و کارتون های هالیوودی شبیه دانست که فراتر از خالق و پرودگار، وارد میدان شده و به شخصیت های ماجرا کمک می کردند.)
و از سویی دیگر پسران و عروس نوح ، قصد می کنند تا برعلیه نوح خشمگین اقدام کرده و او و پروردگارش را در انزوا قرار دهند و سرانجام موفق شده تا نوح را برخلاف فرمان خداوند از کشتن نوه هایش بازداشته و به وی بفهمانند که او اختیار انتخاب داشته است!! (مثل فیلم "لژیون" که میکاییل قصد دارد خداوند را قانع نماید که از نابودی نسل بشر صرف نظر کرده و اجازه دهد تا بچه زن باردار به دنیا بیاید .)
و بالاخره اینکه نیروی شر، همپای نیروی خیر پیش می رود و توبال-قابیل علیرغم همه طوفان سهمگین ( و تصریح کتب مقدس) در سیل غرق نشده و تا آستانه قتل نوح هم پیش می رود که در این مسیر، نه نوح قادر به انجام کاری است و نه خدای او کمکی می کند که اگر تصمیم ناگهانی حام (پسر عصیانگر نوح) نبود و علیرغم تمامی اختلافات با پدرش، به کمک او نمی رفت، نوح توسط توبال – قابیل به قتل می رسید.
اما اینکه چگونه می شود همه آن اندیشه ها و عناصر شرک آمیز فیلم ها و کارتون های پیشین هالیوود، یکجا در فیلم "نوح" جمع شده، به نسبت سازندگان این فیلم با سیستم اصلی هالیوود و ایدئولوژی حاکم برآن بازمی گردد که پیش از این به طور کامل و با ذکر زمینه ها و ریشه های تاریخی آن در همین مقاله ذکر گردید.
ادامه دارد...
در مطلب دیگری به نام "ریشه های یهودی فیلم نوح"، در همین وب سایت "فیلم چت"، به طور کامل توضیحات و تفسیرات خاخام های(ربای) یاد شده که همگی از کارشناسان فرقه کابالا هستند، درباره عناصر کابالایی فیلم "نوح" درج شده است. نکته قابل تامل این است که اغلب خاخام ها(ربای) های شرکت کننده در این بحث که بیش از 30 نفر می شدند، (به گفته خودشان) در جلساتی که پیش از تولید فیلم و به هنگام نوشتن فیلمنامه در مرکز فرقه حدسه در بروکلین برگزار می شده، حضور داشته اند.
برایان ماتسون در همان مقاله "ریشه های یهودی فیلم نوح" ، به آخرین مصاحبه اش با دارن آرنوفسکی پس از نمایش فیلم "نوح" اشاره کرده که در آن مصاحبه، آرنوفسکی تاکید کرده بوده، کابالا ترجمان بخش طولانی و بزرگ اعتقادات و سنت های یهودی در کتاب مقدس است. بنابراین قطعا عناصر بسیاری از کابالا در فیلم "نوح" به چشم می خورد. این عناصر شامل حقیقت آدم و حوا به صورت یک روشنایی درخشان پیش از سقوط آنها نمایان می شود یا به صورت حقیقت فرشتگان سقوط کرده و سنگ شده که در انتها رهایی می یابند و همچنین به شکل حقیقت تقسیم نسل بشر به نوادگان شیطانی از نسل قابیل و نوادگان بهتر از یکی از پسران آدم و حوا.
این اعتقادات شدید دارن آرنوفسکی و حضور گروهی از خاخام های (ربای) کابالا برای شرکت در جلسات فیلمنامه "نوح" ، تردیدی باقی نمی گذارد که آرنوفسکی فیلم "نوح" را براساس باورها و اندیشه مادی گرایانه و مشرکانه کابالا ساخته است، همان اندیشه ای که بنا به نوشته مالاچی مارتین ، نویسنده مشهور و استاد انستیتوی پاپی کتاب مقدس واتیکان، محور اصلی تفکرات رنسانسی همچون اومانیسم و سکولاریسم و لیبرالیسم بود.
مالاچی مارتین در کتاب خود از اشتراکات ماسون ها و اومانیست ها و کابالیست ها با جریان روشنگری (که اومانیسم و سکولاریسم ، فقرات فکری آن را تشکیل می دادند) سخن رانده و می نویسد :
"در قرن سیزدهم که شکل گیری جمعیت های اومانیست/کابالیست، نو به نو آغاز شده بود، در انگلیس و بخشی از آمریکا و فرانسه نیز جمعیت های فراماسونری عصر جدید در حال پدید آمدن بودند.در آن دوران هیچکس نمی توانست حدس بزند که مابین ماسون ها و اومانیست/ کابالیست ها چه همفکری قریبی وجود دارد. چنانکه از اسناد و نوشته های سازمان های ماسونی برمی آید ، باور و اعتقاد به معمار بزرگ کائنات، به همان شکل از سوی ماسون ها نیز پذیرفته شده بود. این معمار بزرگ (متفاوت از نظر سنت کاتولیکی) بخشی از جهان مادی و ساختار و تفکر و اندیشه روشنگری است..."
منابع متعدد و معتبری به همین ارتباط جریان روشنگری و آیین کابالا اشاره دارد که می توان از آن میان به کتاب "فرآیند اصلی در باطنی گری یهودی" از انتشارات دانشگاه اورشلیم یا نوشته های لئوپولد لوو ، پیشوای حرکت یهودیان مجارستان و یا مکتوبات جوناس وهل ، رهبر کابالیست های پراگ اشاره کرد.
و بالاخره اینکه امبرتو اکو نویسنده ایتالیایی می نویسد :"...مدرنیست های لاییک در گیر و دار خروج از تاریکی های قرون وسطی و ورود به عصر روشنگری یا رنسانس ، چیزی بهتر از کابالا برای وقف خود نیافتند..."
این همان فرقه ای است که تفکرات شرک آمیز یونان باستان را به غرب جدید منتقل کرد و متفکران آن را وامدار خدایان کوه المپ نمود. طبیعی است که به مانند ساختارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی غرب صلیبی/صهیونی که براساس همان تفکرات شرک آمیز، شکل گرفته بودند، ساختارهای هنری غرب و آمریکا مانند هالیوود نیز در ذیل همین تفکرات، تعریف شوند. بنابراین موضوع تازه ای نبود که پس از پیوستن تبلیغاتی مادونا (خواننده پر سرو صدای آمریکایی) به فرقه کابالا در سال 2004 پال اسکات(نویسنده و پژوهشگر معروف آمریکایی) در نشریه معتبر "دیلی میل" در همان سال، از فعالیت های شدید این فرقه صهیونیستی و رهبر 75 ساله آن به نام فیووال کروبرگر یا فیلیپ برگ پرده برداشته و تاکید کند که فرقه کابالا عملا بر هالیوود حکومت می کند.
اسکات در همان مقاله نوشت:
"... فیلیپ برگ برای اوّلین بار در سال 1969 دفتر فرقه خود را در اورشلیم (بیتالمقدس) گشود و سپس کار خود را در لسآنجلس ادامه داد. دفتر مرکزی فرقه کابالا در بلوار رابرتسون، واقع در جنوب شهر بورلی هیلز (در حومه لسآنجلس و در نزدیکی هالیوود)، واقع است. این رهبر «خودخوانده» فرقه کابالا فعالیت خود را بر هالیوود متمرکز کرد، در طی دو سه ساله از طریق جلب هنرپیشگان و ستارههای هالیوود و مشاهیر هنر غرب به شهرت و ثروت و قدرت فراوان دست یافت..."
ادامه دارد...