تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: یک سوال: آیــــا قدرت منفی ها بیشتره؟!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
به نام خدا
سلام

من یک سوالیست مدت ها ذهنم رو مشغول کرده
گفتم با شما هم درمیون بذارم

چند روز پیش در این مورد داشتم با شخصی صحبت میکردم
که چرا انسان ذاتا منفی ها رو دوست داره؟!
ببینید بذارید توضیح بدم...یه موقع هست که یه سری کارها هستن که مثل قتل و غیره که اصلا ربطی به روحیه انسانی و ذات انسانی ما نداره
و خب کسی هم مطمئنا از قتل و غیره خوشش نمیاد
و بحث من هم کلا این دست از منفی ها نیست

چرا برخی گناها شیرینه؟
حالا اون شخصی که چند روز پیش باهاش صحبت میکردم....میگفتن چون قدرت منفی بیشتره!
مثلا مثبت در منفی میشه منفی! (خدایی خودمونیم...عجیب خودمو کنترل کردم که نخندم! Wink )
یا دلیل بعدیشون این بود که
اصلا شر قبل از خیر بوده! و مثالش هم شیطان بود!
که البته اگر ما بخوایم شیطان رو مصداق بگیریم...چهارده معصوم زودتر خلق شدن!(پس دومین دلیلش هم رده! )

اما من هنوز پاسخ سوالم رو نگرفتم
چـــــــــــــرا انسان ذاتا سرتقه؟!Big GrinCool
الان قشنگ منظورم جا افتاد فکرکنم!

اصلا نمیتونیم همیشه خوب و مثبت باشیم....نه اینکه به خاطر اینکه عجب میاد سراغمونا نهههه....بیشتر به خاطر اینکه بد بودن و شیطنت کردن بعضی اوقات هیجانش بیشتره!Cool
چرا خوب بودن هیجان نداره؟

حالا بقیه سوال هام هم میگم بعدا
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم
فعلا
یا حق
التماس دعاHeart
سلام
خیلی سوال خوبیه
و مطمئنم که اکثرمون بهش فکر کردیم
تو کلاس قرامون هم بچه این سوالو زیاد میپرسیدن ،منتها اون جلسه ای ک استاد جواب داده بود من غایب بودمBig Grin
من نظر شخصیمو میگم،یعنی چیزی که خودم باهاش قانع کردم اما دوست دارم نظر بقیه رو هم بدونم.
به نظرم چون شیطان گفته اعمال زشتمون رو زینت میده،لحظه گناه متاسفانه برامون شیرین میاد.یعنی لجنیه که روشو با خامه تزیین کردنBig Grin اما بعد از گناه یه مدتی که میگذره،ادم بدش میاد،حتی بوده شیرنی گناه بعد چندسال برام تلخ شده.
حالا این عذاب وجدان،بیچاره،یبار،دوبار،ده بار سراغ ادم میاد،ادم هی به گناه اصرار بورزه اونو خاموش کرده.
بالاخره همه تجربه کردیم،اولین بار تلخیش بیشتره.

از امام علی علیه السلام حدیث داریم که کسی که شیرنی گناه رفته زیر دندونش ،باید سختی عبادات رو تحمل کنه
پس به نظر میاد،یکی از دلایل لذت نبردنمون از کارهای خوب،گناهانمون باشه.
ادمم که تحبون العاجله
لذت نزدیک رو ترجیح میده

بعد اینکه کلا خدا حال کرده ادمو افریده که در این لجن در این جمع اضداد به یه جایی برسه.
فکر کنم خدا زیادی رو ما حساب باز کردهBig Grin(شوخی بوداConfused)
سلام.
منم با یاسین جون موافقم.خداوند برای امتحان کردن بنده هاش به گناه لذت داده.
نقل قول:به نظرم چون شیطان گفته اعمال زشتمون رو زینت میده،لحظه گناه متاسفانه برامون شیرین میاد.یعنی لجنیه که روشو با خامه تزیین کردن
سلام

چرا خدا نمیاد کار های خوب رو با خامه تزیین کنه که آدم نره سمت گناه؟

============
به نظرم آدم قانون گریزه! مثلا اگه بهش بگن نرو اونجا، میره. کار بدم اونجوری
بهت میگن تقلب نکن، ولی تقلب میکنی!
عاقا من جواب این سوالو بلدم:D
ببینید هممون می دونیم که تو این دنیا واسه امتحان آفریده شدیم ما لحظه لحظه زندگبمون امتحانه اونم امتحان با خیر وامتحات با بدی
خب حالا چند تا نظر
اگه تو این دنیا ما واسه خیر وشر سه حالت در نظر بگیریم چی می شه!!
حالت اول خیر قوی تر از بدی باشه وما توذهنمون زودتر به خیر برسیم تا شر
حالت دوم شر قوی تر از خیر باشه وا همیشه مغلوب شر باشیم
حالت سوم خیروشر برابر باشن
خب تو حالت اول و دوم امتحان معنای خودش رو از دست می ده وانسان ناخواسته محکوم به خیر یا شر می شه
شاید فک کنید ما در حالت سومیم اما اینطور نیست چون اگه باهم برابر هم باشن بازم شما نمی تونی به نتیجه برسی ودرواقع قدرتا برابره و قدرت تصمیم گیری رو از شما می گیره وشما رو در شک وتردید همیشگی قرار می ده
اما حالت چهارم که نگفتم;)
در این حالت خیر قوی تر از شر است اما زیر شیرنی ها وجذابیت شر پنهان است وقتی شما تلاش کردی وبه خیر رسیدی دیگه قدرتش به شما مجال نمی ده مقهور شر بشی اما اگه تو همون لایه اول مجذوب شر شدی دیگه رسیدن به خیر کار سختی می شه
به هر حال خدا باید ماروامتحان. کنه تویه فصای کاملا امتحانی مثلا کسی که اهل غیبت باشه شیرینی این کار بهش غلبه پیدا کرده حالا زدودن واقعا سخته اما کسی که از اول سعی کرده با تذکر زیاد به خودش غلبه کنه وقتی تو مجلس غیبت قرار می گیره احساس خیلی بدی بهش دست می ده می خواد زودتر فرار کنه این به خاطر قدرت خیر که باعث می شه دیگه اون شر واسش جذاب
نباشه
خودما که مذهبی ومحجبه هستیم وقتی تو مجلس مختلط وبی بندوبار باشیم احساس می کنیم قلبمون داره از جا کنده می شه فقط می خوایم از اونجا بریم بیرون تا نفس بکشیم ولی آدمای اونجا دارن لذت می برن
نمی دونم جوابم قانع کننده بود یا نه اگه دوستان تایید کنن می گم از طرف کدوم استاد بود درغیر این صورت لو نمی دم چون معلوم فن بیانم ضعیفه حق مطلب رو ادا نکردم:cool:





بسم الله

(۱۰/دی/۹۳ ۱۶:۴۸)رضوانه نوشته است: [ -> ]که چرا انسان ذاتا منفی ها رو دوست داره؟!

سلام
در واقع انسان ها ذاتا به "خوبی" میل دارند نه "بدی". ولی دلیل اینکه گرایش به سمت بدی بیشتره به این دلیل است که بدی ها و شرور در سطح قرار داره و دسترسی به آن آسانتره. برای همینه که ما عبارت مبارزه با هوای نفس را بکار می بریم.

در واقع ما مبارزه می کنیم که از سطح به عمق برسیم. هر چی که آدم متدین تر باشه به عمق این خوبی ها بیشتر پی می بره و مسائل سطحی براش بی ارزشتر می شه.

یه مثال دیگه اینکه دنیا سطح است و آخرت عمق.
جسم سطح است و روح، عمق.

پس برای رسیدن به عمق خوبی باید از سطح بدی گذشت.

با سپاس
یا علی مدد
ب قانون آنتروپی ربطی نداره ؟ Smile

وقتی جسمی ب حال خودش رها بشه، تمایل ب پراکندگی و تباهی داره
و همین جمع و جور کردن و برنامه ریزی کردن واسه اینکه ی جسم ِ ب حال خود رها نشده بریم، همینش سخته
مسلمه ک ساده لوحانه زندگی کردن و باری ب هر جهت بودن، ساده تر و جذاب تره(در ظاهر البته)
(۱۰/دی/۹۳ ۱۶:۴۸)رضوانه نوشته است: [ -> ]
چـــــــــــــرا انسان ذاتا سرتقه؟!
چون انسان معمولا دو چیز رو بر دو چیز ترجیح می ده!

"حال" رو به "آینده"
"خود" رو به "جامعه"

اگر عکس این باشه هیچ هیچ هیچ گناهی انجام نخواهد شد.

حالا خود این شد یک سوالBig Grin! چرا "حال" رو به "آینده" و "خودش رو به سایر افراد ترجیح می ده!؟


(۱۰/دی/۹۳ ۱۹:۳۹)السا نوشته است: [ -> ]ب قانون آنتروپی ربطی نداره ؟ Smile

وقتی جسمی ب حال خودش رها بشه، تمایل ب پراکندگی و تباهی داره!
اینطوری بگیم بهتره!

وقتی جسمی به حال خودش رها بشه، تمایل به برگشت به ذات و طبیعت خودش داره!


(حالا این حرفم خودش یه سوال اساسیه واسه برهان نظم که جای دیگه باید بحث بشه)
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع