به نام خدا
سلام خانوم کوروش کبیر
(۲۸/دی/۹۳ ۲۲:۵۴)کوروش کبیر نوشته است: [ -> ]ضمنا اینجور که من از صحبت دوستان فهمیدم این کار هیچ جای دین نیومده و یه بحثی هست که خود فقها مطرح کردن پس
امکان اشتباه هم توش هست.
خود فقها هم براساس روایات و احادیث و سنت پیامبر و ائمه به این حکم رسیدند (حتی اگه از روی قرآن و سنت هم نباشه، باز هم ایرادی به حکم فقها نیست چرا که فقها دو منبع دیگه هم علاوه بر قرآن و سنت، برای استخراج حکم فقهی دارند : عقل و اجماع. البته عقل فقها و مجتهدین که کلی توی این راه به اصطلاح دود چراغ خوردن و به مقام علم و فقاهت رسیدند)
خب حالا این حکم اتفاقا پشتوانه ی سنت هم داره. یعنی همون پشتوانه ی روایی که مد نظر شماست :
در روایتی امام حسن عسکری (علیه السلام) در جواب راوی که می گوید: میتی که ده روز از ماه رمضان روزه هایش را نگرفته است و دو "ولیّ" دارد، آیا این دو با هم باید این روزه ها را بگیرند؟؛ می فرماید:« ولیّ بزرگ تر باید هر ده روز را بگیرد.»
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «قضای نماز و روزه پدر بر عهده کسی است که از همه نسبت به میراث او اولویت دارد.»
(۲۹/دی/۹۳ ۱۳:۵۸)کوروش کبیر نوشته است: [ -> ]منبع اول هر انسانی باید عقل خودش باشه همونطور که توی دین هم بسیار در موردش گفته شده .اگر عقلش در مورد یه مسئله یا سوالی قد نداد میره تحقیق میکنه یا به قول شما از کسی که توی اون زمینه تخصص داره میپرسه.
خانوم کوروش گرامی :
اینطور نیست که ما اول به عقلمون رجوع کنیم اگه نشد و به جواب نرسیدیم اونوقت فقیه
مسائل فردی دینیمون معمولا به سه دسته تقسیم می شن :
اصول دین
فروع دین
مسائل اخلاقی (که این توی خودش به مسائل اجتماعی هم منتج می شه)
دسته ی اول که اصوله : این بر عهده ی خود شخصه که بره تحقیق کنه، بسنجه، به نتیجه برسه اصول اعتقاداتش رو. اینجا عقل من در کنار منابع دیگه به من راهنمایی و کمک می دن در به نتیجه رسیدنم
دسته ی دوم که فروعه، اینجا دیگه وظیفه ی من تقلید از یک مجتهد جامع الشرایطه که با تحقیق به اعلمیتش پی بردم و حالا دیگه باید توی مسائل فروع به ایشون و فتاوا و احکامشون مراجعه کنم
تنها در یه صورت من از تقلید این مجتهد معاف می شم و خودم می تونم احکام دینم رو بفهمم که خود شخص بنده به درجه ی اجتهاد رسیده باشم
این به درجه ی اجتهاد رسیدن هم این نیست که خودم تشخیصش بدم باید چند نفر از فقها که توی کارن، اجتهاد من رو تایید کنند.
توی مسائل اخلاقی هم که ماها به سیره و سنت معصومین و منش و رفتار بزرگای دینمون نگاه می کینم
فطرت و وجدانمون هم اینجا یکی از کمکی هامون هستن در کنار منابع بالا.
و اما در مورد سوال تاپیک که قانع نشدید :
این مسئله رو از دید (البته تا جایی که دید من قد می ده

) می تونیم ببینیم :
یکی این وظیفه ایه که بر عهده ی پسر بزرگه و تا جایی که پست ها رو خوندم دوستان این رو خوب اشاره کردن
یکی مسئله ی خود پدر اینجا هستش : اینکه این مسئله این جواز رو به پدر نمی ده که در زمان حیاتش بی خیال نماز خوندن شه به این بهانه که بعد مرگش پسرش یا خودش می خونه یا یکی رو اجیر می کنه.
مثل این می مونه : ما وقتی که بچه بودیم تو مدرسه بهمون می گفتن که اگه غیبت کنید تا 40 روز نمازتون قبول نیست
ما هم می گفتیم خب حالا تا 40 روز که قبول نیست، این چه کاریه دیگه، ما هم تا 40 روز نماز نمی خونیم

بعد چند سال یکی ما رو از اشتباه در آورد که عزیز من! اینکه گفته شده تا 40 روز قبول نیست، یعنی اون اثری که نماز و نفس نماز روی روح من داره، روی سیر کمالی من داره، باعث می شه تا 40 روز متوقف شه
یعنی من قبول نیست رو مساوی با باطل است می گرفتم
اینه که قضای اون عمل، جای اصل خودش رو نمی گیره
اینه که وقتی می گن قرائت سه توحید ثواب ختم قرآن رو داره، درسته ثوابش رو داره ولی جای خود ختم قرآن و خود نفس ختم قرآن رو نمی گیره
اینکه گفتن عمره مفرده ثواب تمتع رو داره، ثوابش رو داه ولی جای نفس تمتع رو نمی گیره
و....
البته باز هم همه چیز به خدا بر می گرده...