|
نماز پولی؟؟؟؟!!!
|
|
۱۵:۰۰, ۲۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
حتما شنیدید که میگن واسه یه نفر (انسانی که فوت کرده) پول دادن که نمازهای قضاییش رو براش بخونن یا مثلا نماز قضایی پدر بر گردن پسر هست؟؟ خب یعنی چی؟؟ مگر نه اینکه نماز عبادت شخصی ما با خدا هست و خدا از ما توقع داره که اون عبادت رو انجام بدیم اینکه بریم پول بدیم نمازهای قضایی مون رو برامون بخونن چه معنی میده؟؟؟ آیا این کار واسه کسب درآمد بعضی ها اختراع نشده؟؟ حالا میگیم یه نماز میخونیم برای اینکه ثوابش به فلانی برسه .خب این درست. ولی اینکه نماز قضایی رو یکی پول بگیره بخونه چه معنی میده؟؟ اون نماز عبادت اون شخص بوده با خدای خودش بوده مگه میشه با پول دادن جبرانش کرد. این کار منو یاد افرادی میندازه که پول میدن به کشیش ها و گناهانشون رو براشون میگن اونام بهشون میگن گناهانتون پاک شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خواهشا توجیه نکنید و منطقی جواب بدید. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۸, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۹/دی/۹۳ ۱۳:۲۴)فاطمه خانم نوشته است: 1-وقتی که من دانش فقه رو ندارم لازم دارم تقلید کنم. 1-منبع اول هر انسانی باید عقل خودش باشه همونطور که توی دین هم بسیار در موردش گفته شده .اگر عقلش در مورد یه مسئله یا سوالی قد نداد میره تحقیق میکنه یا به قول شما از کسی که توی اون زمینه تخصص داره میپرسه. 2-بله خیلی ها هم دانش مسائل سیاسی و پزشکی و مهندسی رو ندارن ولی در موردش نظر میدن و راجع بهش تصمیم میگیرن .فکر کنم این حرف رو باید به اونا بگید. 3-خیر .راضی نشدم. |
|||
|
۱۴:۴۸, ۲۹/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۳ ۱۵:۴۵ توسط تسنیـم.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام خانوم کوروش کبیر ![]() (۲۸/دی/۹۳ ۲۲:۵۴)کوروش کبیر نوشته است: ضمنا اینجور که من از صحبت دوستان فهمیدم این کار هیچ جای دین نیومده و یه بحثی هست که خود فقها مطرح کردن پس خود فقها هم براساس روایات و احادیث و سنت پیامبر و ائمه به این حکم رسیدند (حتی اگه از روی قرآن و سنت هم نباشه، باز هم ایرادی به حکم فقها نیست چرا که فقها دو منبع دیگه هم علاوه بر قرآن و سنت، برای استخراج حکم فقهی دارند : عقل و اجماع. البته عقل فقها و مجتهدین که کلی توی این راه به اصطلاح دود چراغ خوردن و به مقام علم و فقاهت رسیدند) خب حالا این حکم اتفاقا پشتوانه ی سنت هم داره. یعنی همون پشتوانه ی روایی که مد نظر شماست : در روایتی امام حسن عسکری (علیه السلام) در جواب راوی که می گوید: میتی که ده روز از ماه رمضان روزه هایش را نگرفته است و دو "ولیّ" دارد، آیا این دو با هم باید این روزه ها را بگیرند؟؛ می فرماید:« ولیّ بزرگ تر باید هر ده روز را بگیرد.» امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «قضای نماز و روزه پدر بر عهده کسی است که از همه نسبت به میراث او اولویت دارد.» (۲۹/دی/۹۳ ۱۳:۵۸)کوروش کبیر نوشته است: منبع اول هر انسانی باید عقل خودش باشه همونطور که توی دین هم بسیار در موردش گفته شده .اگر عقلش در مورد یه مسئله یا سوالی قد نداد میره تحقیق میکنه یا به قول شما از کسی که توی اون زمینه تخصص داره میپرسه. خانوم کوروش گرامی : اینطور نیست که ما اول به عقلمون رجوع کنیم اگه نشد و به جواب نرسیدیم اونوقت فقیه ![]() مسائل فردی دینیمون معمولا به سه دسته تقسیم می شن : اصول دین فروع دین مسائل اخلاقی (که این توی خودش به مسائل اجتماعی هم منتج می شه) دسته ی اول که اصوله : این بر عهده ی خود شخصه که بره تحقیق کنه، بسنجه، به نتیجه برسه اصول اعتقاداتش رو. اینجا عقل من در کنار منابع دیگه به من راهنمایی و کمک می دن در به نتیجه رسیدنم دسته ی دوم که فروعه، اینجا دیگه وظیفه ی من تقلید از یک مجتهد جامع الشرایطه که با تحقیق به اعلمیتش پی بردم و حالا دیگه باید توی مسائل فروع به ایشون و فتاوا و احکامشون مراجعه کنم تنها در یه صورت من از تقلید این مجتهد معاف می شم و خودم می تونم احکام دینم رو بفهمم که خود شخص بنده به درجه ی اجتهاد رسیده باشم این به درجه ی اجتهاد رسیدن هم این نیست که خودم تشخیصش بدم باید چند نفر از فقها که توی کارن، اجتهاد من رو تایید کنند. توی مسائل اخلاقی هم که ماها به سیره و سنت معصومین و منش و رفتار بزرگای دینمون نگاه می کینم فطرت و وجدانمون هم اینجا یکی از کمکی هامون هستن در کنار منابع بالا. و اما در مورد سوال تاپیک که قانع نشدید : این مسئله رو از دید (البته تا جایی که دید من قد می ده ) می تونیم ببینیم :یکی این وظیفه ایه که بر عهده ی پسر بزرگه و تا جایی که پست ها رو خوندم دوستان این رو خوب اشاره کردن یکی مسئله ی خود پدر اینجا هستش : اینکه این مسئله این جواز رو به پدر نمی ده که در زمان حیاتش بی خیال نماز خوندن شه به این بهانه که بعد مرگش پسرش یا خودش می خونه یا یکی رو اجیر می کنه. مثل این می مونه : ما وقتی که بچه بودیم تو مدرسه بهمون می گفتن که اگه غیبت کنید تا 40 روز نمازتون قبول نیست ما هم می گفتیم خب حالا تا 40 روز که قبول نیست، این چه کاریه دیگه، ما هم تا 40 روز نماز نمی خونیم ![]() بعد چند سال یکی ما رو از اشتباه در آورد که عزیز من! اینکه گفته شده تا 40 روز قبول نیست، یعنی اون اثری که نماز و نفس نماز روی روح من داره، روی سیر کمالی من داره، باعث می شه تا 40 روز متوقف شه یعنی من قبول نیست رو مساوی با باطل است می گرفتم ![]() اینه که قضای اون عمل، جای اصل خودش رو نمی گیره اینه که وقتی می گن قرائت سه توحید ثواب ختم قرآن رو داره، درسته ثوابش رو داره ولی جای خود ختم قرآن و خود نفس ختم قرآن رو نمی گیره اینکه گفتن عمره مفرده ثواب تمتع رو داره، ثوابش رو داه ولی جای نفس تمتع رو نمی گیره و.... البته باز هم همه چیز به خدا بر می گرده... |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۲۹/دی/۹۳ ۱۳:۵۸)کوروش کبیر نوشته است: 1-منبع اول هر انسانی باید عقل خودش باشه همونطور که توی دین هم بسیار در موردش گفته شده .اگر عقلش در مورد یه مسئله یا سوالی قد نداد میره تحقیق میکنه یا به قول شما از کسی که توی اون زمینه تخصص داره میپرسه.1_عقل نمیتونه منبع باشه چون ناقصه. چطور میتونیم به منبع ناقص اعتماد کنیم؟ به قول علامه جوادی آملی :عقل سراج است، صراط نیست. منبع وحی هست. 2_به اونها هم میگیم اینکه همه مردم احساس میکنن توی همه موارد میتونن نظر بدن اصلا خوب نیست. 3-سوال بپرسید خوب
|
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲۹/دی/۹۳ ۱۵:۳۷)فاطمه خانم نوشته است: 1_عقل نمیتونه منبع باشه 1- ببخشید اونوقت فقها از کجا به علم یک مسئله میرسن؟؟ مگه اونا از عقلشون استفاده نمیکنن؟؟ خب اگر شما معتقدید عقل انسان ها ناقص هست اونام شاملش میشن.!!! منبع وحی است؟؟؟ مگه به هر کسی وحی میشه؟؟؟ پس وقتی هیچ کدوم از مردمی که میبینیم نه بهشون وحی میشه نه هیچی دیگه پس لازمه از عقلشون استفاده کنن. اینا رو بخونید: ""پیامبر خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: خداوند قسم نخورده است برای بندگانش به چیزی كه برتر از عقل باشد."" دقت کردید؟؟پیامبر خدا چیزی رو بالاتر از عقل نمیدونن. اونوقت شما میگید عقل ناقصه؟؟؟و اعتقاد دارید عقل بعضی ها کاملتره؟؟؟ """پیامبر اكرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: پایداری انسان به عقل او است و كسی كه عقل ندارد دینی برای او نیست،(دین ندارد)."" دوستانی که ادعای دینداری دارن این بالایی رو هم حتما خوب بخوننن. 2-بله وقتی همفکران خودتون در مورد هر چیزی نظر بدن از شیر مرغ تا جون آدمیزاد میشن عالم و دانشمند از نظر شما ولی وقتی ما سوال کنیم..... 3-سوال پرسیدم ولی هنوز قانع نشدم. |
|||
|
|
۱۸:۲۰, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۲۹/دی/۹۳ ۱۶:۱۱)کوروش کبیر نوشته است: 1- ببخشید اونوقت فقها از کجا به علم یک مسئله میرسن؟؟من نمیدونم منظور شما از عبارت همفکران خودتون چی هست. چون چند صدمین بار هست که این رو میفرمایید.. . صد در صد کسانی که ادعای دینداری دارند باید این رو بدونند که در قرآن کریم هست که راجع به چیزی که اطلاعی از اون نداری، ابراز نظر نکن. ببین عقل یک ابزار هست برای شناخت. پس خودش نمیتونه منبع باشه شما از چه دیدگاهی عقل رو منبع در نظر گرفتید برای من سواله :|. عقل کامل تنها در اختیار پیامبر اکرم صلی الله و معصومین هست. ما عقلمون یعنی ابزار شناختمون ناقص هست. چیزی که ما از عقل ما به دست میاد ، مجموعه مفهوم هایی هست که از حواس به دست میاد. عقلی که راه به مسائل غیرمادی نداره طبیعتا نمیتونه راجع بهش هم تصمیم بگیره. مثلا آیا آچار یک وسیله کامله؟ اچار یک وسیله خوبیه اما کامل نیست! چون مثلا کاری که اره انجام میده از آچار برنمیاد. عقل هم چراغ راه هست. به ما در پیمودن راه و شناخت کمک میکنه. یه وسیله است اما کامل نیست، منبع بودنش که جای خود داره وحی هم به معصوم میرسه و معصوم اون رو به ما میرسونه. به خاطرهمون وظیفه ما پیروی از معصوم هست و در نبودنش از عالمان دین. دیگه چی رو میتونم براتون توضیح بدم؟ |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۹/دی/۹۳ ۱۸:۲۰)فاطمه خانم نوشته است: 1-من نمیدونم منظور شما از عبارت همفکران خودتون چی هست. چون چند صدمین بار هست که این رو میفرمایید.. 1- منظورم بسیار روشنه شما گفته بودید خوب نیست که هر کسی در مورد هر چیزی نظر بده منم میگم درسته ولی اگر یکی باشه که در مورد همه چیز هم نظر بده و اون نظراتش به مذاق شما خوش بیاد شما تاییدش هم میکنید(مواردش توی این تالار بسیار زیاده) ولی به ما که میرسه میفرمایید همه نباید در مورد همه چیز نظر بدن.... 2- بفرما بازم گفتید!!!!!!منظورتون من بودم دیگه. 3-منم نگفتم عقل کامله.یه بار دیگه ارسالهای منو بخونید.شما گفتید عقل ما انسانها ناقصه و برای شناخت مسائل باید به کسانیکه آگاه ترن (یا عقلشون کاملتره )رجوع کنیم. منم میگم طبق حرف خودتون که منم قبول دارم وقتی عقل انسانها ناقص باشه طبیعتا عقل دانشمند و دکتر و درس دین خونده اش هم همینطوره چون اونام انسانن. پس ما نمیتونیم وقتی توی یک مطلبی چه دینی چه پزشکی کم میاریم کاملا اتکا کنیم به حرف دکتر یا... چون اونام ممکنه اشتباه کنن.چون عقل همه ی انسانها ناقص است.فرقی هم نمیکنه چه کسی باشه یا کجا درس خونده باشه. 4-آیا عالمان دین دقیقا راه معصومین رو به ما نشون میدن؟؟؟؟یا آیا میتونن جای معصومین باشن؟؟؟ |
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۱/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۳ ۱۷:۵۵ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)کوروش کبیر نوشته است: 1- منظورم بسیار روشنه شما گفته بودید خوب نیست که هر کسی در مورد هر چیزی نظر بده منم میگم درسته ولی اگر یکی باشه که در مورد همه چیز هم نظر بده و اون نظراتش به مذاق شما خوش بیاد شما تاییدش هم میکنید(مواردش توی این تالار بسیار زیاده) ولی به ما که میرسه میفرمایید همه نباید در مورد همه چیز نظر بدن.... 1و2 - چرا اینقدر ماجرا رو پیچیده می کنید اینکه کسی درباره چیزی که راجع بهش اطلاعی نداره اظهار نظر کنه خودش رو خفیف کرده . اینکه مبرهنه . مثلا من بگم آقای مهندس این ستون وسط منزل ما اضافه است ! این مشخصه که من یا نمی دونم ستون چی هست یا اضافه چی هست ! یا من راجع به سازو کار سانتریفیوژ صحبت کنم ... یا راجع به حکم فقیه نظر شخصی بدم ... همه یکی هست . دارم راجع به چیزی که راجع بهش اطلاع ندارم نظر میدم . اصلا من اینجا صلاحیت رد و تایید ندارم . چون مطلع نیستم . 3- ببینید یک وقت منظور ما از عقل معنی عقل هست یعنی اصل معنی کلمه . گفتیم عقل از ابزار شناخت هست که کاملش در اختیار پیامبر و معصومین هست . عقل ما که منظورمون همون قوه تصمیم گیری هست به واسطه دانش (که صدالبته محدود هست ) قابل رشد هست . مثلا ما با تجربه ی زندگی چیزهایی رو می آموزیم که بلد نیستیم . یا دانشمون رو با آموختن زیاد می کنیم . مطالب دانش امروزی مثل پزشکی ، تجربی هست . یعنی مدام در حالت رد و تایید هست . مثلا یک روز میفرمایند چایی برای سلامت قلب خوب هست فردا می فرمایند بد هست ! اما حرام و حلال در دین یک مسائل به خصوصی رو شامل میشه و تغییر نمی کنه . احکام زندگی هم تقریبا از زمان معصومین زیاد تغییری نکرده . نمیشه کلام یک فقیه رو با کلام پزشک مقایسه کرد . چون حکم ثابت هست ولی علم تجربی نه ! 4- در نبود معصوم ، مردم باید شرعیات خودشون رو از کسی جویا بشوند . فقیه طبق اسنادی که بهش رسیده ، حکم رو اعلام می کنه . اگرچه فقیه معصوم نیست ولی حکمش با معصوم در یک راستا هست چون منبعش کلام خداوند و معصوم هست از روی اسناد صحیح چون مقصد ثابت هست ، راستا هم یکی هست .
|
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از طرفین بحث خانوم ها فاطمه خانم و کوروش کبیر معذرت می خوام که منم این وسط دارم جواب می دم ![]() (۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)کوروش کبیر نوشته است: 1- منظورم بسیار روشنه شما گفته بودید خوب نیست که هر کسی در مورد هر چیزی نظر بده منم میگم درسته ولی اگر یکی باشه که در مورد همه چیز هم نظر بده و اون نظراتش به مذاق شما خوش بیاد شما تاییدش هم میکنید(مواردش توی این تالار بسیار زیاده) ولی به ما که میرسه میفرمایید همه نباید در مورد همه چیز نظر بدن.... اول یه چیزی بگم خطابش به خودمه : نباید انقد تو حرفامون دسته بندی ایجاد کنیم و بگیم دوستاتون و دوستامون، همفکرامون و همفکراتون و... زراره یکی از خواص امام صادق (علیه السلام) بود. ایشون هم چند بار توی صحبت هاشون اینطور دسته بندی می کردند. که خبر به گوش امام می رسه. با این مضمون امام می گه که دیگه اینطور توی حرفاتون مردم رو دسته بندی نکنید ما واقعا از نیت و تفکر و اعتقادات کسی باخبر نیستیم اینکه بالاخره خود خدا چطور باهاش تا می کنه. ماهم که شیعه هستیم باید طبق سیره ی ائمه رفتار کنیم. (۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)کوروش کبیر نوشته است: وقتی عقل انسانها ناقص باشه طبیعتا عقل دانشمند و دکتر و درس دین خونده اش هم همینطوره چون اونام انسانن. ببینید اینکه ما می گیم عقل علمای دین بیشتر از عقل ماست، درواقع منظور اینه که اون بزرگان خیلی خیلی توی راه کسب معارف دین تلاش کردند و توی این راه تا جایی که براشون مقدور بوده پخته شدن و به اصطلاح کلام معصوم، عقلشون عقل رشید شده. یعنی به حدی از علم رسیدن که قدرت تشخیص و استنباط احکام رو دارن، قدرت تمییز مجعولات از غیر مجعولات رو می تونن داشته باشن و... با همه ی اینها همونطور که خودتون هم گفتید، این بزرگواران همچنان عقلشان کامل نیست و امکان خطا و اشتباه در اظهاراتشون هست. اما میزان این خطا و اشتباه خیلی خیلی کمه (ولی صفر نیست) اگه معصوم رو امکان خطا و اشتباهش رو صفر بذاریم، مثلا فقیه میشه 10 (به عنوان مثال گفتم ) و منی که نه معصوم هستم ونه فقیهی که توی مسائل دین درس خوندم، امکان خطا و اشتباهم توی این حوزه ی مسائل دینی بالای 70 و 80 هستش (تازه با کلی ارفاق )خب، اینجا وظیفه ی من طبق گفته ی دین وقتی که به معصوم دسترسی ندارم اینه که به کسی رجوع کنم که امکان خطاش مثلا همون 10 هستش نه کسی که اگه حکمی داد خطاش در حد 70 و 80 این مراجعه به فقیه هم چیزی نیست که بگیم فقط مربوط به عصر غیبته، نه حتی در دوره ای که معصوم هم بین مردم زندگی می کرد، همون مواقع هم توی مناطقی که دور بودن از امام، امام برای شهرهای دور نماینده هایی رو انتخاب می کرد که مردم برای سوالاتشون و پرداخت وجوهات به اونها رجوع کنند با اینکه امکان خطا و اشتباه در فقها هم وجود داره چونکه معصوم نیستن، این مسئولیت ازشون ساقط نمی شه که دیگه حکمی ندن و اظهارنظری نکنن و به خود ما واگذارش کنند. شیخ مفید هم یک انسان غیر معصومه ولی از فقهای طراز اول. ایشون یه حکمی می دن ولی اشتباست. امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حکم رو درست رو می گه. شیخ خیلی خیلی ناراحت می شه و می گه که : من که اشتباه حکم دادم دیگه لیاقت این کار رو ندارم و دیگه این کار رو نمی کنم و برای مردم مسئله نمی گم. امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ایشون می فرمایند که البته نقل به مضمون : نه وظیفه ی توئه که حکم رو بگی هرچند که ممکنه توی این راه خطا داشته باشی، ما هم حواسمان به شما هست می بینید : امام اینجا تاکید می کنند با اینکه توی این راه ممکنه اشتباه کنی ولی وظیفه نداری مردم رو به خودشون توی این زمینه وا بذاری. پس ما هم وظیفه داریم به این فقها در نبود امام مراجعه کنیم
|
|||
|
|
۲۰:۳۰, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۳ ۱۸:۰۵)تسنیـم نوشته است: 1-نباید انقد تو حرفامون دسته بندی ایجاد کنیم و بگیم دوستاتون و دوستامون، همفکرامون و همفکراتون و... 1-بله منم معتقدم .......ولی واژه ی همفکران خیلی محترمانه هست و چیز بدی نیست!! بدتر از اینا که نیست: "وکیل مدافع شیطان بزرگ و ام الفساد قرن" " وکیل مدافع ویکی پدیا و برادران" " اسرائیلیاتی که میخونی" اینا رو به من گفتن....... و کیا اینا رو به من گفتم؟؟؟ کسانی که تفکر و عقیده شون توی بسیاری از موارد با شما یا فاطمه خانوم یا دیگران همسان بوده پس طبیعتا میشن همفکرانتون اون آخری رو میدونید برای چی بهم گفتم؟؟ به خاطر اینکه گفتم برای تاریخ کشورتون و کوروش ارزش قائل باشید.همین. 2- بله علما داریم تا علما......... بعضی از علما حقیقتا آگاه تر هستن.... ببینید شما وقتی با یک مسئله ای رو به رو میشید طبیعتا اول بهش فکر میکنید (ناخوآگاه) بعد که می بینید به جواب نمیرسید میرید به مرجع یا فقیه رجوع میکنید. پس خواسته یا ناخواسته اول خودتون فکر میکنید و از عقلتون استفاده میکنید..یه چیز طبیعیه. من که نگفتم نریم به مرجعمون رجوع کنیم میگم اینکه انسان اول به یه مسئله فکر میکنه بعد میره از متخصصش هم سوال میکنه یه چیز طبیعیه. فاطمه خانوم منم اصراری ندارم در مورد چیزی که اطلاع ندارم نظر بدم ولی وقتی بقیه در مورد یه مطلبی صحبت میکنن طبیعیه که منم نظرم رو در مورد همون مطلب میگم.منم فقط در همین حد منظورمه. |
|||
|
|
۳:۲۱, ۲/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۳ ۳:۲۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۳ ۲۰:۳۰)کوروش کبیر نوشته است: 1-بله منم معتقدم .......ولی واژه ی همفکران خیلی محترمانه هست و چیز بدی نیست!!خوب خوشحالم که به نقاط مشترکی بالاخره در مذاکراتمون دست یافتیم ام الفساد قرن و شیطان بزرگ که از القاب آمریکاست ازش دفاع کردید مگه؟ حالا بگذریم... بحث منحرف نشه. هرکس اشتباهی انجام داد، شما که نباید ازش پیروی کنید. کار ایشون اشتباهه شما نباید اشتباه رو تکرار کنید. خوب پس نتیجه گیری... خداوندی که ما رو آفریده، نمازی رو که به نیابت از کسی خوانده بشود، قبول میکند. حتی اگر مبلغی بابت اجاره از طرف فردی که عمل را به جای میآورد طلب شود. و این کار منافاتی با قبول شدن عمل ندارد. اما فرد نمیتواند به بهانه اینکه کسی بعد از او این نماز یا عمل واجب را به جای بیاورد، عمل را ترک کند. این حکم مستقیما در قرآن نیامده اما به وسیله فقهای جامع الشرایط از استاد معتبر روایی استخراج گردیده است. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










