تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ☆ من عاشق محمد هستم ☆
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسم الله الرحمن الرحیم


یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ


Fain would they put out the light of Allah with their mouths, but Allah disdaineth (aught) save that he shall perfect his light, however much the disbelievers are averse

سوره توبه آیه 32




إنَّ ما شهدناهُ من إهانةٍ لرسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلالَ السّنواتِ الأخیرة،
هی نتیجةُ مجدِ الإسلام و الصّحوةِ الإسلامیّة،
هی تکرار ٌ لتصرفاتِ المشرکین فی بُزُوغِ فجرِ الإسلام الذی یُذَکّرنا بِشعارِ :
"تبت یدا أبی لهب وتب".


آنچه این سالها در پی عزّت اسلام و بیداری اسلامی، در اهانت به رسول خدا می‌بینیم،
تکرار کفرورزی مشرکین صدر اسلام است که شعار قرآنی «تبّت یدا أبی لهب» را به یاد می‌آورد.

[تصویر: rasoolallah.jpg]


مشرکان طعم همه گونه عذاب و رنج را به پیامبر چشاندند.
«ابولهب»، فرومایگانشان را به کارهای زشت و ناپسند درباره رسول خدا سفارش می‌کرد.

و از همسرش نیز می‌خواست تا از این در به آن در بشتابد و خار و هیزم بر سر راه پیامبر بگذارد و سختی‌های مختلف را برای رسول خدا فراهم سازد.
آن زن هیزم‌کش ملعون، از بدگویی و ناسزاگویی به پیامبر اکرم دست برنمی‌داشت.


و کودکانی بودند که سنگ و خاک به روی پیروان پیامبر می‌ریختند و هیچکس جلودارشان نمی‌شد و مشرکان، مسلمانان و مؤمنان را تعقیب می‌کردند تا مجازات کنند.
.
.
.
.

و اینک، یعنی در زمان جاهلیت مدرن، دستان اهریمنی بوسفیان های زمان از آستین هنرگرانی پست مایه و به غایت رسوا، که عروسکان خیمه شب بازی دشمنی و کینه توزی دیرینه غرب با اسلامند، بار دیگر بیرون آمد و نمایان شد!

همان دستانی که از روز نخست، مهابت الهی ابراهیم خلیل را در کوی و برزن‌های نمرودیان نشانه رفت و همان سامریی که موسی کلیم را در دامنه کوه طور به اندوه نشاند!


دستانی که هزار و چهار صد و اندی سال پیش در کوچه‌های غبار آلود مکه، سیمای آفتاب وش رحمتاً للعالمین را با دشنه خاکستر جریحه‌دار نمود!!


و دستان همان اهریمن دگر بار اینگونه بی رحمانه به ساحت پیامبر رحمت می‌تازد، تا به خیال واهی نور محمدی را خاموش سازد و ولایت الهی را به چالش اندازد؛ اما هرگز!

راهی که آنان پیش گرفته اند، عمق دشمنی آنها با اسلام را نشان می دهد
راهی که به حق، منجر به شکست خواهد بود :
والله غالب علی امره

(یوسف - 21)

[تصویر: salavat.jpg]



(۲۸/دی/۹۳ ۲۳:۲۰)saeed6121 نوشته است: [ -> ]سلام..جهت محکوم کردن اهانت بی شرمانه مجله فرانسوی شارلی ابد به پیامبر عظیم الشان اسلام هر کی شعری در وصف ایشون میدونه و یا حدیثی و یاحتی نمونه هایی از اخلاق زیباشون در این پست بنویسه.همچنین اعلام برائت کنه از اهانت کنندگان.




یادداشت خانم لیدا هادی در همشهری جوان این هفته،خیلی به دلم نشست.


هنوز هم سیاه با سفید فرق دارد

  1. « شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان همزمان زمزمه میکنند » (حسین پناهی)
  2. در آن ظهر گرم تابستانی سال 1987 میلادی در یکی از خیابان های مرکز لندن نمایش بزرگی راه افتاد.بازیگر نقش اول جوانی ناشناس بود و بازیگر نقش دوم کاریکاتوریستی که با خلق شخصیتی تازه در دنیا غوغا به پا کرده بود.او خالق حنظله بود.شخصیتی کارتونی از یک کودک 10 ساله فلسطینی.
    صورت حنظله هیچ وقت معلوم نبود او همیشه پشت به بیننده داشت.با دستانی قلاب کرده.لباس هایی ژنده و پایی برهنه.گاه در حال سنگ پرانی و گاه در حال شعارنویسی.
    وامانده در 10 سالگی،کارتونیست،حنظله را فقط 10 ساله میکشید حتی وقتی سال ها از تولد او گذشته بود.حنظله نباید رشد میکرد برای اینکه کاریکاتوریست در همان 10 سالگی مانده بود،سنی که او مجبور به ترک فلسطین شد.او حالا حنظله را 10 ساله نگه داشته بود تا نشان دهد هیچ آدمی جز در سرزمین خودش نمی توان رشد کند.کاریکاتوریست از ماشین پیاده شد و در خیابان ایفز لندن راه افتاد.سر به هوا و راحت.مانند همیشه.جوان هم سایه به سایه دنبالش بود.با اسلحه ای که آماده شلیک بود.قدم های کارتونیست تندتر شد و نفس های سایه هم تند تر...یک قدم...دو قدم...صدای گلوله...فریاد حنظله...غوغای خیابان ایفز...5 هفته بعد کاریکاتوریست از دنیا رفت.برای بودن و ماندن مقاومت کرد اما نتوانست.او آخر روی تخت یکی از بیمارستان های لندن از دنیا رفت.ناجی سلیم العلی کارتونیست فلسطینی و خالق کاراکتر حنظله،پدید آورنده غم انگیزترین و سیاه ترین کاریکاتور های دنیا که خیلی ها تاب دیدن آن را نداشتند با گلوله ای تمام شد.بدون این که کسی سراغی از جوانک ضارب بگیرد.آخر نمایش باز ماند.با این سوال که ضارب از فتح بود یا موساد؟فرقی نداشت.حنظله دیگر یتیم شده بود.بدون این که کسی بپرسد او در 10 سالگی ماند یا بزرگ شد؟
  3. صبح روز سرد زمستانی دفتر مجله مانند هر چهارشنبه دیگری با هیجان خاصی از اعضای تحریریه پر شد.شمار ه تازه هفته نامه روی کیوسک ها آمده بود و تحریریه نشین ها داشتند یکی به یکی شماره تازه را دست به دست می چرخاندند و درباره کاریکاتور روی جلد با هم بحث می کردند.حال و هوای ژانویه همه را سر ذوق آورده بود که مردان سیاه پوست با نقاب وارد شدند.تیربار بود و صدای فریاد و خشم.بعد هم سکوتی عمیق و فرار مردان مهاجم.آن ها کارشان را کردند و رفتند.تحملی که طاق شده بود را با تیرباران آرام کردند.4 کاریکاتوریست را کشتند.البته نه به آرامی.
    دنیا یک دفعه به هم ریخ.شاربونیه کشته شده بود.تیتیونیس و کابو و ولیسنکی هم.مهم ترین کارتونیست های سیاسی فرانسه.با غوغایی که در دنیا صدا کرد. «مهاجم ها مسلمان بودند» ، «مسلمان ها فرهنگ و انسانیت را هدف گرفتند» ، «ملیت قربانی ها مهم نیست،مهم خشونتی است که در دنیا به دست تروریست ها منتشر میشود »
    تا روزها صحبت بزرگان سیاست دنیا این بود و بهانه ای برای جمع شدنشان در عروس اروپا که حالا زخم برداشته بود.سران دنیا در پاریس به نشانه اعتراض جمع شدند تا نشان بدهند کشتن یک یا چند کاریکاتوریست و روزنامه نگار یعنی توهین به همه بشریت.آن ها تروریست را هدف قرار دادند و دست در دست هم در پاریس رژه رفتند.بدون این که کسی بپرسید کاریکاتوریست فرانسه با کارتونیست باقی جاهای دنیا هم مگر فرق دارد؟!
  4. صبح روز چهارشنبه در دنیا غیر از کشته شدن روزنامه نگارهای فرانسوی خبر های دیگری هم بود.از شایعه مرگ مغزی پیر عربستان تا دعوت سلطان قابوس عمان از کری برای مذاکرات هسته ای ایران.خبرهای دیگری هم بود.از پایین آمد دوباره قیمت نفت،پیدا شدن دم هواپیمای ایر آسیا ته دریا و ... قتل عام 2000 روستایی به دست تروریست های بوکوحرام.
    این خبر آخر را باید بارها و بارها میخواندی تا به عمق فاجعه پی میبردی.خبری که در پاراگرفای ساده در انتهای صفحه بین الملل روزنامه های دنیا جایش داده بودند.برای خالی نبودن عریضه.بوکوحرامی ها-برادرخوانده های داعش و القاعده- در مدت 3 روز نزدیک به 2000 زن و مرد و کودک آفریقایی را از دم تیغ گذراندند.درست آن زمانی که سران دنیا از مرکل و اولاند گرفته تا نتانیاهو و محمد عباس دست در دست هم داشتند به یاد کشته شدگان فرانسوی رژه قدرت می رفتند.
    بدون این که کسی بپرسد تروریست با تروریست هم مگر فرق دارد؟یا سیاه با سفید؟فرانسوی یا نیجری؟
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: rasoolallah.jpg]

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ

ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم.
( انبیاء - 107)


يکي از اوصاف مهم حضرت محمد (صلي الله عليه وسلم) آن است که رسول رحمت الهي است : «و ما ارسلناک الارحمة للعالمين».

حضرت خود می فرمایند :
«انّما بعثت رحمه »
؛ همانا من رحمتي برانگيخته شده ام .


در روي زمين دو وسيله امان از عذاب الهي است : يکي وجود با برکت رسول خدا و ديگري استغفار.


[تصویر: Avatar_Rasool_Akram.jpg]

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد!

زنده در گور غزل‌های فراوان باشد!

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت!

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد!

سایه ابر پی توست دلش را مشکن

مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت،

زادگاهش برهوت عربستان باشد؟؟!!

چه نیازی است به اعجاز، نگاهت کافی است!
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه خلقت عالم تنها،

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد!

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده؟؟!!

از تحیر دهن غار حرا وا مانده!

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست!

ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگر نیست!

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی!

رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی!

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید

و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید!

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد

چشم تو فاتح اقلیم نمی‌دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز

سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد

چتر بردار که این رایحه باران دارد....

حمیدرضا برقعی
[تصویر: salavat.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم
[تصویر: 1288501645558789902.jpg]
[تصویر: 13587776099578.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

در پی اهانت مجله فرانسوي به رسول مهربانی و رحمتة للعالمین محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، و با توجه به راه افتادن کمپین ابراز عشق و علاقه به پیامبر عظیم الشان، از چند روز پیش با شعارهای"من عاشق محمدم"،"از تروریسم متنفرم" و "توهین به پیامبران الهی را محکوم می کنم" درفضای مجازی و به خصوص شبکه های مختلف اجتماعی شکل گرفته است، پيشنهاد و درخواست مي كنم کاربران این تالار هم ابراز عشق و علاقه ی خود به پیامبر مهربانی،و انزجار از توهین به ایشون و دلنوشته های خود را در این پست قرار دهند.
با تشکر

[تصویر: w535]
[تصویر: resized_75632_817.jpg]
[تصویر: 5405.imgcache.jpg][تصویر: 5404.imgcache.png][تصویر: 4111.imgcache.gif][تصویر: 4103.imgcache.gif]
[تصویر: th?id=HN.608050194238145624&pid=1.7]


براى آخرين سرچشمه ى رسالت
آن كه توهين مى كند و با زبانِ قلم، ناسزا مى گويد؛
چه مى داند كه تو كيستى؟!...
مادرش، عاقبت به خير نبوده و
پدرش، راهِ تُركِستان در پيش گرفته!...
ما، افتخارمان، آستان بوسىِ شماست!
گرچه مدينه را نديده باشيم!...
تقديم به پيامبرى كه هنوزَم كه هنوز است، بى ادبى جاهلان را متحمّل مى شود!... پ.ن: رو به آن احمق كه توهين كرد، بر احمد، بگو/ شهر، مملو از علّى بن ابيطالب شده ست!... ياعلى
بسم الله

زهی خیال باطل که با این جسارت ها و توهین ها، بتواند وجود پرنورت را کمرنگ کنند
نتیجه ای جز این نخواهد داشت که ماهیت پلیدشان بیش از پیش هویدا میشود و با ادعای داشتن فرهنگ و تمدن، بی خردی خویش را با عمل نا بخردانه شان فریاد میزنند

کی شود دریا ز پوز سگ نجس
کی شود خورشید از ابر منطمس

[تصویر: 78888-241.gif]


[تصویر: i_love_my_prophet.jpg]
به نام خدا
[تصویر: farhangnews_110408-311613-1421585574.jpg]
[تصویر: farhangnews_110208-311227-1421491772.jpg]
[تصویر: farhangnews_110285-311289-1421569340.jpg]
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع