۱۱/بهمن/۹۳, ۱۷:۵۷
بسم الله الرحمن الرحیم
دوباره برم رو منبر
:
همونطور که گفتم، آزادی برای انسان علاوه بر آزادی های مشترک با موجودات دیگه، آزادی های اجتماعی و معنوی هستند
و گفتیم که آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی، یه فریب بیشتر نیست.
خب حالا آزادی بیان :
آزادی بیان می شه زیرمجموعه ی آزادی اجتماعی.
گفتیم که توی اسلام آزادی اجتماعی وابستس به آزادی معنوی. اینجا هم آزادی بیان رو در اسلام داریم منتها درچارچوب مبانی اعتقادی .
آزادی بیان بدون این مبنا توی اسلام وجود نداره.
به قول مقام معظم رهبری :
«همین آزادی اجتماعی که این قدر در اسلام ارزش دارد، اگر در خدمت ضایع کردن فراورده های ارزشمند معنوی یا مادی یک آلت به کار گرفته بشود، مضر است . . . ارزش ها و حقایق ثابت مسلم این آزادی را محدود می کند .»
حضرت امیر (علیه السلام) هم توی دوره ی حکومت خودشون نه تنها با آزادی بیان مخالفت نکردند بلکه می فرمودند :
آن سان که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آن چه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند . هم چنین به چاپلوسی و تملق با من رفتار نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید .»
امام علی (علیه السلام)، در مدت حکومت خودشون در برخورد با خوارج تا جایی که تنها اظهار نظر بود ، اونها رو را آزاد گذاشت، با اینکه برخوردشون خیلی سخیف و به دور از ادب بود، ولی موضع مولا در نهایت سعه صدر و خویشتن داری بود .
ولی امام، با صبر و سعه صدر در جواب کارای اونا می فرمودند:
حالا ببینیم مرزهای آزادی بیان تا کجا هستن :
گفتیم که توی اسلام آزادی بیان باید در چارچوب مبناهای اسلامی و اعتقادی باشه.
همونطور که توی مورد دوم رفتار حضرت امیر با خوارج دیدیم، حضرت هم برای خوارج شرط گذاشتند : تا وقتی که علیه حکومت دست به توطئه عملی نزدید
این یعنی اینکه آزادی بیان بی قید و شرط توی اسلام نیستش
حضرت امام (رحمة الله علیه) می فرمایند :
«. . . قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد، قلمی آزاد است، روزنامه ای آزاد است که نخواهد این ملت را به عقب و به تباهی بکشد این قلم ها همان سرنیزه سابق است که می خواهند ملت را به تباهی بکشند . . . قلم های فاسد آزاد نباید باشد . الآن هم فاسدهاشان خیلی هایشان آزادند من جمله همین قلم هایی که می گویند چرا آزاد نمی گذارید اینها هم توطئه گر هستند .»
مقام معظم رهبری هم در مورد حدود آزادی بیان می فرمایند :
«در اسلام مرزهای اخلاقی وجود دارد . در اسلام آزادی علاوه بر آن حدود مادی مرزهای معنوی هم دارد . البته بله کسی که علیه منافع کشور و علیه سود کشور اقدامی بکند آزادی اش محدود می شود این منطقی است اما مرزهای معنوی هم دارد .
اگر کسی عقیده گمراهی دارد، عیبی ندارد، وقتی می گوییم عیبی ندارد یعنی پیش خدا و پیش انسان های مؤمن عیب دارد لیکن حکومت هیچ وظیفه ای در قبال او ندارد.
در جامعه مسلمان، یهودی و مسیحی و بقیه ادیان گوناگون هستند الآن در کشور ما هم هستند در زمان صدر اسلام هم بودند هیچ مانعی ندارد،
اما :
اگر قرار باشد آن کسی که عقیده فاسد دارد به جان ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند بیفتد و بخواهد آن ها را هم گمراه کند این برای آدم یک مرز است این جا آزادی محدود می شود .
از نظر اسلام اینگونه است یا مثلا بخواهند اشاعه فساد کنند، بخواهند فساد سیاسی و فساد جنسی و فساد فکری به وجود بیاورند یا همین فیلسوف نماهایی که در گوشه و کنار هستند بخواهند درباره این که تحصیلات عالیه برای جوانان خوب نیست مقاله بنویسند بنا کنند عیوبش را ذکر کردن البته به احتمال قوی درصدی نود اثر نخواهد کرد اما ممکن است درصدی ده جوان تنبل اثر بکند نمی شود اجازه داد کسانی بنشینند با وسوسه و دروغ انسان ها را از تحصیل باز دارند . آزادی دروغ گویی نیست، آزادی شایعه پراکنی نیست . آزادی ارجاف نیست .»
البته همه ی این موارد به عنوان مرزهای آزادی، به صورت قانون دراومدن و جزو قوانین اساسی کشور هستن.
دوباره برم رو منبر
:همونطور که گفتم، آزادی برای انسان علاوه بر آزادی های مشترک با موجودات دیگه، آزادی های اجتماعی و معنوی هستند
و گفتیم که آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی، یه فریب بیشتر نیست.
خب حالا آزادی بیان :
آزادی بیان می شه زیرمجموعه ی آزادی اجتماعی.
گفتیم که توی اسلام آزادی اجتماعی وابستس به آزادی معنوی. اینجا هم آزادی بیان رو در اسلام داریم منتها درچارچوب مبانی اعتقادی .
آزادی بیان بدون این مبنا توی اسلام وجود نداره.
به قول مقام معظم رهبری :
«همین آزادی اجتماعی که این قدر در اسلام ارزش دارد، اگر در خدمت ضایع کردن فراورده های ارزشمند معنوی یا مادی یک آلت به کار گرفته بشود، مضر است . . . ارزش ها و حقایق ثابت مسلم این آزادی را محدود می کند .»
حضرت امیر (علیه السلام) هم توی دوره ی حکومت خودشون نه تنها با آزادی بیان مخالفت نکردند بلکه می فرمودند :
آن سان که با جباران سخن می گویند با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آن چه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می دارند . هم چنین به چاپلوسی و تملق با من رفتار نکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می آید .»
امام علی (علیه السلام)، در مدت حکومت خودشون در برخورد با خوارج تا جایی که تنها اظهار نظر بود ، اونها رو را آزاد گذاشت، با اینکه برخوردشون خیلی سخیف و به دور از ادب بود، ولی موضع مولا در نهایت سعه صدر و خویشتن داری بود .
- در بی ادبی اونا همین بس که موقع نماز جماعت حضرت، گوشه ای می رفتنو و فرادی نماز می خوندن!!!
- یا موقع خطبه خوندن حضرت سر و صدا راه مینداختن و مانع استفاده مردم از خطبه های حضرت می شدن!
- یا اینکه موقع نماز حضرت، با خوندن آیات کفر و شرک به امام بی احترامی می کردن!!
ولی امام، با صبر و سعه صدر در جواب کارای اونا می فرمودند:
- مانع نماز خواندن شما در مسجد نمی شویم.
- حق تان را از فی ء (بیت المال) قطع نمی کنیم مادامی که دستتان در دست ماست.(یعنی دست به توطئه عملی علیه حکومت نزدید).
- تا شما جنگ را آغاز نکردید، ما نبرد نمی کنیم (ما آغازگر جنگ با شما نیستیم).
حالا ببینیم مرزهای آزادی بیان تا کجا هستن :
گفتیم که توی اسلام آزادی بیان باید در چارچوب مبناهای اسلامی و اعتقادی باشه.
همونطور که توی مورد دوم رفتار حضرت امیر با خوارج دیدیم، حضرت هم برای خوارج شرط گذاشتند : تا وقتی که علیه حکومت دست به توطئه عملی نزدید
این یعنی اینکه آزادی بیان بی قید و شرط توی اسلام نیستش
حضرت امام (رحمة الله علیه) می فرمایند :
«. . . قلمی آزاد است که توطئه گر نباشد، قلمی آزاد است، روزنامه ای آزاد است که نخواهد این ملت را به عقب و به تباهی بکشد این قلم ها همان سرنیزه سابق است که می خواهند ملت را به تباهی بکشند . . . قلم های فاسد آزاد نباید باشد . الآن هم فاسدهاشان خیلی هایشان آزادند من جمله همین قلم هایی که می گویند چرا آزاد نمی گذارید اینها هم توطئه گر هستند .»
مقام معظم رهبری هم در مورد حدود آزادی بیان می فرمایند :
«در اسلام مرزهای اخلاقی وجود دارد . در اسلام آزادی علاوه بر آن حدود مادی مرزهای معنوی هم دارد . البته بله کسی که علیه منافع کشور و علیه سود کشور اقدامی بکند آزادی اش محدود می شود این منطقی است اما مرزهای معنوی هم دارد .
اگر کسی عقیده گمراهی دارد، عیبی ندارد، وقتی می گوییم عیبی ندارد یعنی پیش خدا و پیش انسان های مؤمن عیب دارد لیکن حکومت هیچ وظیفه ای در قبال او ندارد.
در جامعه مسلمان، یهودی و مسیحی و بقیه ادیان گوناگون هستند الآن در کشور ما هم هستند در زمان صدر اسلام هم بودند هیچ مانعی ندارد،
اما :
اگر قرار باشد آن کسی که عقیده فاسد دارد به جان ذهن و دل افرادی که قدرت دفاع ندارند بیفتد و بخواهد آن ها را هم گمراه کند این برای آدم یک مرز است این جا آزادی محدود می شود .
از نظر اسلام اینگونه است یا مثلا بخواهند اشاعه فساد کنند، بخواهند فساد سیاسی و فساد جنسی و فساد فکری به وجود بیاورند یا همین فیلسوف نماهایی که در گوشه و کنار هستند بخواهند درباره این که تحصیلات عالیه برای جوانان خوب نیست مقاله بنویسند بنا کنند عیوبش را ذکر کردن البته به احتمال قوی درصدی نود اثر نخواهد کرد اما ممکن است درصدی ده جوان تنبل اثر بکند نمی شود اجازه داد کسانی بنشینند با وسوسه و دروغ انسان ها را از تحصیل باز دارند . آزادی دروغ گویی نیست، آزادی شایعه پراکنی نیست . آزادی ارجاف نیست .»
البته همه ی این موارد به عنوان مرزهای آزادی، به صورت قانون دراومدن و جزو قوانین اساسی کشور هستن.

