۱۱/بهمن/۹۳, ۱۴:۱۵
(۱۱/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۴)Ali#59 نوشته است: [ -> ]فکر کنم آخرش هم ادعا میشه مواد خام حقوق رو هم علوم تجربی فراهم میکننداین درسته که برای کسب دانش نیاز به تجربه داریم و دانشی بدون تجربه حاصل نمی شه. به قول کانت:
نقل قول:اما وقتی این تجربه به صورت علم در میاد، دیگه امکان سوگیری ناخواسته درش از بین می ره.THERE can be no doubt that all our knowledge begins with experience. For how should our faculty of knowledge be awakened into action did not objects affecting our senses partly of themselves produce representations, partly arouse the activity of our understanding to compare these representations, and, by combining or separating them, work up the raw material of the sensible impressions into that knowledge of objects which is entitled experience? In the order of time, therefore, we have no knowledge antecedent to experience, and with experience all our knowledge begins.
خوب تا دوستان پی تحلیل علمی فاقد مغاطلات اماری رایج می گردن، منم برای خالی نبودن عریضه نظر یکی دیگه از وکلای ایران رو در مورد اعدام در ملاء عام می گذارم.
در خصوص مجازاتهایی چون قصاص و اعدام و مجازاتهای سالبه حیات، یک فلسفه کلی داریم که جنبه ترهیبی و ترذیلی مجازاتهاست که عبرت آموزی در نظام کیفری اسلام
منبعث از همین قاعده است. اشخاص دیگر یا به تعبیری مجرمان بالقوه با دیدن مجازات، متنبه بشوند و دست به ارتکاب این جرایم نزنند. اجرا در ملاء عام جزء رکن مجازات نیست و جزء اختیارات قاضی است و چرا این اعدامها و قصاص ها در ملاء عام هستند یا نیستند، این برمی گردد به بازتاب رسانه ای جرم، جرایمی بازتاب رسانه ای پیدا می کنند مانند فاجعه تجاوز گروهی به خمینی شهر اصفهان یا استان کرمانشاه که 3 نفر متجاوز به عنف را در ملاء عام اعدام کردند. این جرایم به گونه ای بود که احساسات عمومی را جریحه دار کرده بود، قاضی نیز تحت تاثیر اجتماع است، یکی از اهداف اصلی مجازاتها، پاسخگویی است، مجازات باید به جامعه پاسخگو باشد و قاضی بگوید من مجازات کردم. جامعه باید به این آرامش برسد که اشخاص مرتکب جرم، به این کیفیت مجازات شدند. در زمان گذشته و صدر اسلام حداقل گروهی از مومنین 3 یا 4 نفره یا بیش از دو نفر جمع می شدند که خبر رسانی کنند. امروزه در بازتاب رسانه ای، صرف وجود رسانه های عمومی به عنوان پیشگامان اطلاع رسانی و درک، کفایت می کند. به نظر می رسد وجود رسانه ها به عنوان چشم و گوش اجتماع، در زمان مجازات، کفایت می کند. سیاست جنایی و کیفری نیز بر همین اساس است. در پرونده ای که گفته شد، تعدادی از مجرمان تجاوز به عنف، محل ارتکاب جرمشان، شهرستان گیلان غرب بود، ولی محل اجرای مجازات، کرمانشاه در فاصله 180 کیلومتری وقوع جرم بود. اگر این مجازاتها در زندان برگزار شود این حسن را دارد که در یک محیط بسته است، اعدام در ملاء عام، مستلزم فراهم کردن ساز و کار فراوان و فراهم کردن امنیت است، چهره قشنگی به اجرای مجازات نمی دهد، دوم، تا مدتها آن محل در خاطره مردم، بازتابی از خشونت دارد. اعدام در ملاء عام باعث ترویج خشونت در ذهن اشخاص می شود. خیابان، محل اجرای مجازات نیست. جایی صورت می گیرد که همه قشری از کودک و نوجوان عبور می کند که مصلحت نیست آنها ببینند. حضور اطفال در جلسات دادرسی کیفری ممنوع شده، چه برسد به محل مجازات. اجرای مجازات به این کیفیت، حالت خاصی را دارد. بازتاب بدی دارد. قاتل دکتر سرابی را به عنوان مثال ببینید، خنده او بی نهایت تاثیرگذار است، ذهن کودکان از قاتل، شخصیتی فرابشری ساخته ولی به خاطر این که برخوردها و مجازاتها عادی شده، ذهن اشخاص به عنوان یک مجازات سنگین به آن نگاه نمی کند. بهتر است بحث سرعت اجرای مجازاتها توام با دقت را مد نظر قرارداد، نه در ملاء عام بودن آنها را. با وضعیت فعلی رسانه ها، کیفیت اجرای مجازاتها به سرعت می تواند منتقل شود. یک حسن دیگر هم عدم اجرای مجازاتها در ملاء عام دارد این است که خروجی فیلم و عکس این مجازاتها به دست بیگانگان نمی افتد که سوءاستفاده کنند. قصاص یک فلسفه جدایی دارد و اگر دقیق تفسیر شود، همه می پذیرند. ولی وقتی در ملاء عام و جمعی مجازات انجام شود و بازتابهای رسانه ای عام داشته باشد، بهانه به دست کسانی می افتد که به وهن دین و مجازاتهای شرعی می پردازند.



![[تصویر: TUVI_2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8167512526/TUVI_2.jpg)