برای اولین باره که دیدم یه صفحه از تالار فقط از من حرف زدن ، اصن یه احساس غرور خاصی بهم دست داد

نقل قول:با خانوادشون نمیدونم چند چندن
نتیجه بازی با مامان که کلا قابل تغییره

با بابا 1-1 رفتیم وقت اضافه
با داداش هم برد قدرتمندانه
ولی تو فکر اینم که اگه خدا بخواد و ازدواج کردم ، یه بنر بزرگ بزنم ، بنویسم با تشکر فراوان از تمامی اعضای تالار بیداری اندیشه مخصوصا بروبچ چله که ما رو در این مسیر همراهی کردن

حالا نوبت دعا کردن برای خوب پیش رفتن راهیان نوره

آقای فدایی راستی شما تو چله هشتم شرکت کردید؟
الکی مثلا بحث تاپیک منحرف نشده

دوستانی که الان مارو بیجواب گذاشتن امیدوارم بعدا از خجااتمون در نیان به حق این شبها و ایام

خواهشا دعواهای شخصی رو توی این تاپیک مطرح نکنید
پیغام خصوصی و برای همین گذاشتن
و گرنه با ایشون طرفید:

با عرض سلام و خسته نباشید.
ایام عزای مادر خدمت همه دوستان تسلیت.
پنجشنبه جمعه یه هفته قبل از تحویل سال حرم حضرت سلطان نایب الزیاره دوستان تالار بودم.
ایام تحویل سال هم که اردوی راهیان نور و لحظه تحویل سال شلمچه واقعا به یاد همه دوستان بودم.
اخرین یادمان هم معراج الشهدای شهید محمودوند بودیم در محضر شهدای گمنام که اونجا هم همه دوستان تالار و این تاپیک رو دعا کردم.
ایشالا خاطرات رو تو تاپیک راهیان نور می نویسم.
دیشب هم که تهران رفتیم تا همراه با سلاله پاک بی بی فاطمه سلام الله علیها آقا سید علی رهبر عزیزتر از جانمون برای مادر امام زمان عج گریه ک
کنیم.
دوستان دعوا و بحث های ییخود رو کنار بذارید.
پ ن: آدم مجرد وقتی اینجور جاهای شلوغ که خیلی از زوج های جوان با هم میان رو میبینه بیشتر هوایی میشه.
خدا به حق حضرت مادر مشکلات رو از سر راه مجردهایی که قصد متأهل شدن دارن رو رفع و دفع بفرما.
.
.
.
بلند بگو آمین!
(۴/فروردین/۹۴ ۰:۴۲)mahpare نوشته است: [ -> ]چه هیزم تری به شما فروختم اینقدر چوب لای چرخ من میذارید؟
آقای عبدالرحمن با همه اینطوری هستند....زیاد خودتون رو ناراحت نکنید
ای بابا
ای بابا
باز این متن من افتاد آخرین پست صفحه قبل!:crying:
دوستان لطفا پست آخر صفحه قبل رو بخونید.
تاپیک چله بعد چی شد پ؟
پیشنهاد دارم برای تاپیک بعد.
لطفا به این بحث کردن های بیخود خاتمه بدید.
واقعا با این حرفا تاپیک بی رمغ(رمق) شده.
میایم تو تاپیک تا با حرف از معارف آیات سوره مربوط به چله و صحبت از خوبان عالم
و خوبی های عالم، تو این دنیای وانفسا دلمون وا بشه. و از سیاهی و زنگار دلمون کم بشه.
ولی با این همه حرف ها دقیقا عکس اینها رخ میده.
یادم میاد نزدیک به شب عاشورا بود ک تو یکی از چله های قبل داشتم با هم از روضه ی امام حسین می خوندیم.
امروز روز شهادت مادر اربابمون هست تقریبا از نزدیکای غروب امروز دیگه بچه های امیرالمؤنین بی مادر میشن.
بعد ما رو ببین نشستیم دارم از چیا خرف میزنیم.
به نام حضرت مادر...
لطفابا صلوات بر مادر فضای تاپیک رو نورانی بفرمایید.
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
عاقا ولی من بازم هر چی فکر میکنم
به نتیجه ای جز این نمیرسم :
شیره انسانی!!!!


ریاضی سوراخه

