بسم الله الرحمن الرحیم
من متن نامه رو هم توی صحیفه و سایت مرکز اسناد انقلاب دیدم که با همین خطابات بوده
به نظر من، متن تلگراف امام، یه متن خام بوده که با همون منظور کلی که داشتن(مخالفت با طرح) ارسال شده .
به قول امروزی ها موقع عبور از دبیرخانه ی دربار این عناوین خطابات به شاه بهش اضافه شده
چرا که نامه تاریخ و شماره ی پیگیری داره.
مسلما شماره پیگیری و بایگانی رو که امام بهش اضافه نکردند.
من فکر می کنم، اونها متن خام امام رو مبنی بر اعتراض به این طرح گرفتن، خطاباتش رو ویرایش کردن بعد به حضور اعلی حضرت! رسوندن.
همین روند رو هم توی نامه های آیت الله میلانی و گلپایگانی که ایشان هم مثل امام به طرح اعتراض داشتن می بینیم.
چیزی که من توی رفتار امام دیدم، عزتمندی ایشون بوده. اصل انقلاب ما این بوده که شااه و حکومتش رو طاغوت می دونستیم، حالا خود شخصی که سکان دار انقلاب بوده، از اعلی حضرت همایونی استفاده کنند؟؟
این یه نمونه از رفتار امام با شاه :
ماشینی که می خواست وارد دربار شود رنگش باید مشکی می بود و حتما یک سرنشین می داشت. او باید دم در ورودی از ماشین پیاده می شد و کلاهش را برمی داشت، لباس ملاقات می پوشید و وقتی وارد اتاق می شد می ایستاد تا اجازه ی نشستن بیابد. حتی وضع طوری بود که چند ساعت قبل به فرد آداب ملاقات را یاد می دادند.
حضرت امام سوار ماشین سفید رنگی شد و به درب کاخ که رسید، گفت:
«روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی!»
نگهبان گفت: «باید از ماشین پیاده شوید».
امام گفت: «پس برمی گردم.»
نگهبان هم بالاجبار درب را باز کرد و ماشین تا دم در کاخ رفت. با همان وضعیت و بدون تغییر لباس داخل شدند و روی صندلی شاه نشستند. شاه که وارد شد، صندلی نبود و مجبور شد بایستد تا صندلی بیاورند.
به شاه گفت:
«آیت الله بروجردی فرمودند که قاتلین بهائیان ابرقو باید آزاد شوند.»
شاه گفت:«شاه مشروطه چنین کاری از دستش برنمی آید».
دوباره پیام آیت الله را تکرار کرده، بلند می شوند و می روند.
هیبت امام شاه را گرفته بود و همان روز فرمان آزادی قاتلان بهائیان صادر شد.
(خاطرات آیت الله مسعودی خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 228)
********************************************************************
در مورد حق رای زنان هم :
این ایده، پشتش یه چیزهای دیگه ای بود که اگه واقعا خود امام با رای دادن زنها مخالف بود، مسلما بعد از انقلاب هم همین رویه رو پی می گرفتن
امام از نقشه های پشت پرده ی این حق رای باخبر بودند. که می خواستن هویت ایرانی و دینی رو به مرور با این ترفندها از زن ایرانی بگیرن
آخه تو جامعه ای که مرداش حق رای نداشتن، دادن حق رای به زنها چه معنی می تونست بده؟؟
اینم نظر امام راجع به حق رای زنها در جمهوری اسلامی :
«زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهورى اسلامى باید رأى بدهند همانطورىکه مردها رأى مىدهند، زنها هم حق رأى دارند. همانطورىکه مردها در امور سیاسى دخالت مىکنند و جامعه خودشان را حفظ مىکنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم باید همدوش مردها باشند »
نظر امام راجع به جایگاه زنان در اجتماع