در حدیث هست که هیچ خردمندی از مشورت کردن بی نیاز نیست.
باور کنیت هیچ کس از پدر و مادرتون بیشتر دوست نداره که شماها خوش بخت بشین و بهترین ها نصیبتون بشه و وقتی این رو درک می کنید که الکی هم شده خودتون رو بگذارید جای اونها.
ثمره زندگیشون رو توی این وانفسا میخوان بدن دست یه نفر.
اعتماد کردن خیلی سخته. اون هم به کسی که شرایط الانش جور نیست.
آقا سید ابراهیم راست میگه.
باید خودتون رو به پدر و مادرتون ثابت کنید. پدرتون که الان به خوده شما شک داره که نمیتونی در خرج دستت رو نگه داری، چطوری شما رو بده دست کسی که دستش به دهنش نمیرسه؟! باید یه کاری کنین تا بتونن اول به شما اعتماد کنن تا میتونی با کم خرجی بسازی بعد. ببینه همسر آینده رو میتونی درک کنی یا نه.
اول آدم باید خودش رو ثابت کنه تا والدین برای انتخابش ارزش قائل بشن.
به قول آقای قرائتی :به یه آقایی گفتن شما که اومدی خاستگاری چی داری؟ گفت بنده فقط آمادگی دارم
این در حالی هست که همون آمادگی رو هم خیلی ها ندارن واقعا!
حالا لازم نیست همه شرایط یه دفعه ای اوکی باشند، ولی یه مسائلی برای اعتمادسازی متقابل باید فراهم باشه!
من هم به عنوان یه آقا

بهتون توصیه میکنم حتما در مورد ازدواج حرف های پدر و مادرو گوشی بدین چون خیر و صلاحتون رو میخوان...
البته سنت های غلطی در دوره ی ما وجود داره که پدر و مادرا پرچمدار این سنت های غلط شدن و قطعا در نسل های بعدی این سنت های غلط از بین میره ولی نباید این سنت ها رو با خیرخواهی های پدر و مادر قاطی کرد
خب ببینید من تو پست اول یسری موارد گفتم ..دوستان فقط چسبیدن دوتا چیز...
بعله مشورت درست خیر خواهی پدر ومادر درست عقل وتجربه درست..بزار اصن از خودم نگم از برادر 15سالم بگم
همین الان به مامانم بگید برای این شازده چه برنامه هایی دارین

مامانم می گه یه دختر خوب خانواده داره مذهبی خوشکله نه خیلی سفت وسخت نه خیلی پررو خوش هیکل خودم باید برم کامل ببینمش آروم باشه از این حاضر جوابا نباشه...خلاصه دوستان بگم مادرم دنبال پری دریایی

آخرشم همیشه می گه حالا ابشالله هرچی قسمت باشه!!!
بلاخره من نفهمیدم قسمت باشه یا اونایی که شما می گی..آخه ادم یه نگا به داشته خودش می کنه بعد انقدر براش توقع می چینه!!!
برادر من مسه همه پسرا ستاره 7آسمون کهنیست قیافه اش معمولی به قول بابام مردونه اس(پسر خوشگلی نمی خواد)

درسش خوبه احتمالا یه رشته خوب قبول می شه مسلما برا ازدواج بابام باید ساپورتش کنه..اخلاقشم که

خوبه ها بچه تو سن بلوغه نظر ندم بهتره

یعنی منظورم اینه ..واسه بچه انقدی انقدر از این چیزا گفتن اگه پس فردا مامانمم مثلا بر فرض محال کوتاه بیاد آقا کوتاه نمیان..
برا خودمم یه مورد کوتاه بگم مثلا بابام می گه پسره حاج آقا فلانی معروف که نوه حاج نمی دونم چی هست چه موردی داشت که گفتی نع؟!باباش بد بود مادرش بد بود چی بود!!

حالا من بگم پسره بچه بود من بیشتر از اون یه مسایلی رو درک می کردم ایشون هنوز تنها عشقش ماشین بازی بود

کسی حرف منو باور نمی کنه

دوباره می گن خانواده به این خوبی چرا گفتی نع!!!انگار من می خواستم برم یکی از اعضای خانوادشون بشم!!!
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۵:۵۰)mahpare نوشته است: [ -> ]جناب صدرا:
اذن پدرلازمه نه موافقت و رضایت کامل
توجه کنید. خیلی مهمه جمله ام. تکرار میکنم. اجازه لازمه نه موافقت.
مگه اگه موافقت و رضایت نداشته باشه اذن و اجازه میده؟
بزرگترین نکته نهفته در این مسئله اینه که ازدواج به شیوه سنتی درسته نه اینکه امروزی که قبل از اطلاع خانواده ها دختر و پسر می برن و می دوزن و ...
البته تقریباً در تمامی شرایط نرمال، بدون اذن پدر ازواج غلطه مخصوصاً برای دختر خانم ها.
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۵:۵۰)mahpare نوشته است: [ -> ]تمامه خواستگارای بنده یه جاشون میلنگه. و اینایی ک شما گفتیدو ندارن.
چیکارکنم؟
واقعا پسرا یه جاشون میلنگه. اینو همه میدونن. یه پسر تا 35 سالگی هیچیش سرجاش نیست.
جسارت نباشه ولی مگه خودتون فاطمه زهرا هستید؟
خوب اگر پسرها ایراداتی دارند شما هم آدم کامل نیستید. شما که انتظار ندارید امام زمان بیاد به خواستگاری شما.
حالا برعکس شما خانواده من گیر دادن میخوان واسه من زن بگیرن


منم تا سر کار درست و حسابی نباشم و حقوقی نداشته باشم خودم درگیر مسئولیت نمیکنم
خانواده ما زیاد سخت گیر نیست،خواهرم با مهریه بسیار کم ازدواج کرد،موقعی که ازدواج کرد همسرش سرباز بود(البته موقع برگشتن کارش تضمین بود

)
واسه خودمم زیاد سخت نمیگیرن،میگن هرکی خودم انتخاب کنم و طرف خانواده سالمی باشه همین
اما خب باید به پدر و مادرها حق داد، 20 سال از دخترشون مثل دسته گل مراقبت کردن
با این وضعیت هم نمیشه به هرکسی اعتماد کرد
آقای تراست نه اینکه خود ما کامل باشیم...خانواده ها ودرواقع همون پدر ماست که می گه باید همه شرایط باشه..
بعدم ما که نمی گیم روابط خارج از محدوده وجارچوب خانواده باشه صددرصد خواستگاری به شیوه سنتی مدنظره...اما همون هم باید آدم واقع بین ومعقول باشه اینکه زیاد بچه های خودمون رو تحویل بگیریم وبیش از حد افراط کنیم ..این می شه که خیلی از ازدواج سنتی زده می شن

من یه اعترافی کنم . خانم رکن الهدی رو من تا 5 دقیقه پیش فکر میکردم اقاست

حالا یه چندجایی هم فکر کنم گفته بودم داداش
نه خانم رکن الهدی ، ببینید چیزی که خونواده ها کلا در نظر دارن ، تصوری که از اینده دارن برای بچه شون یه تصور آرمانی هست. میگه یعنی حتما باید برسه به اینجا ، بعدش باشه در خدمتشم هستم. نمیگه این راه که داره میره خار داره ، چاله داره و ...
تا یه جایی که ادم تشخیص نمیده ، بله میتونن راهنمایی کنن ولی اینکه از یه سنی به بعد خودش میفهمه !
همون که قبلش گفتم واقعا بهترین گزینه هستش . بی خیالی یا همون پوچ گرایی ، منتها اروپایی ها با مهمونی و مشروب بی خیال میشن ، ما به یه شیشه دوغ خونواده
کلا وقتی هیچی واسه ادم مهم نباشه ، خیلی راحت تره تا یه چیزایی مهم باشن واسش و نتونه کاری انجام بده
بچه ها من شدیدا از بحث پشیمونم.
اصلا هدفم از ایجاد این تاپیک این بحثا نبود.
من کاملا حرفای آقای محمد رو تایید میکنم.
فاطمه خانم، جناب صدرا و سایر سروران گرامی... تا ما بیایم خودمونو به خانواده اثبات کنیم و اعتمادشونو جلب کنیم. پیرشدیم رفته...