تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دخترها با پدرو مادرشان چه کنند با این معیارهای شاخدار؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۶:۴۶)mahpare نوشته است: [ -> ]منم اگه بگم دوست دارم ازدواج کنم احتمالا ب قتل برسم.

خب آخه چرا؟؟؟؟
خانوادتون سختگیرن توی این مسائل؟؟

(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۶:۴۶)mahpare نوشته است: [ -> ]ولی بگم تا آخرعمر میخوام ول بچرخمو پول خرج کنمو بی مصرف باشمو برم پای منقل موردی نداره.

برو خوش به حالت....Big Grin
مادر منم بهم گیر داده که بذار خواستگارارو بگم بیان و ازدواج کنBig Grinمنم میگم نععععععع.Big Grin
البته زیادم سخت نمیگیرن .حرفشون خیلی جدی نیست.
آخرش حرف حرف منهBig Grin
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۲:۲۴)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]به نظرتون خانواده یا بهتر بگم پدر قرار زندگی کنه یا منه دختر؟
من باید این ادم رو بپذیرم یا پدرم ؟
فک نمی کنید این توصیه اتون زیادی کلی هست!!

البته از من که پسرم میشنوین حتما باید با خانواده مشورت خیلی خیلی زیادی کنید چون هم جنس ها ما یه قالتاقایی هستن که من هم از صد کیلومتری بعضیاشون رد نمیشم

(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۵:۵۰)mahpare نوشته است: [ -> ]تمامه خواستگارای بنده یه جاشون میلنگه. و اینایی ک شما گفتیدو ندارن.

چیکارکنم؟Huh


اینو دیدم یاد یه سکانس دودکش افتادم
دختره میگفت دوس دارم خواستگارم یکی باشه که هم دکتر باشه هم پولدار هم خونه داشته باشه هم ماشین
پسره گفت جسارتا یه همچین فرشته ای خر مخشو گاز گرفته بیاد زن بگیره
البته نقل به مضمون بود ولی اون کلمه خر مخشو گاز گرفته قشنگ یاده هههههههه
شوخی بود به دل نگیرینا
اما واقعا هم پسر همه چی تموم خیلی کمه هم دختر همه چی تموم

(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۹:۵۴)A L I نوشته است: [ -> ]حالا برعکس شما خانواده من گیر دادن میخوان واسه من زن بگیرنBig GrinBig GrinBig Grin

منم تا سر کار درست و حسابی نباشم و حقوقی نداشته باشم خودم درگیر مسئولیت نمیکنم Angel


علی جان دم دست بودی یه کتک مفصل میزدمت
الآن مثلا داری شکسته نفسی میکنی؟ عایا؟

(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۶:۴۰)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]کلا بعضی خونواده های تحصیل کرده، درک و فهم درستی ندارن از اوضاع. یعنی نمیدونم باور میکنید یا نه، پدر بنده با اینکه مذهبیه اگه منو پای منقل ببینه چیزی نمیگه ولی اگه بگم میخوام ازدواج کنم مخالفهBig Grin


پدر من با پدر شما فرق داره
هر دو آپشنو با هم داره
هر کار بدی + زن گرفتم حکم ارتداد داره
چند روز پیش بابام گفت علی بیا میخوام یه چیزایی در مورد زن گرفتن برات بگم
منو میگی کپ کردم _ گفتم یعنی میشه ......
**بابام گفت دایی ها تو دیدی زندگیشون چیجوریه.چقدر بد بختن
**عمو مجردتو دیدی چه زندگی راحتی داره
**تو هم وقتی بزرگ شدی یه هفت هشت سال دیگه که به سن زن گرفتن "نزدیک" شدی به اینها دقت کن
**پسر عمه هاتن که ازدواج کردن و زندگیشون خوبه اولشه ،صبر کن دو سال بگذره اگه به طلاق نکشید
یعنی با این حرف های بابام به فکر فرار افتادم - فکر کنم باید مثل فرار از زندان یه نقشه خفن داشته باشم
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۷:۱۶)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]آقا سید ابراهیم راست میگه.
باید خودتون رو به پدر و مادرتون ثابت کنید.


حرف سید برا من سنده
حالا چطور باید اثبات کنیم؟
جناب aaaaaaaaaaaaBig Grin بحث من اصلا بحث دخترا فلانن پسرا فلانن نبود.

ویرایش شدBig Grin.
نقل قول: علی جان دم دست بودی یه کتک مفصل میزدمت
الآن مثلا داری شکسته نفسی میکنی؟ عایا؟
والا!
حقوق درست حسابی ندارم،کاری ندارم
الکی یه نفر دیگه رو بدبخت کنم که چی بشه؟
(۲/اسفند/۹۳ ۰:۴۴)A L I نوشته است: [ -> ]والا!
حقوق درست حسابی ندارم،کاری ندارم
الکی یه نفر دیگه رو بدبخت کنم که چی بشه؟


بدبخت نمیکنید ان شاالله.

من براتون پیشنهاددارم. مدت آشنایی تا ازدواج گاهی سالها طول میکشه. طول میکشه یکی رو پیدا کنید که دوسش داشته باشید. اگه واستید صاحب کارو ... بشید و بعد برید تازه خواستگاری رو شروع کنید خیلی دیره. این تجربه ای هست که از برادرام دارم. میگفتن اون موقع که دل داشتیم پول نداشتیم حالا که پول داریم دیگه دل نداریم....

القصه اقداماتتونو شروع کنید خدابزرگه...
(۲/اسفند/۹۳ ۰:۴۰)mahpare نوشته است: [ -> ]جناب aaaaaaaaaaaaBig Grin بحث من اصلا بحث دخترا فلانن پسرا فلانن نبود.

ویرایش شدBig Grin.


هههههههههخخخخخخ
من دو روز سفر بودم الآن رسیدم خونه
در جریان نبودم ببخشید
Big Grin
سلام علیکم !
ببخشید بی مقدمه میرم سر اصل مطلب !

ما یک جامعه ی سنتی رو به مدرنیته ایم ! که خوشبختانه یا بدبختانه افکار بزرگترهای ما به شکل دیالکتیک واری داره بین کلاسیک بودن زمان خودشون و مدرنیته ی نه چندان مدرنِ ما رابطه برقرار میکنه /یا بهتره بگم "سعی میکنه رابطه برقرار کنه"
ساده تر بگم :میخوان سنت در لباس مدرنیته باشنSmile))
این توقعات :حیا ،غیرت،به قول خودشون"زندگی کُن" بودن طرف + مایحتاج زندگی مدرن (خونه ،ماشین،جهیزیه ی شیک و غیره) خوبه ،خیلی خوبه آفرین ،ولی آیا وقتی اکثریت خودشون و همسناشون همه اینارو داشتن و ازدواج کردن ؟

که باید بهشون گفت اینا 98 درصد مواقع توی یک آدم جمع نمیشه
.و اون سبک زندگی کلاسیکی که شما اول زندگی داشتید "این چیزی که الان میخواید نبوده" . بطورمثال آیا اون زمان یه پسر از قشر متوسط جامعه اول زندگی خونه و ماشین و غیره داشته ؟ اکثرا خونه پدرمادرشون زندگی کردند تا بعد پول جمع کردن خونه خریدن یا چیزای دیگه. ( قشر ثروتمند و مرفه بحثش جداس)
ابعاد دیگه حرفایی که میزنن :
یک:دهنت بو شیر میده (که اکثرا به آقایون میگن ،بنده عذرخواهم !! ولی این تشویق یعضی والدین برای ازدواج در 30سالگی خیلی میتونه به اون پسر یا دختر لطمه بزنه چون اینها تا اون سنی که دیگه بوی شیر از دهان مبارکشون استشمام نشه حداقل 10سالی میشه که از نظر جنسی بالغ شدن ونیاز روحی و جنسی شون رو اگه بخوان با گناه ارضا کنن بخش عمده ایش تقصیر اوناس)
دوم جمله ی زیبا و معروفِ : عشق که نشد آب و نون (این درسته البته فقط نظر شخصیمهBig Grinعاشقای تالار عفو بفرمایید .جاست کیدینگBig Grin) خب دو نفر همو میخوان بذارید برن آقا (امضا بگیرید ازشون که دیگه اینورا پیداشون نشه Big Grin)

سوم :مادی گرایی که در بالا مفصل عرض کردم توقعاتی که میدونن طرف نداره و در موارد خاص و بسیار کمی هم لجبازی !
مورد چهار :ترسیدن از واکنش ماها Big Grinبله !
بعضیا من جمله مادر خود بنده میترسن که بنده ی حقیر نتونم مثلا با بی پولی یا عروسی نگرفتن (که اصن نمیدونه خرج بیخوده از نظر من Big Grin ) و خیلی چیزای دیگه کنار بیام !
حالا مثلا بی پولی قراره شامل چی بشه ؟ اینکه یه دختر خانمی که ماهی یه مانتو میخره نتونه این نیازشو با حقوق همسرجان با هزار و یک قسط و بدهی برطرف کنه و خدایی نکرده از غم نداشتنِ 101 امین مانتو افسردگی بگیره و خودکشی کنه ؟!

ای کاش ای کاش ای کاش جای ترسیدن ازینکه "وای بچمو بندازم تو بی پولی و بدبختی "
یکمی قناعت و شجاعت واسه روبرو شدن با مشکلات زندگی یاد میدادن و میگفتن نترس ،توکل کن و حرکت کن و زندگیتو جمع و جور کن .
کاش ما هم جای دنبال انسان "کامل" گشتن دنبال "مکمل"
بودیم و درک میکردیم که انسانی که کامله دیگه احتیاجی به حضور مبارک و انور ما نداره !! و هیچ پسری کامل نیست همونطور که هیچ دختری کامل نیست و باالعکس.
====================
چقد درد و دل داشتم Big Grin یاد نامه های آنشرلی افتادم .
فعلا با ذکر یک صلوات منبر رو ترک میکنم !
و همچنین عنایت بفرمایید که بنده کاملا میدونم موارد بالا نظریات خودمه و به درد خودم میخوره .فقط خواستم به قول غربی های خین خوار share اش کنم باهاتون .
سایه تون مستدام Heart
(۱/اسفند/۹۳ ۲۳:۴۶)aaaaa نوشته است: [ -> ]البته از من که پسرم میشنوین حتما باید با خانواده مشورت خیلی خیلی زیادی کنید چون هم جنس ها ما یه قالتاقایی هستن که من هم از صد کیلومتری بعضیاشون رد نمیشم
باور کنید بنده هم به هیچ وجه من الوجوه منظورم این نبود خودم برم همسره اینده ام رو پیدا کنم بگم یا این یا هیچکسBig Grin
مسلما نظر خانواده بسیار مهمه اما در یه بخش هاییش بد نیست بذارن ما هم نظری بدیم صرفا جهت خشنودی پرودگارBlush
فاطمه جون با این پستت یاد یه خاطره افتادمConfused
ما یه بنده خدایی اومده بود خواستگاری ایشون بسیار بنده خدای خوبی بودن در این زمانه بی بنده خدا..اما از لحاظ اقتصادی فرسنگ ها با ما فاصله داشتن
پدر بنده فرمودن ایشون بنده خدای مومنی هستن وایمان بسیار مهمه ...چند روز که گذشت وماهم فکر کردیم دیگه همه چی تموم پدر ما تازه یادش افتاد اختلاف طبقاتی بسیاری موجود است بعد شروع کردن از فقر و نداری و نون وسیب زمینی خوردن برای من گفتن وگفتن وگفتنCool
ما هم دیدیم مثه اینکه در این مرحله ایمان نون واب نمی شه ایشون رو که بنده خدایی بودند به معنای واقعی جواب نموده وشرمنده گشتیم ..چندی بعد پدر فرمودن من می خواستم تو را با ان سخنان امتحان نموده ومیزان استقامت تو را در سختی ها بسنجم ...وگرنه من با این بنده خدا که اکنون متاهل گشته هیچچچچچچچ گونه مشکلی نداشتم Dodgy
این بود حکایت اموزنده
(۲/اسفند/۹۳ ۰:۴۸)mahpare نوشته است: [ -> ]بدبخت نمیکنید ان شاالله.

من براتون پیشنهاددارم. مدت آشنایی تا ازدواج گاهی سالها طول میکشه. طول میکشه یکی رو پیدا کنید که دوسش داشته باشید. اگه واستید صاحب کارو ... بشید و بعد برید تازه خواستگاری رو شروع کنید خیلی دیره. این تجربه ای هست که از برادرام دارم. میگفتن اون موقع که دل داشتیم پول نداشتیم حالا که پول داریم دیگه دل نداریم....

القصه اقداماتتونو شروع کنید خدابزرگه...

الان پیدا شدهBig Grin مشکل همون پول هست وگرنه اگر پول داشتم و کار داشتم سیزده بدر رو با خانواده همسرم میرفتم Big GrinBig GrinBig Grin
(۲/اسفند/۹۳ ۱۳:۳۱)A L I نوشته است: [ -> ]الان پیدا شدهBig Grin مشکل همون پول هست وگرنه اگر پول داشتم و کار داشتم سیزده بدر رو با خانواده همسرم میرفتم Big GrinBig GrinBig Grin
خوبهSmile

حکمت خداست.ان شاالله شرایطش فراهم میشهSmile


به قول دنیاBig Grinآرزو دارم : یه روزی همه عذب های تالار با خوانواده همسرشون برن سیزده بدر.

اینم یه صلوات واسه براورده شدن آرزومSmile

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهمHeart
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع