تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: روانشناسی "زیگموند فروید"+دکتر عباسی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
من نمیخواستم این موضوع رو بذارم اما دیدم یه کاربر با نام زیگموند فروید اومده گفتم بذارم


من از شما دوستان فقط میخوام سخنرانی دکتر عباسی رو گوش بدید




شما که لینک میخوای برو اینجا


http://www.kolbeh-keramat.ir/page_allsessions.php

جلسات تجاوز به ذهن و زنای ذهنی رو دانلود بنما! و خوب گوش بده!!!
نقل قول:
شما که لینک میخوای برو اینجا


http://www.kolbeh-keramat.ir/page_allsessions.php

جلسات تجاوز به ذهن و زنای ذهنی رو دانلود بنما! و خوب گوش بده!!!

میشه لینک بدید
چون من رفتم 500 تا جلسه بود .
حسش نبود در داخل این لینک ها جستجو کنم .
نقل قول:
بسم تعالی


سلام

چه ربطی داره عزیز؟! حرف حق رو چه از چوپانی که سواد نداره و چه از انیشتین بشنوی باید قبول کنی.


به قول معروف، نبین کی میگه ، ببین چی میگه !


موفق باشید


خب نگاهی به سخنان عباسی همین را هم مشخص میکند . در همین سایت های داخلی هم نگاه کنید حرف های بی پایه و اساس عباسی را نقل کرده اند . چه برسد به سایت های خارجی .
جایگاه هم مهم هست .
حرف حق و ناحق را هم مردم متوجه میشوند . بشر 7 میلیاردی متوجه میشود عزیز دل
فروید جایگاه ویژه ای دارد .
اما حسن عباسی چه؟ سخنان بدون سند و مدرک علمی !!!!

مثلا ایران خودرو بیاید از بنز ایراد بگیرد !!!! مردم جهان ایشان را تمسخر میکنند ! Big Grin
الان فروید مثلا بنزه ؟!خخخخخخخخخخخخخهBig Grin
خیلی جالب بود واقعا....خود روانشناسام چند دسته ان یه عده خاصی ایشون رو قبول دارن بعد شما میفرمایید 7میلیارد!!!!!!!
نظام فروید، تاثیر عظیمی بر نظریه و عمل در روان‌شناسی و روان‌پزشكی، بر تصور از ماهیت انسان و بر درك ما از شخصیت داشته است. تاثیر وی در فرهنگ عمومی نیز محسوس است. روان‌شناسی نوین، بسیاری از مفاهیم فرویدی را از جمله نقش ناهشیار، اهمیت تجربیات كودكی در شكل‌گیری رفتار بزرگسال و عمل مكانیزم‌های دفاعی، جذب كرد. این دیدگاه‌ها و دیدگاه‌های دیگر، پژوهش‌های زیادی را تولید كرده‌اند. اندیشه‌های بزرگ نه تنها به خاطر اینكه معتبر به حساب می‌آیند، بلكه همچنین به این علت كه نادرست انگاشته می‌شوند، الهام‌بخش هستند. بنابراین، آنها رشد دیدگاه‌های دیگر را می‌انگیزند. با وجود آنكه پژوهش درباره اندیشه‌های فروید و بررسی‌های آزمایشی مفاهیم وی همچنان فراوان خواهد بود، روان‌كاوی به عنوان یك شیوه درمانی، از نظر اهمیت افت كرده است. تعداد فزاینده‌ای از مردم در جستجوی درمان برای مشكلات رفتاری و هیجانی هستند، ولی تعداد كمتری رویكرد گران‌قیمت و طولانی‌‌مدتی كه فروید آن را به وجود آورد انتخاب می‌كنند.[1]


انتقادات بر دیدگاه فروید عبارتند از:

1. افرادی با تمركز فروید بر مسایل جنسی و پرخاشگری، به عنوان نیروهای برانگیزنده عمده به چالش برخاسته و معتقدند كه ما بیشتر توسط تجربیات اجتماعی شكل می‌گیریم تا تجربیات جنسی.

2. برخی نظریه‌پردازان با تصویر جبرگرایانه فروید از ماهیت انسان مخالف‌اند و پیشنهاد می‌كنند كه ما اراده آزاد بیشتری از آنچه فروید قبول داشت داریم و می‌توانیم انتخاب عمل داشته و به طور خودانگیخته رشد كنیم، به صورتی كه حداقل كنترل محدودی بر سرنوشتمان داشته باشیم.[2]

3. فروید برای رشد روانی جنسی، یك دوره كمون و توقف قایل است در حالی كه هیچ دلیل روشنی بر وجود چنین وقفه‌ای وجود ندارد و حتی مطالعه حیوانات نیز نشان می‌دهد كه رشد جنسی هرگز متوقف نمی‌شود.[3]

4. فروید نظر‌های خود را از مشاهدات شخصی‌اش به وجود آورد. بیشتر داده‌های او از تحلیل رفتار خودش به دست آمدند. منابع دیگر داده‌ها، مطالبی بودند كه بیماران او هنگام قرار گرفتن روی كاناپه در تداعی‌های آزادشان به وی می‌گفتند.

5. انتقاد دیگر، رؤیاهای او و بیمارانش است. این داده‌ها اغلب غیرقابل اثبات هستند. اگر كسی بخواهد یك اصل را در روان‌شناسی وضع كند، این كار باید از طریق آزمایشگری و مشاهده كنترل‌شده انجام شود كه اگر به طور مناسب گزارش شود، روان‌شناسان دیگر می‌توانند آن را تكرار كنند. اغلب آنچه را كه روان‌كاوی به عنوان داده‌هایش گزارش می‌دهد، باید به صورت اعتقاد دانست.

6. طبق نظر برخی افراد، فروید به مقدار زیاد به اسطوره‌شناسی متكی بود. شاید بدترین این پندارها، عقده ادیپ بود. مطرح كردن این موضوع كه كودك نابالغ در ناهشیار خود اندیشه فطری داشتن روابط جنسی با والدینش را دارد، نامعقول به نظر می‌رسد. همین امر در مورد اضطراب اختگی صدق می‌كند. چگونه دختر بچه‌ای كه هرگز آلت مردی را ندیده است می‌تواند به آن حسد ورزد؟[4]

7. انتقاد دیگر، به تاكید فروید بر رفتار گذشته و نادیده گرفتن اهداف و آرزوهای ما مربوط است. این نظریه‌پردازان معتقدند كه به اندازه تجربیات قبل از 5 سالگی‌مان و حتی بیشتر از آن تحت تاثیر آینده یعنی امیدها و برنامه‌هایمان قرار داریم.

8. فروید، توجه بسیار زیادی به افرادی كه از نظر هیجانی آشفته هستند داشته و افرادی را كه از نظر روانی سالم و از نظر هیجانی پخته هستند نادیده گرفته است. اگر ما بخواهیم یك نظریه درباره شخصیت انسان بسازیم، چرا بهترین و سالم‌ترین افراد را مطالعه نكنیم، چرا علاوه بر ویژگی‌های منفی به بررسی ویژگی‌های مثبت انسان نپردازیم.[5]

9. هورنای نوشت: «بدبینی فروید در رابطه با روان‌رنجوری و درمان آن از بی‌اعتقادی عمیق او نسبت به نیكی و رشد انسان برخاست. فرض او بر این بود كه انسان محكوم به رنج بردن یا ویرانگری است... عقیده شخصی من این است كه بشر استعداد و تمایل دارد تا قابلیت‌هایش را رشد دهد و به انسانی شایسته تبدیل شود... من معتقدم كه بشر می‌تواند تغییر كند و تا پایان عمر به این تغییر یافتن ادامه دهد».[6]

10. تعاریف مبهم برخی مفاهیم فرویدی، زیر سؤال برده شده است. منتقدان به سردرگمی و تناقض در اصطلاحاتی مانند نهاد، من و فرامن اشاره كرده‌اند. آیا آنها ساختارهای بدنی جداگانه‌ای در مغز هستند؟ آیا آنها فرایندهای انعطاف‌پذیری هستند؟ فروید در نوشته‌های بعدی خود به مشكلاتی كه در تعریف كردن دقیق برخی از مفاهیم او وجود دارد اشاره نموده است ولی تردیدها همچنان باقی است.[7]

11. شرایطی كه فروید تحت آن داده‌هایش را جمع‌آوری كرده است غیر نظام‌دار و كنترل‌نشده است. او گفته‌های هر بیمار را كلمه به كلمه ثبت نمی‌كرد بلكه بر روی یادداشت‌هایی كه چند ساعت پس از ملاقات با بیمار تهیه كرده بود كار می‌كرد. در این فاصله مطمئنا بعضی از داده‌های اصلی(كلمات بیمار) را بر اثر خیال‌پردازی‌های ضمن بازیابی و تحریف و حذف از دست می‌داد. بنابراین، داده‌ها تنها شامل آنهایی بودند كه فروید به یاد می‌آورد.[8]
همه این انتقادات در ساختن دیدگاه‌های رقیب درباره شخصیت مورد استفاده قرار گرفتند، كه به سرعت به انشعاب در محفل روان‌كاوی منجر شد و مكاتب اشتقاقی روان‌كاوی فروید را به وجود آورد.[9]


****


[1] . شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ نظریه‌های شخصیت،‌ یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1384، چاپ هفتم، ص 95.
[2] . همان، ص 96.
[3] . كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، ویرایش، 1375، چاپ دوم، ص 75.
[4] . ویلیام لاندین، رابرت؛ نظریه‌ها و نظام‌های روان‌شناسی، یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1383، چاپ سوم، ص 278 ـ 279.
[5] . نظریه‌های شخصیت، ص 96.
[6] . شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ تاریخ روان‌شناسی نوین، علی‌اكبر سیف و همكاران، تهران، دوران، 1382، چاپ دوم، ص 507.
[7] . نظریه‌های شخصیت، ص 96.
[8] . تاریخ روان‌شناسی نوین، ص 477.
[9] . همان، ص 479.
------------------------------------------------------
بت سازی از شخصیت های غربی (غربی ها خودشون نظریه های هم دیگه رو نقد می کنن اما ما نمیتونیم! خواهش می کنم یکم فکر کنیم )متأسفانه خیلی زیاد شده،حالا چون رسانه ها شخصیت دکتر عباسی ‍(یا هر صاحب نظر دیگه که ایرانی است)را بزرگ نکردن ما نباید به نظرهاشون توجه کنیم!؟
بسم الله الرحمن الرحیم


نقل قول:میشه لینک بدید
چون من رفتم 500 تا جلسه بود .

حسش نبود در داخل این لینک ها جستجو کنم .
از جلسه ی 275 تا 279
پخش مستند قرن خود از آدام کورتیس + توضیحات و نقد استاد که هیچ آبرویی برای مکتب فروید و همفکرانش نماند.


البته ما عادت کردیم به اینکه دوستانی که جواب ندارند بدهند رو میارن به توهین و تمسخر
سلام
علوم انسانی
علومی که بر پایه تجربه بنا میشود و حاصل سالها تجربه است
این علوم دارای گستردگی زیادی هستند تا حدی که در بعضی از این علوم نظریه های متناقض هم وجود دارد


نکته مهم در این علوم نوع جهان بینی هر شخص یا نظریه است


برای نقد نظریه ها باید در آن زمینه تخصص داشت ولی برای بنیان یک نظریه یا جهان بینی نظریه پرداز نیازی به درجه استادی در آن علم نیست همین که تا حدی با نظریه ها و بنیان آنها آشنا باشیم کفایت می کند البته این به معنای تخصصی نسبی هست که حتما باید داشت


مخصوصا نظریه های روانشناسی که نوعی بنیان فلسفی دارند و کسی با فکر باز میتواند به فکر کردن به آن نظریه یا تایید و رد آن بپردازد


استاد حسن عباسی استاد علوم استراتژیک هستند
ذات علم استراتژی از فلسفه گرفته تا علوم بین رشته ای را شامل میشود و علم روانشناسی شبیه ترین علم به علوم استراتژیک هستند


در ضمن استاد عباسی در رشته های گوناگونی تخصص دارند که از بیان آن خودداری می کنند
برای نظریه پردازی در هر رشته نیاز به تخصص هست و قطعا ایشان در علم روانشناسی هم دارای تخصص هستند


اما تولید علوم انسانی با حفظ کردن نظریه دو موضوع متفاوت هستند
بیشتر کسانی که در علوم انسانی در ایران هستند و خود را دکتر میدانند در واقع دکتر نیستند
دکتر به کسی گفته میشود که دارای نظریه و دکترین باشد مانند فروید


از آنجایی که فروید هم انسان است نمی توان همه نظریه های او را درست دانست و چون بشر دایم در حال پیشرفت است پس نقد تفکرات قدیم هم لازم است
نمی توان گفت دیگر فروید و دیگر هیچ


نقد دکتر حسن عباسی هم بیشتر بر بیان بنیان های تفکر فروید است تا خود نظریه ها
اینکه نقد علوم دانشگاهی را منوط به اشخاص خاصی کنیم درست نیست بلکه حتی یک نظریه میتواند به دست انسانی معمولی نقد شود چون همه انسانها دارای تجربه هستند به همین خاطر علوم انسانی را علوم تجربی هم می گویند
نقل قول:
نظام فروید، تاثیر عظیمی بر نظریه و عمل در روان‌شناسی و روان‌پزشكی، بر تصور از ماهیت انسان و بر درك ما از شخصیت داشته است. تاثیر وی در فرهنگ عمومی نیز محسوس است. روان‌شناسی نوین، بسیاری از مفاهیم فرویدی را از جمله نقش ناهشیار، اهمیت تجربیات كودكی در شكل‌گیری رفتار بزرگسال و عمل مكانیزم‌های دفاعی، جذب كرد. این دیدگاه‌ها و دیدگاه‌های دیگر، پژوهش‌های زیادی را تولید كرده‌اند. اندیشه‌های بزرگ نه تنها به خاطر اینكه معتبر به حساب می‌آیند، بلكه همچنین به این علت كه نادرست انگاشته می‌شوند، الهام‌بخش هستند. بنابراین، آنها رشد دیدگاه‌های دیگر را می‌انگیزند. با وجود آنكه پژوهش درباره اندیشه‌های فروید و بررسی‌های آزمایشی مفاهیم وی همچنان فراوان خواهد بود، روان‌كاوی به عنوان یك شیوه درمانی، از نظر اهمیت افت كرده است. تعداد فزاینده‌ای از مردم در جستجوی درمان برای مشكلات رفتاری و هیجانی هستند، ولی تعداد كمتری رویكرد گران‌قیمت و طولانی‌‌مدتی كه فروید آن را به وجود آورد انتخاب می‌كنند.[1]



انتقادات بر دیدگاه فروید عبارتند از:


1. افرادی با تمركز فروید بر مسایل جنسی و پرخاشگری، به عنوان نیروهای برانگیزنده عمده به چالش برخاسته و معتقدند كه ما بیشتر توسط تجربیات اجتماعی شكل می‌گیریم تا تجربیات جنسی.


2. برخی نظریه‌پردازان با تصویر جبرگرایانه فروید از ماهیت انسان مخالف‌اند و پیشنهاد می‌كنند كه ما اراده آزاد بیشتری از آنچه فروید قبول داشت داریم و می‌توانیم انتخاب عمل داشته و به طور خودانگیخته رشد كنیم، به صورتی كه حداقل كنترل محدودی بر سرنوشتمان داشته باشیم.[2]


3. فروید برای رشد روانی جنسی، یك دوره كمون و توقف قایل است در حالی كه هیچ دلیل روشنی بر وجود چنین وقفه‌ای وجود ندارد و حتی مطالعه حیوانات نیز نشان می‌دهد كه رشد جنسی هرگز متوقف نمی‌شود.[3]


4. فروید نظر‌های خود را از مشاهدات شخصی‌اش به وجود آورد. بیشتر داده‌های او از تحلیل رفتار خودش به دست آمدند. منابع دیگر داده‌ها، مطالبی بودند كه بیماران او هنگام قرار گرفتن روی كاناپه در تداعی‌های آزادشان به وی می‌گفتند.


5. انتقاد دیگر، رؤیاهای او و بیمارانش است. این داده‌ها اغلب غیرقابل اثبات هستند. اگر كسی بخواهد یك اصل را در روان‌شناسی وضع كند، این كار باید از طریق آزمایشگری و مشاهده كنترل‌شده انجام شود كه اگر به طور مناسب گزارش شود، روان‌شناسان دیگر می‌توانند آن را تكرار كنند. اغلب آنچه را كه روان‌كاوی به عنوان داده‌هایش گزارش می‌دهد، باید به صورت اعتقاد دانست.


6. طبق نظر برخی افراد، فروید به مقدار زیاد به اسطوره‌شناسی متكی بود. شاید بدترین این پندارها، عقده ادیپ بود. مطرح كردن این موضوع كه كودك نابالغ در ناهشیار خود اندیشه فطری داشتن روابط جنسی با والدینش را دارد، نامعقول به نظر می‌رسد. همین امر در مورد اضطراب اختگی صدق می‌كند. چگونه دختر بچه‌ای كه هرگز آلت مردی را ندیده است می‌تواند به آن حسد ورزد؟[4]


7. انتقاد دیگر، به تاكید فروید بر رفتار گذشته و نادیده گرفتن اهداف و آرزوهای ما مربوط است. این نظریه‌پردازان معتقدند كه به اندازه تجربیات قبل از 5 سالگی‌مان و حتی بیشتر از آن تحت تاثیر آینده یعنی امیدها و برنامه‌هایمان قرار داریم.


8. فروید، توجه بسیار زیادی به افرادی كه از نظر هیجانی آشفته هستند داشته و افرادی را كه از نظر روانی سالم و از نظر هیجانی پخته هستند نادیده گرفته است. اگر ما بخواهیم یك نظریه درباره شخصیت انسان بسازیم، چرا بهترین و سالم‌ترین افراد را مطالعه نكنیم، چرا علاوه بر ویژگی‌های منفی به بررسی ویژگی‌های مثبت انسان نپردازیم.[5]


9. هورنای نوشت: «بدبینی فروید در رابطه با روان‌رنجوری و درمان آن از بی‌اعتقادی عمیق او نسبت به نیكی و رشد انسان برخاست. فرض او بر این بود كه انسان محكوم به رنج بردن یا ویرانگری است... عقیده شخصی من این است كه بشر استعداد و تمایل دارد تا قابلیت‌هایش را رشد دهد و به انسانی شایسته تبدیل شود... من معتقدم كه بشر می‌تواند تغییر كند و تا پایان عمر به این تغییر یافتن ادامه دهد».[6]


10. تعاریف مبهم برخی مفاهیم فرویدی، زیر سؤال برده شده است. منتقدان به سردرگمی و تناقض در اصطلاحاتی مانند نهاد، من و فرامن اشاره كرده‌اند. آیا آنها ساختارهای بدنی جداگانه‌ای در مغز هستند؟ آیا آنها فرایندهای انعطاف‌پذیری هستند؟ فروید در نوشته‌های بعدی خود به مشكلاتی كه در تعریف كردن دقیق برخی از مفاهیم او وجود دارد اشاره نموده است ولی تردیدها همچنان باقی است.[7]


11. شرایطی كه فروید تحت آن داده‌هایش را جمع‌آوری كرده است غیر نظام‌دار و كنترل‌نشده است. او گفته‌های هر بیمار را كلمه به كلمه ثبت نمی‌كرد بلكه بر روی یادداشت‌هایی كه چند ساعت پس از ملاقات با بیمار تهیه كرده بود كار می‌كرد. در این فاصله مطمئنا بعضی از داده‌های اصلی(كلمات بیمار) را بر اثر خیال‌پردازی‌های ضمن بازیابی و تحریف و حذف از دست می‌داد. بنابراین، داده‌ها تنها شامل آنهایی بودند كه فروید به یاد می‌آورد.[8]

همه این انتقادات در ساختن دیدگاه‌های رقیب درباره شخصیت مورد استفاده قرار گرفتند، كه به سرعت به انشعاب در محفل روان‌كاوی منجر شد و مكاتب اشتقاقی روان‌كاوی فروید را به وجود آورد.[9]



****



[1] . شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ نظریه‌های شخصیت،‌ یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1384، چاپ هفتم، ص 95.

[2] . همان، ص 96.

[3] . كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، ویرایش، 1375، چاپ دوم، ص 75.

[4] . ویلیام لاندین، رابرت؛ نظریه‌ها و نظام‌های روان‌شناسی، یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1383، چاپ سوم، ص 278 ـ 279.

[5] . نظریه‌های شخصیت، ص 96.

[6] . شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ تاریخ روان‌شناسی نوین، علی‌اكبر سیف و همكاران، تهران، دوران، 1382، چاپ دوم، ص 507.

[7] . نظریه‌های شخصیت، ص 96.

[8] . تاریخ روان‌شناسی نوین، ص 477.

[9] . همان، ص 479.

------------------------------------------------------

بت سازی از شخصیت های غربی (غربی ها خودشون نظریه های هم دیگه رو نقد می کنن اما ما نمیتونیم! خواهش می کنم یکم فکر کنیم )متأسفانه خیلی زیاد شده،حالا چون رسانه ها شخصیت دکتر عباسی ‍(یا هر صاحب نظر دیگه که ایرانی است)را بزرگ نکردن ما نباید به نظرهاشون توجه کنیم!؟

دوست عزیز
ببینید اگر بنده نام کاربری فروید را برگزیدم دلیل نمیشود که همه تفکرات فروید را تایید کنم .
دوم اینکه مقایسه یک شخص مثل عباسی با فروید غیر عادلانه هست . فروید به بشر خدمات زیادی کرده است .
سوم اینکه هدف از ایجاد این تاپیک چیست ؟ بحث روانشناسی و تخصصی ؟
بنده تخصصی در روانکاوی و روانشناسی ندارم
چهارم اینکه الان من هنوز موفق به دریافت این ویدئو ها نشده ام . عباسی در حوضه روانشناسی فروید را نقد کرده ؟

نقل قول:
از جلسه ی 275 تا 279

پخش مستند قرن خود از آدام کورتیس + توضیحات و نقد استاد که هیچ آبرویی برای مکتب فروید و همفکرانش نماند.



البته ما عادت کردیم به اینکه دوستانی که جواب ندارند بدهند رو میارن به توهین و تمسخر

قصد تمسخر نیست دوست عزیز .
ایشون فروید رو نقد کرده است .
باید شما دوره زمانی فروید را در نظر بگیرید و خدماتی به جامعه پزشکان و بشر داده است را ارزیابی کنید .
یک سوال
الان عباسی در مورد روانشناسی فروید را نقد کرده ؟
بعد گفته هایش حاصل پژوهش های خودش هست یا از مطالب سایر دانشمندان استفاده کرده
سوم اینکه
من لینک رو چک کردم حجم ویدئو ها بالا هست .
یک فایل سوتی کوچک ندارید که بنده دلم بیاید اینترنتم را خرجش کنم ؟ من برای دانلود تنها یک جلسه باید 400 مگ را دانلود کنم !!!!

(۲/اسفند/۹۳ ۲۳:۲۸)masoudmoosavy نوشته است: [ -> ]سلام
علوم انسانی
علومی که بر پایه تجربه بنا میشود و حاصل سالها تجربه است
این علوم دارای گستردگی زیادی هستند تا حدی که در بعضی از این علوم نظریه های متناقض هم وجود دارد


نکته مهم در این علوم نوع جهان بینی هر شخص یا نظریه است


برای نقد نظریه ها باید در آن زمینه تخصص داشت ولی برای بنیان یک نظریه یا جهان بینی نظریه پرداز نیازی به درجه استادی در آن علم نیست همین که تا حدی با نظریه ها و بنیان آنها آشنا باشیم کفایت می کند البته این به معنای تخصصی نسبی هست که حتما باید داشت


مخصوصا نظریه های روانشناسی که نوعی بنیان فلسفی دارند و کسی با فکر باز میتواند به فکر کردن به آن نظریه یا تایید و رد آن بپردازد


استاد حسن عباسی استاد علوم استراتژیک هستند
ذات علم استراتژی از فلسفه گرفته تا علوم بین رشته ای را شامل میشود و علم روانشناسی شبیه ترین علم به علوم استراتژیک هستند


در ضمن استاد عباسی در رشته های گوناگونی تخصص دارند که از بیان آن خودداری می کنند
برای نظریه پردازی در هر رشته نیاز به تخصص هست و قطعا ایشان در علم روانشناسی هم دارای تخصص هستند


اما تولید علوم انسانی با حفظ کردن نظریه دو موضوع متفاوت هستند
بیشتر کسانی که در علوم انسانی در ایران هستند و خود را دکتر میدانند در واقع دکتر نیستند
دکتر به کسی گفته میشود که دارای نظریه و دکترین باشد مانند فروید


از آنجایی که فروید هم انسان است نمی توان همه نظریه های او را درست دانست و چون بشر دایم در حال پیشرفت است پس نقد تفکرات قدیم هم لازم است
نمی توان گفت دیگر فروید و دیگر هیچ


نقد دکتر حسن عباسی هم بیشتر بر بیان بنیان های تفکر فروید است تا خود نظریه ها
اینکه نقد علوم دانشگاهی را منوط به اشخاص خاصی کنیم درست نیست بلکه حتی یک نظریه میتواند به دست انسانی معمولی نقد شود چون همه انسانها دارای تجربه هستند به همین خاطر علوم انسانی را علوم تجربی هم می گویند

خب درسته با برخی از صحبت های شما موافق هستم .

بنده موفق به دیدن ویدئو ها نشده ام .
باید فایل صوتی برای آن جستجو کنم .
یک سوال
شما این جلسات رو دیده اید ؟
اگر بله
این جناب عباسی برای نقد فروید از تفکرات خودشان استفاده کرده است یا به نظریات دیگر اساتید استناد کرده است ؟
سوال دوم بنده از همه دوستان که پیرو عباسی هستند
از خود جناب عباسی ! هم سوال میکنم .
در اسلام برای درمان مثلا بیش فعالی چه نسخه ای وجود دارد ؟ چون ظاهرا مکتب ایشان هم اسلامیست .
انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال
ببینید چی میگه کاری نداشته باش کی میگه
(۳/اسفند/۹۳ ۱:۰۱)زیگموند فروید نوشته است: [ -> ]خب درسته با برخی از صحبت های شما موافق هستم .

بنده موفق به دیدن ویدئو ها نشده ام .
باید فایل صوتی برای آن جستجو کنم .
یک سوال
شما این جلسات رو دیده اید ؟
اگر بله
این جناب عباسی برای نقد فروید از تفکرات خودشان استفاده کرده است یا به نظریات دیگر اساتید استناد کرده است ؟
سوال دوم بنده از همه دوستان که پیرو عباسی هستند
از خود جناب عباسی ! هم سوال میکنم .
در اسلام برای درمان مثلا بیش فعالی چه نسخه ای وجود دارد ؟ چون ظاهرا مکتب ایشان هم اسلامیست .
سلام
حرفهای من درباره اون حرف شما بود که گفتید فروید رو نمیشه با عباسی قیاس کرد من هم توضیح دادم که علوم تجربی با تجربه بشر کار دارد و هر فرد میتونه در این زمینه هم حرف بزنه و هم نقد کنه
من لزوماً حرفهای استاد عباسی را تایید یا رد نکردم فقط گفتم ایشان هم حق نقد دارند مثل من و شما چون ماهم تجربه داریم


این خاصیت علوم تجربی است که همه انسانها دارای نظر هستند


توصیه میشه جلسات را تصویری ببینید من کامل ندیدم


تا اونجایی که من دیدم ایشان هم با تفکرات خود و هم با تفکرات دیگر دانشمندان نقد می کنند
و از اونجایی که این جلسات درباره نقد هست خب بخش تفکرات منفی فروید برجسته میشه


درباره سوال آخر هم من اطلاعی ندارم و این یک بخش هست نه بنیان
گفتم ایشان بیشتر روی بنیان تفکر فروید نقد دارند نه جزییات


اگر منظور از بیش فعالی یعنی حرکت و فعالیت زیاد خب اصلا باید دید این نوعی مریضی هست یا نه
سر منم همین بلا اومد هی گفتن در بچگی شيطون بودم معلوم نیست چه قرصی به ما دادن ما مشکل پیدا کردیم


گفتم نقد دکتر عباسی درباره بنیان هاست
موفق باشید

در ضمن دکتر عباسی دارای دکترین در حوزه نظامی هستند و نظریه جنگ نامتقارن که ابداع آن در هشت سال جنگ بدست آمد توسط استاد نظریه پردازی اش انجام شد و بعد از آن این نظریه در ارتش ایالات متحده آمریکا به کار گرفته شد
همینک این نظریه در تمام ارتش های جهان آموزش داده میشود
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع