۱۰/اسفند/۹۳, ۱۹:۱۷
سلام
با ارزوی بهترینها برای شما همراهان گرتمی
به قسمت دیگر خواهیم پرداخت
اگر بخواهیم از درون عبارات خود او بفهمیم “مشرق وحی “یعنی چه این نکات قابل بیان است:
۱- او کسی است که ظهور وحی الهی از طریق اوست یعنی سخنانش وحی الهی است.
برای نمونه چند وحی نازله رو براتون قرار میدم
۳- خدا شناسی یعنی مشرق وحی شناسی زیرا اولین واجب در بهائیت خداشناسی نیست بلکه مشرق وحی شناسی است (اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه).
بنابر این گام نخست و اولین پایه عرفان در دین بهائی ،”میرزا حسینعلی شناسی “است به عنوان کسی که جانشین خدا در زمین و زمان و کل عوالم خلقت حتی عوالم ناسوت و ملکوت و مجردات (عالم امر) می باشد!
( اگه ایشون رو کسی خواست بشناسه کافیه ایات نازله و همچنین صحبتهای این خدای تنهای فانی رو بدونه
در قران
از حدود دویست و سی ایه راجع به هدایت اومده ، میشه اینطور برداشت کرد که هدایت به معنای «راهنمایی و ارائه طریق حق و کمال و خیر و صواب»
که گاهی در مورد انسانها به کار میره ؛ مانند آیه شریفه: «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»(عنکبوت/ 69)؛ ما راهمان را به افرادی که برای رضای پروردگارشان تلاش کنند نشان خواهیم داد.
و گاهی در معنایی عام استعمال میشه که شامل تمام موجودات هست مثل آیه «ربّنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثمّ هدی» (طه/ 50)
حال انکه خدا در قران میفرماید
هدایت یعنی دعوت به لسان انبیاء و به وسیله وحی که این در خصوص نوع بشر است؛ «و جعلنا منهم ائمّة یهدون بامرنا» (انبیاء/ 73)
اگر او را شناختی فائزی و اگر نشناختی گمراهی:“من فاز به قد فاز بکل الخیر و الذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال”
ما مسلمونا تو نمازامون از خدا چی میخوایم
«اهدنا الصراط المستقیم» (فاتحه/ 6)
و حال اینکه قران حق رو چی معرفی میکنه؟
«ان اللّه هو الحق» (نور/ 25)
پس انسانِ هدایت شده کسی است که حرکت او به سوی خداست و تمام گفتار و کردار او رنگ الهی دارد و کسی که به این مرحله برسد هدفی جز بیان حق و تحقّق و حاکمیت حق ندارد.
ایا این جملات کتاب الهی ( قران ) که تماما وحی مطلق هست و در اون حتی کوچکترین تناقض و ایرادی وجود نداره با کلامی که در کتاب اصطلاحا اسمانی و وحی نازله هست( اقدس ) چقدر تفاوت وجود داره .
به عبارت دیگر چه کسی انگ هدایت یا ضلالت را به مدعی عرفان میرزا می زند و قضاوت می کند که تو به این عرفان فائز شدی پس مهتدی هستی یا به این عرفان نرسیدی پس گمراهی؟
الان چه کسی قضاوت می کند منتقدان بهائیت و میرزا حسینعلی بهاءالله که با شناخت تحلیلی تاریخ و اظهارات و آثارش ،او را مدعی دروغین می دانند راه به هدایت برده اند یا مجذوبین میرزا که همه چیز او را با دید اثبات توجیه می کنند .آنها از اهل ضلالتند یا اینان؟!
یعنی تشکیلات بهائی پیشاپیش منتقدان و مخالفان خود را اهل ضلالت نامیده و بر هر گونه تحری حقیقت ( یکی از تعالیم 12گانه بهایی هست ) که به نتیجه مخالفت با آنها بیانجامد انگ ضلالت زده است!
این پارادوکسی است که باید توسط تشکیلات بهائی یا هر بهائی منصفی جواب داده شود زیرا از یک سو می گویند باید تحری حقیقت کرد و از سوی دیگر می گویند اگر در پایان این تحری به نتیجه مخالف ما رسیدی اهل ضلالتی!!
![[تصویر: uturn.jpg]](http://traffic.haryanapolice.gov.in/images/uturn.jpg)
بیو گرافی او ، فعالیت های اجتماعی فر هنگی اقتصادی وسیاسی او، آثار و نوشته هایش، و همه این ها از دید خودش یا مورخین بهائی ملاک است یا از دید مورخین غیر بهائی ،از دید منتقدان یا از دید مجذوبان ؟! چه میزان تحقیق و در چه حوزه هائی باید تحقیق شود تا عرفان حاصل گردد؟
الان تکلیف شش میلیارد انسان غیر بهائی در روی زمین چیست که هنوز میرزا را نشناخته اند؟
بی گمان آنها طبق نص صریح کتاب اقدس جزو گمراهانند !!
آنها اگر خواستند از گمراهی خارج شوند باید چه بخوانند و از دید چه کسانی بخوانند و چه کسی قضاوت می کند عرفان آنها به واقع اصابت کرده یا نکرده است ؟
مهتدی شده اند یا در گمراهی غلطیده اند؟!
پایان قسمت چهارم
با ارزوی بهترینها برای شما همراهان گرتمی
به قسمت دیگر خواهیم پرداخت
- قسمت چهارم: ویژگی های” مشرق وحی” یعنی من!
اگر بخواهیم از درون عبارات خود او بفهمیم “مشرق وحی “یعنی چه این نکات قابل بیان است:
۱- او کسی است که ظهور وحی الهی از طریق اوست یعنی سخنانش وحی الهی است.
برای نمونه چند وحی نازله رو براتون قرار میدم
- صفحه 73 اقدس میگه: لتعاشروا مع الادیان و تبلغوا امر ربکم
- درصفحه های 129 و 130 اقدس میگه : لعلّ تجدون لئالئ الاسرار من البحر الّذی تموّج باسمی العزيز المنيع
این جمله غلط است ، زیرا "لعل" کلمه ترجی است و به تنهایی داخل بر فعل نمی شود ، باید مدخول آن اسم باشد ، پس باید بیان می نمود:" لعلّکم تجدون لئالئ الاسرار من البحر الّذی تموّج باسمی العزيز المنيع"
( پ.ن : تو کتاب دیگه همکه ایقان باشه از این ایات نازله وجود داره نمونه خدمت شما جویای حقیقت :
- چه مقدار حوريّات معانی که در غرف های حکمت مستور گشته"( ایقان صفحه 46)
حوريّات غلط است چون خود جمع حورا می باشد و با الف و تا جمع بسته نمی شود.)
- حال اینکه در قران کریم میخوانیم
بسم الله الرحمن الرحیم
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا- نسا 82
آيا در قرآن نمی انديشند ؟ هر گاه از سوی ديگری جز خدا می بود در آن ، اختلافی بسيار می يافتند
[b] ۲- اوکسی است که همچون خداوند تدبیر عوالم خلق و امر را می کند بلکه نفس اوست.آيا در قرآن نمی انديشند ؟ هر گاه از سوی ديگری جز خدا می بود در آن ، اختلافی بسيار می يافتند
۳- خدا شناسی یعنی مشرق وحی شناسی زیرا اولین واجب در بهائیت خداشناسی نیست بلکه مشرق وحی شناسی است (اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه).
بنابر این گام نخست و اولین پایه عرفان در دین بهائی ،”میرزا حسینعلی شناسی “است به عنوان کسی که جانشین خدا در زمین و زمان و کل عوالم خلقت حتی عوالم ناسوت و ملکوت و مجردات (عالم امر) می باشد!
( اگه ایشون رو کسی خواست بشناسه کافیه ایات نازله و همچنین صحبتهای این خدای تنهای فانی رو بدونه
(۹/اسفند/۹۳ ۱۵:۰۹)mahdy30na نوشته است: [ -> ]مثلا ایشون وقتی تو زندان هستن میگن :۴-هدایت و ضلالت در بهائیت منوط به “میرزا حسینعلی شناسی”است. همه خط کشی ها در بهائیت وابسته به این عرفان است.
أن استمع ما يوحي من شطر البلاء علي بقعة المحنة و الابتلاء من سدرة القضاء أنه لا اله الا أنا المسجون الفريد . بشنو آن چه را از سوي محل بلاء بر محل محنت و رنج از سدرهي قضاء وحي ميشود که: هيچ معبودي نيست مگر من، که زنداني و تنهايم.
آثار قلم اعلي ج ۱ ص۲۲۹.
در قران
از حدود دویست و سی ایه راجع به هدایت اومده ، میشه اینطور برداشت کرد که هدایت به معنای «راهنمایی و ارائه طریق حق و کمال و خیر و صواب»
که گاهی در مورد انسانها به کار میره ؛ مانند آیه شریفه: «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»(عنکبوت/ 69)؛ ما راهمان را به افرادی که برای رضای پروردگارشان تلاش کنند نشان خواهیم داد.
و گاهی در معنایی عام استعمال میشه که شامل تمام موجودات هست مثل آیه «ربّنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثمّ هدی» (طه/ 50)
حال انکه خدا در قران میفرماید
هدایت یعنی دعوت به لسان انبیاء و به وسیله وحی که این در خصوص نوع بشر است؛ «و جعلنا منهم ائمّة یهدون بامرنا» (انبیاء/ 73)
اگر او را شناختی فائزی و اگر نشناختی گمراهی:“من فاز به قد فاز بکل الخیر و الذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال”
ما مسلمونا تو نمازامون از خدا چی میخوایم
«اهدنا الصراط المستقیم» (فاتحه/ 6)
و حال اینکه قران حق رو چی معرفی میکنه؟
«ان اللّه هو الحق» (نور/ 25)
پس انسانِ هدایت شده کسی است که حرکت او به سوی خداست و تمام گفتار و کردار او رنگ الهی دارد و کسی که به این مرحله برسد هدفی جز بیان حق و تحقّق و حاکمیت حق ندارد.
ایا این جملات کتاب الهی ( قران ) که تماما وحی مطلق هست و در اون حتی کوچکترین تناقض و ایرادی وجود نداره با کلامی که در کتاب اصطلاحا اسمانی و وحی نازله هست( اقدس ) چقدر تفاوت وجود داره .

- حالا جا داردسوالات پژوهشگران پیرامون این عرفان را مطرح کنیم:
به عبارت دیگر چه کسی انگ هدایت یا ضلالت را به مدعی عرفان میرزا می زند و قضاوت می کند که تو به این عرفان فائز شدی پس مهتدی هستی یا به این عرفان نرسیدی پس گمراهی؟
الان چه کسی قضاوت می کند منتقدان بهائیت و میرزا حسینعلی بهاءالله که با شناخت تحلیلی تاریخ و اظهارات و آثارش ،او را مدعی دروغین می دانند راه به هدایت برده اند یا مجذوبین میرزا که همه چیز او را با دید اثبات توجیه می کنند .آنها از اهل ضلالتند یا اینان؟!
یعنی تشکیلات بهائی پیشاپیش منتقدان و مخالفان خود را اهل ضلالت نامیده و بر هر گونه تحری حقیقت ( یکی از تعالیم 12گانه بهایی هست ) که به نتیجه مخالفت با آنها بیانجامد انگ ضلالت زده است!
این پارادوکسی است که باید توسط تشکیلات بهائی یا هر بهائی منصفی جواب داده شود زیرا از یک سو می گویند باید تحری حقیقت کرد و از سوی دیگر می گویند اگر در پایان این تحری به نتیجه مخالف ما رسیدی اهل ضلالتی!!
![[تصویر: uturn.jpg]](http://traffic.haryanapolice.gov.in/images/uturn.jpg)
ب: شناخت و عرفان میرزا شامل چه چیز هائی می شود:

الان تکلیف شش میلیارد انسان غیر بهائی در روی زمین چیست که هنوز میرزا را نشناخته اند؟
بی گمان آنها طبق نص صریح کتاب اقدس جزو گمراهانند !!

آنها اگر خواستند از گمراهی خارج شوند باید چه بخوانند و از دید چه کسانی بخوانند و چه کسی قضاوت می کند عرفان آنها به واقع اصابت کرده یا نکرده است ؟
مهتدی شده اند یا در گمراهی غلطیده اند؟!
پایان قسمت چهارم
(۷/اسفند/۹۳ ۱۹:۴۷)mahdy30na نوشته است: [ -> ]ان شاء الله تو چند جلسه اینده این بحث رو ادامه و تا قبل از سال جدید پایان میدیمدوستان اگه جایی روشک داشتنبگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه ااسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.
از همه دوستان درخواست دارم نظراتشون رو هم بگن البته هر جا رو اگه نقل قول میکنن ادرس بدن.
بگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه ااسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.
مثلا یکی از احکام رو بگم شاید خواستین گنجینه تون رو بدین بدونین
تفسیر ... نداریم


