همه این بدبختی ها زیر سر جناب آقای روحانیه



اون بود که استدلال کرد به امام روحی فداه، بگه امام.
برید یقه ایشون رو بچسبید.
آقای روحانی قرار بوده است در مجلس ختم مرحوم سید مصطفی خمینی سخنرانی داشته باشد که چنین فکری به ذهنش می رسد:
من در مسیر راه که به مسجد میآمدم، اصل اینکه در سخنرانی از کجا وارد بحث شوم، در ذهنم بود. شب قبل فکر کرده بودم و در ذهنم این بود که امام را به ابراهیم خلیل و حاج مصطفی را به اسماعیل تطبیق دهم و حتی آیه هم در ذهنم بود که شب قبل فکر کرده بودم... وقتی به مسجد میآمدم در ذهنم بود که لقب امام را برای رهبر انقلاب پیشنهاد کنم [با خود فکر میکردم] آیا این را بگویم مورد پذیرش قرار میگیرد یا خیر. دوم آنکه کلام امام در جامعه خیلی واژهی مقدسی بود و معمولاً مردم این واژه را برای ائمهی معصومین و امامان اطلاق میکردند؛ اگر ما این را بگوییم، برای مردم عجیب و غریب نیست! نمیگویند میخواهند یک امام سیزدهم درست کنند، من همین طور مردد بودم تا اینکه در کنار مسجد تصمیم گرفتم که بگویم.
و بعد این فکر ذهنی ایشان در سخنرانی می گوید:
ی ابراهیم عزیز! همه امتحانات سخت و بزرگ برای تو پیش آمد. امّا آخرین امتحان را هم باید بگذرانی که: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ» آن زمان آزمایش بزرگ و آشکار مربوط به اسماعیل عزیزت میباشد. آنگاه که همهی امتحانات و آزمایشات را با موفقیت پشت سر گذاشتی، «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» آنگاه تو به مقام والای امامت میرسی. امامت مقامی است که آخرین امتحان آن، امتحان فرزند است. ابراهیم! اکنون که این امتحان را هم با موفقیت گذراندی پس « إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا». و لذا من یک لقب برای مرجع بزرگ و رهبر عظیمالشأن، آن ابراهیم زمان، میپسندم و آن لقب امام است. بنابراین «امام خمینی». (تمام شد بیان شیخ حسن روحانی)
یاد ایامی که ....
البته استدلال ایشون مخدوشه، ایشون داره میگه چون مصطفی شهید شد، پس میشه بگیم امام(نقد استدلال در پستهای بعدی)
ولی به نظر میاد بحث مبنایی در اینکه ما به امام روحی فداه میگیم امام، چیه؟
باید این مطلب رو بحث کنیم که مبنای اطلاق لفظ چیه؟
الفاظ برای معانی وضع شدند، برای یک معنا یا چند معنا؟ یا برای روح معنا؟
مثلا عرش که برای تخت چوب وضع شده، وقتی در مورد خداوند به کار میره و میگیم خدا عرش داره، یعنی تخت داره؟؟؟؟
یا یدالله یعنی دست با انگشت و ...؟؟
خضوضا اینکه وضع الفاظ را اعتباری بدونیم و ...
که اگر شد در پست های بعدی راجع بهش بحث می کنیم که معنای یک لفظ را چطور باید تشخیص بدیم.
---------------------------------------------------------------
اما اگر منصفانه نگاه کنیم، دیگه لفظ امام انحصاری در معصوم نداره، خود علامه طهرانی (روحی فداه) -که جدی ترین مخالفان اطلاق لفظ امام بر امام راحل بود- با تمام ارادت قلبی که بهش دارم ، بارها از فخر رازی و غزالی با عنوان امام یاد می کنه.
البته علامه طهرانی به امام به شدت ارادت داشته و این ارادت رو تو این جمله می توان یافت:
آية الله فقيد سعيد خمينى قدس سره آنقدر نكات درخشان و جالب و تابناك در زندگى خود دارد كه اگر روى آنها كاملًا بحث شود، براى اين نسل و نسلهاى آتيه كافى خواهد بود و نياز به اين امور اعتباريّه و جعليّه و غير حقيقيّه نيست.
==================================
بازهم میگم مقام شامخ معنوی و علمی علامه طهرانی انقدر رفیعه که ...عنقا شکار کس نشود دام باز گیر...
نقد حقیر هم اگر وارد باشه، خدشه ای بر ایشون نیست.