۱۹/خرداد/۹۰, ۲۳:۵۴
رضايت خداوند تعالي مراتبي دارد كه رتبه هاي آن وابسته به عبوديت و درجات بندگي بندگان نسبت به خداي سبحان مي باشد.
هر درجه اي از عبوديت رضايت متناسب با آن درجه را به همراه دارد.
بهترين معيار و ملاک , يك چيز به نظر مي رسد:
انجام وظايف شرعي
هر آن كس در اين وادي كما و كيفا بيشتر موفق شد بيشتر تحصيل رضاي الهي نموده است.
زيرا با هر چه دقيق تر انجام دادن وظايف شرعي , بيشتر فرمان آورنده آن وظايف يعني فرمان خداي سبحان را لباس عمل پوشيده و هر چه بيشتر فرمان آورنده آن وظايف، عملي گشت بيشتر رضايت خداي سبحان تحصيل شده است .
مراد از وظايف شرعي، اساسي ترين و مهم ترين آن است يعني:
انجام واجبات و ترك محرمات.
در همين باب امام سجاد(ع ) مي فرمايند:
هر كس به آنچه كه خدا بر او واجب كرده عمل نمايد, او از بهترين مردم مي باشد
(بحارالانوار, ج 71, ص 195, روايت 7 به نقل از سر الاسراء، علي سعادت پرور, ج 2, ص 65)
و واضح است كسي كه با فعل واجبات و ترك محرمات بهترين مردم شده باشد از منظر خداي سبحان و ائمه هدي (علیه السلام) پسنديده ترين مردم است .
اگر در اين وادي كسي موفق شد حتي اين وسوسه قلبي كه شايد خدا و ائمه هدي(علیه السلام) از من راضي نباشند خود، صفاي دل را به هم مي زند و آدم بي صفا مورد رضايت حق تعالي نيست .
بنابراين با انجام هر چه دقيق تر واجبات و ترك محرمات بايد رضايت بيشتر را تحصيل كرد و آن وسوسه قلبي را از دل زدود.
نشانه هاي رضاي خدا
پيرامون موجبات رضايت خداوند و نشانه هاي راضي بودن خدا از خلق نكات مختلفي در روايات مطرح گرديده است:
1. مخفي بودن موجبات خشنودي خدا
در روايتي از امام علي(علیه السلام) نقل شده كه خداي تبارك و تعالي چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است خشنودي خود را در طاعتش نهفته است، پس هيچ طاعتي را كوچك نشماريد زيرا بسا كه آن طاعت با خشنودي خدا همراه باشد و تو بي خبر باشي
- براي كسب رضايت الهي هر كار خير و پسنديده را انجام دهيد و لو كوچك باشد زيرا احتمال دارد رضايت الهي با او كسب شود.
2. سه چيز است كه بنده را به خشنودي خدا مي رساند:
استغفار زياد، فروتني و صدقه دادن زياد.
نقل شده كه حضرت موسي(علیه السلام) عرض كرد:
اي پروردگار مرا به كاري كه خشنودي تو از من در آن است راهنمايي فرما تا بدان عمل كنم؟
خداوند به او وحي فرمود كه:
همانا خشنودي من در ناخشنودي توست و تو بر آنچه ناخوشش داري صبر نتواني كرد!
موسي عرض كرد: پروردگارا مرا به آن كار راهنمايي فرما.
خداوند فرمود: خشنودي من در خرسندي تو به قضاي من است.
3. در نتيجه راضي و تسليم بودن در برابر قضاي الهي ولو بر خلاف ميل انسان باشد خشنودي خدا را در پي دارد.
1. روايت شده كه موسي(علیه السلام) گفت:
پروردگارا مرا از نشانه ناخشنودي خود از بنده ات خبر ده
خداي تعالي به او وحي فرمود:
هر گاه ديدي كه من بنده ام را براي طاعت خود آماده و از معصيتم روي گردان مي كنم اين نشانه خشنودي من است.
2. در روايتي از پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده:
نشانه خشنودي خدا را خلقش ارزاني نرخها و دادگري فرمانروايشان است و نشانه خشم خدا بر خلقش، ستمگري فرمانروايشان گراني نرخهاست.
3. و نيز آمده است كه:
نشانه خشنودي خدا سبحان از بنده خرسندي اوست به آنچه خداي سبحان به سود و زيان او مقدم فرموده است.
4. در كلامي از امام علي(علیه السلام) آمده:
خشنودي خداي سبحان قرين طاعت اوست.
و در يك كلام اگر انسان دربست تسليم خدا باشد و مطيع محض او در اين صورت خدا از او راضي است.
نكته ديگر آن است مقام «رضوان» از بزرگترين مواهب و مقاماتي است كه خداوند به مؤمنان و مجاهدان مي بخشد و اين رضوان چيزي غير از باغ هاي بهشت و نعمت هاي جاويدان پوردگار است و رضوان من الله اكبر...
هيچ كس نمي تواند آن لذت معنوي و احساس روحاني را كه به يك انسان به خاطر توجه رضايت و خشنودي خدا از او دست مي دهد توصيف مي دهد، توصيف كند.
رضايت خدا از همه برتر و بزرگتر است.
قرآن كريم اسماعيل(علیه السلام) را با صفت «مرضي» توصيف نموده است.
«وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا»(مريم/55)؛ و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.
اين در واقع اشاره به اين حقيقت است كه او در كل برنامه هايش رضايت خدا را جلب كرده است.
اصولا نعمتي از اين بالاتر نيست كه معبود و مولا و خالق انسان از او راضي و خشنود باشد به همين دليل در بعضي از آيات بعد از آنكه معمت بهشت جاويدان را براي بندگان خاص خدا بيان مي كند در پايان مي گويد:
«رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (مائده/119)؛ خداوند از آنها خشنود و آنها نيز از او خشنود خواهند بود و اين فوز عظيم و رستگاري بزرگي است.
ممكن است انسان غرق عالي ترين نعمتها باشد ولي هنگامي كه احساس كند مولي و معبود و محبوب او از او ناراضي است تمام آن نعمتها و مواهب در كام جامش تلخ مي گردد
و نيز ممكن است انسان واجد همه چيز باشد ولي به آنچه دارد راضي و قانع نباشد بديهي است آن همه نعمت با اين روحيه او را خوشبخت نخواهد كرد و ناراحتي مرموزي دائما او را آزار و شكنجه مي دهد و آرامش روح و روان را كه از بزرگترين مواهب الهي است از او مي گيرد.
منابع:
ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، نشر دارالحديث، ج5
تفسير نمونه، ج5
هر درجه اي از عبوديت رضايت متناسب با آن درجه را به همراه دارد.
بهترين معيار و ملاک , يك چيز به نظر مي رسد:
انجام وظايف شرعي
هر آن كس در اين وادي كما و كيفا بيشتر موفق شد بيشتر تحصيل رضاي الهي نموده است.
زيرا با هر چه دقيق تر انجام دادن وظايف شرعي , بيشتر فرمان آورنده آن وظايف يعني فرمان خداي سبحان را لباس عمل پوشيده و هر چه بيشتر فرمان آورنده آن وظايف، عملي گشت بيشتر رضايت خداي سبحان تحصيل شده است .
مراد از وظايف شرعي، اساسي ترين و مهم ترين آن است يعني:
انجام واجبات و ترك محرمات.
در همين باب امام سجاد(ع ) مي فرمايند:
هر كس به آنچه كه خدا بر او واجب كرده عمل نمايد, او از بهترين مردم مي باشد
(بحارالانوار, ج 71, ص 195, روايت 7 به نقل از سر الاسراء، علي سعادت پرور, ج 2, ص 65)
و واضح است كسي كه با فعل واجبات و ترك محرمات بهترين مردم شده باشد از منظر خداي سبحان و ائمه هدي (علیه السلام) پسنديده ترين مردم است .
اگر در اين وادي كسي موفق شد حتي اين وسوسه قلبي كه شايد خدا و ائمه هدي(علیه السلام) از من راضي نباشند خود، صفاي دل را به هم مي زند و آدم بي صفا مورد رضايت حق تعالي نيست .
بنابراين با انجام هر چه دقيق تر واجبات و ترك محرمات بايد رضايت بيشتر را تحصيل كرد و آن وسوسه قلبي را از دل زدود.
نشانه هاي رضاي خدا
پيرامون موجبات رضايت خداوند و نشانه هاي راضي بودن خدا از خلق نكات مختلفي در روايات مطرح گرديده است:
1. مخفي بودن موجبات خشنودي خدا
در روايتي از امام علي(علیه السلام) نقل شده كه خداي تبارك و تعالي چهار چيز را در دل چهار چيز نهفته است خشنودي خود را در طاعتش نهفته است، پس هيچ طاعتي را كوچك نشماريد زيرا بسا كه آن طاعت با خشنودي خدا همراه باشد و تو بي خبر باشي
- براي كسب رضايت الهي هر كار خير و پسنديده را انجام دهيد و لو كوچك باشد زيرا احتمال دارد رضايت الهي با او كسب شود.
2. سه چيز است كه بنده را به خشنودي خدا مي رساند:
استغفار زياد، فروتني و صدقه دادن زياد.
نقل شده كه حضرت موسي(علیه السلام) عرض كرد:
اي پروردگار مرا به كاري كه خشنودي تو از من در آن است راهنمايي فرما تا بدان عمل كنم؟
خداوند به او وحي فرمود كه:
همانا خشنودي من در ناخشنودي توست و تو بر آنچه ناخوشش داري صبر نتواني كرد!
موسي عرض كرد: پروردگارا مرا به آن كار راهنمايي فرما.
خداوند فرمود: خشنودي من در خرسندي تو به قضاي من است.
3. در نتيجه راضي و تسليم بودن در برابر قضاي الهي ولو بر خلاف ميل انسان باشد خشنودي خدا را در پي دارد.
1. روايت شده كه موسي(علیه السلام) گفت:
پروردگارا مرا از نشانه ناخشنودي خود از بنده ات خبر ده
خداي تعالي به او وحي فرمود:
هر گاه ديدي كه من بنده ام را براي طاعت خود آماده و از معصيتم روي گردان مي كنم اين نشانه خشنودي من است.
2. در روايتي از پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده:
نشانه خشنودي خدا را خلقش ارزاني نرخها و دادگري فرمانروايشان است و نشانه خشم خدا بر خلقش، ستمگري فرمانروايشان گراني نرخهاست.
3. و نيز آمده است كه:
نشانه خشنودي خدا سبحان از بنده خرسندي اوست به آنچه خداي سبحان به سود و زيان او مقدم فرموده است.
4. در كلامي از امام علي(علیه السلام) آمده:
خشنودي خداي سبحان قرين طاعت اوست.
و در يك كلام اگر انسان دربست تسليم خدا باشد و مطيع محض او در اين صورت خدا از او راضي است.
نكته ديگر آن است مقام «رضوان» از بزرگترين مواهب و مقاماتي است كه خداوند به مؤمنان و مجاهدان مي بخشد و اين رضوان چيزي غير از باغ هاي بهشت و نعمت هاي جاويدان پوردگار است و رضوان من الله اكبر...
هيچ كس نمي تواند آن لذت معنوي و احساس روحاني را كه به يك انسان به خاطر توجه رضايت و خشنودي خدا از او دست مي دهد توصيف مي دهد، توصيف كند.
رضايت خدا از همه برتر و بزرگتر است.
قرآن كريم اسماعيل(علیه السلام) را با صفت «مرضي» توصيف نموده است.
«وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا»(مريم/55)؛ و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.
اين در واقع اشاره به اين حقيقت است كه او در كل برنامه هايش رضايت خدا را جلب كرده است.
اصولا نعمتي از اين بالاتر نيست كه معبود و مولا و خالق انسان از او راضي و خشنود باشد به همين دليل در بعضي از آيات بعد از آنكه معمت بهشت جاويدان را براي بندگان خاص خدا بيان مي كند در پايان مي گويد:
«رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (مائده/119)؛ خداوند از آنها خشنود و آنها نيز از او خشنود خواهند بود و اين فوز عظيم و رستگاري بزرگي است.
ممكن است انسان غرق عالي ترين نعمتها باشد ولي هنگامي كه احساس كند مولي و معبود و محبوب او از او ناراضي است تمام آن نعمتها و مواهب در كام جامش تلخ مي گردد
و نيز ممكن است انسان واجد همه چيز باشد ولي به آنچه دارد راضي و قانع نباشد بديهي است آن همه نعمت با اين روحيه او را خوشبخت نخواهد كرد و ناراحتي مرموزي دائما او را آزار و شكنجه مي دهد و آرامش روح و روان را كه از بزرگترين مواهب الهي است از او مي گيرد.
منابع:
ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، نشر دارالحديث، ج5
تفسير نمونه، ج5