۲۵/اردیبهشت/۹۴, ۲۱:۳۹
یک خط نور از غار تا پای کوه
از مشرق کوه نور، مردی که سرشار از نور است، پایین میآید؛ مرد عقیده و ایمان، با رهتوشه ای از «اقرأ باسم ربک الذی خلق».
زمان را نگاه کن؛ به چشم روشنی زمین آمده است. یک خط نور، از غار شروع میشود تا پایین. کسی میآید که اگرچه تنها ولی همه بهار، یک جا با اوهمراه است. نگاه سبز وحی، به اوست و استقبال پر از شعر و شعور جهان نبوت، پیش روی او:
محمد صلی الله علیه وآله میآید و قبیله های فضایل، یک به یک، به تعظیم برمیخیزند.
جاهلیت، به دیار نیستی میکوچد.
این صدای گامهای آغازین رسالت است؛ صدایی دل انگیز از غار حرا. گویا این غار، هم اکنون متولد شده است در دامن چهل سالگی الگوی جهانیان.
این غار، خاک نعلین برترین آفریده را توتیای چشم خویش کرده است و نخستین واژه های عرشی قرآن را در دل دارد. حرا، یعنی نجواهای شبانه پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله.
ببین چگونه آن نیایشها، نتیجه داد. اینک، آخرین فرستاده میآید؛ با قرآنی که به روی گشود تا با آن، بشارت دهد و انذار کند.
رسالت عظیم او، با قرآنی عظیم آغاز میشود تا مکارم اخلاقی را که عظیم است، به پایان برساند.
محمدکاظم بدرالدین
از مشرق کوه نور، مردی که سرشار از نور است، پایین میآید؛ مرد عقیده و ایمان، با رهتوشه ای از «اقرأ باسم ربک الذی خلق».
زمان را نگاه کن؛ به چشم روشنی زمین آمده است. یک خط نور، از غار شروع میشود تا پایین. کسی میآید که اگرچه تنها ولی همه بهار، یک جا با اوهمراه است. نگاه سبز وحی، به اوست و استقبال پر از شعر و شعور جهان نبوت، پیش روی او:
محمد صلی الله علیه وآله میآید و قبیله های فضایل، یک به یک، به تعظیم برمیخیزند.
جاهلیت، به دیار نیستی میکوچد.
این صدای گامهای آغازین رسالت است؛ صدایی دل انگیز از غار حرا. گویا این غار، هم اکنون متولد شده است در دامن چهل سالگی الگوی جهانیان.
این غار، خاک نعلین برترین آفریده را توتیای چشم خویش کرده است و نخستین واژه های عرشی قرآن را در دل دارد. حرا، یعنی نجواهای شبانه پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله.
ببین چگونه آن نیایشها، نتیجه داد. اینک، آخرین فرستاده میآید؛ با قرآنی که به روی گشود تا با آن، بشارت دهد و انذار کند.
رسالت عظیم او، با قرآنی عظیم آغاز میشود تا مکارم اخلاقی را که عظیم است، به پایان برساند.
محمدکاظم بدرالدین