کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
این صدای گام‏های آغازین رسالت است.
۲۱:۳۹, ۲۵/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #1

یک خط نور از غار تا پای کوه

از مشرق کوه نور، مردی که سرشار از نور است، پایین می‏آید؛ مرد عقیده و ایمان، با ره‏توشه‏ ای از «اقرأ باسم ربک الذی خلق».

زمان را نگاه کن؛ به چشم روشنی زمین آمده است. یک خط نور، از غار شروع می‏شود تا پایین. کسی می‏آید که اگرچه تنها ولی همه بهار، یک جا با اوهمراه است. نگاه سبز وحی، به اوست و استقبال پر از شعر و شعور جهان نبوت، پیش روی او:

محمد صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله می‏آید و قبیله‏ های فضایل، یک به یک، به تعظیم برمی‏خیزند.

جاهلیت، به دیار نیستی می‏کوچد.

این صدای گام‏های آغازین رسالت است؛ صدایی دل‏ انگیز از غار حرا. گویا این غار، هم اکنون متولد شده است در دامن چهل سالگی الگوی جهانیان.

این غار، خاک نعلین برترین آفریده را توتیای چشم خویش کرده است و نخستین واژ‏ه های عرشی قرآن را در دل دارد. حرا، یعنی نجواهای شبانه پیامبر اعظم صلی‏ الله علیه ‏و‏آله.

ببین چگونه آن نیایش‏ها، نتیجه داد. اینک، آخرین فرستاده می‏آید؛ با قرآنی که به روی گشود تا با آن، بشارت دهد و انذار کند.
رسالت عظیم او، با قرآنی عظیم آغاز می‏شود تا مکارم اخلاقی را که عظیم است، به پایان برساند.
محمدکاظم بدرالدین

[تصویر: w535]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، آفتاب
۰:۳۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام بر مبعث، بهاری ‏ترین فصل گیتی!
سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!
سلام بر مبعث؛ نوید تزکیه انسان‏ های شایسته از زشتی‏ ها.
سلام بر مبعث؛ روزی که گل‏ های ایمان در گلستان جان انسان شکوفا شد!
سلام بر مبعث، نوید وحدت حق ‏طلبان جهان از خاستگاه وحی!
سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!
سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر!
سلام بر مبعث، جشن بزرگ ستم‏دیدگان و بی ‏یاوران!
سلام بر مبعث، جاری کننده چشمه ایمان و عدالت در کویر خشک زمین!
سلام بر مبعث، پایه‏ گذار حکومت صالحان در عرصه خاک!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، عمار رهبری
۸:۵۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #3

هدف بعثت دعوت به توحید بود

بعثت نبی اکرم در درجه‌ی اول، دعوت به توحید بود. توحید صرفاً یک نظریه‌ی فلسفی و فکری نیست؛ بلکه یک روش زندگی برای انسان‌هاست؛ خدا را در زندگی خود حاکم کردن و دست قدرت‌های گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودن.

«لااله‌الاالله» که پیام اصلی پیغمبر ما و همه‌ی پیغمبران است، به معنای این است که در زندگی و در مسیر انسان و در انتخاب روش‌های زندگی، قدرت‌های طاغوتی و شیطان‌ها نباید دخالت کنند و زندگی انسان‌ها را دستخوش هوس‌ها و تمایلات خود قرار دهند.

اگر توحید با همان معنای واقعی که اسلام آن را تفسیر کرد و همه‌ی پیغمبران، حامل آن پیام بودند، در زندگی جامعه‌ی مسلمان و بشری تحقق پیدا کند، بشر به سعادت حقیقی و رستگاری دنیوی و اخروی خواهد رسید و دنیای بشر هم آباد خواهد شد؛ دنیایی در خدمت تکامل و تعالی حقیقی انسان.

دنیا در دید اسلام، مقدمه و گذرگاه آخرت است. اسلام دنیا را نفی نمیکند؛ تمتعات دنیوی را منفور نمی‌شمارد؛ انسان را با همه‌ی استعدادها و غرایز در صحنه‌ی زندگی، فعال می‌طلبد؛ اما همه‌ی اینها باید در خدمت تعالی و رفعت روح و بهجت معنوی انسانی قرار گیرد تا زندگی در همین دنیا هم شیرین شود.
در چنین دنیایی، ظلم و جهل و درنده‌خویی نیست.
و این کار دشواری است و به مجاهدت احتیاج دارد و پیغمبر این جهاد را از روز اول آغاز کرد.
بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام در سالروز عید سعید مبعث ۰۲/۰۷/۱۳۸۲َ

[تصویر: w535]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، آفتاب
۱۲:۴۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #4

اين آخرين جمله‌هاي پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. فرمود: نگذاريد در پشت درهاي بسته‌ي حكومت،‌ قوي‌ها، ضعيفان را پاره پاره كنند. نگذاريد پشت درهاي بستة دولت، سرمايه‌داران و اغنيا،‌ فقرا را لِه كنند.

...دولت ما، دولتمردان، وزرا و وكلايي كه منازلشان در مناطق مرفّه تهران است، در خانه هاي وسيع و تجمّلاتي، زندگي مي‌كنند و دم از حكومت ديني يا جامعة مدني مي‌زنند، اينها اگر به احكام غربي عمل كنند، قدرت و ظرفيتش را ندارند چه رسد به اين كه بخواهند به احكام اسلامي در باب حكومت ديني عمل كنند!
امير المؤمنين (علیه السلام) دربارة ائمة حق فرمود: در حكومت اسلامي، روحانيون يا علماي دين و حاكمان ديني بايد سطح زندگي‌شان از سطح متوسط مردم، پايين‌تر باشد تا بتوانند دين را به درستي تبليغ و به درستي اجرا كنند. اگر روحانيت يا مسئولان حكومت در سه قوّه، در خانه‌هاي اشرافي، زندگي كنند و با سفره‌هاي آنچناني و روابط فاميلي آنچناني، با ازدواج‌هاي حكومتي، كاست‌هاي طبقاتي تشكيل دهند، اينان نمي‌توانند حكومت ديني را در اين مملكت اجرا كنند؛ بلكه تنها دين و حكومت ديني زير سؤال خواهد رفت و نسل‌هاي بعدي ما از اصل دين و حكومت ديني مأيوس خواهند شد. اين تكليف اصلي ماست. تكليف همة خطبا در نماز جمعه‌هاست كه بر روي اين اصول تأكيد كنند.
ما در برابر آمريكا چه وقت كوتاه مي‌آييم و تن به سازش مي‌دهيم؟ در برابر جريان‌هاي انحرافي ضدّ ديني تحت عناوين روشنفكري، چه وقت متزلزل مي‌شويم؟ تنها وقتي كه خودمان فاسد شده باشيم، ديگر جرئت نمي‌كنيم نهي از منكر و نقد بكنيم. آدم‌هايي كه خودشان فاسد مي‌شوند،‌نمي‌توانند در برابر منكرات فرياد بزنند.

...پيامبر اكرم (علیه السلام) فرمود، اين مضمون از امير المؤمنين (علیه السلام) هم نقل شده است : «هر جا ستمي بر مردم برود و حكومت ها بي‌اطلاع بمانند و يا مطّلع بشوند، ولي مدارا كنند، نقض پيمان الهي شده است.»
پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «جامعه‌اي كه در آن، حقوق ضعيفان از قدرتمندان، از صاحبان قدرت، صاحبان ثروت و صاحبان شوكت، بدون لكنت زبان،‌مطالبه نشود، جامعة اسلامي نيست.» اين است آن جامعة ديني و حكومت ديني كه ما بايد بسازيم.
ما هم مي‌خواهيم جامعه و حكومتي بسازيم كه اگر فردا يك آدم عادي، يك روستايي برخاست و به تهران آمد و گفت: آقا، حقّ مرا فلان آدم ثروتمند يا قدرتمند، غصب كرده است، نترسد و بدون لكنت زبان، حرفش را بزند و دادگستري هم حقّ او را اقامه كند. اين است آن جامعه و حكومت ديني كه انقلاب خميني مي‌خواهد.

...پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «بر صاحبان قدرت و ثروت، نظارت كنيد، متهمشان كنيد، سكوت نكنيد!» پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «در برابر روحانيوني كه نانِ دين مي‌خورند و به دنياي خودشان خدمت مي‌كنند، سكوت نكنيد، به خاطر حفظ دين، متهمشان كنيد.»
و فرمود: «حاكمان را كه از قدرت، سوء استفاده مي‌كنند، متّهم كنيد و نيز ثروتمنداني كه حق اللّه و حقّ النّاس را در ثروت و سرمايه ادا نمي‌كنند.

...پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «بئْسَ الْقَوْمُ قومٌ لا يَقُومُونَ لِلّهِ تَعالي بِالْقِسْط»؛۲۴ بد جامعه و ملّتي است،‌ ملّتي كه عدالت‌خواه نيست و براي اجراي عدالت و قسط، عدالت در حوزة اقتصاد، قضاوت، سياست و فرهنگ قيام نمي‌كند. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «كُلُوا جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»؛۲۵ بخوريد! امّا تنها، تنها نخوريد و (بر سر سفره نيز) متفرّق نشويد. اين،‌ منطق اسلام است و پاسخ چه بايد كرد؟ اينهاست. نه اين‌كه يك طبقه، آن طرف شهر بخورند، تا بتركند و بالا بياورند، از فرط سيري با دمشان گردو بشكنند و ندانند پول‌ها را چگونه خرج كنند، و يك عدّه‌ هم اين سوي شهر از گرسنگي درمانده‌اند، چهار دختر دَمِ بخت، پسر دَمِ بخت دارد و يك جهيزية ساده را نمي‌تواند تهيه كند، خود را از ساختمان هشت طبقة‌وزارتخانة دولتي پايين مي‌اندازد.

...در شرايطي كه پيغمبر اكرم در بدترين شرايط از نظر مادّي و نظامي و در محاصرة مطلق بودند،‌ايشان آن نامة مشهور را به سران جهان، به امپراطوري روم و ايران و مصر و حبشه مي‌نويسند و يكجا همة حكومت‌هاي دنيا را به اسلام دعوت مي‌كنند. شما ببينيد در آن شرايطي كه در بدترين موقعيت ضعف در جنگ احزاب و خندق در محاصره‌اند و خود پيغمبر كلنگ مي‌زند و اصحاب مي‌گويند آن قدر گرسنه بود كه به شكمش سنگ بسته بود. البته معمولاً پيامبر چيزي نمي‌خورد و علاوه بر رياضت‌هاي هميشگي‌اش، اكنون در محاصره، ديگر چيزي هم نبود كه بخورد.
راوي مي‌گويد: در اين شرايط، پيغمبر در خندق، كلنگ مي‌زد، كلنگ به سنگي خورد و جرقه‌اي پريد، فرمود: من فتح ايران و روم را در پرتو اين جرقه مي‌بينم. بعضي از اين آقايان خنديدند، مسخره كردند كه: شكمش گرسنه است و ما يك لقمه نان نداريم بخوريم و در محاصره‌ايم، او مي‌خواهد ايران و روم را فتح كند. روشنفكر بازي براي سازش و تسليم درگرفت و شروع كردند به مسخره كردن ايشان، و در چنين اوضاعي است كه آن نامه را مي‌نويسد، پيامبر هم اصلاً تعارف نيست؛ يعني ايشان به امپراطور ايران و روم نامه نمي‌نويسد كه آقا حالا بياييد، مثلاً با هم يك گفت و گويي بكنيم و ببينيم كه آيا شما راست مي‌گوييد يا ما. اين گونه نبود. ببينيد نامه‌هايش به پادشاه يمن، پادشاه حبشه، شاه حيره، حاكم مصر، امپراطور روم و شاه ايران اين است كه همه اينها را يكجا به اسلام مي‌خواند.
ادبيات پيغمبر در اين نامه‌ها چنين است:
«سلام بر كسي كه تابع هدايت باشد؛ تو را به پرچم اسلام فرا مي‌خوانم؛ اسلام بياور تا سالم بماني و اگر مبارزه‌كني مسئوليت همة مردمت با تو خواهد بود». اينگونه بود، بحث صدور انقلاب و گفت و گو با قدرت‌هاي استعماري جهان چنين بود. و قضية صلح حديبيه هم اصلاً بحث سازش و تسليم نبود. قضية صلح حديبيه را كه بعضي‌ها مطرح مي‌كنند من خواهش مي‌كنم بروند تاريخش را درست بخوانند. اصلاً صلح حديبيه، امتيازگيري بود، نه امتياز دادن. يك صلح تاكتيكي موقّت براي فتح مكه بود كه چند ماه بعد از همين قضيه اتفاق افتاد.

بریده هایی از کتاب "محمد، پیامبری برای همیشه"
استاد حسن رحیم پور ازغدی

[تصویر: w535]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا