تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هر قوم چگونه منجی اش را یافت؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۲۵/خرداد/۹۴ ۱:۱۲)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
با مطالعه ی تاریخ می توانیم بگوییم نیمی از این جمله صحت داد: آن بخشی که مربوط به سخت ترین دوران زندگی بشر می شود.
براساس آیات قرآن کریم میتونیم بگیم که قطعاً این دیدگاه که کار مردمی از مردم دیگری سخت‌تر هست اشتباهه.

سوره بقره، آیه 214 : أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُم‌ۖ مَّسَّتۡہُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ ۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِ‌ۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٌ۬
آیا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر سر پیشینیان شما آمد بر سر شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و به هول و تکان درآمدند تا جایی که پیامبر خدا و کسانی که با وی ایمان آورده‌بودند گفتند یاری خدا کی خواهد بود؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.

پس تمام مردم تاریخ برای رفتن به بهشت باید تا سرحد توان خود بر راه خدا اصرار کنن.

سوره بقره، آیه 286 : لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا‌...
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمی‌کند...

جز به اندازه توان، نه بیشتر و نه کمتر، تا مرز توانایی و ناتوانی، تا آنجا که به هول و تکان می‌افتند.
(۳۰/خرداد/۹۴ ۱:۱۸)ـــ نوشته است: [ -> ]براساس آیات قرآن کریم میتونیم بگیم که قطعاً این دیدگاه که کار مردمی از مردم دیگری سخت‌تر هست اشتباهه.

سوره بقره، آیه 214 : أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُم‌ۖ مَّسَّتۡہُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ ۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِ‌ۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٌ۬
آیا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر سر پیشینیان شما آمد بر سر شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و به هول و تکان درآمدند تا جایی که پیامبر خدا و کسانی که با وی ایمان آورده‌بودند گفتند یاری خدا کی خواهد بود؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.

پس تمام مردم تاریخ برای رفتن به بهشت باید تا سرحد توان خود بر راه خدا اصرار کنن.

سوره بقره، آیه 286 : لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا‌...
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمی‌کند...

جز به اندازه توان، نه بیشتر و نه کمتر، تا مرز توانایی و ناتوانی، تا آنجا که به هول و تکان می‌افتند.

همکار خط تیره _
مقایسه سر سختی و اسونی نیستا سر این هست که چه امتهایی که پیامبر دیدن چه کردن و مایی که بیش از 1000ساله نه پیامبر دیدم و نه مثل اونها هستیم ( امتها ) پس از تجربه اونهااستفاده ببریم برای درک امام زمان و ظهور و منجی خودمون.شما یبار معلم خدت بالا سرته برای امتحان میاد کمکت میکنه ول یه وقت معلمت هست ولی بخاطر شرایطی نمیاد بالاسرت اینجا فرقش مشخصه که بین ما و کسایی که درک کردن نبیی رو. فرقی بین اویث قرن با اباذر نیست؟Huh
  • شما اینطوری انسان رو بدون رشد و تعالی مدنظر میگیرین.
بعدشم توان هر شخص ثابت نیستا اینو دقت کنین.شما توان ( په ذهنی چه جسمی په ... ) در طول تاریخ ثابت نیست بیلکه میتونه رشد کنه و حتی میتونه عقب نشینی کنه.
(۳۰/خرداد/۹۴ ۲:۰۰)mahdy30na نوشته است: [ -> ]مقایسه سر سختی و اسونی نیستا سر این هست که چه امتهایی که پیامبر دیدن چه کردن و مایی که بیش از 1000ساله نه پیامبر دیدم و نه مثل اونها هستیم ( امتها ) پس از تجربه اونهااستفاده ببریم برای درک امام زمان و ظهور و منجی خودمون.
من نگفتم مبحث در چه موردی هست. گفتم اون گزاره اشتباهه.

(۳۰/خرداد/۹۴ ۲:۰۰)mahdy30na نوشته است: [ -> ]شما یبار معلم خدت بالا سرته برای امتحان میاد کمکت میکنه ول یه وقت معلمت هست ولی بخاطر شرایطی نمیاد بالاسرت اینجا فرقش مشخصه که بین ما و کسایی که درک کردن نبیی رو. فرقی بین اویث قرن با اباذر نیست؟Huh
فرق در چی؟
در توان: صدالبته فرق هست.
در سختی کار: بنده با اون آیات شریفه استدلال کردم که فرقی نیست.


(۳۰/خرداد/۹۴ ۲:۰۰)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
  • شما اینطوری انسان رو بدون رشد و تعالی مدنظر میگیرین.
کجای حرف من چه ربطی به رشد و تعالی داشت؟

(۳۰/خرداد/۹۴ ۲:۰۰)mahdy30na نوشته است: [ -> ]بعدشم توان هر شخص ثابت نیستا اینو دقت کنین.شما توان ( په ذهنی چه جسمی په ... ) در طول تاریخ ثابت نیست بیلکه میتونه رشد کنه و حتی میتونه عقب نشینی کنه.
در کجای حرف من توان انسان ثابت فرض شد؟
بعد هم مگر در یک عصر ثابته که به طول تاریخ اشاره می‌کنید؟
(۲۸/خرداد/۹۴ ۱:۵۸)یاســین نوشته است: [ -> ]اونا 40 سال بچه دار نمیشدن و عملا به واسطه رفتار زشت و کفرشون از رحمت به دور بودن و نسلشون منقرض شده بوده ....
آیا عمر حضرت نوح(علیه السلام) با قومش کاملاً متفاوت بوده؟ چون فکر کنم در غیر این صورت حداقل به چند صد سال بچه دار نشدن نیاز باشه.

و نیز اگر «عملا نسلشون منقرض شده بوده» پس طوفان نوح برای چی بود؟

(۲۸/خرداد/۹۴ ۲۳:۰۵)آسمانه سجادی نوشته است: [ -> ]1.بین مردم مردی از جنس خودشان دریافت وحی دارد!
یع
نی برای ما عجیب است یکدفعه بگویند این مرد پیامبر است.

2.او برای انذار مردم آمده

3.و بشارت برای مومنان

4.کافران گویند این ساحر آشکار است.

چرا؟
چرا چی؟
خوب بود افرادی که بعد از پاسخ بنده به ارسال آقای mahdy30na با سخنشون موافقت کردند، دلایلشون رو در رد پاسخ بنده به سخن ایشون ارائه می‌دادند.
(۳۰/خرداد/۹۴ ۲:۲۶)ـــ نوشته است: [ -> ]من نگفتم مبحث در چه موردی هست. گفتم اون گزاره اشتباهه.

فرق در چی؟
در توان: صدالبته فرق هست.
در سختی کار: بنده با اون آیات شریفه استدلال کردم که فرقی نیست.


کجای حرف من چه ربطی به رشد و تعالی داشت؟

در کجای حرف من توان انسان ثابت فرض شد؟
بعد هم مگر در یک عصر ثابته که به طول تاریخ اشاره می‌کنید؟
جناب برای کلام نخست شما که بحث مقایسه رو مطرح کردین
مَا أُوذِیَ‏ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت ‏‌ هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد
دیگه بمونه ماجرای سوره هود و واقعه و ... که پیامبر خدا فرمودند سوره هود و واقعه مرا پیر کرد .... .
پس پیامبر اکرم هم نباید چنین سخنی میگفت. کدوم پیامبر ؟ Huh

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿۴﴾ ( نجم)
(۳۰/خرداد/۹۴ ۱:۱۸)ـــ نوشته است: [ -> ]براساس آیات قرآن کریم میتونیم بگیم که قطعاً این دیدگاه که کار مردمی از مردم دیگری سخت‌تر هست اشتباهه.

سوره بقره، آیه 214 : أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُم‌ۖ مَّسَّتۡہُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ ۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِ‌ۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٌ۬
آیا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر سر پیشینیان شما آمد بر سر شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و به هول و تکان درآمدند تا جایی که پیامبر خدا و کسانی که با وی ایمان آورده‌بودند گفتند یاری خدا کی خواهد بود؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.

پس تمام مردم تاریخ برای رفتن به بهشت باید تا سرحد توان خود بر راه خدا اصرار کنن.

سوره بقره، آیه 286 : لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا‌...
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمی‌کند...

جز به اندازه توان، نه بیشتر و نه کمتر، تا مرز توانایی و ناتوانی، تا آنجا که به هول و تکان می‌افتند.
شما بفرما توان رو کی مشخص میکنه ؟ مگر اینکه خود شخص میدونه میتونه یا نه؟ من میدونم میتونم این کار رو انجام بدم ولی اگه بخام یسری اوامر اللهی رو انجام بدم توانش رو پیدا میکنم.حالا شما بفرما این توان چطور در امتی یک زمان ساکن میشه ولی در زمانی ئیگر همون قوم توانش و تکلیفی که داره رو انجام میده؟

قوم بنی اسرائیل، دانیال نبی (علیه السلام) را در چاهی انداختند و در انتظار مردن او نشستند.
امّا پس از مدتی، پشیمان شدند و ایشان را از چاه بیرون آورد و فرمانروای خود کردند.
سپس با اعتماد به رهبر خود، ستمگران را با امید به فرج، از تخت پایین کشیدند و تا زمان حضرت عزیر (علیه السلام)، همچنان بر ولایت او ثابت قدم ماندند.

مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا
هر کس را خدا هدايت کند، هدايت يافته واقعى اوست؛ و هر کس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت!
ایا خدا میخواد که بنده ای گمراه باشه؟

جناب ایه تکلیف خودش خیلی موضوعات رو مشخص میکنه ، اگه شما موافق با رشد هستین و اینکه انسان میتونه ترقی کنه که هیچ وگرنه باید توان رو حد و مرز بزارین.
بسم الله

با سلام

به نظر میاد متوجه سخن یکدیگر نمی شوید

آقای" _" با توجه به این عبارت از قرآن : «...وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُم‌ۖ مَّسَّتۡہُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُوا...»

می خوان این نتیجه رو بگیرند که همانگونه که امتهای پیشین سختی کشیدند ما و بقیه هم سختی هایی می کشیم واین طور نیست که گروهی سختی نکشند وگروهی سختی بکشند...

ظاهرا در ادامه ایشون این طور نتیجه گرفتند که همه انسان ها سختی هاشون یکسان هست

به نظرم این سخن از آیه فوق برداشت نمی شود که همه به طور یکسان( نه یک شکل) یعنی به میزان مساوی سختی می کشند اصلا داستان مومنین و غیر مومنین وگناه کار با انسان متقی در دنیا تفاوت دارد

انّ مع العسر یسری فان مع العسر یسری


اگر دقت کنیم هر انسانی به یک شکل امتحان میشود یکی ایمان وصبر دارد وهمین ایمان وصبر سبب می شود که او سختی امتحان را تحمل کند وموفق بیرون برود ویکی که ضعف در ایمان دارد خودش رو می بازد

للذین التّقوا فی هذه الدّنیا حسنه...

ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سیّئة فمن نفسک...

قل لن یصیبنا الّا ما کتب الله لنا هو مولانا...

لکی لا تأسوا علی ما فاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم..
.


وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم ویعفوا عن کثیر


به نظرم از بررسی وتامل در آیات بالا و آیات دیگر در یک بحث جداگانه می شود به یک نتیجه ی خوب رسید

در هر حال مومنین در عین سختی هایی که میکشند زندگی بابرکت تری خواهند داشت
سلام تشکر از شما
(۳۰/خرداد/۹۴ ۲۳:۲۳)یاقوت نوشته است: [ -> ]بسم الله

با سلام

به نظر میاد متوجه سخن یکدیگر نمی شوید

آقای" _" با توجه به این عبارت از قرآن : «...وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُم‌ۖ مَّسَّتۡہُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُوا...»

می خوان این نتیجه رو بگیرند که همانگونه که امتهای پیشین سختی کشیدند ما و بقیه هم سختی هایی می کشیم واین طور نیست که گروهی سختی نکشند وگروهی سختی بکشند...

ظاهرا در ادامه ایشون این طور نتیجه گرفتند که همه انسان ها سختی هاشون یکسان هست

به نظرم این سخن از آیه فوق برداشت نمی شود که همه به طور یکسان( نه یک شکل) یعنی به میزان مساوی سختی می کشند اصلا داستان مومنین و غیر مومنین وگناه کار با انسان متقی در دنیا تفاوت دارد

انّ مع العسر یسری فان مع العسر یسری


اگر دقت کنیم هر انسانی به یک شکل امتحان میشود یکی ایمان وصبر دارد وهمین ایمان وصبر سبب می شود که او سختی امتحان را تحمل کند وموفق بیرون برود ویکی که ضعف در ایمان دارد خودش رو می بازد

للذین التّقوا فی هذه الدّنیا حسنه...

ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سیّئة فمن نفسک...

قل لن یصیبنا الّا ما کتب الله لنا هو مولانا...

لکی لا تأسوا علی ما فاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم..
.


وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم ویعفوا عن کثیر


به نظرم از بررسی وتامل در آیات بالا و آیات دیگر در یک بحث جداگانه می شود به یک نتیجه ی خوب رسید

در هر حال مومنین در عین سختی هایی که میکشند زندگی بابرکت تری خواهند داشت

یک سوال
شما نسبت به امت حضرت یونس در یکسطح هستین؟( در پاسخ به _ )
جناب یاقوت و _ هر امتی در طول تاریخ امتحان شدن به بودن و غیبت هادی زمانشون.ایا این رو قبول داریذ؟اگه قبول دارید که هم سو میشیم ولی اکه مخالفین و اینکه میگید امم قدیم سختی و امتخان شدن نه کمتر و نه بیشتر این تا خدی اشتباه هست چون هر امتی با توجه به اون لیاقت و همچنین داشته هاشون و مهمترین نکته تحربشون مورد سنحش قرار میگیره.

یک سوال : ایا بین اصحاب درجه اول پیامبر مثل حضرت امیر ، سلمان ، مقداد ، اباذر ، امار ، و .... با ماهایی که پیرو این دین هستیم فرق نیست در سختیی که میکشیم در غیبت هادی امت؟
نمیخوام بحث به انحراف بره فقط ارجا میدم به خودتون که بستحین که ، اگه کسی با بودن و رویت امام امامن خودش ( از پیامبران شما شروع کن تا پیامبر خاتم و معصومین بیا تا سال 260) مورد امتحان قرار میگرفت سختی و صبر و استقامتش بیشتر از ماهایی که ندیدیم ولی به نحوی درک کردیم امام رو ، بیشتره یا کمتر؟
جناب _ شما کل ایرادتون این بود و هست که با یک ایه میخواین به نتیجه خودتون برسید.
یک نمونه کلی میگم و امیدوارم گویایی مطالب باشه و اگه ایرادی هست بفرمایید
نقل قول: در روايت است كه دين دارى در آخر الزمان، مثل گرفتن آتش در دست است، چرا دين دارى در اين زمان، سخت‏تر از زمان‏هاى ديگر است؟ اصولاً در عصر نزديك به ظهور، مردم از دين فاصله مى ‏گيرند يا اين كه به طرف دين بيشتر مى ‏آيند؟

در ابتدا با استفاده از برخى روايات، تصويرى از وضعيت دينى در آخرالزمان ارائه مى ‏شود:
«اسلام و ايمان، غريب مى ‏شود، همان طور كه در ابتدا غريب بود»،
«مساجد از نظر ظاهرى آباد، ولى از نظر هدايت خراب هستند»،
«انسان دين خود را مى ‏فروشد، به گونه ‏اى كه ممكن است صبح مؤمن باشد و عصر كافر شود يا عصر، مؤمن باشد و صبح كافر گردد»،
«جو عمومى و حاكم، جو كفر و بى‏ دينى است؛ به گونه ‏اى كه حتى بعضى از مؤمنان را نيز متزلزل كرده و به كفر دعوت مى ‏كند»،
«ملت‏هاى ديگر از اديان خود، گمراه مى‏ شوند»،
«هر كس كه پرچم گمراهى بلند كند، هوادارانى خواهد يافت»،
«با عقايد اسلامى - حتى ايمان به خدا - به طور علنى برخورد مى ‏شود» ر.ك: معجم احاديث امام مهدى، ج 1، صص 87، 71، 44، 31 و... از پيامبر اكرم«ص».،
«شنيدن حقايق قرآن، بر مردم گران آيد؛ اما شنيدن باطل آسان است»،
«مردم نسبت به وقت نماز، بى ‏اعتنا مى ‏شوند» ر.ك: بحارالانوار، ج 52، ص 256- 260؛ حضرت مهدى از ظهور تا پيروزى، ص 250-249.،
«بدعت‏ها ظاهر و زياد شود»،
«حلال، حرام شود و حرام، حلال» و... ر.ك: معجم احاديث امام مهدى، ج 3، ص 218 ؛ منتخب الاثر، ص 527، و....
مجموع اين جملات نورانى، بيانگر وجود نوعى تحير، پس رفت اعتقادى، ظاهرسازى و رنگ باختن ديندارى در آخرالزمان است. چنان كه حضرت على«ع» نيز به اين مطلب اشاره فرموده است:

«
يكون حيره و غيبه تضل فيها اقوام و تهتدى فيها آخرون»
؛ الغيبة نعمانى، ص 104 ؛ تاريخ غيبت كبرى، ص 246.؛
«غيبت و حيرتى پيش خواهد آمد كه گروه‏ هايى گمراه مى ‏شوند و دسته ‏اى ديگر هدايت مى ‏يابند».
وضعيت ديندارى در آخرالزمان سخت و شكننده و ميزان رويگردانى اغلب مردم از دستورات الهى، زيادتر است.
اين مسئله دلايل مختلفى مى‏تواند داشته باشد، از جمله:
1. تحريف در آموزه‏هاى متعالى و راستين دين در اين عصر فزونى مى‏گيرد و اديان و مكاتب مختلفى شكل مى‏ گيرد؛ اين اديان ساختگى، رنگ و بويى از حقيقت ندارند و تهى از معنويت و باورهاى راستين حق گرايانه هستند.
در روايات نيز اشاره شده كه سرگردانى در عقايد دينى، نتيجه جريانات باطلى است كه با جهالت و كنار گذاشتن تفكر در ميان امت ظاهر مى‏شود ر.ك: اشاره الاسلام، ص 86؛ بحارالانوار، ج 52، ص 228.
2. غول‏هاى ارتباط جمعى و رسانه‏اى، به شدت با اسلام درگير مى ‏شوند و با انواع تخريب‏ها و تحريف‏ها و سياه نمايى ‏ها، سعى بر آن دارند كه چهره خشن و سياهى از اسلام و دين نشان دهند و در اين كار، چنان ماهرانه و شيطنت ‏آميز واقعيت‏ها را تحريف و تخريب مى‏كنند كه حتى برخى از مسلمانان نيز دچار ترديد مى‏شوند و گاه از دين خود شرمنده مى‏شوند، و از طرفى ديگر، ظواهر دنيا را چنان فريبنده و زيبا جلوه مى‏دهند و انواع فساد و فحشا را در جامعه پخش مى ‏كنند، به گونه‏اى كه مردم در كنترل كردن اميال و غرايز خود بايد مجاهدت و تلاش فراوان كنند. بازار فسادهاى مالى و اخلاقى، چنان گرم مى ‏شود كه برخى، همه چيز را به فراموشى مى‏سپرند و حتى انسانيت را زير پا قرار مى‏ دهند روشن است كه با فساد علنى دنياى امروز، حفظ دين و معنويت، بسيار مشكل است.
3. مردم از محتواى اسلام و قرآن و حقيقت آن دور مى‏ شوند. اين دور شدن به چند شكل اتفاق مى ‏افتد. توجه بيش از حد به ظاهر و غفلت از محتوا و پيام؛ يعنى، مردم به جاى اين كه دنبال فهم معانى قرآن باشند، بيشتر به خواندن آن و لحن و صوت ارزش بدهند ر.ك: بحارالانوار، ج 52، ص 190..
همچنين به قدرى معانى مختلف و برداشت‏هاى غيرمعقول از قرآن عرضه مى‏شود و به قدرى اختلاف قرائت‏ها و تكثرگرايى رواج و مقبوليت يابد كه معناى اصلى قرآن و منظور الهى از نزول آن در بين مردم گم شود و كسى نداند كه منظور خداوند از نزول فلان آيه يا سوره يا كل قرآن و اسلام چيست. در اين صورت نيز از قرآن و اسلام، جز اسم چيزى نخواهد ماند، زيرا هر كس حرفى خواهد زد و آن را حرف اسلام و قرآن قلمداد خواهد كرد ر.ك: تفسير فرات كوفى، ص 139..
با اين حال نبايد از نظر دور داشت كه اگر حفظ دين در آخرالزمان دشوار است به همان نسبت عوامل و زمينه ‏هاى ديندار شدن نيز بهتر و بيشتر فراهم است. براى نمونه در هيچ زمانى به اندازه زمان ما ابزار و وسايلى كه بتوان با كمك آنها دين را شناخت فراهم نبوده است؛ مانند كتاب، صوت، تصوير و نيز گسترش دانش و معارف. اگر در گذشته شخصى براى استماع حديثى فرسنگ‏ها راه بيابان را طى مى‏نمود، امروز با زدن چند كليد رايانه و يا مراجعه ساده به كتاب‏ها و نيز امواج راديويى و تصويرى و... مى ‏تواند به همان اطلاعات دسترسى پيدا كند. علاوه بر آنكه مردم آخرالزمان از عقل و هوش بيشترى برخوردارند.
از امام سجاد«ع» نقل شده كه فرمود:
«خداوند آيات سوره توحيد و نيز اول سوره حشر را براى مردم آخرالزمان نازل كرده است، چرا كه مردم آخرالزمان از عقل و بينش بالاترى برخوردارند».
از طرف ديگر هر چند حفظ دين و عمل به وظيفه، در دنياى پرتلاطم و سراسر ظلم و فساد، كارى دشوار است؛ ولى پاداش انسان‏هاى متدين و دين‏مدار نيز افزون است.
در روايتى پيامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود:
«به زودى گروهى بعد از شما مى ‏آيند كه يك نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد».
اصحاب گفتند: «يا رسول الله! ما با تو در بدر و احد و حنين شركت داشتيم و قرآن در ميان ما نازل شد». پيامبر فرمود:
«اگر بر شما وارد مى ‏شد آن چه آنان تحمل مى‏ كنند، مانند صبر آنان صبر نمى ‏كرديد»
بحارالانوار، ج 52، ص 130، ح 26..
مؤمنان آخرالزمان، به فرموده اميرمؤمنان:
«در كارها و فداكارى‏ هاى نيك و بزرگ مسلمانان صدر اسلام شريك‏اند»
همان، ص 131، ح 32..
«و اينان كسانى ‏اند كه پيامبر، آنان را برادر خود خوانده و آرزوى ديدار آنان را كرده است»
همان، ص 133، ح 36. و
«افرادى هستند كه خداوند، آنان را اولياى خود خوانده است»
همان، ص 143، ح 59..
بنابراين در اين دوران عده‏اى از مردم، به اوج تقوا و دين‏دارى رسيده و به آن پايبند هستند. اينان ياران و دوستداران حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و تلاش مى‏كنند تا زمينه ظهور و قيام آن حضرت را فراهم سازند و جامعه را آماده كنند. (مهدويت2، رحيم كارگر، كد: 1/500028)
[ در هر حال دقت به این نکته که دینداری در آخرالزمان مشکل است میطلبد که مومنین مراقبت خود را بیشتر کنند و در ضمن،هر آن با محاسبه نفس میزان دینداری خود را بسنجند تا خدای نکرده از دست نرفته باشد
حداقل اگر نوشته ی ما رو با دقت نمی خونید نوشته ی خودتون رو جوری بنوسید که راحت بتونیم بخونیم...

نقل قول: جناب یاقوت و _ هر امتی در طول تاریخ امتحان شدن به بودن و غیبت هادی زمانشون.ایا این رو قبول داریذ؟اگه قبول دارید که هم سو میشیم ولی اکه مخالفین و اینکه میگید امم قدیم سختی و امتخان شدن نه کمتر و نه بیشتر این تا خدی اشتباه هست چون هر امتی با توجه به اون لیاقت و همچنین داشته هاشون و مهمترین نکته تحربشون مورد سنحش قرار میگیره.

همه ی امتها امتحان شدند بله قبول داریم

فرق حرف شما با اقای"__ "می دونید چی هست؟ ایشون می گند همه به طور یکسان سختی می کشند وشما میگید خواص بیشتر از عوام !!


اما بنده هیچ یک از این ها رو نمی گم شاید اگر دوباره مطلبم رو با دقت بخونید متوجه بشید چه چیزی میگم..ضمن اینکه به نظرم بهتره این بحث منتقل بشه تا بهتر بررسی کنیم




نقل قول:نمیخوام بحث به انحراف بره فقط ارجا میدم به خودتون که بستحین که ، اگه کسی با بودن و رویت امام امامن خودش ( از پیامبران شما شروع کن تا پیامبر خاتم و معصومین بیا تا سال 260) مورد امتحان قرار میگرفت سختی و صبر و استقامتش بیشتر از ماهایی که ندیدیم ولی به نحوی درک کردیم امام رو ، بیشتره یا کمتر؟

مگر خداوند ما رو هدایت نکرده است؟ مگر نور امام زمان از پشت ابرها اندک است؟ مگر قرآنی که در میان ماست وبه راحتی هرزمان که بخواهیم آن را باز می کنیم ومی خوانیم نور نیست؟ مگر علمایی که آن همه زحمت کشیدند تا دین حفظ بشود نعمتی بزرگ نبودند؟

می دانید گاهی به چه چیز فکر می کنم؟ گاهی افتخار می کنم که قرآنی که بیست وسه سال در زمان پیامبر نازل شد و بعد از چهل سالگی به پیامبر داده شد به راحتی اهل تلاش آن را حفظ می کنند این روزها
از کودک پنج ساله تا انسان پنجاه ساله این خیلی نعمت بزرگی است این نعمتی که قرار داده شده و کودک پنج ساله قرآن را حفظ می کند خیلی بزرگ است
این نعمت بزرگ این زمان است همین زمان
بحثی که باید مطرح بشه در دنبال این ها تلاش هست


وان لیس للانسان الّا ماسعی
مثل اباذر
مثل عمار
مثل شهدا

هل یستوی الّذین یعلمون والّذین لا یعلمون؟




مهم این است که چه کسی بیشتر تلاش کرده وچه کسی کمتر

مهم این است که چه کسی علم بیشتر دارد وچه کسی کمتر
بسم الله الرحمن الرحیم
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ
( يوسف/111)
اين داستان (حضرت يوسف) براي صاحبان درك خالص، عبرت است.
(۳۱/خرداد/۹۴ ۲:۲۴)یاقوت نوشته است: [ -> ]حداقل اگر نوشته ی ما رو با دقت نمی خونید نوشته ی خودتون رو جوری بنوسید که راحت بتونیم بخونیم...


همه ی امتها امتحان شدند بله قبول داریم

فرق حرف شما با اقای"__ "می دونید چی هست؟ ایشون می گند همه به طور یکسان سختی می کشند وشما میگید خواص بیشتر از عوام !!


اما بنده هیچ یک از این ها رو نمی گم شاید اگر دوباره مطلبم رو با دقت بخونید متوجه بشید چه چیزی میگم..ضمن اینکه به نظرم بهتره این بحث منتقل بشه تا بهتر بررسی کنیم





مگر خداوند ما رو هدایت نکرده است؟ مگر نور امام زمان از پشت ابرها اندک است؟ مگر قرآنی که در میان ماست وبه راحتی هرزمان که بخواهیم آن را باز می کنیم ومی خوانیم نور نیست؟ مگر علمایی که آن همه زحمت کشیدند تا دین حفظ بشود نعمتی بزرگ نبودند؟

می دانید گاهی به چه چیز فکر می کنم؟ گاهی افتخار می کنم که قرآنی که بیست وسه سال در زمان پیامبر نازل شد و بعد از چهل سالگی به پیامبر داده شد به راحتی اهل تلاش آن را حفظ می کنند این روزها
از کودک پنج ساله تا انسان پنجاه ساله این خیلی نعمت بزرگی است این نعمتی که قرار داده شده و کودک پنج ساله قرآن را حفظ می کند خیلی بزرگ است
این نعمت بزرگ این زمان است همین زمان
بحثی که باید مطرح بشه در دنبال این ها تلاش هست


وان لیس للانسان الّا ماسعی
مثل اباذر
مثل عمار
مثل شهدا

هل یستوی الّذین یعلمون والّذین لا یعلمون؟




مهم این است که چه کسی بیشتر تلاش کرده وچه کسی کمتر

مهم این است که چه کسی علم بیشتر دارد وچه کسی کمتر

سلام جناب یاقوت
با تجزیه بحث موافقمBlush
با این عبارت خواص و عوام ، موافقنیستم ( بصورت کلی ) -
ببینین فرق ما با امم پیشین ، بیشتر بودن تجربه و خاص تر شدن موقعیت ما نسبت به امت حضرت نوح ( بصورت نمونه ) هست.
ما از ازمایشات و امتحاات پیشینیان عبرت میگیریم و بهترین ها رو باید انتخاب کنیم برای اینده.
مهم ایننه ما از گذشته بهترین راه رو انتخاب کنیم تا به منجی برسیم/
جناب یاقوت شما که با این موضوع مخالف نیستین؟ بصورت کلی موافق هستین ،سر جزئیات اگه اختلاف باشه مباحثه میکنیم.
هل یستوی الّذین یعلمون والّذین لا یعلمون؟Blush
راستی در کنار این ها :

(۳۱/خرداد/۹۴ ۲:۲۴)یاقوت نوشته است: [ -> ]می دانید گاهی به چه چیز فکر می کنم؟ گاهی افتخار می کنم که قرآنی که بیست وسه سال در زمان پیامبر نازل شد و بعد از چهل سالگی به پیامبر داده شد به راحتی اهل تلاش آن را حفظ می کنند این روزها
از کودک پنج ساله تا انسان پنجاه ساله این خیلی نعمت بزرگی است این نعمتی که قرار داده شده و کودک پنج ساله قرآن را حفظ می کند خیلی بزرگ است
این نعمت بزرگ این زمان است همین زمان
بحثی که باید مطرح بشه در دنبال این ها تلاش هست
استفاده از عمل گذشتکاه رو هم مدنظر بگیریدSmileاینطوری خیلی از سوالات پاسخ داده میشه.

فقط یک کلام دییگه »
(۳۱/خرداد/۹۴ ۲:۲۴)یاقوت نوشته است: [ -> ]مگر خداوند ما رو هدایت نکرده است؟ مگر نور امام زمان از پشت ابرها اندک است؟ مگر قرآنی که در میان ماست وبه راحتی هرزمان که بخواهیم آن را باز می کنیم ومی خوانیم نور نیست؟ مگر علمایی که آن همه زحمت کشیدند تا دین حفظ بشود نعمتی بزرگ نبودند؟

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا/(الاسراء آیه: 82 )
درکنار این ایه هم ایه
( من يهد الله فهو المهتد ومن يضلل فلن تجد له وليا مرشدا ) [ الكهف : 17 ]

«المومن ينظر الي الدنيا بعين الاعتبار»؛ مومن به دنيا با ديده پندگيري و عبرت مي نگرد. (غررالحتم1: 71)
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ( سوره يوسف/109. )
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( سوره انعام/11.)
در انتها هم
فاعتبروا يا اولي الابصار
(سوره حشر/2)
پس عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع