تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: انسانیت زدایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام عمار
فرض کن همون فرد ریش سفید، بگه "من حق دارم دارایی هر کی موز بکاره رو بگیرم و زنش رو هم به اسارت بگیرم و ببرم توی بازار بفروشم". اینجا دیگه گند قضیه در میاد و معلوم میشه اون ریش سفید هدفش خیر خواهی مردم نبوده.

عمار جان، درختی که اون گروههای تندرو دارند ترویج می کنند، میوه اش خشونت و بدبختی بوده. شاید خود این گروهها که می خوان مردمو هدایت کنند، در تشخیص راه درست دچار اشتباه شده باشند.
نقل قول:بله ما یه مسله داریم به نام تقلید که مربوط به فرعیات دین هست ولی تقلید توی اصول دین جایز نیست یعنی هر فرد مسلمان باید به این نتیجه رسیده باشد که خدا یکی است (توحید) , جهانی پس از مرگ وجود دارد و ...
حالا دو حالت وجود داره 1 فرد به توحید رسیده است پس نشر افکار کفرالود در او اثر ندارد
2 فرد به توحید نرسیده که خود مسئول ان است
بله قبول اصول دين با دليل است اما در مورد نشر افكار كفرآلود 4 تا راه داريم :
1.بي تفاوت باشيم
2.بابالابردن قدرت استدلال و بينش ديني افراد آنها را در مواجهه با شبهات به سلاح دانايي مجهز كرد
3. نشر افكار كفر آلود را محدود كرد
4.هم نشر افكار كفر آلود را محدود كرد وهم قدرت استدلال و بينش ديني افراد را ارتقا داد


با پذيرفتن اصل مسئوليت گزينه ي 1 الزاما رد ميشود . گزينه هاي 2 و 3 نيز به تنهايي كافي نيست


(۱۴/مرداد/۹۴ ۱:۴۹)Majabat نوشته است: [ -> ]و اما چند نکته درباره مثال اول
1 چرا اگاه جامعه (معلم روستا) ابتدا به ساکن نزد ژاندارم رفت نه پیش مردم برای اگاهی بخشی ؟
2 جامعه که وسیله معاش و تجارت ان کشاوزی است باید اینقدر درباره این مسله سطحی و عجولانه تصمیم بگیرد ؟
3 ایا با این مثال می خواهید از مردم سلب مسئولیت کرده و مقصر را ژاندارم(که وظیفه او اجرا قوانین و ایجاد امنیت است نه چیز دیگری ) معرفی کنید ؟؟؟
راستی جواب پست قبلی من رو هم ندادید

1.براي اينكه دراين مثال خاص چون ضربه ي مرد فروشنده در طي يك روز وارد ميشد نميتوانست به همه اگاهي بدهد و اگر فروشنده فقط براي يك روز هم محدود ميشد فاجعه رخ نميداد و همه اگاهي پيدا ميكردند

2. با توجه به اينكه پروژه ي ازمايشي كاشت موز در روستاي نزديك هم به صورت آزمايشي اجرا شده بود پس نكاشتن درخت موز در آن منطقه مساله ي كاملا روشن و واضحي نبود (چون در اين صورت در روستاي مجاور هم كسي هزينه ي اجراي آزمايشي طرح را نميداد و ان را رد ميكرد)كه بتوان در مورد آن قضاوت كرد .كما اينكه تسلط مرد فروشنده به فن بيان هم ميتوانست تعيين كننده باشد
3. قطعا نه مردم هم مسئوليت دارند اما حكومت با سازوكار هايي كه برايش پيش بيني شده مسئوليت سنگين تري هم دارد
و وظيفه معلم هم اين بود كه بعد از مراجعه به ژاندارم تا جايي كه توانايي دارد به تك تك افراد خبر رساني كند

نقل قول:وظیفه او اجرا قوانین و ایجاد امنیت است نه چیز دیگری
شايد حق با شماست وظيفه ي ژاندارم اجراي قوانين است به نظر ميرسد اجراي قوانين عادي در روستا با اينكه اكثرا مفيد است اما كافي نيست......
.....بايد تو روستا شخص يا گروهي باشند كه براي جلوگيري از قفل شدن كارها و ضرر روستا درمواقع خاص بتوانند تصميماتي هر چند موقت مانند ممنوعيت""مثلا خريد نهال"" يا ""كاشت درخت"" اتخاذ و براي اجرا به ژاندارمري ابلاغ كنند.......
در اولين نگاه اين شخص يا اشخاص بايد الزاما عادل ، زيرك و به مسائل روستا آشنا باشد
نقل قول:
بله قبول اصول دين با دليل است اما در مورد نشر افكار كفرآلود 4 تا راه داريم :

1.بي تفاوت باشيم

2.بابالابردن قدرت استدلال و بينش ديني افراد آنها را در مواجهه با شبهات به سلاح دانايي مجهز كرد

3. نشر افكار كفر آلود را محدود كرد

4.هم نشر افكار كفر آلود را محدود كرد وهم قدرت استدلال و بينش ديني افراد را ارتقا داد
بدون شک گزینه 4 ولی مشکل اینجاست و شما باید تبیین کنید این محدود کردن به چه صورت باشه
نقل قول:
....بايد تو روستا شخص يا گروهي باشند كه براي جلوگيري از قفل شدن كارها و ضرر روستا درمواقع خاص بتوانند تصميماتي هر چند موقت مانند ممنوعيت""مثلا خريد نهال"" يا ""كاشت درخت"" اتخاذ و براي اجرا به ژاندارمري ابلاغ كنند.......
این شخص و گروه را چجوری مشخص می کنند ؟؟؟ خیلی مهمه
ببنید بهتر مثال های انتزاعی نزنید بیشتر روی مسائل واقعی تمرکز کنیم
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع