مردى از اهالى همدان به نام «برد» به نزد معاویه آمد. در آن هنگام از عمرو بن عاص شنید كه نسبت به امام على علیه السلام سخنان ناروا و توهین آمیز مى گوید. آن مرد به عمرو بن عاص گفت: همانا بزرگان ما از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیده اند كه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه، آیا این سخنان حق است یا باطل ؟
عمرو بن عاص گفت: این سخنان كاملا حق و درست است و من در ادامه این سخنان مى گویم كه هیچ یكى از صحابه رسول خدا نیست كه مناقب و فضایلى چون فضایل على براى او باشد. ولى على فضایل و مناقب خود را به سبب كارهاى كه درباره عثمان نمود، تباه و نابود ساخت .
برد گفت: آیا دستور كشتن عثمان را على - علیه السلام - صادر كرده بود؟ و یا آیا خود اقدام به كشتن او كرد؟
عمرو گفت: نه دستور قتل از على بود و نه خود او این كار را كرد بلكه قاتل او را پناه داد و از دستگیرى او ممانعت به عمل آورد.
برد گفت : آیا به این وصف مردم با او در مورد خلافت بیعت كردند؟
گفت : آرى .
برد گفت : پس چه چیزى تو را از بیعت على - علیه السلام - خارج نمود؟
گفت : متهم دانستن من او را درباره قتل عثمان .
برد گفت : تو خود نیز مورد چنین اتهامى واقع شدى .
عمرو گفت : راست گفتى و به همین علت به فلسطین رفتم .
پس از این صحبت ها، برد به سوى قبیله خود برگشت و به آنها گفت : ما به سوى قومى رفتیم و علیه آن قوم از صحبت هاى خودشان برهان و سند محكومیتشان را گرفتیم . اى مردم على علیه السلام بر حق است از او پیروى كنید.
الغدیر، ج 2، ص 67.
*********************
باده بده ساقی ، ولى ز خم غدیر
چنگ بزن مطربا ، ولى به یاد امیر
وادى خم غدیر ، منطقه نور شد
باز کف عقل پیر ، تجلى طور شد
سوره مائده به اتفاق شیعه و سنى، آخرین سوره اى است كه بر پیغمبر اکرم نازل شده و این آیات، جزء آخرین آیاتى است كه بر پیامبر نازل شده یعنى در وقتى نازل شده كه پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مكه و ده سال مدینه گفته بوده و این، جزء آخرین دستورات بوده است.
شیعه سؤال میكند: این دستورى كه جزء آخرین دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پیغمبر آن را ابلاغ نكند، همه گذشته ها كان لم یكن [هیچ و پوچ] است چیست؟ یعنى شما نمیتوانید موضوعى نشان بدهید كه مربوط باشد به سال هاى آخر عمر پیغمبر و اهمیتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هیچ چیز ابلاغ نشده است. ولى ما میگوییم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چیز كان لم یكن است، یعنى شیرازه اسلام از هم میپاشد.
(امامت و رهبرى- شهید مرتضی مطهری ره)
****************
دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد
دستهایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت
خوب میدانید در دستانم اینک دست کیست؟
نام او عشق است، آری میشناسیدش : علی است
من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم
با مددهای علی ابن ابی طالب شدم
در حُنین و خیبر و بدر و اُحُد گفتم: علی
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علی
با خدا گفتم: علی، شب در حرا گفتم: علی
تا پیام آمد بخوان «یا مصطفی»! گفتم: علی
هر چه میگویم علی، انگار اللّهی ترم
مرغ «او ادنی»ییم وقتی که با او میپرم
مستجار کعبه را دیدم، اگر مُحرِم شدم
با «یَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَیدیهِم» شدم