تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درستی استدلالها را بررسی کنیم یا نه؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام دوستان
موضوع تاپیک اصلاً در این مورد نیست که استدلال به تنهایی می تواند سبب ایمان شود یا خیر ...

موضوع تاپیک اینه:
- آیا ما باید درستی استدلالها را بررسی کنیم یا نه؟
- اگر ما متوجه مغلطه بودن و نادرستی یک استدلال شدیم، آیا دسته که از اون استدلال مغلطه آمیز برای تقویت اعتقاداتمان استفاده کنیم؟

خواهشمندم پیرامون همین موضوع بحث بفرمایید.


ممنون
سلام بر دوست گرامی آقای میکا


نیاز سنجی خوب شما باعث شده که تاپیک مورد نیاز را انتخاب کنید

دوست گلم معیار درستی و غلطی استدلال چیست؟

وقتی که مبدأ افراد مشترک نیست میتوانند مقصد مشترکی داشته باشند؟

وقتی که جهان شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی افراد متفاوت است شاهد اختلاف در تعریف حق و مصداق حق هستیم



مثلا خود من و اقای عمار

من پیش خودم و در ذهنم و قلبم فکر میکنم که درست هستم هم دلیل دارم هم استناد به تجربه و واقعیت

آقای عمار هم دقیقا همین فکر رو میکنه



به نظر من علت این اختلاف تفاوت در بینش ها و مبانی و مبادی فلسفی است
اگر در قسمتهایی از دین سهل انگاری کنیم مصداق یومن ببعض و یکفر ببعض هستیم ؟


ایمان عده ای تنها برای سوء استفاده از دین است. به همین دلیل تنها بخش هایی که مورد علاقه شان است را می پسندد و به باقی بخش ها کافر می شوند. قرآن نمونه ای از این عمل در قوم یهود را چنین بیان می کند:

«ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَریقاً مِنْكُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ یَأْتُوكُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْكُمْ إِخْراجُهُمْ[بقره/۸۵] اما این شما هستید كه یكدیگر را مى ‏كشید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان بیرون مى‏كنید و در این گناه و تجاوز، به یكدیگر كمك مى‏ نمایید (و اینها همه نقض پیمانى است كه با خدا بسته‏ اید ( در حالى كه اگر بعضى از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند، فدیه مى‏ دهید و آنان را آزاد مى‏ سازید! با اینكه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود.»

به طورى كه بسیارى از مفسران نقل كرده ‏اند طایفه" بنى قریظه" و" بنى نضیر" كه هر دو از طوائف یهود بودند و با هم قرابت نزدیك داشتند به خاطر منافع دنیا با یكدیگر به مخالفت برخاستند،" بنى نضیر" به طایفه" خزرج" كه از مشركان مدینه بود پیوستند و" بنى قریظه" به طایفه" اوس" و در جنگهایى كه میان آن دو قبیله روى مى ‏داد هر یك از اینها طایفه هم پیمان خود را كمك مى‏ كرد، و از طایفه دیگر مى‏ كشت، اما هنگامى كه آتش جنگ فرو مى ‏نشست، همه یهود جمع مى ‏شدند و دست به دست هم مى‏ دادند تا از طریق پرداختن فدیه، اسیران خود را آزاد كنند، و در این عمل استناد به حكم و قانون تورات مى‏ كردند (در حالى كه اولا اوس و خزرج هر دو مشرك بودند و كمك به آنها جایز نبود و ثانیا همان قانونى كه دستور فدا را داده بود، دستور خوددارى از قتل را نیز صادر كرده بود) (تفسیر نمونه، ج‏۱، ص ۳۳۱)

قرآن جزای این نوع سوء استفاده را سنگین بیان می کند و می فرماید:

«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ[بقره/۸۵] آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى‏ آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏ شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏ دهید غافل نیست»

بنابراین روشن می شود که ایمان به بعض و کفر به بعض، برای کسانی گفته می شود که از معارف دینی سوء استفاده می کنند. ولی کسی که در بخش هایی از دستورات دینی سهل انگاری می کند، سوء استفاده کننده تلقی نمی شود. و دلیل روشن این امر نیز تفاوت بین معنای سهل انگاری و معنای کفر و انکار است که آیه آن را بیان کرده است.

پس اگر کسی که به بخشی از دین عمل نمی کند، اما منکر آن ها نیست، و دلیل عمل نکردنش، همت ضعیف و نظیر آن باشد، مصداق آیه و عذاب هایی که در آیه گفته شده نیست بلکه مشمول آیه ذیل می باشد:

«وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ[توبه/۱۰۲] و گروهى دیگر، به گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آمیختند امید مى‏ رود كه خداوند توبه آنها را بپذیرد به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

و نکته مهم این است که انسان اگر مرتکب اشتباهی می شود، به اشتباه بودن عمل خود معترف باشد و از خدای متعال درخواست مغفرت داشته باشد. به عنوان نمونه کسی که حجاب را رعایت نمی کند و در انکار آن تلاش می کند و آن را ساخته و پرداخته آخوندها می خواند و دینی بودن آن را انکار می کند، مستحق عذاب می باشد. اما اگر کسی حجاب را رعایت نمی کند و خودش به زشتی عمل خویش اعتراف دارد و دلیل عمل نکردن را در ضعف شخصیت و اراده خود می داند، چنین کسی کافر محسوب نمی شود. و چون به وجود نقیصه در خود اعتراف می کند، این امید برایش باقی است که بتواند خود را اصلاح کند.

یا اگر کسی در ماه رمضان روزه می گیرد و نماز می خواند اما در باقی سال سهل انگاری می کند، هرگز نباید عمل زشت خود را توجیه کند! بلکه همیشه باید عمل خود را یک اشتباه بداند.

یا اگر کسی که تلاش دارد کسب و کارش حلال باشد اما خمس و زکات را نمی پردازد، باید مراقب باشد که در سخنان خود هرگز ضرورت خمس و زکات و وجوب آنها را انکار نکند.
از متن زیبای شما متشکریم

برده داری جزء اسلام است اما من این عمل را در زمان فعلی انکار میکنم

پس مصداق آیه یومن ببعض و یکفر ببعض قرار میگیرم و کافر هستم
نقل قول:برده داری جزء اسلام است اما من این عمل را در زمان فعلی انکار میکنم
بله
اصلا قانونمند کردن برده داری رو اولین بار اسلام مطرح کرد
جالبه ک برده ها استقبال کردن از این ماجرا، بعد شماها الان معترضید Smile
نمیدونم چقدر درباره برده داری میدونین یا نه، اما کرامت انسانی بخشیدن ب کسی در زمانی ک با اونها مثل حیوان، بلکه بدتر، رفتار میشد، یکی از ویژگی های مهمیه ک فقط اسلام این رو داره

موضوه برده داری جاش اینجا نیست، الان هم دوران برده داری ب اون شکل تموم شده، پس موضوعش رو تموم کنیم
درباره خود تاپیک اگه بخوایم صحبت کنیم،
فارق از اینکه من واقعا نمیدونم کی الان داره با کنایه صحبت میکنه، کی رک و پوست کنده حرفش رو میزنهSad ، بگم ک :

"لا اکراه فی الدین "
در پذیرش اصول دین، هیییچ اکراه و اجباری وجود نداره

اصول دین رو اگه کسی با عقل و منطق و استدلال و برهان عقلی خودش نپذیره و نتونه بهشون برسه، دینش ایراد داره!
یعنی شمایی ک خدا بهتون لطف کرده و در کشور مسلمون و در خانواده مسلمون متولد شدین و درباره دینتون شناختی ندارین و صرفا یک سری "باید و نباید" رو اجرا میکنین بدون اینکه بدونید "چرا"
با من نوعی ک توی ی خانواده ی یهودی متولد شدم و آیین اونها رو پیاده میکنم، بدون اینکه بدونم "چرا" برابری میکنه

تفاوتش اینجاست ک شما روزیتون شده، توی مسیر درست متولد بشید و اعمالتون (اعمال اسلامی)بصورت ناخودآگاه درست باشه
اما این روزی من نشده

پس در اصول دین، باااااید تحقیق کرد و استدلال آورد
دوتا نکته هم مد نظر داشته باشید :
1) لا یکلف الله الا وسعها
2)ی سری ها گوشهاشونو میگیرن تا نشنون، چشم هاشونو میبندن تا نبینن ... جزء این دسته نباشیم


حالا وقتی اصول دینت رو انتخاب کردی، بااااید فروع دین رو تقلید کنی
این تقلید کردن هیچ منافاتی با عقل و استدلال و برهان نداره


یعنی مثلا من میگم :
دیه زن، نصف مرد ؟!!!
ارث زن ؟!!
حجاب زن ؟!!
برده داری؟!!
اعدام مرتد؟!!
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء؟!
وَاضْرِبُوهُنَّ؟!

عقل من طبق داده هایی ک الان داره، میگه این حرف اشتباهه
اما این ، یکی از دستورات دینیه ک با عقل و منطقم قبول کردم، متن صریحشه ...

نمیتونم ردش کنم، اما میتونم درباره درستی یا نادرستی اون تحقیق کنم Smile
بالاخره قرآن، چیزیه ک وحیه
عقل من، چیزیه ک امروز ی چیزی رو میگه، فردا داده و اطلاعات جدید بهش میرسه، نظر قبلیشو نقض میکنه ...

اینو میگم، میدونم میشه روش مانور منفی داد، اما باید گفته بشه :
این اسلامی ک الان هست و دارن تبلیغ میکنن، با اصل اسلام خیلییی تفاوت داره
وقتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کنن، "اسلام" رو میارن، اما من ِ مسلمون فکر میکنم دین جدیده ... از بس با آموخته های من متفاوته
متن زیبابی بود کاربر السا

با بیشتر حرفاتون موافق هستم
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع