شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام دوستان
می دونیم که استدلالهای مختلفی در مورد بررسی صحت اعتقادات وجود داره. به نظر شما آیا باید صحت خود این استدلالها را بررسی کنیم یا نه؟
در ادامه چند تا از مسائلی که ممکنه در این زمینه مطرح بشه رو خدمتتون عرض می کنم.
1- از نادرستی استدلال نمی توان نادرستی نتیجه استدلال را نتیجه گرفت.
پس دلیلی نداره که مدافع تمام استدلالهایی باشیم که به نتیجه خاصی منجر میشن.
2- اسلام برای تحقیق اهمیت ویژه ای قائل است.
می دانیم که در اصول دین تقلید جایز نیست. یعنی نمی توان یک توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت را به این دلیل که یک عالم آن را قبول دارد پذیرفت. فرد باید خودش مسائل را بررسی کند. باید از علما، استدلال بخواهد. واضح است که پس از مطرح شدن استدلال، باید درستی استدلال نیز توسط خود فرد بررسی شود. بنابراین لازم است نظرات مختلف شنیده شود.
3- استدلالهای غلط گاهی اوقات موجب تحریف دین می شوند.
تلاش برای تطبیق آیات قرآن با یافته های علمی یا تاریخی می توانند موجب تفسیر به رای شوند.
کارهای رشاد خلیفه در زمینه اعجاز عددی را می توان نمونه دیگری دانست که به ادعای تحریف و ادعای پیامبری و ... منجر شد.
4- برخی علمای اسلامی نیز اشکالاتی به صحت برخی استدلالها وارد می دانند.
به طور مثال، آیت ا... جوادی آملی استدلالهایی مثل اعجاز علمی و اعجاز عددی را نادرست می دانند.
حال با توجه به مسائلی که ذکر شد، به نظرشما چه روشی را جهت بررسی عقاید می توان استفاده کرد؟ (اگر گزینه درگری مد نظر دارید، بفرمایید تا مطرح شود).
- عقاید و اصول دین را در صورت تایید علما بپذیریم.
- برای عقاید برهان بخواهیم و درستی این برهانها را در صورت تایید علما بپذیریم.
- برهان بخواهیم و صحت عقاید را با مراجعه به کتب مورد تایید علما بررسی کنیم.
- برهان بخواهیم و صحت عقاید را شخصا بسنجیم و به منظور گرفتن راهنمایی، نظرات افراد مختلف (از جمله علما) را بشنویم.
- با روشی به جز استدلال و ... راه درست را بیابیم.
در صورتی که گزینه آخر را انتخاب می کنید، اگر به فرض متوجه نادرستی یک سری استدلالها شدیم چکار باید کنیم؟ (اگر گزینه درگری مد نظر دارید، بفرمایید تا مطرح شود).
- این استدلالها (و لو اینکه نادرست باشند) را برای تقویت اعتقادی که از راه دیگری به دست آورده ایم استفاده کنیم.
- از این استدلالها استفاده نکنیم و متوجه نادرستیشان باشیم، اما آن را به دیگران نگوییم.
- از این استدلالها استفاده نکنیم و متوجه نادرستیشان باشیم و به دیگران هم بگوییم که این استدلالها غلط است (البته حواسمون هم باید باشه که ممکنه نظر ما در اینجا اشتباه باشه، به قول میرزا، اینجا باید بگیم به نظر من این استدلال غلطه).
منتظر نظرات ارزشمند شما هستم
ممنون
مسلما برای انجام هر کاری باید استدلالی وجود داشته باشه وگرنه انجام اون کار بی معنی میشه . برای چی ورزش میکنیم ؟ برای سلامتی . برای چی به خدا معتقدیم ؟ برای اینکه به حقوق دیگران و کلا به حقوق هم احترام بزاریم (بخاطر اعتقاد به روز جزا)
ولی همیشه عده ای هستن که غلوو می کنند . مثلا میگن اگه این شربت یا دارو رو بخوری در عرض یک ماه 5 تا 10 سانتی متر به قدت اضافه میشه و استدلال هم میاره که در این دارو فلان مواد مفید هست . یا در بعد مذهبی عده ای میگن اگه 40 روز صبح سحر در خونتو جارو بزنی حضرت خضر رو می بینی و یا مثال شما درباره اعجاز عددی قرآن که بعضی از مذهبیون برای نشان دادن حق بودن دین خود از این چیزا استفاده میکنن در حالی که اصلا نیازی به این مطالب نیست وقتی که استدلال های بهتری وجود داره .
بررسی استدلال با عقل و منطق امکان پذیره و البته لازمه بکار گیری عقل و منطق آگاهی هست . چون عده ای هستن که آگاهی ندارن استدلال های سست هم در اونها تاثیر میزاره . برای همین است که همیشه برای داروهای بلندی قد چاق کننده لاغر کننده داروهایی که فقط گونه ها رو چاق میکنه و... خریدار وجود داره یا شخصی ادعای کرامت میکنه و چند ده نفر بلکه چند صد نفر مرید پیدا میکنه اینها از عقل و منطقشون استفاده میکنند ولی چون آگاهی ندارن براحتی اشخاص حقه باز یا ناآگاهانی دیگر که شستشوی مغزی شده اند می تونن اینها رو قانع کنند
(۲۴/شهریور/۹۴ ۲۳:۰۸)mirza47824 نوشته است: [ -> ]...
یا در بعد مذهبی عده ای میگن اگه 40 روز صبح سحر در خونتو جارو بزنی حضرت خضر رو می بینی
...
سلام میرزا جان
ممنون از مشارکت شما
بحث اینجا در مورد اصول دین هست. اعتقاداتی مثل این بعد از پذیرش اصول دین مطرح میشن.
مثلاً وقتی امامت رو به عنوان یک اصل بپذیریم، می تونیم این موضوع رو در صورت ذکر شدنش در یک حدیث معتبر بپذیریم. به عبارت دیگه، پس از اعتقاد به اصول دین میشه از منابع درون دینی برای بررسی سایر مسائل استفاده کرد.
انتخاب من
نقل قول:برهان بخواهیم و صحت عقاید را شخصا بسنجیم و به منظور گرفتن راهنمایی، نظرات افراد مختلف را بشنویم.
(+علما)
گزینه انتخابی
نقل قول:از این استدلالها استفاده نکنیم و متوجه نادرستیشان باشیم و به دیگران هم بگوییم که این استدلالها غلط است.
(+گفتن به نظر من)
سلام
ایاک نعبدو و ایاک نستعین
یا هادی یا هادی یا هادی
از کلمات بالا اینگونه استنباط می شود که برای همه چیز از جمله هدایت باید سراغ خداوند متعال رفت
چه بسیار کسانی که در بین افراد عالم گمراه می شوند و چه بسیار افرادی که بین جاهلیت هدايت می شوند
اگر علم می خواهیم برای هدایت باید از خداوند متعال طلب کرد تا به انسان حکمت دهد
این حکمت که بارها در قرآن به آن اشاره شده است در باطن ظاهر میشود همانطور که در روایات با نام جوشش چشمه حکمت از درون به آن اشاره شده است و شرط آن دوری از گناهان و فساد است
یعنی کسی با استدلال و براهین محکم چنانچه مرتب گناه کند و فکری به حال گناه خود نکند جز گمراهي چیزی ندارد حتی با داشتن معلومات
چرا که ابلیس با وجود علم شهودی که از دیدن هفت آسمان به دست آمده بازهم گمراه است چراکه تقوا نداشته پس علم حقیقی را نیز بدست نياورده تا هدایت شود
هدایت حتی با یک خواب هم حاصل میشود حتی با یک حرکت
«
وَنُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحمَةٌ لِلمُؤمِنینَ وَلا یَزیدُ الظّالِمینَ إِلّا خَسارًا
»
(اسراء،۸۲)
، دو بُعد است قرآن. قرآن وحدت دارد، ولیکن این وحدت برای ستمکاران وحشت دارد، برای مؤمنان رحمت دارد. ظالمین که با قرآن برخورد میکنند، چون علمشان مُعوج است، با فهمِ معوج و نظر کج به قرآن نگاه میکنند، این آیاتِ هدایتگرِ در اعلا ابعادِ هدایت و راستی، آنها را کجتر میکند.
آیه ۲۸۲ بقره: علم نتیجهی تقواست
و آیاتی در بُعد تقواست «وَاتَّقُوا اللَّـهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّـهُ» (بقره،۲۸۲)، مخاطب کیست؟ مخاطب در بُعد محوری و اصلی کسانی هستند که با قرآن رابطه دارند. کسانی که با این کتاب بزرگِ بینظیرِ پایانیِ وحیانی، رابطهی صادقانه و راستا در کلّ ابعاد دارند: «واتقوا الله و یعلمکم الله». از نتایج تقوای الله بر مبنای قرآن «ویعلمکم الله» است. علمتان افزون میشود. افزون شدن تقوا، علم را افزون میکند.
آیه ۲۹ انفال: فرقان و تشخیص حق از باطل نتیجه تقواست
یا «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ یَجعَل لَکُم فُرقانًا» (انفال،۲۹) : فرقان علمی نتیجهی تقوای علمی است؛ فرقان عقیدتی نتیجهی تقوای عقیدتی. فرقان اخلاقی نتیجهی تقوای اخلاقی. فرقان عمل فردی نتیجهی تقوای عملِ فردی. فرقان اجتماعی نتیجهی تقوای اجتماعی. فرقان اقتصادی نتیجهی تقوای اقتصادی. فرقان سیاسی نتیجهی تقوای سیاسی. هر فرقانی متناسب است با تقوایش. هر قدر از بدی پرهیز کنید، چه در بُعد درونی، و چه در بُعد برونی، نتیجه را خدا «یرزقه من حیث لایحتسب» میدهد.
پس آیات بالا نشان می دهند تنها استدلال راضی کننده و کامل کننده نیست چراکه انسان موجودی چند بعدیست و باید هم از لحاظ عقلى که همان استدلال است و هم از لحاظ شهود قلبی که نتیجه تقواست به یقین برسد
مثلا
بعضی دانشمندان برای خواب دیدن دلیل مادي را کامل می دانند و برای خواب فقط استدلال مادي می آورند اما برای کسی که چند مورد خواب درباره اتفاقات آینده دیده است و خواب او تعبير شده استدلال اینگونه دانشمندان بی مورد است
سوره الطلاق آيه 3
وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا [3]
در بیان آیه «من یتق الله...» هر كس تقوای الهی پیشه كند و از گناه دوری نماید ، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می كند و او را از جایی كه گمان ندارد روزی می دهد و هر كس بر خدا توكل نماید ، خدا او را كفایت می كند و خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای داده است.
(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۲۰)قلب نوشته است: [ -> ]یعنی کسی با استدلال و براهین محکم چنانچه مرتب گناه کند و فکری به حال گناه خود نکند جز گمراهي چیزی ندارد حتی با داشتن معلومات
چرا که ابلیس با وجود علم شهودی که از دیدن هفت آسمان به دست آمده بازهم گمراه است چراکه تقوا نداشته پس علم حقیقی را نیز بدست نياورده تا هدایت شود
فکر میکنم موضوع این نبود که اگر با استدلال و براهین محکم به وجود خدا ایمان آوردیم آیا باز هم گناه می کنیم یا نمی کنیم .
ایمان داشتن با تقوا داشتن متفاوت هست . مثلا ابو علی سینا گفته می دونم خوردن آب بعد از غذا مضره ولی می خورم .
یعنی شما فکر کردی یک میلیارد مسلمان گناهی مرتکب نمی شوند؟ بغیر از پیامبر و ائمه معصوم نداریم . پس ممکن است بزرگان دین هم مرتکب گناه شوند آیا اینها ایمان ندارند؟
همه کسانی که ایمان آورده اند مرتکب گناه می شوند چیزی که بین آنها متفاوت است مقدار انجام گناه است یکی کمتر یکی بیشتر . از همین جهت گفته شده هر که با تقواتر مقامش نزد خدا گرامی تر .
(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۲:۰۸)mirza47824 نوشته است: [ -> ]فکر میکنم موضوع این نبود که اگر با استدلال و براهین محکم به وجود خدا ایمان آوردیم آیا باز هم گناه می کنیم یا نمی کنیم .
ایمان داشتن با تقوا داشتن متفاوت هست . مثلا ابو علی سینا گفته می دونم خوردن آب بعد از غذا مضره ولی می خورم .
یعنی شما فکر کردی یک میلیارد مسلمان گناهی مرتکب نمی شوند؟ بغیر از پیامبر و ائمه معصوم نداریم . پس ممکن است بزرگان دین هم مرتکب گناه شوند آیا اینها ایمان ندارند؟
همه کسانی که ایمان آورده اند مرتکب گناه می شوند چیزی که بین آنها متفاوت است مقدار انجام گناه است یکی کمتر یکی بیشتر . از همین جهت گفته شده هر که با تقواتر مقامش نزد خدا گرامی تر .
سلام پست من فقط اون قسمت نبود بحث من این بود که استدلال به تنهایی نجات بخش نیست و اصل هدایت در تقوا است طبق گفته خود قرآن
سوره البقرة
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ [2]
اين است همان كتابى كه در آن هيچ شكى نيست. پرهيزگاران را راهنماست: (2)
قرآن می گوید این کتاب هدایت کننده پرهيزكاران است
همه انسان ها دارای مراتب ایمان و اعتقاد هستند هر کدام گناه کمتری بکنند هدایت یافته تر هستند
به همین خاطر پيامبران اول هستند چون گناه کمتری دارند
بنده اصلا نگفتم مسلمانان گناه نمی کنند
یک مسلمان از یک مسیحی بهتر است ولی آیا از حضرت مسیح هم بهتر است
مسیح تسلیم خداوند متعال بودند و اهل گناه نبودند
ایمان هم با اعتقاد فرق دارد ما اول اعتقاد داریم بعد ایمان توسط خداوند متعال در قلب ما قرار مى گيرد که خود ایمان هم دو نوع است
لذا برای همین است که خداوند متعال در قرآن می گویند
سوره نسا آيه 136
خداوند در قرآن کریم خطاب به مؤمنان میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالله وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»؛
[1]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبرش، و کتابى که بر او نازل کرده، و کتب [آسمانى] که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعى) بیاورید. کسى که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهى دور و درازى افتاده است.
پس کسی که واقعاً به خداوند معتقد باشد دیگر نباید گناه کند
هرچند نمی توان گفت کسی که گناهی می کند ایمان ندارد بلکه ایمان و اعتقاد ضعیفی دارد و هنوز ايمانش مستقر نشده
(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۲:۵۲)قلب نوشته است: [ -> ]بحث من این بود که استدلال به تنهایی نجات بخش نیست و اصل هدایت در تقوا است
درسته
نقل قول:طبق گفته خود قرآن
سوره البقرة
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ [2]
اين است همان كتابى كه در آن هيچ شكى نيست. پرهيزگاران را راهنماست: (2)
به نظر من این آیه ارتباطی به تقوا نداره . البته آیاتی در اینباره هست ولی این آیه نه . در این آیه اشاره شده راهنما این کتاب است مثل کتاب قوانین راهنمایی و رانندگی همه کسانی که گواهینامه گرفتن این کتاب رو خوندن ولی اینطور نیست که همه به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام بزارن بعضی ها کاملا رعایت می کنند (باتقوا) بعضی ها تا حدودی رعایت می کنند (تقوای نسبی) بعضی ها رعایت نمی کنند (بی تقوا) البته اینطور نیست که سه حالت داشته باشه و بی نهایت سطح و درجه در رعایت مسائل وجود داره .
نقل قول:پس کسی که واقعاً به خداوند معتقد باشد دیگر نباید گناه کند
بله به واقع باید اینطور باشه گفتند عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید . ولی این حد اعلای آرزو هست و اگر بخواهیم اینطور حساب کنیم کسی که واقعا به خدا معتقد باشه و گناه هم نکرده باشه شاید تعداد این افراد به اندازه انگشتان دو دست هم نباشه(شاید اصلا نباشه) . ولی خوب همه باید تلاش کنیم اینطور باشیم
سلام
خب دوباره ایمان می آوریم و از این به بعد گناه نمی کنیم زمانی که واقعاً ایمان بیاوریم دیگر گناه نمی کنیم
شما از حرف ابو علی سینا گفتید بنده هم گفتم ایمان واقعی اگر کسی داشته باشد به ضرر خود عمل نمی کند
شاید هر فرد پرهیز کاری با تقوا نباشد ولی هر فرد با تقوا قطعاً پرهیز کار است
(۲۵/شهریور/۹۴ ۱۴:۲۸)قلب نوشته است: [ -> ]سلام
خب دوباره ایمان می آوریم و از این به بعد گناه نمی کنیم زمانی که واقعاً ایمان بیاوریم دیگر گناه نمی کنیم
شاید هر فرد پرهیز کاری با تقوا نباشد ولی هر فرد با تقوا قطعاً پرهیز کار است
حضرت مولانا : هفت شهر عشق را عطار گشت /
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
انشالله من و شما و همه ما از عطار و مولانا و ابوعلی سینا با ایمانتر با تقواتر پرهیزکارتر باشیم و دیگر گناه نکنیم