تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: صاحبان حق عظیم (حق پدر و مادر)*&
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
امام معصوم(علیه السلام) : کوچکترین توهینی که شخص میتواند به پدر و مادر بکند گفتن آُف است و اگر چیزی کمتر از اُف گفتن وجود داشت خداوند از آن نهی میکرد!
با سلام
عقوق والدین و مذمت آن2(معراج السعاده)
و امام معصوم (علیه السلام) فرمود:«اگر پست تر از اف گفتن بر روی پدر و مادر چیزی می بود، خدا از آن نهی می فرمود. ادنای مرتبه عقوق، اف گفتن بر ایشان است و از جمله عقوق تیز نظر کردن بر روی ایشان»
و اخبار در ذم عقوق والدین بسیار، بلکه به اتفاق علما، از گناهان کبیره است. و با وجود اختلاف ایشان در عدد گناهان کبیره، هیچ یک خلاف در کبیره بودن آن نکرده اند. و اکثر اخباری که در بیان کبایر وارد شده است، متضمن عقوق والدین است.
و در بعضی از اخبار قدسیه وارد است که: پادشاه عالم فرمود که:«به عزت و جلال بلندی شان خودم سوگند، که اگر عاق والدین عبادت جمیع پیغمبران را بکند از او قبول نمی کنم.»
و اول چیزی که در لوح محفوظ نوشته شد، این بود که:«منم خدایی که بجز من خدائی نیست. هر که پدر و مادر از او راضی باشند من نیز از او راضی هستم. و هر که پدر و مادر بر او خشمناک باشند من نیز بر او خشمناکم»[/b]
و حضرت پیغمبر(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود که:«جمیع مسلمین مرا در روز قیامت خواهند دید، مگر عاق والدین، و شراب خوار، و کسی که نام مرا بشنود و صلوات بر من نفرستد»
و همینقدر از برای عاق والدین کافی است که: پیغمبر خدا بر او نفرین کرد و فرمود:«هر که پدر و مادر، یا یکی از آنها را درک کند، و او را از خود راضی نسازد هرگز آمرزیده مباد. جبرئیل بر نفرین آن حضرت آمین گفت»


در اسرائیلیات رسیده است که:«خدای تعالی به موسی وحی فرمود که: هر که با والدین خود نیکوئی کند، و با من عقوق نماید او را نیکوکار می نویسم. و هر که با من نیکی کند و عاق والدین باشد او را عاق می کنم»
(شماها رو نمی دونم اما من که هنگ کردم این آخریو خوندم.)
1 نصیحت خودمونی هم که اگه خدای نکرده دعواتون شد به جای قهر و... پررو باشید و برید دست بوسی چون خیلی جواب میده
همین کار رو در زمینه عبودیتتون انجام بدید یعنی اگه روزی زبونم لال بدترین گناه رو هم کردید باز 1 نماز مشتی بزنید چون عشق خدا به بنده هاش خیلی بیشتر از این حرفاست
ضمنا یادتون باشه تو قنوت نماز باید خیلی حال ببرید
1ذکر جادویی که تو برنامه سمت خدا یاد گرفتم ذکر یونسیه بود که حضرت یونس با این ذکر از شکم نهنگ اومد بیرون وگرنه خدا سوگند خورده بود تا روز قیامت نجات پیدا نکنه
ذکر یونسیه: "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین"

راستی ببخشید صحبتهام زیاد به تاپیک مربوط نبود
یاعلی
با سلام
عقوق والدین و مذمت آن3(معراج السعاده)

و در اخبار بسیار وارد، و به تجربه و عیان ثابت است که: هرکه بدی با پدر و مادر، یا یکی از آنها نماید عمر او کوتاه و زندگانی او به تلخی می گذرد. و فقر و پریشانی به او هجوم می آورد. و سکرات مرگ، بر او شدید می گردد. و جان کندن بر او دشوار می شود و همچنین از اخبار و آثار و تجربه روزگار، مستفاد است که: نفرین پدر بر فرزند به درجه استجابت می رسد.
پس هان ای جان برادر باهوش باش و بر جان خود رحم کن. و از تیغ عقوق پدر و مادر حذر نمای. و یادآور طول تصدیع و زحمت ایشان را در پرورش تو، بنگر خود بی خوابی کشیدند تا تو را خواب کنند. وگرسنگی خوردند تا تو را سیر کنند. سالهای سال ترا در آغوش مهربانی کشیده اند، به شیره جان پروریده اند و عمر و جان خود را در راه تو صرف نموده اند. زهی بی مروتی و بی انصافی که بعد از آنکه اندک قوتی در خود بیابی، همه آنها را فراموش کنی.
جوانی سر از رای مادر بتافت
دل دردمندش در آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد
که ای سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروی و حالت نبود
مگس راندن از خود مجالت نبود
تو آنی که از یک مگس رنجه ای
که امروز سالار و سرپنجه ای
و بدان که عقوق پدر و مادر عبارت است از خشم آوردن و شکستن دل، و آزردن خاطر ایشان. و به هر نوع که دل ایشان آزرده شود عقوق حاصل می شود و آدمی مستحق عذاب الهی و بلای غیر متناهی می گردد، خواه به زدن باشد، یا دشنام دادن، یا صدا به ایشان بلند کردن، یا نیز بر ایشان نگریستن، یا از ایشان روی گردانیدن و بی اعتنائی یا نافرمانی ایشان نمودن در امری که اطاعت ایشان لازم است. چنانچه مذکور خواهد شد.
با سلام

فضیلت نیکی به والدین1 (معراج السعاده)
و مخفی نماند که ضد عقوق «بر والدین» و احسان به ایشان است. و آن از اشرف سعادات و افضل قربات است. و در آیات بسیار و اخبار بی شمار، امر و ترغیب به آن شده.
حضرت آفریدگار می فرماید:«در نزد ایشان تذلل و انکسار و فروتنی و خاکساری کن، و بگو بار پروردگارا پدر و مادر مرا رحمت کن. همچنان که در حالت طفولیت و خردی مرا پروریدند.»(24 اسرا)

و باز می فرماید:«خدا را بندگی کنید و چیزی را شریک او مگردانید. و نسبت به پدر و مادر، احسان و نیکویی کنید»(36 نسا)
و حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود که:«نیکویی با پدر و مادر، افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا»
و مروی است که:«مردی به نزد آن حضرت آمد. عرض کرد یا رسول الله مرا وصیتی فرمای. فرمود: شرک به خدا نیاور اگرچه ترا به آتش بسوزانند و عذاب کنند. که باید دل تو به ایمان مطمئن باشد. و پدر و مادر خود را اطاعت کن و نیکویی به ایشان کن، خواه زنده باشند و خواه مرده. و اگر تو را امر کنند که دست از مال و اهل خود بردار، پس چنان کن».
و دیگری به نزد آن حضرت آمد، و از نیکویی با پدر و مادر سوال کرد. فرمود که: نیکویی کن با مادر خود، نیکویی کن با مادر خود، نیکویی کن با مادر خود و نیکویی کن با پدر خود، نیکویی کن با پدر خود و نیکویی کن با پدر خود. و ابتدا مادر را ذکر کرد. و بعد پدر را فرمود.

و جوانی به خدمت آن سرور آمد و عرض کرد:«من جوان هستم و دوست دارم که در راه خدا جهاد کنم، و مادری دارم که از آن اکراه دارد.» فرمود:«برگرد به نزد مادر خود باش، به خدایی که مرا به حق برانگیخته است، که آرام گرفتن مادر تو به تو در یک شب، بهتر است از یکسال جهاد در راه خدا».
و حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود:«افضل اعمال، نماز در اول وقت است. و نیکویی با والدین و جهاد در راه خدا.»
با سلام
فضیلت نیکی به والدین2 (معراج السعاده)

مردى به امام جعفر صادق (عليه السلام) عرض كرد كه: «پدر من بسيار پير شده است، و ضعف بر اومستولى گشته، هرگاه اراده قضاى حاجت داشته باشد، ما او را برداريم.فرمود: بلى، اگرتوانى چنان كن و به دست‏خود لقمه بدهان او بگذار، كه فردا به كار تو خواهد آمد» .[sup] [/sup]
و شخصى به آن حضرت عرض كرد كه: «پدر و مادرى دارم كه مخالف مذهب‏حق‏اند.حضرت فرمود: با ايشان نيكويى كن.همچنان كه با پدر و مادرى كه از دوستان‏ما باشند نيكويى مى‏كنى‏» .[sup] [/sup]
و شخصى به خدمت‏حضرت امام رضا - عليه السلام - عرض كرد كه: «من دعا به پدرو مادر خود كنم هرگاه مذهب حق را نداشته باشند؟ فرمود: دعا كن به ايشان و تصدق ازجانب ايشان كن.و اگر زنده باشند با ايشان مدارا كن‏» .[sup] [/sup]
و از حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - مروى است كه: «سه چيز است كه‏خداوند عالم - جل شانه - از براى احدى رخصت در ترك آن قرار نداده: رد امانت‏به‏بر و فاجر.و وفاى به عهد از براى بر و فاجر.و نيكويى با والدين، خواه بر باشند و خواه‏فاجر».[sup] [/sup]
و حضرت صادق - عليه السلام - فرمود كه: «چه باز مى‏دارد مردى از شما را كه‏نيكويى كند با والدين خود، خواه زنده باشند و خواه مرده كه نماز از براى ايشان كند، وتصدق از براى ايشان نمايد، و حج‏به جهت ايشان بجا آورد، و روزه از براى ايشان‏بگيرد، تا ثواب آنچه كرده است از براى ايشان باشد و مثل آن ثواب نيز از براى اوباشد.و به آن جهت‏خداى - تعالى - خير بسيار از براى او زياد كند» .[sup] [/sup]
و اخبار در اين خصوص از حد متجاوز، و بيان از ذكر آنها عاجز است.
انشالله ادامه دارد...
با سلام
فضیلت نیکی به والدین3 (معراج السعاده)


پس هر مؤمنى را سزاوار آن است كه: نهايت اهتمام در اكرام والدين و تعظيم ايشان‏نمايد، و احترام ايشان را بجا آورد.و كوتاهى و تقصير در خدمت ايشان نكند.و باايشان به نيكويى رفتار نمايد.و اگر به چيزى ضرورت داشته باشند، صبر نكند تا آنهاطلب كنند، بلكه پيش از اظهار، به ايشان بدهد.همچنان كه در اخبار وارد شده است.واگر با او درشتى كنند، اف بر روى ايشان نگويد.و اگر او را بزنند عبوس نكند.بلكه‏بگويد خدا شما را بيامرزد.و تند به ايشان نگاه نكند.و صدا بالاى صداى ايشان بلندنكند.و دست‏خود را بالاى دست ايشان نگذارد.و پيش روى ايشان راه نرود.

و همه‏اينها در حديث «صحيح‏» ، از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - مروى است.[sup] [/sup]

بلكه «مهما امكن‏» در نزد ايشان ننشيند، و هر چه در ذلت و خاكسارى و تواضع وفروتنى براى ايشان مبالغه كند، اجر او بيشتر و فايده دنيويه و اخرويه او زيادتر است.

و بالجمله، فرمانبردارى ايشان، و طلب خشنودى ايشان واجب است، مگر در امر به‏فعل حرام يا ترك واجب عينى، كه خلافى ميان علما نيست، كه اطاعت والدين در آنهاواجب نيست.و در واجبات كفائيه خلاف است.و مذهب جمعى از علما آن است كه:

فعل آنها بدون رضاى والدين جايز نيست.و بعضى ديگر مستحب مى‏دانند اذن والدين‏را در آن.
اما در غير واجبات، از افعال مباحه و مستحبه، پس اگر در ترك آنها ضررى «معتد به‏» به او نباشد، ظاهر آن است كه خلافى در ميان علما در وجوب اطاعت والدين‏نباشد.و هرگاه والدين يا يكى از آنها امر به ترك آن كنند، مخالفت در آن حرام است.
و اگر در آن ضررى باشد كه «معتد به‏» باشد بعضى از علما اطاعت در آن را واجب‏نمى‏دانند.و اطلاق كلام بعضى ديگر دلالت مى‏كند بر وجوب فرمانبردارى، و حرمت‏مخالفت ايشان در مباحات و مستحبات، مطلقا.

و از كلام والد ماجد حقير - رحمه الله - در «جامع السعادات‏» نيز چنين مستفادمى‏شود.و ترجمه كلام ايشان اين است كه: بالجمله اطاعت والدين و طلب رضاى ايشان‏واجب است.پس، از براى فرزند جايز نيست كه: مرتكب هيچ يك از افعال مباحات ومستحبات شود، بدون اذن ايشان.

بعد از آن مى‏فرمايد: و از اين جهت است كه فتواى علما بر اين است كه: جايز نيست‏سفر كردن از براى تحصيل علم، بدون اذن ايشان، مگر از براى تحصيل علمى كه واجب‏عينى باشد، چون: تحصيل مسائل نماز و روزه و اصول دين.اگر در شهرى كه هست كسى نباشد كه آنها را تعليم كند، و اگر در آن شهر كسى باشد، مسافرت جايز نيست.[sup] [/sup]و آنچه را كه فرموده‏اند مطابق آن است كه از آيات و اخبار مستفاد مى‏شود.پس‏بايد سعى نمود كه فعلى كه مخالف خواهش ايشان باشد از آدمى سرنزند.



با سلام
فضیلت نیکی به والدین4 (معراج السعاده)
مروی است که مردی از یمن به خدمت برگزیده ذوالمنن آمد، که در خدمت حضرت جهاد کند. حضرت فرمود که برگرد و اذن از پدر و مادر خود طلب کن، که اگر اذن دادند جهاد کن و الا با ایشان نیکوئی کن تا توانی، به درستی که این بهتر است، از همه چیزهایی که خدا به آن امر فرموده است، بعد از توحید.

و دیگری به جهت جهاد به خدمت آن سرور عباد آمد، حضرت فرمود:«آیا مادر داری؟» عرض کرد بلی. فرمود:«برو ملازم او باش به درستی که بهشت در زیر قدم اوست.»
و ظاهر از اخبار و آثار، و مستفاد از تجربیات، آن است که: همچنان که تحصیل رضای والدین، اعظم وسایل نجات آخرت است، همچنین وسیله ای از برای طول عمر، و جمعیت احوال، و انتظام امر معاش در دنیا بهتر از احسان به ایشان نیست و بدان که حکم هریک از والدین مثل حکم هر دو است و فرقی ندارند. بلی، تاکید در مراعات جانب مادر بیشتر، و آنچه از اخبار مستفاد می شود حق او افزون تر است.
و هرگاه پدر یا مادر، امر به ترک واجبی یا فعل حرامی کنند، هرچند اطاعت ایشان واجب نیست، اما تا تواند به ایشان مدارا کند، و به رفق و التماس، رای ایشان را منحرف سازد و اگر ممکن نشود، تا تواند به نوعی کند که بی اطلاع ایشان حق را به جا آورد.
و هرگاه کسی را پدر و مادر، هردو باشد، و مخالفت میان ایشان در امری واقع شود، که فرزند هرگاه خواهد یکی را راضی کند دیگری شکسته خاطر گردد، باید سعی کند که در اتفاق ایشان، و اصلاح میان ایشان به طریقی که ممکن باشد، اگر چه باید واسطه برانگیزد یا به مجتهد عرض کند که ایشان را بطلبد و موعظه و نصیحت کند.
مخفی نماند که حق برادر بزرگتر بر کوچکتر نیز عظیم، و بر اهل ایمان ملاحظه آن لازم، و اطاعت او را مهما امکن از دست ندادن اولی است.
حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که:«حق برادر بزرگ بر کوچک مثل حق پدر است بر فرزند.»
التماس دعا
با سلام
گناهان کبیره از دیدگاه امام صادق (علیه السلام):
1-برای خدا همتا قرار دادن
2-نومیدی از روح و رحمت خدا
3-ایمنی از مکر الهی
4-عقوق و نافرمانی از والدین
چرا که خداوند عاق و نافرمانی را تکبر و عصیان قرار داده است که اشاره به این آیه دارد:
او (یحیی) نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و جبار (و متکبر) و عصیان گر نبود. (14مریم)
5-کشتن انسانی که خدا آن را حرام نموده است، مگر به حق
6-نسبت بد دادن به انسانهای پاکدامن
7-خوردن مال یتیم
8-فرار از جبهه جنگ
9-خوردن ربا
10-سحر
11-زنا
12-سوگند غموس
13-خیانت در غنیمت قبل از قسمت آن
14-مانع زکات واجب
15-شهادت باطل و پنهان داشتن شهادت
16-شرب الخمر
17-ترک نماز از روی عمد یا چیزی از واجبات الهی
18-پیمان شکنی و قطع ارحام
و اینها برخی از گناهان کبیره بود
فکر کنید
کافیه گناهان رو از مورد 5 به بعد دوباره بخونیم
چقدر از این گناهان می ترسیم و بی احترامی به والدین برامون عادی شده؟؟؟
دعا کنید همه چیمون سرجاش باشه...
التماس دعا
تا به حال فکر کردیم فلسفه اطاعت بی چون و چرای از پدر و مادر چیه؟- البته جز در مواردی که به نافرمانی با امر خدا منجر میشود - چرا خدا می فرماید: اگه پدر یا مادرت توگوشتم زد نباید بگی اوف حتی این مقدار اجازه نداری . چه بسا در بعضی موارد حق با جوان است و والدین اشتباه می کنند. البته اشتباهی از سر خیر خواهی .
والدین چه ولایتی بر جوانشان دارند ؟ اصلا خدا میخواهد ما از این مطیع بودن به چه چیز برسیم ؟ برای پاسخ به این سوالات احتیاج به یک مقدمه چند خطی داریم :

از نظر استاد جعفر سبحانی (از نظر روایات):
نبی که امامت دارد حق امر و نهی هم دارد. (مربوط به حضرت ابراهیم (علیه السلام)) یعنی حضرت ابراهیم(علیه السلام) قبل از امامتشان حق امر و نهی نداشته است. امام و نبی نسبت به من و شما فرقی نمی‌کند، هر چه بگویند ما اطاعت می‌کنیم ولی خود نبی و امام می‌دانند فرقشان چیست. یعنی خود حضرت ابراهیم(علیه السلام) تا وقتی نبی بود و امام نبود فقط به من و شما امر و نهی خدا را ابلاغ می‌کرد و حق نداشت چیزی از خودش اضافه کند، اگر چیزی از خودش اضافه می‌کرد، تصرف بی‌جا کرده بود و ظلم کرده بود ولی وقتی مقام امامت به ایشان داده شد، به او اجازه داده شد که اینها (مردم) تا حال عبد ما بودند یعنی هرچه ما می‌گفتیم می بایست اطاعت کنند ولی حالا هر چه شما می‌گویید اینها باید اطاعت کنند.

[b]مثل ولایت پدر و مادر، وقتی پدر و مادر به ما امر می‌کنند که نماز بخوان در حقیقت امر خدا را می‌گویند ولی وقتی امر به غیر نماز و روزه می‌کنند مثلاً می‌گویند آب بیاور، امر و نهی مستقل دارند که ما مکلف به اطاعت از پدر و مادر هستیم.

آنچه که از این جملات میفهمم این است که در واقع با اطاعت از والدین داریم تمرین اطاعت بی چون و چرای امام زمانمان - پدر واقعی- بشریت را میکنیم چون شکی در خیر خواهی این دو نداریم.
با این تفاوت که امام معصوم است و اشتباه نمیکند ولی والدین ما خیر .
حالا اگر من بفهمم که با اطاعت بی قید از والدینم آن هم والدینی که امکان اشتباه دارند ،میتوانم سرباز مطیع امام زمانم باشم ،؛ آیا بازم هم از تندخویی و سرزنش های پدریا مادرم ناراحت میشوم ؟
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع