۸/آبان/۹۴, ۱۲:۰۱
اسم بعضی ها ادم رو یادم اسم مخفف مفسدین اقتصادی میندازه
اونایی که خودشون رو تمام ملت فرض میکنن
شماها جزو تسبیه چرخوندن و ریش گذاشتن هنر دیگه ای ندارید . برید ریشتون رو حنا کنید که از سنت های پیغمبر است
علم شماها ایناست :
مخرج غائط را به سرگين(مدفوع حيوان) پاك كردن حرام است؛ هرچند سرگيد از حيوانی باشد كه گوشت آن حلال است
دوم به چيزی پاك كردن كه خوردنی باشد، مثل ميوه و غير آن حرام است
مخرج بول را به آب مطلق طهارت دادن نه به گلاب و امثال آن، و نه به كلوخ كه آن مذهب سنيان است. اما مخرج غايط را كه حوالی آن موضع آلوده نشده باشد، به كلوخ و لته و پنبه و امثال آن طاهر می توان كرد، هرچند كه آب ميسر باشد؛ اما لازم است كه از سه نوبت كمتر نباشد، اگر چه به دونوبت يا كمتر پاك شود و اگر حوالی آن آلوده شده باشد، پاك كردن آن به آب می بايد و بس
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
و چون حاجت داری به رفتن به بيت الخلاء، پس بدان كه آداب بيت الخلاء بسيار است، و جمله ای از آن بطور اختصار آن است كه :
* مقدم می داری در وقت داخل شدن پای چپ را و می گويی: "بسم الله و بالله اعوذ بالله من الرجس النجس الخبيث المخبث الشيطان الرجيم"
* چون عورت باز كردی، بسم الله می گويی و واجب است در اين حال بلكه در تمام حالات مستور كردن عورت را، و حرام است در اين حال رو به قبله و پشت به قبله نشستن
* مستحب است آنكه بگويی در حال قضای حاجت: " اللهم اطعمنی طيباً فی عافيه و اخرجه منی خبيثاً فی عافيه"
* وقتيكه نظرت افتاد بر آنچه از تو دفع شده، می گويی: "اللهم ارزقنی الحلال و جنبنی الحرام"
* چون خواستی طهارت بگيری، اول استبراء می كنی، پس دعای رؤيت آب را می خوانی: " الحمدلله الذی جعل المهء طهوراً و لم يجعله نجسا"
* در وقت طهارت می گويی: " اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی من النار"
*چون از جای خود برخواستی، دست راست را بر شكم می كشی و می گويی: "الحمدلله الذی اماط عنی الادی و هنانی طعامی و شرابی و عافانی من البلوی"
*پس بيرون می آيی و مقدم می داری پای راست را بر پای چپ، و اين دعا را می خوانی: " الحمدلله الذی عرفنی لذته و اتقی فی جسدی قوته و اخرج عنی اذاه، يا لها نعمته لا يقدر القادرون قدرها"
(مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمی)
در احكام نكاح
بدانكه مكروه است
سخن گفتن در حال جماع خصوصاً مرد مگر ذكر خدای تعالی
- نكاح زن با مرد فاسق خصوصاً اگر شرابخوار يا سنی يا مستضعف باشد
- نكاح كردن زنان سياه پوست سوای زنان مملكت نوبی (؟)
- ريختن منی در غير فرج زن آزادی كه به عقد دائم او را خواسته باشند بی اذن او
- خوابيدن ميان دو زن آزاد؛ اما خوابيدن ميان دو كنيز مكروه نيست
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
در احكام دخول بر زن
اما شانزده وجه حرام
اول اگر شخصی زن ديگری را به شبهه دخول كند، شوهر آن زن را دخول كردن به آن زن حرام است تا آنكخ عده دخول كننده بيرون رود
- دوم هرگاه به سبب دخول كردن به دختر غير بالغ، مخرج بول و غايط يا مخرج حيض و بول او يكی شود، دخول كردن به او حرام است
- سوم هرگاه كسی به زن خود گفته باشدكه پشت تو همچو پشت مادر من است، پيش از آن كه كفاره بدهد، دخول كردن حرام است
- چهارم دخول كردن به يكی از زنان در شبی كه نوبت زن ديگری باشد؛ بی اذن زنی كه نوبت او باشد
- پنجم دخول كردن به كنيز حامله ای كه خريده باشد، پيش از آنكه چهارماه از حمل او بگذرد، حرام است؛ اما ريختن منی در بيرون فرج او حرام نيست
- ششم هرگاه كنيزی را بخرند پيش از آنكه آن كنيز حيض ببيند يا چهل و پنج روز از وقت خريدن او بگذرد، دخول كردن به او حرام است؛ و آيا در اين مدت دست ماليدن به او نيز حرام است؟ ميان مجتهدين در آن اختلاف است
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
حضرت محمد فرمود كه نمی دانید تركیب هلیله سیاه و هلیله زرد و سمقونیا و فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشك و زنیان و خشخاش سرخ و نمك هندی و نارمشك و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سلیخه مقشر و علك رومی و عاقرقرها و دارچینی و عسل، كه اگر از آن دو مثقال ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند، چه اندازه قوت جماع می بخشد
حلیةالمتقین، علامه مجلسی
از حضرت امام جعفر صادق پرسيدند: كسي كه واجبی كشيده باشد، ايستاده بول می تواند كرد؟ فرمود كه باكی نيست.
حلیةالمتقین، علامه مجلسی
محمد از احمد، و او از ابن محبوب، و او از جميل بن صالح، و او از ابن بن تغلب نقل كنند كه گفت از امام ابی عبدالله جعفر صادق(علیه السلام) پرسيدم كه زمين بر چه استوار است؟ فرمود بر ماهی. گفتم ماهی بر چيست؟ فرمود بر آب. پرسيدم آب بر چيست؟ فرمود بر صخره. پرسيدم صخره بر چيست؟ فرمود بر خاك نمناك. پرسيدم خاك نمناك بر چيست؟ فرمود هيهات كه در اينجا ديگر دانش علما گم گشته است.
(روضة من الكافی، شيخ كلينی)
درباره اونایی که در عراق و لبنان و یمن معتقد به ولایت فقیه هستن در اونجاها خیلی ها از علمای شیعه مخالف ولایت فقیه هستن .
محمدحسین فضلالله(روحانی لبنانی) وی ولایت مطلقه فقیه را باطل میدانست. همچنین وی در این باره میگوید: «من به ولایت مطلق فقیه اعتقاد ندارم. ولی به این اعتقاد دارم که در اسلام اصلی وجود دارد و آن حفظ نظم جامعه و حفظ نظم امینتی و اقتصادی و اجتماعی است. اگر حفظ این نظام به این متوقف باشد که ولی فقیه و مشاورانش حکومت را به دست بگیرد، ما آن را قبول داریم. اما اگر حفظ این نظام متوقف به آن نباشد، میتوانیم شخص امین و مخلص و مشاوران متخصصی را برگزینیم که به او در اداره امور دولت کمک کنند و در نتیجه به ولایت فقیه نیازی نیست.»
آیت الله سید علی سیستانی دربارهٔ ولایت فقیه چنین بیان میکند که ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده میشود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است
آیت الله اسدالله بیات زنجانی اودر پرسش یکی از مقلدان خود درباره ولایت فقیه گفته است: «اصل ولایت فقیه امری سیاسی و فقهی و مورد اختلاف بین فقیهان است و اگرچه به نظر صحیح میآید لیکن نه خودش اصل دین و نه انکارش کفرآور و فسق است. کسانی که غیر از این را می گویند نیز اهل بدعت بوده و از باب نهی از منکر باید آنان را طرد کرد و اگر عالمی نیز اینگونه حرف بزند، موجب سلب عدالتش میشود و پشت سر او نمیشود نماز خواند.»
آیت الله سید محمدجواد غروی او حدیث مقبوله عمر بن حنظله (مورد استناد در موضوع ولایت فقیه) و حدیث من بلغه ثواب (مورد استناد در موضوع تقلید و ظن فقیه) را از مجعولات شمرده و این دو را از مهمترین اخبار آحاد منحوله در ایجاد انحراف و کژی در اسلام و شیعه قلمداد کردهاست
آیت الله سید حسن طباطبایی قمی با نظریهٔ ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد
آیت الله مهدی حائری یزدی او ابداع کنندهٔ نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع در فقه سیاسی شیعهاست. او در این نظریه حق حکومت را به تمام اهالی سرزمین که از نظر او مالکان طبیعی آن هستند میدهد و حکومتگران را نمایندگان و وکلای مردم میداند. وی در موارد بسیاری از جمله مخدوش دانستن تئوری ولایت فقیه با روحالله خمینی اختلاف نظر داشت و احتمالاً نخستین پژوهشگری بود که در کتاب حکمت و حکومت بهطور تئوریک نظریهٔ ولایت فقیه را به چالش کشید.
[font=Tahoma][/font]

اونایی که خودشون رو تمام ملت فرض میکنن

شماها جزو تسبیه چرخوندن و ریش گذاشتن هنر دیگه ای ندارید . برید ریشتون رو حنا کنید که از سنت های پیغمبر است
علم شماها ایناست :
مخرج غائط را به سرگين(مدفوع حيوان) پاك كردن حرام است؛ هرچند سرگيد از حيوانی باشد كه گوشت آن حلال است
دوم به چيزی پاك كردن كه خوردنی باشد، مثل ميوه و غير آن حرام است
مخرج بول را به آب مطلق طهارت دادن نه به گلاب و امثال آن، و نه به كلوخ كه آن مذهب سنيان است. اما مخرج غايط را كه حوالی آن موضع آلوده نشده باشد، به كلوخ و لته و پنبه و امثال آن طاهر می توان كرد، هرچند كه آب ميسر باشد؛ اما لازم است كه از سه نوبت كمتر نباشد، اگر چه به دونوبت يا كمتر پاك شود و اگر حوالی آن آلوده شده باشد، پاك كردن آن به آب می بايد و بس
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
و چون حاجت داری به رفتن به بيت الخلاء، پس بدان كه آداب بيت الخلاء بسيار است، و جمله ای از آن بطور اختصار آن است كه :
* مقدم می داری در وقت داخل شدن پای چپ را و می گويی: "بسم الله و بالله اعوذ بالله من الرجس النجس الخبيث المخبث الشيطان الرجيم"
* چون عورت باز كردی، بسم الله می گويی و واجب است در اين حال بلكه در تمام حالات مستور كردن عورت را، و حرام است در اين حال رو به قبله و پشت به قبله نشستن
* مستحب است آنكه بگويی در حال قضای حاجت: " اللهم اطعمنی طيباً فی عافيه و اخرجه منی خبيثاً فی عافيه"
* وقتيكه نظرت افتاد بر آنچه از تو دفع شده، می گويی: "اللهم ارزقنی الحلال و جنبنی الحرام"
* چون خواستی طهارت بگيری، اول استبراء می كنی، پس دعای رؤيت آب را می خوانی: " الحمدلله الذی جعل المهء طهوراً و لم يجعله نجسا"
* در وقت طهارت می گويی: " اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی من النار"
*چون از جای خود برخواستی، دست راست را بر شكم می كشی و می گويی: "الحمدلله الذی اماط عنی الادی و هنانی طعامی و شرابی و عافانی من البلوی"
*پس بيرون می آيی و مقدم می داری پای راست را بر پای چپ، و اين دعا را می خوانی: " الحمدلله الذی عرفنی لذته و اتقی فی جسدی قوته و اخرج عنی اذاه، يا لها نعمته لا يقدر القادرون قدرها"
(مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمی)
در احكام نكاح
بدانكه مكروه است
سخن گفتن در حال جماع خصوصاً مرد مگر ذكر خدای تعالی
- نكاح زن با مرد فاسق خصوصاً اگر شرابخوار يا سنی يا مستضعف باشد
- نكاح كردن زنان سياه پوست سوای زنان مملكت نوبی (؟)
- ريختن منی در غير فرج زن آزادی كه به عقد دائم او را خواسته باشند بی اذن او
- خوابيدن ميان دو زن آزاد؛ اما خوابيدن ميان دو كنيز مكروه نيست
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
در احكام دخول بر زن
اما شانزده وجه حرام
اول اگر شخصی زن ديگری را به شبهه دخول كند، شوهر آن زن را دخول كردن به آن زن حرام است تا آنكخ عده دخول كننده بيرون رود
- دوم هرگاه به سبب دخول كردن به دختر غير بالغ، مخرج بول و غايط يا مخرج حيض و بول او يكی شود، دخول كردن به او حرام است
- سوم هرگاه كسی به زن خود گفته باشدكه پشت تو همچو پشت مادر من است، پيش از آن كه كفاره بدهد، دخول كردن حرام است
- چهارم دخول كردن به يكی از زنان در شبی كه نوبت زن ديگری باشد؛ بی اذن زنی كه نوبت او باشد
- پنجم دخول كردن به كنيز حامله ای كه خريده باشد، پيش از آنكه چهارماه از حمل او بگذرد، حرام است؛ اما ريختن منی در بيرون فرج او حرام نيست
- ششم هرگاه كنيزی را بخرند پيش از آنكه آن كنيز حيض ببيند يا چهل و پنج روز از وقت خريدن او بگذرد، دخول كردن به او حرام است؛ و آيا در اين مدت دست ماليدن به او نيز حرام است؟ ميان مجتهدين در آن اختلاف است
(جامع عباسی، شيخ بهايی)
حضرت محمد فرمود كه نمی دانید تركیب هلیله سیاه و هلیله زرد و سمقونیا و فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشك و زنیان و خشخاش سرخ و نمك هندی و نارمشك و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سلیخه مقشر و علك رومی و عاقرقرها و دارچینی و عسل، كه اگر از آن دو مثقال ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند، چه اندازه قوت جماع می بخشد
حلیةالمتقین، علامه مجلسی
از حضرت امام جعفر صادق پرسيدند: كسي كه واجبی كشيده باشد، ايستاده بول می تواند كرد؟ فرمود كه باكی نيست.
حلیةالمتقین، علامه مجلسی
محمد از احمد، و او از ابن محبوب، و او از جميل بن صالح، و او از ابن بن تغلب نقل كنند كه گفت از امام ابی عبدالله جعفر صادق(علیه السلام) پرسيدم كه زمين بر چه استوار است؟ فرمود بر ماهی. گفتم ماهی بر چيست؟ فرمود بر آب. پرسيدم آب بر چيست؟ فرمود بر صخره. پرسيدم صخره بر چيست؟ فرمود بر خاك نمناك. پرسيدم خاك نمناك بر چيست؟ فرمود هيهات كه در اينجا ديگر دانش علما گم گشته است.
(روضة من الكافی، شيخ كلينی)
درباره اونایی که در عراق و لبنان و یمن معتقد به ولایت فقیه هستن در اونجاها خیلی ها از علمای شیعه مخالف ولایت فقیه هستن .
محمدحسین فضلالله(روحانی لبنانی) وی ولایت مطلقه فقیه را باطل میدانست. همچنین وی در این باره میگوید: «من به ولایت مطلق فقیه اعتقاد ندارم. ولی به این اعتقاد دارم که در اسلام اصلی وجود دارد و آن حفظ نظم جامعه و حفظ نظم امینتی و اقتصادی و اجتماعی است. اگر حفظ این نظام به این متوقف باشد که ولی فقیه و مشاورانش حکومت را به دست بگیرد، ما آن را قبول داریم. اما اگر حفظ این نظام متوقف به آن نباشد، میتوانیم شخص امین و مخلص و مشاوران متخصصی را برگزینیم که به او در اداره امور دولت کمک کنند و در نتیجه به ولایت فقیه نیازی نیست.»
آیت الله سید علی سیستانی دربارهٔ ولایت فقیه چنین بیان میکند که ولایت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبیه خوانده میشود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است
آیت الله اسدالله بیات زنجانی اودر پرسش یکی از مقلدان خود درباره ولایت فقیه گفته است: «اصل ولایت فقیه امری سیاسی و فقهی و مورد اختلاف بین فقیهان است و اگرچه به نظر صحیح میآید لیکن نه خودش اصل دین و نه انکارش کفرآور و فسق است. کسانی که غیر از این را می گویند نیز اهل بدعت بوده و از باب نهی از منکر باید آنان را طرد کرد و اگر عالمی نیز اینگونه حرف بزند، موجب سلب عدالتش میشود و پشت سر او نمیشود نماز خواند.»
آیت الله سید محمدجواد غروی او حدیث مقبوله عمر بن حنظله (مورد استناد در موضوع ولایت فقیه) و حدیث من بلغه ثواب (مورد استناد در موضوع تقلید و ظن فقیه) را از مجعولات شمرده و این دو را از مهمترین اخبار آحاد منحوله در ایجاد انحراف و کژی در اسلام و شیعه قلمداد کردهاست
آیت الله سید حسن طباطبایی قمی با نظریهٔ ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد
آیت الله مهدی حائری یزدی او ابداع کنندهٔ نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع در فقه سیاسی شیعهاست. او در این نظریه حق حکومت را به تمام اهالی سرزمین که از نظر او مالکان طبیعی آن هستند میدهد و حکومتگران را نمایندگان و وکلای مردم میداند. وی در موارد بسیاری از جمله مخدوش دانستن تئوری ولایت فقیه با روحالله خمینی اختلاف نظر داشت و احتمالاً نخستین پژوهشگری بود که در کتاب حکمت و حکومت بهطور تئوریک نظریهٔ ولایت فقیه را به چالش کشید.
[font=Tahoma][/font]


