تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: صراطهای مستقیم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
[تصویر: 5isp5w1mnncwsghcz2xy.jpg]
نه تشیع،اسلام خالص و حق محض است و نه تسنن (گرچه پیروان این دو طریقه هر کدام در حق خود چنان رأیی دارند)،نه اشعریت حق مطلق است نه اعتزالیت.نه فقه مالکی نه فقه جعفری.نه تفسیر فخر رازی نه تفسیر طباطبایی.نه زیدیه و نه وهابیه.نه همه‌ی مسلمانان در خداشناسی و پرستش‌شان عاری و بری از شرکند و نه همه‌ی مسیحیان،درک دینی‌شان شرک آلوده است.دنیا را هویت‌های ناخالص پرکرده‌اند و چنان نیست که یک سو حق صریحِ خالص نشسته باشد و سوی دیگر ناحق غلیظِ خالص.وقتی بدین امر اذعان کنیم،هضم کثرت،برای ما آسانتر و مطبوعتر می‌شود.


اصحاب هر فرقه مجازند که همچنان بر طریقه‌ی خود بمانند و پابفشارند.مراد نفی طریقه‌ی خود نیست،مراد بهتر شناختن طریقه‌ی خود و هضم این معناست که کثرت و تنوع،طبیعی و بشری و این جهانی و ناگزیر است.مراد،نسبیت حق و باطل هم نیست.نمی‌گوییم حق و باطل معنا و استقلال ندارند و هر فرقه‌ای هرچه می‌گوید حق است.می‌گوییم عالم،عالم ناخالصی‌هاست.چه عالم طبیعت و چه عالم شریعت.چه فرد و چه جامعه.سِر این ناخالصی هم بشری ‌شدن دین است.وقتی باران دین ناب از آسمان وحی بر خاک افهام بشری می‌بارد،ذهن آلود می‌شود.و همین که عقل‌ها به فهمیدن دینِ زلال همت می‌گمارند،داشته‌های خود را با آن می‌آمیزند و آن را تیره می‌کنند،و لذا دینداری و دین‌ورزی چون آبی کف آلود تا قیام قیامت در میان مردم جاری است و تنها در قیامت است که خداوند میان بندگان خود در مورد اختلافاتشان داوری خواهد کرد:«وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ، نحل:۱۲۴» و:
رگ رگ است این آب‌شیرین و آب‌شور
در خلایق میرود تا نفخ صور
(مثنوی دفتر اول،بیت ۷۴۹)

جامعه‌ی پلورالیستیک که جامعه‌ای است غیرایدئولوژیک،یعنی بدون تفسیر و مفسران رسمی و بنا شده بر عقل کثرت‌اندیش نه عاطفه‌ی وحدت کیش،و پُر مروت و پُر مدارا،و برخوردار از جریان آزاد اطلاعات،و مسابقه مآب،یعنی پُر از بازیگران،و طبیعت‌منش و پُر از بهار و خزان و برف و باران،از جایی آغاز می‌شود که حاکمان و رعایا،همه اذعان کنند که اصل در عالم طبیعت و اجتماع،کثرت است نه وحدت و تباین است نه تشابه،و عزم بر الگوی واحد دادن به زندگی و دین و زبان و فرهنگ و اخلاق و عادات و آداب آدمیان،عزم محال است و وزر وبال بردن.زدودن آن کثرت نه ممکن است و نه مطلوب.کثرت دینی اگر به ده برهان،مطلوب و مقبول است،کثرت فرهنگی و سیاسی به صد زبان و بیان قابل تأیید و توصیه است.

دکتر عبدالکریم سروش،کتاب «صراطهای مستقیم».

سلام دوست عزیز

به نظر میاد اهل مطالعه هستی ، جدا از متنی که گذاشتی ، اگه کتاب های سروش رو دنبال میکنی ، باید بتونی خوب درک کنی بقیه کتاب هارو.
عرضم به خدمت که جناب سروش متاسفانه خودشو گم کرد. بنده به ایشون اصلا تهمتی یا صفتی نسبت نمیدم ولی نظرتون رو جلب میکنم به عمیق ترین تفاوت ایشون با دکتر علی شریعتی :

سروش تفاوت دارد و خود را فراتر از دكتر شريعتي مي بيند. سروش عميق تر از دكتر شريعتي است. دغدغه شريعتي، رسيدن به اسلام و تشيع است در حالي كه دغدغه سروش عبور از اسلام و تشيع است. در دوره‎‎هاي اخير وقتي ادبيات سروش را آناليز مي كنيم، مي بينيم بسيار شبيه نگرش وهابيت است.
يعني سروش شيعه‎اي است كه ادبيات وهابي دارد؟
جالب است خودش در مصاحبه‎اي گفته حامد زيد سني است و من از ميان شيعيان برخاستم. نمي گويد من شيعه ام، مي گويد از ميان شيعيان برخاستم. نكته‎اي مطرح مي كند كه قابل تأمل است. به‎نظر علما حرف ‎هاي سروش درباره امامت در ادبيات وهابيت معنا پيدا مي كند. در انتهاي ادبيات سروش چيزي از اسلام ديده نمي شود. در حالي كه شريعتي مقاله «محمد خاتم پيامبران» و «امامت» را مي نويسد كه چنين كتاب ارزشمندي درباره امامت با ادبيات زيبا نداريم. تبيين او از ولايت بسيار ظريف و دقيق است. فاصله بين دكتر شريعتي و سروش، فاصله بين كفر و اسلام است.


مطمئنم اگه به دنبال حقیقت هستید ، شروع کنید به خوندن کتاب محمد خاتم پیامبران و بعلاوه مقدمه کتاب امامت. موضوع الان بحث بر روش شیعه و یا سنی بودن یک شخص نیست ، موضوع بر روی افراط در دین است.

نظرتون جلب میکنم به چند خط از نوشته های دکتر شریعتی:

"... اين شيعه نيست كه دو اصل "عدل" و "امامت" را بر اسلام افزوده است، اسلام منهاي عدل و امامت، "دين اسلام منهاي اسلام است". يعنی: دين . همان‌كه در مسيحيت هم هست، در يهود، زرتشی، و ودائي، بودائی، و تائوئيسم... هم هست. اين "جاهليت جديد" بود كه "حكومت" و "نژاد" و "طبقه" را بر اسلام افزود، و جنگ شيعه و سني، در گذشته(نه حال، كه جنگ كلامي و تاريخی و فرقه‌ای شده است)، جنگ "امامت" و "عدل" بود با استبداد و ظلم، و همه‌ی اختلافات اعتقادی و تفسيری و تاريخی و فلسفی و مذهبی و غيره از همين جبهه سر زده است..."


از دوستان مسئول انتظار دارم تاپیک رو نبندن .
ابتدا روند بحث را مشخص کنید تا به ادامه آن بپردازیم:

می خواهیم به نقد شخص دکتر سروش و در ادامه افکار ایشان بپردازیم

یا به نقد پلورالیسم؟
(۱۷/آبان/۹۴ ۳:۱۵)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]سلام دوست عزیز

به نظر میاد اهل مطالعه هستی ، جدا از متنی که گذاشتی ، اگه کتاب های سروش رو دنبال میکنی ، باید بتونی خوب درک کنی بقیه کتاب هارو.
عرضم به خدمت که جناب سروش متاسفانه خودشو گم کرد. بنده به ایشون اصلا تهمتی یا صفتی نسبت نمیدم ولی نظرتون رو جلب میکنم به عمیق ترین تفاوت ایشون با دکتر علی شریعتی :

سروش تفاوت دارد و خود را فراتر از دكتر شريعتي مي بيند. سروش عميق تر از دكتر شريعتي است. دغدغه شريعتي، رسيدن به اسلام و تشيع است در حالي كه دغدغه سروش عبور از اسلام و تشيع است. در دوره‎‎هاي اخير وقتي ادبيات سروش را آناليز مي كنيم، مي بينيم بسيار شبيه نگرش وهابيت است.
يعني سروش شيعه‎اي است كه ادبيات وهابي دارد؟
جالب است خودش در مصاحبه‎اي گفته حامد زيد سني است و من از ميان شيعيان برخاستم. نمي گويد من شيعه ام، مي گويد از ميان شيعيان برخاستم. نكته‎اي مطرح مي كند كه قابل تأمل است. به‎نظر علما حرف ‎هاي سروش درباره امامت در ادبيات وهابيت معنا پيدا مي كند. در انتهاي ادبيات سروش چيزي از اسلام ديده نمي شود. در حالي كه شريعتي مقاله «محمد خاتم پيامبران» و «امامت» را مي نويسد كه چنين كتاب ارزشمندي درباره امامت با ادبيات زيبا نداريم. تبيين او از ولايت بسيار ظريف و دقيق است. فاصله بين دكتر شريعتي و سروش، فاصله بين كفر و اسلام است.


مطمئنم اگه به دنبال حقیقت هستید ، شروع کنید به خوندن کتاب محمد خاتم پیامبران و بعلاوه مقدمه کتاب امامت. موضوع الان بحث بر روش شیعه و یا سنی بودن یک شخص نیست ، موضوع بر روی افراط در دین است.

نظرتون جلب میکنم به چند خط از نوشته های دکتر شریعتی:

"... اين شيعه نيست كه دو اصل "عدل" و "امامت" را بر اسلام افزوده است، اسلام منهاي عدل و امامت، "دين اسلام منهاي اسلام است". يعنی: دين . همان‌كه در مسيحيت هم هست، در يهود، زرتشی، و ودائي، بودائی، و تائوئيسم... هم هست. اين "جاهليت جديد" بود كه "حكومت" و "نژاد" و "طبقه" را بر اسلام افزود، و جنگ شيعه و سني، در گذشته(نه حال، كه جنگ كلامي و تاريخی و فرقه‌ای شده است)، جنگ "امامت" و "عدل" بود با استبداد و ظلم، و همه‌ی اختلافات اعتقادی و تفسيری و تاريخی و فلسفی و مذهبی و غيره از همين جبهه سر زده است..."


از دوستان مسئول انتظار دارم تاپیک رو نبندن .

بحث تفاوت دکتر سروش و دکتر شریعتی نیست.با تمام احترام و ارادت به مرحوم دکتر شریعتی،این بزرگوار را خالی از نقد و خطا نمی‌‌دانم.نقدهای عالمانه‌ای به تز مهدویت دکتر شریعتی،وارد شده است.آن دیدگاه،بیشتر تاثیر گرفته از فضای انقلابی حاکم بر ایران و جهان بود و تقابل آن با دموکراسی،روشن بود که از ایرادات مهم آن است.
دکتر شریعتی نگاهی ایدئولوژیک به دین داشت که دکتر سروش در بخشی از کتاب «فربه‌تر از ایدئولوژی» به نقد افکار شریعتی پرداخت.این نگاه ایدئولوژیک است که ابوذر را در نزد دکتر شریعتی برتر از ابن‌سینا می‌نشاند و مسئولیت انقلاب را بر عهده‌ی دین می‌نهد.
در متنی که آوردید،دکتر شریعتی «امامت» را از اصول دین می‌شمارد،حال آنکه امامت،بیشتر از یک عرضی نیست و نود درصد مسلمانان آن را ندارند!
البته بحث ما در اینجا،همانطور که عرض کردم،تفاوت دکتر شریعتی و دکتر سروش نیست.بحث همین متنی است که از ایشان آوردم.
يه جايي در مورد دموكراسي بحث شد ، يه نفر اصرار تو دموكراسي همه باهم حكومت ميكنن ! بعدش شد حكومت اكثريت با حفظ حقوق اقليت ، بعدترش شد حكومت اكثريت با استثمار اقليت ! يواش يواش ميرفت به سمت حكومت صاحبان قدرت و ثروت بر اكثريت ....
حالا شما بلدي بيا خود دموكراسي رو توضيح بده بعدش بريم سراغ متن !
نه.
این کتاب سرشار از سفسطه و نتیجه گیری های شخصی و بی پایه از دین هست.
نقل قول:دکتر عبدالکریم سروش،کتاب «صراطهای مستقیم».
اصلا پلورالیسم همینجا رد میشه. چون صراطهای مستقیمی وجود ندارد و اهدنا الصراط المستقیم واضح در قرآن بیان شده. که به یک راه درست اشاره دارد. Smile
قاطی سفسطه میزنند حرفاشون رو.
آدم باهوش نباید شیفته آهنگ کلمات بشهSmile وگرنه مردود بودن و بازی با کلمات اصل رو تغییر نمیده.
تشکر
(۱۸/آبان/۹۴ ۵:۵۸)عمار94 نوشته است: [ -> ]يه جايي در مورد دموكراسي بحث شد ، يه نفر اصرار تو دموكراسي همه باهم حكومت ميكنن ! بعدش شد حكومت اكثريت با حفظ حقوق اقليت ، بعدترش شد حكومت اكثريت با استثمار اقليت ! يواش يواش ميرفت به سمت حكومت صاحبان قدرت و ثروت بر اكثريت ....
حالا شما بلدي بيا خود دموكراسي رو توضيح بده بعدش بريم سراغ متن !

دموکراسی،حکومت اکثریت بر اقلیت نیست.دموکراسی،عبارت است از حکومت بر مردم حق‌مدار با به حداکثر رساندن مشارکت عموم مردم.در دموکراسی،حقِ حاکمیت،حقی است که از جانب مردم و اکثریت آنان تعیین می‌شود نه از جانب خود فرد یا خدای فرد.کثرت‌گرایی،در حکومت دموکراتیک،از ارکان و اصول اولیه است و همین است که در یک حکومت دموکرات،یک حزب یا یک دسته افراد حکومت نمی‌کنند.
اولا بحث اینجا در مود حکومت نیست. بحث دموکراسی هم اینجا بی ربط بود که آورده شد.

دوماً جناب شهروند سبز گرامی، جواب سوال حقیر را نداید. می خواهید در مورد خود شخص دکتر سروش به بحث بپردازیم و یا به نقد پلورالیسم؟
(۱۸/آبان/۹۴ ۱۴:۴۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]اولا بحث اینجا در مود حکومت نیست. بحث دموکراسی هم اینجا بی ربط بود که آورده شد.

دوماً جناب شهروند سبز گرامی، جواب سوال حقیر را نداید. می خواهید در مورد خود شخص دکتر سروش به بحث بپردازیم و یا به نقد پلورالیسم؟


دوستان در مورد دموکراسی سوال کردند،بنده هم پاسخ دادم.بحث در اینجا شخصیت دکتر سروش نیست،بحث همان مطلبی است که نوشته ‌شد.
بله تذکرم فقط به شما نبود. به دوستان دیگر هم بود. اگر هم می بینید که مطلب خارج از بحث ارائه شده، گزارش بدهید تا بررسی کنیم. تأکید جدی حقیر این است که در خود بحث و چارچوب آن باقی بمانید. باز هم ممنون Smile
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع