۱/بهمن/۹۴, ۱۰:۲۹
اخرین مجلس:
ی) جدل همراه با تحریف حقایق در احادیث برای رسیدن به هدف خود ،ابنتیمیه برای این منظور، یا در سند حدیث تغییر ایجاد میکند و یا در خود حدیث. برای مثال، میتوان به حدیث قسطنطنیه اشاره کرد که یکی از احادیث ساختگی ابنتیمیه است و وی میخواهد بهوسیله آن یزید را از گناهانش تبرئه کند و میگوید: «در صحیح بخاری آمده پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده: "اوّلُ جيشٍ يَغزوا القُسطنطنية مغفورٌ لهم"، و یزید که فرمانده این سپاه بوده، پس تمام گناهانش بخشیده شده است».[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج4، ص327 و 345.] این در حالی است که حدیثی که در صحیح بخاری آمده، این است که فرمود: «اوّلُ جيشٍ من امّتی يَغْزونَ مدينة قيصر مغفور لهم».[ بخاری، محمد بناسماعیل، صحیح بخاری، ج10، ص68، ح2707.]
یکی دیگر از راههای دیگر ابنتیمیه برای تحریف احادیث، توجیه و تأویل کردن آنهاست. هر چند وی را ظاهرگرا و مخالف تأویل میدانند، ولی او در بسیاری از موارد برای رسیدن به هدف خود، احادیث یا وقایع تاریخی را تأویل و یا توجیه میکند؛ مثلاً در باب آیه تطهیر بعد از آنکه حدیث را به طریقی قبول میکند و در مقام جواب به تأویل آیه و توجیه حدیث کسا میپردازد و در آخر که خود هم قانع نمیشود، میگوید:
لفظ «رجس»، هم لفظی عام و کلی است که اقتضا دارد خداوند میخواسته همه انواع آلودگیها را بزداید و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هم برای همین مقصود دعا فرمودند. به هر حال، پاک کردنی که خداوند اراده فرموده و آنچه پیامبر(صل الله علیه و آله) برای آن دعا کرده، به اتفاق، همان عصمت نیست؛ چرا که نزد اهلسنّت معصومی جز پیامبر(صل الله علیه و آله) وجود ندارد.[ ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص50.]
اگر به احادیث و آیاتی که در این باب در فضیلت علی(علیه السلام) آمده رجوع کنید، بهخوبی مییابید که ابنتیمیه چگونه بسیاری از این آیات و روایات را تأویل و یا توجیه میکند؛ به طوری که توجیحات و تأویلات او در وقایع تاریخی مثال زدنی است مثلاً بذل و بخششهای عثمان از اموال بیت المال را این چنین توجیه میکند و میگوید:
به صورت کلی، هر فرد حاکم یا فرمانروایی به ناچار باید اقوام و نزدیکانی داشته باشد که مورد اطمینانش باشند و بتوانند شرّ بدخواهان او را از وی دفع کنند و چنانچه مردم مانند رعیت ابوبکر و عمر با امامشان نباشند، آن امام به خویشاوندی نیاز خواهد داشت که مورد اعتمادش باشند و آن خویشاوندان نیز باید صاحب کفایت باشند. این یکی از دو تأویل مسئله است. تأویل دوم آنکه عثمان متصدی بیتالمال بود و خداوند متعال فرموده است: (وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا)؛[سوره توبه(9)، آیه 60.] «و کارکنانى که براى (جمع آورى) آن زحمت مىکشند» و متصدی صدقه که خود بینیاز باشد، بهاتفاق مسلمانان حق دارد که دستمزد خود را بگیرد.[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج6، ص157.]
•نتیجه
ابنتیمیه یکی از روشهای جدل را جدال احسن میداند و ملاک آن را در قرآن و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) جستجو میکند، ولی هنگامی که در مقام ردّ کتاب علامه حلی(رحمه الله) برمیآید از مبنای خود در جدال احسن تبعیت نمیکند و برای ردّ مخالف خود و تضعیف و تخریب علامه(رحمه الله) به هر روشی تمسک میجوید و ما با بیان برخی از روشهای جدلی ابنتیمیه که در کتاب منهاج السنهاش ذکر کرده، اثبات کردیم که وی از جدال احسن منحرف شده و به سمت جدال باطل رفته.
لذا کتاب وی دارای رویکرد یا روش علمی و منطقی نیست که بتواند ما را به حقیقت واحدی برساند. از همین روی نتوانسته به انصاف حکم کند و به نتیجه مطلوبی دست یابد. لذا نمیتوان این کتاب را کتابی علمی دانست که دارای روش و مبنایی علمی است.
منابع
1.ابنتيميه، احمد: النبوات، ریاض: أضواء السلف، چاپ اول، 1420ق.
2.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : درء تعارض العقل والنقل، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، چاپ دوم، 1411ق.
3.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : عقیدة حمویة الکبری، ریاض: دارالصمیعی، 2004م.
4.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، 1406ق.
5.ابنحنبل، احمد: مسند احمد، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد و دیگران، مؤسسة الرسالة، 1421ق.
6.ابنفارس: معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالجیل، 1420ق.
7.ابنمنظور: لسان العرب، بیروت، 1300ق.
8.احمدی، هاله: «جدل و نمونههای آن در قرآن»، مجله علمی پژوهشی دانشگاه الزهراء، ش41، بهار1381.
9.ارسطو: منطق ارسطو، بیروت: کتاب الطوپیقا، 1980م.
10.امینی، عبدالحسین: الغدیر، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1383ش.
11.بخاری، محمد بناسماعیل: صحیح بخاری، طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
12.جوادی آملی، عبدالله: تفسیر تسنیم، قم: نشر اسراء، 1390ش.
13.حاکم نیشابوری، محمد بنعبدالله: المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دار الکتب العلمية، 1411ق.
14.خطيب بغدادی، ابوبکر احمد بنعلی: تاریخ بغداد، بیروت: دارالغرب الإسلامي، 1422ق.
15.دهخدا، علی اکبر: لغت نامه، زیرنظر محمد معین، تهران: 1325- 1359ش.
16.ذهبی، شمسالدين محمد بناحمد: تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام،بیروت: دارالکتاب العربی، 1407ق.
17.راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بنمحمد: المفردات، بیروت: دارالقلم، 1412ق.
18.رضوانی، علیاصغر: دشمنی ابنتیمیه با اهل بیت، قم: مشعر، 1390ش.
19.ری شهری، محمد: شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن، قم: دارالحدیث، 1391ش.
20.زرکشی، محمد بنبهادر: البرهان فی علوم القرآن، بیروت: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1408ق.
21.سید مرتضی: تنزیه الانبیاء و ائمه، قم: امیر، 1376ش.
22.سیوطی، عبدالرحمان بنابیبکر: الاتقان فی علوم القرآن، قاهره: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1967م ـ قم: چاپ افست، 1363ش.
23.ابنسینا، حسین بنعبدالله: الشفاء؛ المنطق، چاپ ابراهیم مدکور و احمدفؤاد أهوانی، قاهره: 1385/1965، چاپ افست قم، 1404.
24.طبرسی، فضل بنحسن: مجمع البیان، قم: مجمع العالمی اهل البیت، بیتا.
25.طبری، محمد بنجریر: جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، 1400ق.
26.طوسی، محمد بنحسن: التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، بیتا.
27.طوسی، نصیرالدین محمد بنمحمد: کتاب اساس الاقتباس، تهران: مدرس رضوی، 1367ش.
28.علیزاده موسوی، سید مهدی: سلفیگری و وهابیت، جلدیکم: تبارشناسی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1389ش.
29.فارابی، محمد بنمحمد: المنطق عندالفارابی، بیروت: رفیق العجم، 1985ـ1986م.
30.فخررازی، محمد بنعمر: تفسیر کبیر، بیروت: دارالکتب العلمية، 1421ق.
31.ـــــــــــــــــ : شرح عیون الحکمة، تهران: چاپ احمد حجازی احمدسقا، 1373ش.
32.فرمانیان، مهدی: مبانی فکری سلفیه، پایانامه دکتری، مرکز تربیت مدرس، 1388ش.
33.مظفر، محمد رضا: منطق، تهران: حکمت، 1386ش.
34.ملاصدار، محمد بن ابراهیم، شرح حکمه الاشراق، تهران، 1380ش.
35.میلانی، سید علی: الامامه فی اهم الکتب الکلامیه، قم: حقایق اسلامی، 1384ش.
36.ــــــــــــــــــــ : آیه مودت و یا نگاهی به حدیث طیر، قم: حقایق اسلامی، 1390ش.
37.ــــــــــــــــــــ : دراسات فی منهاج السنه، قم: حقایق اسلامی، 1386ش.
38.ــــــــــــــــــــ : ناگفتههایی از حقایق عاشوراء، قم: حقایق اسلامی، 1389ش.
39.ـــــــــــــــــــــ : نگاهی به حدیث منزلت، قم: حقایق اسلامی، 1388ش.
ی) جدل همراه با تحریف حقایق در احادیث برای رسیدن به هدف خود ،ابنتیمیه برای این منظور، یا در سند حدیث تغییر ایجاد میکند و یا در خود حدیث. برای مثال، میتوان به حدیث قسطنطنیه اشاره کرد که یکی از احادیث ساختگی ابنتیمیه است و وی میخواهد بهوسیله آن یزید را از گناهانش تبرئه کند و میگوید: «در صحیح بخاری آمده پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده: "اوّلُ جيشٍ يَغزوا القُسطنطنية مغفورٌ لهم"، و یزید که فرمانده این سپاه بوده، پس تمام گناهانش بخشیده شده است».[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج4، ص327 و 345.] این در حالی است که حدیثی که در صحیح بخاری آمده، این است که فرمود: «اوّلُ جيشٍ من امّتی يَغْزونَ مدينة قيصر مغفور لهم».[ بخاری، محمد بناسماعیل، صحیح بخاری، ج10، ص68، ح2707.]
- به راستی اگر اين برداشت از حديث، صحيح است و يزيد بخشيده شده بود، چرا احمد بنحنبل، ابنجوزی، تفتازانی و بسياری از علمای اهلسنّت، او را لعنت کرده و از او برائت جستهاند،
- ثانیاً، اين تحليل ابنتيميه، با سخن خودش نيز تناقض دارد که میگويد: «حسين مظلوم بود و آن ظالمان و طاغيان، سبط رسول خدا را کشتند و شهيد کردند».[میلانی، سید علی، دراسات فی منهاج السنه، ص513.]
یکی دیگر از راههای دیگر ابنتیمیه برای تحریف احادیث، توجیه و تأویل کردن آنهاست. هر چند وی را ظاهرگرا و مخالف تأویل میدانند، ولی او در بسیاری از موارد برای رسیدن به هدف خود، احادیث یا وقایع تاریخی را تأویل و یا توجیه میکند؛ مثلاً در باب آیه تطهیر بعد از آنکه حدیث را به طریقی قبول میکند و در مقام جواب به تأویل آیه و توجیه حدیث کسا میپردازد و در آخر که خود هم قانع نمیشود، میگوید:
لفظ «رجس»، هم لفظی عام و کلی است که اقتضا دارد خداوند میخواسته همه انواع آلودگیها را بزداید و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هم برای همین مقصود دعا فرمودند. به هر حال، پاک کردنی که خداوند اراده فرموده و آنچه پیامبر(صل الله علیه و آله) برای آن دعا کرده، به اتفاق، همان عصمت نیست؛ چرا که نزد اهلسنّت معصومی جز پیامبر(صل الله علیه و آله) وجود ندارد.[ ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص50.]
اگر به احادیث و آیاتی که در این باب در فضیلت علی(علیه السلام) آمده رجوع کنید، بهخوبی مییابید که ابنتیمیه چگونه بسیاری از این آیات و روایات را تأویل و یا توجیه میکند؛ به طوری که توجیحات و تأویلات او در وقایع تاریخی مثال زدنی است مثلاً بذل و بخششهای عثمان از اموال بیت المال را این چنین توجیه میکند و میگوید:
به صورت کلی، هر فرد حاکم یا فرمانروایی به ناچار باید اقوام و نزدیکانی داشته باشد که مورد اطمینانش باشند و بتوانند شرّ بدخواهان او را از وی دفع کنند و چنانچه مردم مانند رعیت ابوبکر و عمر با امامشان نباشند، آن امام به خویشاوندی نیاز خواهد داشت که مورد اعتمادش باشند و آن خویشاوندان نیز باید صاحب کفایت باشند. این یکی از دو تأویل مسئله است. تأویل دوم آنکه عثمان متصدی بیتالمال بود و خداوند متعال فرموده است: (وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا)؛[سوره توبه(9)، آیه 60.] «و کارکنانى که براى (جمع آورى) آن زحمت مىکشند» و متصدی صدقه که خود بینیاز باشد، بهاتفاق مسلمانان حق دارد که دستمزد خود را بگیرد.[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج6، ص157.]
•نتیجه
ابنتیمیه یکی از روشهای جدل را جدال احسن میداند و ملاک آن را در قرآن و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) جستجو میکند، ولی هنگامی که در مقام ردّ کتاب علامه حلی(رحمه الله) برمیآید از مبنای خود در جدال احسن تبعیت نمیکند و برای ردّ مخالف خود و تضعیف و تخریب علامه(رحمه الله) به هر روشی تمسک میجوید و ما با بیان برخی از روشهای جدلی ابنتیمیه که در کتاب منهاج السنهاش ذکر کرده، اثبات کردیم که وی از جدال احسن منحرف شده و به سمت جدال باطل رفته.
لذا کتاب وی دارای رویکرد یا روش علمی و منطقی نیست که بتواند ما را به حقیقت واحدی برساند. از همین روی نتوانسته به انصاف حکم کند و به نتیجه مطلوبی دست یابد. لذا نمیتوان این کتاب را کتابی علمی دانست که دارای روش و مبنایی علمی است.
منابع
1.ابنتيميه، احمد: النبوات، ریاض: أضواء السلف، چاپ اول، 1420ق.
2.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : درء تعارض العقل والنقل، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، چاپ دوم، 1411ق.
3.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : عقیدة حمویة الکبری، ریاض: دارالصمیعی، 2004م.
4.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، 1406ق.
5.ابنحنبل، احمد: مسند احمد، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد و دیگران، مؤسسة الرسالة، 1421ق.
6.ابنفارس: معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالجیل، 1420ق.
7.ابنمنظور: لسان العرب، بیروت، 1300ق.
8.احمدی، هاله: «جدل و نمونههای آن در قرآن»، مجله علمی پژوهشی دانشگاه الزهراء، ش41، بهار1381.
9.ارسطو: منطق ارسطو، بیروت: کتاب الطوپیقا، 1980م.
10.امینی، عبدالحسین: الغدیر، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1383ش.
11.بخاری، محمد بناسماعیل: صحیح بخاری، طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
12.جوادی آملی، عبدالله: تفسیر تسنیم، قم: نشر اسراء، 1390ش.
13.حاکم نیشابوری، محمد بنعبدالله: المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دار الکتب العلمية، 1411ق.
14.خطيب بغدادی، ابوبکر احمد بنعلی: تاریخ بغداد، بیروت: دارالغرب الإسلامي، 1422ق.
15.دهخدا، علی اکبر: لغت نامه، زیرنظر محمد معین، تهران: 1325- 1359ش.
16.ذهبی، شمسالدين محمد بناحمد: تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام،بیروت: دارالکتاب العربی، 1407ق.
17.راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بنمحمد: المفردات، بیروت: دارالقلم، 1412ق.
18.رضوانی، علیاصغر: دشمنی ابنتیمیه با اهل بیت، قم: مشعر، 1390ش.
19.ری شهری، محمد: شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن، قم: دارالحدیث، 1391ش.
20.زرکشی، محمد بنبهادر: البرهان فی علوم القرآن، بیروت: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1408ق.
21.سید مرتضی: تنزیه الانبیاء و ائمه، قم: امیر، 1376ش.
22.سیوطی، عبدالرحمان بنابیبکر: الاتقان فی علوم القرآن، قاهره: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1967م ـ قم: چاپ افست، 1363ش.
23.ابنسینا، حسین بنعبدالله: الشفاء؛ المنطق، چاپ ابراهیم مدکور و احمدفؤاد أهوانی، قاهره: 1385/1965، چاپ افست قم، 1404.
24.طبرسی، فضل بنحسن: مجمع البیان، قم: مجمع العالمی اهل البیت، بیتا.
25.طبری، محمد بنجریر: جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، 1400ق.
26.طوسی، محمد بنحسن: التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، بیتا.
27.طوسی، نصیرالدین محمد بنمحمد: کتاب اساس الاقتباس، تهران: مدرس رضوی، 1367ش.
28.علیزاده موسوی، سید مهدی: سلفیگری و وهابیت، جلدیکم: تبارشناسی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1389ش.
29.فارابی، محمد بنمحمد: المنطق عندالفارابی، بیروت: رفیق العجم، 1985ـ1986م.
30.فخررازی، محمد بنعمر: تفسیر کبیر، بیروت: دارالکتب العلمية، 1421ق.
31.ـــــــــــــــــ : شرح عیون الحکمة، تهران: چاپ احمد حجازی احمدسقا، 1373ش.
32.فرمانیان، مهدی: مبانی فکری سلفیه، پایانامه دکتری، مرکز تربیت مدرس، 1388ش.
33.مظفر، محمد رضا: منطق، تهران: حکمت، 1386ش.
34.ملاصدار، محمد بن ابراهیم، شرح حکمه الاشراق، تهران، 1380ش.
35.میلانی، سید علی: الامامه فی اهم الکتب الکلامیه، قم: حقایق اسلامی، 1384ش.
36.ــــــــــــــــــــ : آیه مودت و یا نگاهی به حدیث طیر، قم: حقایق اسلامی، 1390ش.
37.ــــــــــــــــــــ : دراسات فی منهاج السنه، قم: حقایق اسلامی، 1386ش.
38.ــــــــــــــــــــ : ناگفتههایی از حقایق عاشوراء، قم: حقایق اسلامی، 1389ش.
39.ـــــــــــــــــــــ : نگاهی به حدیث منزلت، قم: حقایق اسلامی، 1388ش.